گزارش میدانی «شرق» از پل بمبارانشده کرج که بنا بود همین فروردین افتتاح شود
بار اندوه بر شانه «پل ایران»
قرار بود اسمش را پل ایران بگذارند؛ همان پل عظیمیه کرج که بمباران کمرش را شکست. مردم سر جوی حصار میگویند «پل را که زدند دلمان سوخت». میخواستند همین فروردین افتتاحش کنند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
قرار بود اسمش را پل ایران بگذارند؛ همان پل عظیمیه کرج که بمباران کمرش را شکست. مردم سر جوی حصار میگویند «پل را که زدند دلمان سوخت». میخواستند همین فروردین افتتاحش کنند. بنرها را چاپ کرده بودند و تیزرهایش را تلویزیون پخش کرده بود. جنگ که شروع شد مراسم افتتاحیه پل عقب افتاد. هیچکس فکرش را نمیکرد که پل را بزنند؛ آنقدر که مردم سبزه سیزده بهدر را زیر پل گره زدند، اما ناگهان جنگندهها پل را محاصره کردند و بمبها یکییکی بر سر و قامت پل فرود آمدند. شب که شد دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، صحنه فروریختن پل را بازنشر کرد و نوشت پلها و نیروگاههای برق هدفهای بعدی جنگ هستند.
بمباران پل دلمان را سوزاند
میخواستند نام پل «ایران» باشد اما ظهر سیزده بهدر درست وقتی که آفتاب روی بستر رودخانه کرج پنجه کشیده بود، سایه سیاه جنگندهها به زمین افتاد و بمبهای سنگرشکن یکی پس از دیگری بر کمر پل نشست.
کمی قبل از آن نگهبان علیخانی، از کانکس فلزی درآمده بود و از بالا به درختهای شکوفهزده بستر رودخانه نگاه میکرد و آدمهایی که فارغ از هیاهوی جنگ سبزه گره میزدند و بچههایی که پر سر و صدا بازی میکردند. ناگهان انفجار مهیبی پل را لرزاند و غبار و دود و ذرات سنگ و آهن و پلاستیک به هوا رفت و همهجا را پوشاند. چشم چشم را نمیدید. فقط صدای جیغ و گریه بود و بوق ممتد خودروها و جملات شکسته و نامفهومی که میگفت روی زمین دراز بکشید.
پل همچنان میلرزید که دوباره انفجاری دیگر و دیگر. شدت انفجار آنقدر بود که تکههای شکسته چراغ و شیشه خردشده ماشین رهگذران به بالای پل پرتاب شد و پرده خانههای پایین رودخانه با ذرات گداخته سوراخ شد.
آن پایین در محله سر جوی حصار، سمانه جلالوند و خانوادهاش سیزده را در حیاط خانه قدیمی و دوطبقه خود به در میکردند که خانه مثل گهواره رفت و آمد و ترکشی که گویا یک تکه گداخته از اسکلت پل بود، وسط فرش افتاد، درست کنار آروین 9 ساله و رشتههای پشمی فرش سوخت و ذوب شد. شیشه پنجره هزاران تکه شد و بلورهای شفاف آن قاطی برنج و کباب و خاک شد. نردههای سنگی طبقه دوم ترک خورد؛ سمانه روی پلهها افتاد، در توالت از جا کنده شد و حسین هفتساله هنوز که هنوز است از خانهشان میترسد.
خانواده ملکمحمدی روبهروی خانه جلالوند مینشینند و به یاد میآورند که زیر پل در غباری که چشم چشم را نمیدید تکههای سنگ و فلز به سر و صورت مردم پرت میشد؛ غبار که نشست مردی پیشانیاش شکافته بود و رودههای زنی بیرون ریخته بود. صاحب کافه کوچک و دنج مهرزاد تعریف میکند که یک تکه بزرگ از اسکلت پل کنده شده و سد راه درِ خروجی شد. مشتریان کافه سینهخیز از شکاف زیر مانع رد شدند و فرار کردند. آقای ملکمحمدی میگوید «پل را که زدند دلمان سوخت». بغض راه گلویش را میبندد و جمله بعدی را به سختی میگوید: «پل زیبایی بود». جای دیگری از محله، صفرعلی شاهمحمدی میگوید: «هر روز که رد میشوم و ویرانه پل را میبینم دلم میگیرد».
هیچکس فکر نمیکرد جنگندهها با پل کار داشته باشند؛ شایعه شده است که زدن پل از قبل اعلام شده اما اینترنت قطع بود و راست و دروغ خبر معلوم نیست. البته حالا دیگر چندان فرقی هم ندارد پل از سه نقطه شکسته است و چند نفری هم کشته و زخمی شدهاند. بنیاد شهید البرز اعلام کرده که 13 نفر کشته شدهاند و از این 13 نفر چهار نفر زن بودهاند. بومیهای منطقه میگویند که تعدادی از کشتهشدگان کارگران و نگهبانان پل بودهاند و بقیه مردمی که در حال تردد یا اسکان در بستر رودخانه بودهاند.
خسارت 5 هزار میلیارد تومانی به پل
پل زخمی کرج که در اخبار با عنوان پل B1 و پل B صفر آمده است همان پل ایران است که بنا بود بار ترافیک سنگین شمال را کم کند. هوشنگ بازوند، معاون وزیر راه و شهرسازی، به «شرق» میگوید «28 درصد ترافیک کشور مربوط به محور کرج_ قزوین است و این پل میتوانست 50 درصد ترافیک این مسیر را کاهش دهد و به این ترتیب روزانه 130 میلیارد تومان در مصرف سوخت صرفهجویی میشد اما پل درست در لحظهای که آماده افتتاح بود مورد حمله جنگندهها قرار گرفت و تخریب شد».
آکسیوس ادعا کرده بود پل به این دلیل مورد حمله قرار گرفته است که محل تردد نظامیها بوده است. این ادعا اما از سوی معاون وزیر راه و شهرسازی تکذیب میشود و توضیح میدهد: «این پل مطلقا کاربرد نظامی نداشت و به منظور حل مشکل ترافیکی ۱۷ استان شمال غربی با تهران و شرق کشور طراحی و اجرا شده بود. ما هم واقعا نمیدانیم چرا به پل حمله شد؟ این پل هنوز راهاندازی نشده و زیر بار ترافیک نرفته بود». مردم منطقه هم به چشمانداز پل اشاره کرده و میگویند این پل در تیررس محله زندگی آنهاست و این ادعا درست نیست.
ابوالفضل رحمانی، مدیر اجرایی پروژه کنارگذر شمالی کرج هم به «شرق» توضیح میدهد: «از هفت پایه پل B۱ کرج شش پایه در حمله دشمن آسیب جدی دیده و مجموعا ۶۰ درصد پل دچار آسیب شده است».
او تأکید میکند: «ارزیابیهای خسارات پل ارزیابی اولیه است و هنوز نمیدانیم که پایه پل دچار تابدیدگی شده است یا نه که اگر این اتفاق رخ داده باشد خسارت جدیتر و سنگینتر است». بنا به گفته رحمانی برآورد اولیه خسارت پل عددی حدود پنج هزار میلیارد تومان است. دیروز فرزانه صادق، وزیر راه و شهرسازی، برای سرکشی به پل آمد. صادق درباره اهمیت پل ایران توضیح داد: «این پل افزون بر ویژگیهای مهندسی، با بهرهبرداری از آن تسهیلکننده رفتوآمد ملی میتوانست باشد و ترافیک عبوری از شرق و مرکز به شمال، شمال غرب و غرب کشور را در اوج تردد از ۶۰ هزار تا ۲۰۰ هزار خودرو در روز را میتوانست تنظیم کند».
وزیر راه و شهرسازی با اشاره به نزدیکبودن زمان افتتاح پل B۱ کنار گذر شمالی کرج گفت: «این پروژه در همه روزهای جنگ فعال بود و به شرکت ساخت اعلام کرده بودم که زمان استقرار پل روی اتوبان فرا رسیده تا برای مردم مزاحمت کمتری ایجاد شود، اما این هجمه نظامی اجازه نداد افتتاح در موعد مقرر انجام شود».
وزیر راه و شهرسازی درباره میزان خسارت به پلها و زیرساختهای ارتباطی کشور در جنگ به «شرق» توضیح داد: «تاکنون پل B1 کرج مهمترین پلی است که در جنگ تخریب شده و خساراتی به برخی آزادراهها و بزرگراههای کشور وارد شده است که هنوز ارزیابی دقیقی از میزان خسارت به راههای ارتباطی وجود ندارد».
بمباران این پل در شرایطی رخ میدهد که ترافیک سنگین در جادههای شمال کشور، صرفنظر از رفاهی که از مسافران این مسیرها سلب میکند، بار اقتصادی گزافی برای کشور داشته است. در حال حاضر کریدور شمال به جنوب ایران یکی از مهمترین کریدورهای ترانزیتی کشور است که بنا به دلایل بسیار بلااستفاده مانده است. عمده این دلایل نبود زیرساخت کافی حملونقل بار و ترانزیت در این مسیر است و همین مسئله موجب شده تجارت دریایی خزر و کشورهای حوزه قفقاز جنوبی امکان اتصال چندانی به تجارت در حاشیه خلیج فارس و دریای عمان در جنوب کشور را نداشته باشد. گذشته از اینکه بنادر شمال کشور و عمق آن و همچنین ناوگان دریایی موجود در این منطقه جوابگوی حجم بالای تجارت نیست، نبود اتصال ریلی مناسب از سواحل دریا و بندرگاهها به سایر نقاط کشور یکی دیگر از عمده دلایلی است که سبب میشود بار موجود در این منطقه نتواند بهطور مؤثر در سایر نقاط کشور و از جمله جنوب توزیع شود، همچنین انتقال بار از طریق جاده و ناوگان جادهای در این منطقه با یک گرفتاری بزرگ مواجه است و آن ترافیک سنگینی است که سبب میشود سیر انتقال بار کند شود و هزینه و زمان حملونقل افزایش داشته باشد. با همین نگاه پروژهها و طرحهای متعددی در محورهای تهران و کرج به شمال کشور اجرا یا طراحی شده است تا بتواند از بار ترافیکی این منطقه کم کرده و تردد را تسهیل کند.