ماهیت اعتراضات در ایران سیاسی یا سیاستی
چند سالی است که اعتراضات در ایران هم فاصله زمانی بینشان کمتر شده و هم شعارهای معترضان رادیکالتر شده است. البته اعتراضات مردمی تقریبا در همه جوامع وجود دارد، ولی آنچه مهم است، اول شناخت درست ماهیت آنهاست و دوم شیوه برخورد با آنها. زمانی که شناخت یا تفسیر و تحلیل از چنین پدیدههایی مبنای تصمیمگیری و اقدام باشد، اهمیت موضوع دوچندان میشود. در موضوع اعتراضات، یک اشتباه خطرناک برای سیاسیون بحث روایتگری است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
باقر قائمی-دکترای علوم سیاسی از دانشگاه تهران: چند سالی است که اعتراضات در ایران هم فاصله زمانی بینشان کمتر شده و هم شعارهای معترضان رادیکالتر شده است. البته اعتراضات مردمی تقریبا در همه جوامع وجود دارد، ولی آنچه مهم است، اول شناخت درست ماهیت آنهاست و دوم شیوه برخورد با آنها. زمانی که شناخت یا تفسیر و تحلیل از چنین پدیدههایی مبنای تصمیمگیری و اقدام باشد، اهمیت موضوع دوچندان میشود. در موضوع اعتراضات، یک اشتباه خطرناک برای سیاسیون بحث روایتگری است. اینکه چنین پدیدههای پیچیده اجتماعی را به خیال خود با روایتگری باب میلمان تفسیر و تعریف کنیم و بهصورت فراگیر و انحصاری قرائت خود را واقعیت و مبنای تصمیمگیری و اقدام قرار دهیم، خطرناک است. این پدیده بیش از گذشته نیازمند فهم دقیق و واقعی و پرهیز از تحلیلهای کلیشهای است؛ چراکه ممکن است هزینههایی جبرانناپذیر بر یک جامعه تحمیل کند. زمانی که ما میخواهیم چنین پدیدههایی را تحلیل کنیم، میتوانیم آن را در چارچوب دو پارادایم علوم سیاسی و علوم سیاستگذاری تحلیل کنیم؛ به زبان دیگر، ببینیم سیاسی هستند یا سیاستی.
۱. خاستگاه سیاسی
مسائلی که خاستگاه سیاسی دارند، در چارچوب علوم سیاسی کلاسیک قابل طرح هستند. در علوم سیاسی کلاسیک، سؤالات اولیه یا بنیادین درخصوص دولت و دولتسازی را بررسی میکنیم. سؤالاتی از قبیل دولت چیست؟ چرا انسانها دولت را به وجود آوردند؟ هدف، ماهیت و غایت دولت چیست؟ نقش و جایگاه مردم در حکومت (حکومت ابزار کار دولت است) کجاست؟ چه کسی باید حاکم باشد؟ حاکم چگونه باید انتخاب شود؟ شکل حکومت باید چگونه باشد؟ رابطه بین مردم و حکمران چگونه باشد؟ اینها سؤالات اولیهای هستند که بیشتر به چرایی و چیستی میپردازند. اتفاق و اجماع نظر در یک جامعه در رابطه با این سؤالات، شکل حکومت را مشخص میکند. بشر در طول چند هزار سال پاسخهای متعدد و متنوعی را به این پرسشها داده که ما این پاسخها را به شکل آرا و عقاید اندیشمندان و فلاسفه سیاسی تحت عنوان اندیشههای سیاسی میشناسیم. متناسب با پاسخ این پرسشها، در طول تاریخ در جوامع مختلف اشکال متنوعی از حکومتها شکل گرفتند و تجربه شدهاند که گاهی بهای آن بسیار سنگین بوده است. شاید بتوان گفت پس از پایان جنگ جهانی دوم، در اکثر جوامعی که ما آنها را جوامع توسعهیافته مینامیم، اجماعی درخصوص پاسخ به این پرسشهای اولیه به این شرح به وجود آمد: دولت ساختی اجتماعی و مکانیکی است که هدف آن امنیت، آسایش، آرامش، عدالت، رفاه، فراوانی، توسعه، پیشرفت و... برای مردم آن جامعه است. شکل حکومت باید مردمسالار باشد که در این چارچوب، مشروعیت حکمران قانونی-عقلایی است و اختیارات آن محدود به قوانین و مقررات خردمدار است. در اینجا حکومت ابزار کار دولت است برای تحقق اهداف عالیهای که برای آن تعریف شده است. در این جوامع سازوکارهای حکمرانی هر روز برای مشارکت و نظارت مستقیم مردم در این فرایندها توسعه مییابند و تکوین میشوند. به همین علت اخیرا مباحثی مانند حکمرانی عمومی خوب مطرح میشود.
2. خاستگاه سیاستی
به مسائلی که خاستگاه سیاستی دارند، در چارچوب علوم سیاستگذاری پرداخته میشود. این مسائل بیشتر به سؤالات چگونگی میپردازند. در اینجا سؤالات ثانویه مطرح میشود؛ دولتها (state) برای تحقق اهداف عالیه خود سازوکارهایی در قالب حکومت به وجود میآورند که در حوزههای مختلف سیاستی از قبیل سلامت، اقتصاد، آموزش، فرهنگ، اجتماع و... و به شکل نهادها و سازمانها، سیاستها و برنامههایی طراحی، تدوین و اجرا میکنند که ممکن است این برنامهها یا اقدامات مورد پرسش مردم یا اعتراض آنها قرار بگیرند که ما آنها را به شکل اعتراضات مدنی یا صنفی میبینیم. زمانی که اعتراضات مردمی خاستگاه سیاستی داشته باشند، مردم اعتراض خود را نسبت به اقدام یا عدم اقدام حکومت در قبال یک مسلئه خاص سیاستی مطرح میکنند. در اینجا مردم به شکل تشکلهای صنفی یا مدنی، اعتراضی نسبت به یک موضوع مورد مطالبه دارند؛ یعنی مردم نسبت به یک سیاست (policy) اعتراض دارند و فراتر از آن نمیروند و در همان سطح سؤالات ثانویه درخصوص اقدام یا عدم اقدام دولتمردان در موضوع مورد مطالبه باقی میماند و معمولا پس از آن، مطالبه در دستور کار قرار میگیرد. اما اگر خاستگاه سیاسی باشد، ابتدا به شکل صنفی یا مدنی خود را نشان میدهد (بهانه و زمینه اعتراض)، ولی فورا به سطح بالاتری کشیده میشود و سیاسی میشود و در چارچوب سؤالات اولیه و بنیادی حوزه دولتسازی (politics) مطرح میشود. به عبارت دیگر مطالبات به سمت اعتراض به ساختار سیاسی موجود کشیده میشود و معترضان خواهان تغییرات ساختاری و سیاسی میشوند. به همین علت در کشورهای دموکراتیک، اعتراضات در همان سطح سیاستی باقی میمانند و به سطح بالاتر سیاسی و ساختاری کشیده نمیشوند؛ چون آلترناتیوی فراتر از دموکراسی وجود ندارد و همه چیز تحت نظارت و انتخاب آزاد مردم است.
3. بهار عربی و جنش والاستریت
برای درک بهتر موضوع میتوان دو پدیده اعتراضات معاصر مردمی در شرق (بیداری اسلامی یا بهار عربی) و غرب (جنبش والاستریت) را مقایسه کرد. اعتراضات در هر دو مورد یادشده تقریبا همزمان بود. در جنبش والاستریت اعتراضات از جنس سیاستی بود، ولی در بیداری اسلامی یا بهار عربی از جنس سیاسی. در جنبش والاستریت منشأ اعتراضات مردم که شعار میدادند «ما ۹۹ درصد هستیم»، درخصوص عدم اقدام دولت در حوزه رفاه و تأمین اجتماعی بود که میتوان در بحثی جداگانه آن را به نحوه تکوین اقدامات دولت بین دو رویکرد دولتهای رفاه و لیبرالیسم تحلیل کرد و بهویژه پس از اتخاذ رویکردهای نئولیبرالیستی از دهه 80 قابل پیشبینی بود و همین که دولت اوباما در حوزه سیاستهای سلامت، رفاه و تأمین اجتماعی اقداماتی انجام داد، مردم به خانههایشان برگشتند. برداشتهای رسمی ما این بود که بیداری اسلامی به آن سوی آتلانتیک رسیده است که قطعا اشتباه بود. در سوی دیگر، بیداری اسلامی یا بهار عربی بود که ماهیت مطالبات مردم متفاوت از جنبش والاستریت بود. در اینجا، نزاع بر سر سؤالات اولیه دولتسازی بود؛ به همین علت مطالبات مردم درخصوص سؤالات اولیه دولتسازی بود که بیشتر به چرایی و چیستی میپردازد. در این نوع اعتراضات، مطالبات مردم متفاوت است و با یک اقدام دولتی، معترضان قانع نمیشوند و بیشتر خواهان تغییرات بنیادی و ساختاری در حوزه دولتسازی هستند که نقش و جایگاه مردم پررنگتر شود و مبانی مشروعیت به سمت مشروعیت قانونی-عقلایی پیش برود. این اعتراضات ممکن است در جایی مثل تونس پذیرفته شوند و گذار و پاسخ به مطالبات به راحتی انجام شود یا مانند سوریه اعتراضات مردم پذیرفته نشود و به خشونت کشیده شود که همانطور که میبینیم نتایج آن همچنان باقی بوده و حتی ممکن است به فروپاشی یک دولت-ملت منجر شود. در چنین شرایطی، بهترین راهکار شنیدن صدای مردم و انجام اصلاحات ساختاری و سیاسی مبتنی بر اراده عمومی است.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.