|

روایت «شرق» از اسلام‌آباد؛ مذاکرات فشرده ایران و آمریکا پس از ۲۱ ساعت رایزنی، بی‌نتیجه ماند و هیئت‌ها بازگشتند

ماراتنی که به خط پایان نرسید

مذاکرات ایران و آمریکا در پاکستان، با وجود حضور هیئت‌هایی بی‌سابقه از نظر سطح، تعداد و اختیارات علی‌رغم بیش از ۲۱ ساعت گفت‌وگوی فشرده، پیچیده و چندلایه، سرانجام بدون دستیابی به توافق به پایان رسید؛ ماراتنی دیپلماتیک که در آغاز، نشانه‌هایی جدی از امکان شکل‌گیری یک تفاهم تاریخی بین تهران و واشنگتن را در خود داشت، اما سرانجام در تقاطع اختلافات بنیادین و محاسبات متعارض راهبردی به ایستگاهی از بن‌بست رسید.

ماراتنی که به خط پایان نرسید

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

مذاکرات ایران و آمریکا در پاکستان، با وجود حضور هیئت‌هایی بی‌سابقه از نظر سطح، تعداد و اختیارات علی‌رغم بیش از ۲۱ ساعت گفت‌وگوی فشرده، پیچیده و چندلایه، سرانجام بدون دستیابی به توافق به پایان رسید؛ ماراتنی دیپلماتیک که در آغاز، نشانه‌هایی جدی از امکان شکل‌گیری یک تفاهم تاریخی بین تهران و واشنگتن را در خود داشت، اما سرانجام در تقاطع اختلافات بنیادین و محاسبات متعارض راهبردی به ایستگاهی از بن‌بست رسید. این روند، به روایت منابع مختلف، اگرچه در ساعات ابتدایی نشانه‌هایی امیدوارکننده برای عبور از یکی از حساس‌ترین بحران‌های چند دهه اخیر داشت، اما با رسیدن به بامداد یکشنبه و آشکارشدن اختلافات جدی و ریشه‌ای میان دو طرف، به‌تدریج از مسیر توافق فاصله گرفت و در نهایت به بن‌بست رسید.

۲۱ ساعت مذاکره؛ از شکل‌گیری امید تا فرسایش تدریجی توافق

بر اساس گزارش صداوسیما، هیئت ایرانی با حضور محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه و علی باقری، عضو شورای عالی امنیت ملی به همراه تیم‌های کارشناسی وارد مذاکراتی شد که از نظر زمان، سطح و گستره موضوعات، در زمره طولانی‌ترین و پیچیده‌ترین مذاکرات سال‌های اخیر قرار گرفت. این گفت‌وگوها که حدود ۲۱ ساعت به طول انجامید، به ادعای صداوسیما، با هدف دستیابی به یک چارچوب مشترک برای حل‌وفصل مجموعه‌ای از مسائل راهبردی دنبال شد. در ساعات ابتدایی مذاکرات، نشانه‌هایی از پیشرفت نسبی مشاهده می‌شد و حتی برخی منابع از شکل‌گیری یک چارچوب اولیه سخن گفتند. در همین راستا، واشنگتن‌پست نیز به نقل از یک مقام پاکستانی گزارش داد که مذاکرات «تا حد زیادی مثبت» بوده، هرچند با فراز‌و‌نشیب‌هایی همراه شده است.

هم‌زمان، سی‌ان‌ان به نقل از منابع پاکستانی اعلام کرد‌ اگرچه نتایج اولیه مذاکرات مثبت ارزیابی می‌شود، اما بن‌بست بر سر برخی موضوعات کلیدی، به‌ویژه تنگه هرمز، همچنان پابرجاست. همچنین، خبرنگار نیویورک‌تایمز گزارش داده که مذاکرات تا ساعات اولیه بامداد ادامه و حتی با عبور از نیمه‌شب، همچنان جریان داشته است که نشانه‌ای از جدیت دو طرف برای رسیدن به نتیجه خواهد بود. با‌این‌حال، به تدریج و با ورود مذاکرات به سطوح عمیق‌تر و تخصصی‌تر، شکاف‌ها نمایان‌تر شد. تسنیم گزارش داد که پس از ورود به مباحث کارشناسی و بررسی جزئیات، اختلافات جدی در برخی حوزه‌ها خود را نشان داد و روند مذاکرات از حالت پیش‌رونده اولیه فاصله گرفت. در نهایت، به روایت صداوسیما، هیئت ایرانی با تأکید بر حفظ حقوق اساسی کشور در حوزه‌های مختلف، از‌جمله مسائل هسته‌ای، نظامی و منطقه‌ای، مانع از تحقق خواسته‌هایی شد که از نگاه تهران، فراتر از چارچوب‌های قابل قبول بوده است. این رسانه تأکید دارد که ایستادگی هیئت ایرانی، در کنار طولانی‌شدن مذاکرات، نشان‌دهنده تلاش برای دستیابی به توافقی «متوازن و قابل اتکا» بوده، هرچند در نهایت به نتیجه نرسیده است.

در سطح محتوایی، گزارش‌ها نشان می‌دهد که مذاکرات، نه بر سر یک موضوع، بلکه بر سر یک بسته جامع از مسائل راهبردی جریان داشته است. العربی الجدید به نقل از منابع آگاه پاکستانی گزارش داده که مهم‌ترین موانع پیشرفت مذاکرات، به‌ویژه در مراحل پایانی، موضوعات لبنان و تنگه هرمز بوده است. بر اساس این گزارش، طرف آمریکایی تلاش داشته پرونده لبنان را از چارچوب تعامل با ایران خارج کرده و آن را به‌طور کامل به اسرائیل واگذار کند؛ رویکردی که با مخالفت صریح تهران مواجه شده است. این مسئله، به گفته منابع العربی الجدید، یکی از نقاط اصطکاک جدی میان دو طرف بوده است.

در کنار این موضوع، تنگه هرمز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان، به یکی از اصلی‌ترین محورهای اختلاف تبدیل شده است. به گزارش العربی الجدید، هیئت آمریکایی خواستار به تعویق انداختن تعیین تکلیف این موضوع و کاهش نقش ایران در آن بوده، در حالی که ایران بر حفظ حاکمیت و نقش راهبردی خود تأکید داشته است. در همین راستا، سی‌ان‌ان نیز گزارش داده که بن‌بست بر سر کنترل و وضعیت تنگه هرمز، یکی از موانع اصلی دستیابی به توافق بوده است. همچنین، تسنیم تأکید کرده که این موضوع، در کنار چند محور دیگر، از‌جمله مسائل حل‌نشده کلیدی در مذاکرات بوده است. علاوه بر این، موضوع برنامه موشکی ایران نیز از سوی طرف آمریکایی مطرح شده است. به گزارش العربی الجدید، این درخواست با مخالفت تهران مواجه شده و اساسا ورود به چنین بحثی از سوی ایران پذیرفته نشده است.

نیویورک‌تایمز هم روایت خاص خود را از اختلافات تهران و واشنگتن داشت و نوشت: «مذاکرات ایران و آمریکا در سه محور اصلی به بن‌بست رسیده است؛ نخست، موضوع تنگه هرمز که آمریکا خواستار بازگشایی فوری آن بود، در حالی که ایران آن را اهرمی راهبردی تا دستیابی به توافق نهایی می‌داند. دوم، سرنوشت حدود ۹۰۰ پوند اورانیوم غنی‌شده که همچنان نامشخص باقی مانده و سوم، مسئله دارایی‌های مسدودشده ایران در خارج از کشور که تهران خواستار آزادسازی حدود ۲۷ میلیارد دلار از آنهاست». مجموعه اختلافات حکایت از آن داشت که مذاکرات شنبه و یکشنبه در اسلام‌آباد به رغم بن‌بست، صرفا یک گفت‌وگوی محدود نبود، بلکه تلاشی برای بازتعریف یک نظم راهبردی جدید در منطقه محسوب می‌شد؛ نظمی که هر یک از طرفین، تلاش داشته‌اند آن را مطابق با منافع و برداشت‌های خود شکل دهند.

روایت‌های متقابل؛ از «آخرین پیشنهاد» تا تأکید بر واقع‌گرایی

پس از پایان مذاکرات، روایت‌های متفاوتی از سوی طرفین ارائه شد. جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، اعلام کرد که ایالات متحده «آخرین و بهترین پیشنهاد» خود را ارائه کرده، اما ایران آن را نپذیرفته است. وی همچنین مدعی شد که اختلافات اصلی بر سر موضوعات هسته‌ای و تعهدات بلندمدت ایران بوده است. در مقابل، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، در پستی در شبکه ایکس نوشت: «پیش از مذاکرات تأکید کردم که ما حسن نیت و اراده لازم را داریم، ولی به دلیل تجربیات دو جنگ قبلی، اعتمادی به طرف مقابل نداریم. همکاران من در هیئت ایرانی میناب ۱۶۸ ابتکارات رو به جلویی مطرح کردند. ولی طرف مقابل در نهایت نتوانست در این دور از مذاکرات اعتماد هیئت ایرانی را جلب کند».

وی افزود:‌ «آمریکا منطق و اصول ما را درک کرد و حالا وقت آن است تا تصمیم بگیرد که آیا می‌تواند اعتماد ما را جلب کند یا نه؟ ما هر آینه، دیپلماسی اقتدار را روش دیگری در کنار مبارزه نظامی برای احقاق حقوق ملت ایران می‌دانیم و لحظه‌ای از تلاش برای تثبیت دستاوردهای 40 روز دفاع ملی ایرانیان دست نخواهیم کشید». قالیباف تصریح کرد: «ایران یک پیکر است با ۹۰ میلیون جان، از تمام ملت قهرمان ایران که با توصیه مقام معظم رهبری و با حضور در خیابان پشتیبان فرزندان خود بودند و دعای خیر را بدرقه راه ما کردند سپاسگزارم و به همکارانم در این مذاکرات فشرده ۲۱‌ساعته خداقوت می‌گویم. زنده و پاینده باد ایران عزیز!»‌. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران نیز روایت جزئی‌تری را از نشست اسلام‌آباد مطرح ‌و عنوان کرد: «اگرچه در برخی موضوعات تفاهم‌هایی حاصل شده، اما در دو تا سه موضوع مهم اختلافات همچنان باقی مانده و همین مسئله مانع از دستیابی به توافق شد». وی تأکید کرد که «این مذاکرات در فضایی از بی‌اعتمادی پس از جنگ انجام شده و طبیعی است که به نتیجه فوری نرسد».

در پی شکست مذاکرات ایران و آمریکا در اسلام‌آباد، واکنش‌ها و تحلیل‌های چهره‌های سیاسی و کارشناسان، ابعاد این بن‌بست را روشن‌تر کرده است. محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین جمهوری اسلامی ایران، در واکنش به اظهارات جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، تأکید کرد که هیچ مذاکره‌ای، به‌ویژه با ایران، بر مبنای دیکته‌کردن «شرایط یک‌طرفه» به نتیجه نخواهد رسید. در ادامه، اندی کیم، سناتور آمریکایی هم با انتقاد از رویکرد دولت واشنگتن، تلاش برای حل اختلافات چند‌دهه‌ای در زمانی کوتاه را غیرواقع‌بینانه دانست و بر ضرورت برنامه‌ریزی دقیق و تعامل مستمر تأکید کرد. از سوی دیگر، دیوید میلر، مذاکره‌کننده پیشین آمریکا در امور خاورمیانه، تصریح کرد که ایران در این مذاکرات از اهرم‌های بیشتری برخوردار بوده و عجله‌ای برای امتیازدهی ندارد. در سطحی امنیتی، دنیس سیترونوویچ، رئیس پیشین میز ایران در اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل، معتقد است ‌ایران از موضع قدرت وارد مذاکرات شده، در حالی که در آمریکا تصور امکان تحمیل توافق وجود داشته است. در نهایت، ولی نصر، مشاور پیشین باراک اوباما در امور خاورمیانه، عامل اصلی عدم توافق را «بحران اعتماد» دانست و اختلاف بر سر ترتیب اجرای تعهدات را مهم‌ترین مانع رسیدن به توافق ارزیابی کرد.

آینده مبهم؛ میان تداوم دیپلماسی و احتمال تشدید تنش

در کنار آنچه گذشت، باید اذعان کرد که ناکامی این دور از مذاکرات، صرفا به معنای عدم دستیابی به توافقی مقطعی نیست، بلکه پیامدهایی فراتر و چندلایه برای آینده روابط تهران و واشنگتن به همراه دارد. چنان‌که نیویورک‌تایمز نیز گزارش داده، این وضعیت دولت آمریکا را در برابر انتخاب‌هایی دشوار قرار داده است: ادامه مسیر دیپلماسی، پذیرش وضعیت بدون توافق یا حرکت به سمت تشدید تنش. در عین حال، شبکه المیادین به نقل از منابع پاکستانی تأکید کرده که این بن‌بست به معنای پایان روند مذاکرات نیست و همچنان امکان بازگشت طرفین به میز گفت‌وگو در آینده‌ای نزدیک وجود دارد؛ مسیری که اسلام‌آباد نیز اعلام کرده برای تسهیل آن به تلاش‌های میانجیگرانه خود ادامه خواهد داد.

در سوی دیگر، برخی منابع داخلی از‌جمله تسنیم و فارس گزارش داده‌اند که ایران عجله‌ای برای ازسرگیری مذاکرات ندارد و «توپ را در زمین آمریکا» می‌داند تا با رویکردی واقع‌بینانه‌تر به گفت‌وگو بازگردد. هم‌زمان، هنوز زمان و مکان مشخصی برای دور بعدی تعیین نشده و حتی برخی گزارش‌ها از نبود برنامه فوری برای ادامه مذاکرات حکایت دارند. بر این اساس، آنچه را در اسلام‌آباد رخ داد، نمی‌توان صرفا یک شکست کوتاه‌مدت تلقی کرد، بلکه باید آن را بازتابی از پیچیدگی‌های عمیق و ساختاری در روابط ایران و آمریکا دانست؛ روابطی که همچنان میان سه‌گانه دیپلماسی، رقابت و تقابل در نوسان است. این ماراتن دیپلماتیک اگرچه به نتیجه نهایی نرسید، اما تصویری روشن‌تر از مسیر پیش‌رو ترسیم کرد؛ مسیری دشوار، چندلایه و نیازمند بازنگری در محاسبات هر دو طرف.

در‌عین‌حال، تحلیل این تحولات بدون فاصله‌گرفتن از هیجانات زودگذر و قضاوت‌های شتاب‌زده ممکن نیست. واقعیت آن است که تنها شش روز از آتش‌بس دوهفته‌ای گذشته و در همین بازه کوتاه، دو طرف وارد مذاکراتی گسترده درباره اختلافاتی نزدیک به پنج دهه شده‌اند؛ رخدادی که به خودی خود نشانه‌ای از یک گام رو به جلو در مسیر دیپلماسی است. افزون بر این، برگزاری بیش از ۲۱ ساعت مذاکره فشرده با حضور هیئت‌هایی در بالاترین سطوح سیاسی، امنیتی و نظامی و اقتصادی نشان می‌دهد که بخشی از خطوط قرمز سنتی، دست‌کم در سطح گفت‌وگو، دستخوش تغییر شده است. این تحول، هرچند به معنای حل اختلافات نیست، اما بیانگر جابه‌جایی در محاسبات و ادراکات طرفین است.

از سوی دیگر، باید توجه داشت که این مذاکرات تنها چند روز پس از پایان یک جنگ ۴۰‌روزه آغاز شد و طبیعی است که در چنین فضایی، رسیدن به توافق در همان گام نخست دشوار باشد. تجربه‌های تاریخی نیز نشان می‌دهد که مذاکرات بزرگ، اغلب در فرایندی تدریجی و چندمرحله‌ای به نتیجه می‌رسند. گزارش‌ها حاکی از آن است که در همین دور، چارچوبی کلی از تفاهم شکل گرفته و اختلافات به چند محور اصلی محدود شده است؛ موضوعاتی که اگرچه پیچیده‌اند، اما لزوما حل‌ناشدنی نیستند. به تعبیر رایج، اگر «شیطان در جزئیات» نهفته باشد، آنچه اهمیت دارد، وجود اراده‌ای است که پس از یک دوره تنش شدید، دو طرف را در موقعیتی قرار داده که عبور از همین جزئیات را، هرچند دشوار، ممکن می‌کند.

با این حال، در یک سناریوی بدبینانه، شکست مذاکرات می‌تواند بار دیگر احتمال بازگشت به تقابل نظامی را افزایش دهد. اما شواهد نشان می‌دهد که دست‌کم در مقطع کنونی، دونالد ترامپ هنوز این گزینه را در اولویت قرار نداده و بیشتر بر ابزارهایی مانند فشار اقتصادی و تهدید به محاصره دریایی تمرکز دارد. او در واکنش به پایان مذاکرات، به‌ طور تلویحی از چنین گزینه‌ای سخن گفت و با ارجاع به تجربه ونزوئلا، آن را به‌عنوان یک اهرم فشار مطرح کرد. با این حال، حرکت‌نکردن فوری به سمت گزینه نظامی نشان می‌دهد که هزینه‌های سنگین جنگ، همچنان به‌عنوان عاملی بازدارنده برای هر دو طرف عمل می‌کند.

در‌این‌میان، نقش بازیگران ثالث نیز درخورتوجه است. برخی کشورها از‌جمله پاکستان و استرالیا بر ضرورت تداوم آتش‌بس و بازگشت به میز مذاکره تأکید کرده‌اند و حتی برخی گزارش‌ها از احتمال تمدید آتش‌بس برای فراهم‌شدن زمینه مذاکرات حکایت دارد. هم‌زمان، تحلیل‌هایی نیز وجود دارد که از تمایل بخشی از تصمیم‌گیران آمریکایی برای پرهیز از تشدید درگیری و دادن فرصت دوباره به دیپلماسی خبر می‌دهد. در نهایت، می‌توان گفت گزینه‌هایی مانند محاصره دریایی، حتی اگر در کوتاه‌مدت به‌عنوان ابزار فشار مطرح شوند، الزاما به معنای ورود فوری به یک تقابل گسترده نیستند و ممکن است صرفا در چارچوب مدیریت مقطع فعلی تا پایان آتش‌بس دنبال شوند. با این حال، آینده این روند به‌شدت به تحولات روزها و حتی ساعت‌های پیش‌رو وابسته است؛ تحولاتی که می‌توانند مسیر روابط دو کشور را در جهتی تعیین‌کننده تغییر دهند.

علی بیگدلی: شکست مذاکرات اسلام‌آباد به معنای بسته‌شدن کامل مسیر دیپلماسی نیست

در تحلیل دلایل شکست مذاکرات ایران و آمریکا، علی بیگدلی در گفت‌وگویش با «شرق» و با نگاهی انتقادی، به بررسی ابعاد مختلف این مذاکرات پرداخته و با اشاره به نحوه آغاز و مدیریت مذاکرات، اذعان دارد که «آنچه در اسلام‌آباد رخ داد، از ابتدا با نوعی شتاب‌زدگی همراه بود. وقتی بدون فراهم‌سازی زمینه‌های لازم و بدون انجام دیپلماسی محرمانه وارد مذاکره‌ای با این سطح از پیچیدگی می‌شویم، طبیعی است که نتیجه‌ای حاصل نشود». به گفته این تحلیلگر حوزه سیاست خارجی، «محدودیت زمانی اعلام‌شده از سوی جی‌دی ونس در پاکستان و اصرار بر جمع‌بندی سریع، عملا فرصت شکل‌گیری تفاهم را از بین برد و مذاکرات را به سمت بن‌بست سوق داد».

این استاد دانشگاه با تأکید بر نبود «نقطه مشترک میان دو طرف»، تصریح می‌کند که «نه ایران و نه آمریکا در این مرحله از مذاکرات پاکستان به درک مشترکی از چارچوب مذاکرات نرسیده بودند، درحالی‌که چنین شکافی باید پیش‌تر از نشست اسلام‌آباد و در قالب گفت‌وگوهای محرمانه کاهش می‌یافت و سپس مذاکرات رسمی آغاز می‌شد». این کارشناس بر این باور است که «سطح بالای انتظارات آمریکا و هم‌زمان نبود آمادگی کافی در طرف ایرانی، از دیگر عوامل مؤثر در شکست این دور از گفت‌وگوها بوده است».

بیگدلی همچنین به ترکیب هیئت ایرانی اشاره کرده و باور دارد که «ترکیب هیئت مذاکره‌کننده از یکدستی و تجربه لازم برای چنین مذاکرات حساسی برخوردار نبود. این موضوع نیز در کنار سایر عوامل، بر روند مذاکرات تأثیر گذاشت». در‌عین‌حال، این کارشناس روابط بین‌الملل با نگاهی واقع‌گرایانه، خاطرنشان می‌کند که «پایان این دور از مذاکرات به معنای بسته‌شدن کامل مسیر دیپلماسی نیست». به گفته او، «اعلام شکست تنها برای دور اول و نبود واکنش تند از سوی ترامپ نشان می‌دهد که همچنان امکان بازگشت به میز مذاکره وجود دارد».

او در ادامه به تهدید مطرح‌شده از سوی ترامپ درباره «محاصره دریایی» اشاره کرده و آن را بیشتر یک ابزار فشار روانی می‌داند، چون به نظر بیگدلی، «محاصره دریایی، برخلاف آنچه در ادبیات سیاسی مطرح می‌شود، اجرای بسیار دشواری دارد و تجربه‌های تاریخی نیز نشان داده که تحقق آن ساده نیست». تحلیلگر حوزه سیاست خارجی همچنین تأکید می‌کند که «مکان برگزاری مذاکرات، یعنی پاکستان، انتخاب مناسبی بوده است. چون پاکستان به دلیل روابط هم‌زمان با ایران و آمریکا، می‌تواند نقش میانجی مؤثری ایفا کند و این ظرفیت همچنان برای دورهای بعدی وجود دارد».

او در بخش دیگری از سخنان خود، به نقش مخرب احتمالی بازیگران منطقه‌ای به‌ویژه اسرائیل اشاره کرده و متذکر می‌شود که «بنیامین نتانیاهو و جریان‌های حامی او، تمایل چندانی به دستیابی ایران و آمریکا به توافق ندارند. حتی می‌توان گفت ادامه تنش، برای برخی بازیگران دارای منافع سیاسی است». بیگدلی در پایان با تأکید بر شرایط دشوار داخلی و فشارهای اقتصادی، خاطرنشان می‌کند که «اکنون جامعه ایران پس از دو جنگ تحمیلی سال گذشته تحت فشارهای سنگینی قرار دارد و تداوم این وضعیت، ضرورت یافتن راه‌حل‌های دیپلماتیک را دوچندان می‌کند. با این حال، تحقق چنین راه‌حلی مستلزم بازنگری در رویکردها، تقویت دیپلماسی پنهان و تلاش برای یافتن نقاط مشترک پیش از ورود به مذاکرات رسمی است».

محسن پاک‌آیین: چه محاصره دریایی و چه جنگ دوباره آمریکا علیه ایران محکوم به شکست است

محسن پاک‌آیین هم به‌عنوان دیگر کارشناس در گپ‌وگفت با «شرق» و ذیل نگاهی انتقادی به رویکرد آمریکا، ریشه اصلی ناکامی مذاکرات اسلام‌آباد را در «زیاده‌خواهی‌های واشنگتن» و «تأثیرگذاری مستقیم و غیرمستقیم حملات اسرائیل در لبنان» می‌داند. سفیر اسبق ایران در جمهور آذربایجان در همین راستا با تأکید بر اجماع نسبی در میان تحلیلگران بین‌المللی تصریح می‌کند «واقعیت این است که بخش درخورتوجهی از کارشناسان سیاسی و نظامی در سطح جهان به این جمع‌بندی رسیده‌اند که عامل اصلی به بن‌بست رسیدن مذاکرات، رویکرد ایالات متحده بوده است. آمریکایی‌ها مطالباتی را مطرح کردند که نه‌تنها فراتر از چارچوب‌های منطقی و حقوق بین‌الملل بود، بلکه عملا با اصول حاکمیت ملی کشورها نیز در تعارض قرار داشت؛ بنابراین طبیعی بود که چنین خواسته‌هایی از سوی ایران پذیرفته نشود».

کارشناس ارشد سیاست خارجی، ضمن اشاره به نقش غیرمستقیم و مخرب اسرائیل در این روند، معتقد است که «اگرچه اسرائیل به‌ طور رسمی در مذاکرات حضور نداشت، اما از همان ابتدا تلاش کرد روند گفت‌وگوها را تحت تأثیر قرار دهد و در این زمینه، حملات به لبنان و اقدامات نظامی در مناطق مسکونی، پیامی روشن از مخالفت این رژیم با هرگونه توافق بود. شخص بنیامین نتانیاهو نیز بارها به‌صراحت مخالفت خود را با هرگونه توافق میان ایران و آمریکا اعلام کرده است».

دیپلمات پیشین کشورمان در ادامه با مقایسه موقعیت ایران در دو حوزه نظامی و سیاسی خاطرنشان می‌کند که «جمهوری اسلامی ایران در این مقطع، هم در میدان نظامی و هم در عرصه سیاسی، از موقعیت درخورتوجهی برخوردار است. در‌واقع، همان‌گونه که ایران در میدان توانست دست برتر را حفظ کند، در مذاکرات نیز با اتکا به منطق و اقتدار وارد شد؛ رویکردی که به‌وضوح از حمایت افکار عمومی داخلی نیز برخوردار بود». پاک‌آیین با اشاره به آینده مذاکرات، آن را وابسته به تغییر رویکرد آمریکا می‌داند و می‌گوید که «در شرایط فعلی، ایالات متحده هم در عرصه نظامی و هم در حوزه سیاسی با چالش‌هایی مواجه شده است. افکار عمومی جهانی تا حد زیادی درباره عملکرد این کشور انتقادی شده و حتی در داخل آمریکا نیز بحث‌هایی درباره تقدم منافع اسرائیل بر منافع ملی آمریکا مطرح است. در چنین شرایطی، اگر واشنگتن رویکردی عقلانی در پیش بگیرد، ناگزیر خواهد بود مطالبات مشروع ایران را بپذیرد و به سمت یک توافق پایدار حرکت کند».

سفیر اسبق ایران در ترکمنستان در‌عین‌حال درباره تکرار اشتباهات محاسباتی آمریکا هشدار می‌دهد و به گفته او، «اگر آمریکا بار دیگر دچار خطای راهبردی شود، چه از طریق بازگشت به گزینه نظامی و چه با اقداماتی مانند محاصره دریایی بدون‌تردید با شکست مواجه خواهد شد، چراکه تجربه‌های اخیر نشان داده که چنین اقداماتی نه‌تنها دستاوردی برای آمریکا ندارد، بلکه می‌تواند هزینه‌های سنگینی را نیز به این کشور و اقتصاد جهانی تحمیل کند».

پاک‌آیین در بخش دیگری از این گفت‌وگو به موضوع تنگه هرمز اشاره کرده و آن را یکی از گره‌های اصلی اختلاف می‌داند. او توضیح می‌دهد که «آمریکا به‌ دنبال بازگشایی کامل و بدون قید‌و‌شرط این مسیر راهبردی است، در‌حالی‌که ایران مدیریت هوشمندانه‌ای بر تنگه اعمال کرده و در چارچوب منافع ملی خود عمل می‌کند. اگر آمریکا بخواهد از طریق محاصره دریایی وارد عمل شود، عملا خود به عاملی برای کاهش تردد کشتی‌ها و افزایش قیمت انرژی تبدیل خواهد شد؛ موضوعی که با ادعاهای این کشور درباره کنترل قیمت‌ها در تضاد است». تحلیلگر حوزه بین‌الملل در پایان تأکید می‌کند «مسیر پیش‌روی مذاکرات همچنان باز است، اما موفقیت آن در گرو پذیرش واقعیت‌های میدانی و احترام به حقوق مشروع ایران است. تنها در این صورت است که می‌توان به شکل‌گیری یک آتش‌بس پایدار و حتی توافقی بلندمدت امیدوار بود».

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.