|

نگاهی به سرنوشت هم‌پیمانان‌ منطقه‌ای آمریکا در حمله به ایران

عرب‌ها در تله جنگ

‌بیش از یک ماه از آغاز رویارویی مستقیم ایران با نیروهای آمریکایی و اسرائیلی می‌گذرد. امارات، بحرین، عربستان و کویت هرکدام به نوعی، هزینه میزبانی از ماشین جنگی آمریکا را می‌پردازند. اما تفاوت راهبردی و شاید غافلگیرکننده برای این کشورها، ماهیت متفاوت اقتصاد ایران است.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

‌بیش از یک ماه از آغاز رویارویی مستقیم ایران با نیروهای آمریکایی و اسرائیلی می‌گذرد. امارات، بحرین، عربستان و کویت هرکدام به نوعی، هزینه میزبانی از ماشین جنگی آمریکا را می‌پردازند. اما تفاوت راهبردی و شاید غافلگیرکننده برای این کشورها، ماهیت متفاوت اقتصاد ایران است. جمهوری اسلامی ایران طی سال‌ها تحریم، اقتصاد خود را مستقل و بومی‌سازی کرده است. ایران به شرکت‌های چندملیتی وابسته نیست، زنجیره تأمین داخلی دارد، صنعت دفاعی‌اش بومی است و از شوک‌های خارجی مصون‌تر است. اما کشورهای عرب حاشیه 

خلیج فارس چنین نیستند؛ اقتصاد آنها بر پایه سرمایه‌گذاری خارجی، نیروی کار خارجی، فناوری وارداتی و امنیت خریداری‌شده از غرب بنا شده است. همین تفاوت بنیادین، جنگ کنونی را به فاجعه‌ای بی‌بازگشت برای آنها تبدیل کرده است. در این گزارش بررسی می‌شود که ادامه جنگ چه آسیب‌های ساختاری بر پیکره این کشورها وارد می‌آورد و چرا برخلاف ایران، آنها توانایی تحمل یک درگیری طولانی‌مدت را ندارند.

تجربه کویت این بار در امارات

امارات امروز بیش از آنکه درگیر جنگ باشد، درگیر مدیریت یک «بحران ادراکی» است. تمام مدل اقتصادی دوبی و ابوظبی بر یک گزاره ساده استوار بود: «ما امن‌ترین نقطه جهان هستیم». اما حملات اخیر ایران نشان داد که این گزاره، یک برند پوشالی بیش نبوده است.

نفوذ پهپادها به حریم هوایی، آسیب به زیرساخت‌های حساس هوش مصنوعی و داده، تعلیق پروازهای بین‌المللی و جهش حق بیمه کشتی‌ها، پیامی روشن به سرمایه‌گذاران مخابره کرده است: «ثبات، دیگر مطلق نیست». سرمایه، ذاتا ترسو است و به محض حس‌کردن بوی خطر ساختاری، مسیر خود را تغییر می‌دهد. هم‌اکنون شرکت‌های چندملیتی مخفیانه در حال بازبینی پروتکل‌های خروج خود هستند.

تاریخ درس تلخی برای برندهای پوشالی دارد. کویت پیش از سال ۱۹۹۰، هاب بی‌رقیب مالی منطقه بود، اما اشغال نظامی نه ساختمان‌ها بلکه «اعتماد بازار» را ویران کرد و این کشور هرگز به جایگاه قبلی خود بازنگشت.

حالا ترک‌های این ویترین در امارات عیان شده است. تحلیلگران اقتصادی معتقدند امارات باید با موقعیت منحصربه‌فرد پیش از جنگ برای همیشه خداحافظی کند و دیگر شاهد ورود سرمایه‌گذاران خارجی به این کشور نخواهیم بود. امارات تاوان میزبانی از نیروهای نظامی دشمن را می‌پردازد تا برای همیشه اقتدار و تسلط ایران در منطقه را به یاد داشته باشد.

ضربه‌های مهلک

در پی اقدام دشمن در هدف قرار‌دادن زیرساخت‌های صنعتی ایران از مبدأ کشورهای حاشیه جنوبی خلیج همیشه فارس، نیروهای هوافضا و دریایی سپاه پاسداران در یک عملیات ترکیبی و هدفمند، دو صنعت وابسته به صنایع نظامی آمریکا را مورد اصابت قرار دادند؛ کارخانه آلومینیوم امال (EMAL) در امارات که کارخانه‌ای بود با طولانی‌ترین خط تولید آلومینیوم در جهان و ظرفیت ۱.۳ میلیون تن و نقش مؤثری در تولیدات صنایع نظامی آمریکا دارد و کارخانه آلومینیوم آلبا (ALBA) در بحرین که بسیار حائز اهمیت بود. این کارخانه نیز با سرمایه‌گذاری و سهامداری شرکت‌های آمریکایی، یکی از بزرگ‌ترین تأسیسات ذوب آلومینیوم در جهان محسوب می‌شود. بلافاصله پس از این حملات، روزنامه گاردین گزارش داد در نخستین روز بازگشایی بازارهای بین‌المللی، قیمت آلومینیوم در بورس لندن پنج درصد افزایش یافت. این جهش قیمت، نشانه‌ای از تأثیر عملیات ایران بر زنجیره تأمین جهانی است.

تندباد جنگ بر عربستان

عربستان سعودی، یکی از ستون‌های بازار انرژی نیز زیر فشار جنگ نفس می‌کشد. اختلال در صادرات نفت و توقف پروژه‌های کلان، رشد اقتصاد این کشور را به‌شدت پایین آورده است. براساس برآورد صندوق بین‌المللی پول (IMF)، رشد اقتصادی عربستان در سناریوی یک‌ماهه جنگ بین یک تا ۱.۵ درصد کاهش خواهد یافت.

صادرات روزانه نفت عربستان از ۹ میلیون بشکه به حدود سه میلیون بشکه سقوط کرده است؛ یعنی کاهشی ۶۷‌درصدی. فقط در دو هفته نخست جنگ، ۴.۵ میلیارد دلار درآمد نفتی از دست رفته است. گردشگری، هوانوردی و سرمایه‌گذاری خارجی هم ضربه خورده‌اند. تحلیلگران معتقدند تصمیم ترامپ، رؤیای ۲۰۳۰ عربستان را به لرزه انداخته است. عربستان امروزی نه یک بازیگر منطقه‌ای، بلکه قربانی تصمیمی شده که تبعاتش از مرزهای سیاسی فراتر رفته است.

کویت و بحرین؛ قربانیان بعدی

در میانه جنگ ایران و آمریکا، کویت به یکی از نخستین قربانیان تبدیل شده است؛ کشوری که تقریبا تمام صادرات نفتش (حدود ۲.۴ میلیون بشکه در روز) از تنگه هرمز می‌گذشت، حالا با توقف کامل صادرات، روزانه نزدیک به ۲۰۰ میلیون دلار زیان می‌بیند.

برآوردهای IMF از افت دو تا سه درصدی رشد اقتصادی کویت در یک ماه جنگ خبر می‌دهد. لغو پروازها، بسته‌شدن حریم هوایی و خروج سرمایه‌گذاران خارجی، این فشار را دوچندان کرده است. حتی صندوق ثروت ملی ۸۰۰ میلیارد دلاری کویت هم برای مهار این توفان کافی نیست. بحرین نیز شرایط مشابهی داشته و به سختی تاب‌آوری خود را حفظ کرده است.

بنابراین اعراب امروز با پوست و گوشت خود می‌فهمند که ایران فقط یک نام روی نقشه نیست؛ ایران قدرتی است که معادلات منطقه را از ریشه تغییر می‌دهد. وقتی تهران وارد میدان می‌شود، همسایه‌ها تازه می‌فهمند با چه بازیگری طرف بوده‌اند.

اما فراتر از این، یک واقعیت بنیادین خودنمایی می‌کند؛ اقتصاد ایران مستقل است. سال‌ها تحریم، ایران را به سمت بومی‌سازی کامل سوق داده است؛ از قطعات صنعتی تا فناوری‌های پیشرفته نظامی، از تأمین انرژی داخلی تا زنجیره‌های تولید موازی. ایران نیازی به شرکت‌های چندملیتی ندارد و ادامه جنگ خللی در معیشت پایه‌ای مردم آن ایجاد نمی‌کند.

در مقابل، کشورهای عرب منطقه کاملا وابسته هستند. اقتصاد آنها بدون سرمایه‌گذار خارجی، نیروی کار خارجی، فناوری وارداتی و امنیت خریداری‌شده، فلج می‌شود. هر روز ادامه جنگ برای آنها نه یک مسئله امنیتی بلکه مسئله بقاست.

از امارات و بحرین تا عربستان و کویت، همه تحت تأثیر جنگ قرار گرفته‌اند. اما مهم‌ترین پیام این تحولات، پایان‌یافتن عصر «امنیت مطلق» برای کشورهای میزبان نیروهای نظامی خارجی در منطقه است و شاید تلخ‌ترین حقیقت برای آنها این باشد که ایران می‌تواند سال‌ها صبر کند، اما اقتصاد وابسته آنها حتی ماه‌ها هم تاب نمی‌آورد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.