|

عدالت قضائی و حقوق بشر

جنگ و بحران امنیتی، آزمونی جدی برای دولت‌ها و نهادهای عمومی است؛ آیا می‌توان به نام جنگ و وضعیت اضطراری، تضمین‌های دادرسی منصفانه را محدود یا بی‌اثر کرد؟

صالح نقره‌کار وکیل دادگستری

جنگ و بحران امنیتی، آزمونی جدی برای دولت‌ها و نهادهای عمومی است؛ آیا می‌توان به نام جنگ و وضعیت اضطراری، تضمین‌های دادرسی منصفانه را محدود یا بی‌اثر کرد؟

پاسخ روشن است: جنگ، قانون را تعطیل نمی‌کند؛ اتفاقا در چنین شرایطی است که دادرسی منصفانه اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. این مسئله زمانی اهمیت مضاعف پیدا می‌کند که پرونده با مجازات‌های سنگین و به‌ویژه اعدام مواجه باشد. اعدام، مجازاتی برگشت‌ناپذیر است و به همین دلیل، کوچک‌ترین تردید جدی درباره کیفیت تحقیقات، نحوه اخذ اظهارات، دسترسی به وکیل، امکان مطالعه پرونده، بررسی ادله یا حق اعتراض، باید با حساسیت ویژه مورد توجه قرار گیرد. در چنین پرونده‌هایی، دادرسی منصفانه یک تشریفات اداری نیست‌. در این میان، وضعیت وکیل و حق دفاع اهمیت ویژه‌ای دارد. صرف اینکه نام یک وکیل در پرونده وجود داشته باشد، به معنای تحقق حق دفاع نیست. دفاع زمانی واقعی است که وکیل بتواند با موکل خود ملاقات کند، پرونده و ادله را ببیند، فرصت کافی برای مطالعه و آماده‌سازی دفاع داشته باشد، نسبت به ادله اعتراض کند و در مراحل مختلف رسیدگی نقش مؤثر ایفا کند؛ به‌خصوص در پرونده‌هایی که مجازات آنها سلب حیات است.

از همین منظر، نحوه برخورد با وکلا نیز مسئله‌ای فراتر از یک موضوع صنفی است. استقلال و امنیت حرفه‌ای وکیل، مستقیما با حق دفاع متهم ارتباط دارد. اگر وکیل به دلیل محدودیت یا نگرانی از پیامدهای حرفه‌ای نتواند وظیفه دفاعی خود را آزادانه انجام دهد، در نهایت این موکل است که هزینه آن را می‌پردازد و اعتماد عمومی به عدالت نیز آسیب می‌بیند.

موضوع مهم دیگر، دسترسی به دادنامه است. رأی دادگاه باید در اختیار متهم و وکیل قرار گیرد تا امکان بررسی استدلال دادگاه و استفاده مؤثر از حق اعتراض وجود داشته باشد.

در شرایط جنگی ممکن است ضرورت رسیدگی سریع به برخی پرونده‌ها مطرح شود؛ اما میان «رسیدگی سریع» و «رسیدگی شتاب‌زده» تفاوت اساسی وجود دارد. سرعت در رسیدگی نباید به قیمت حذف فرصت دفاع، محدود‌کردن دسترسی به پرونده، کاهش نقش وکیل یا نادیده‌گرفتن ادله تمام شود. عدالت سریع مطلوب است، اما عدالت شتاب‌زده می‌تواند زمینه‌ساز خطاهای جبران‌ناپذیر شود. همچنین تشدید مجازات‌ها در شرایط جنگی باید با اصول ضرورت، تناسب و مسئولیت فردی سنجیده شود. وضعیت جنگی نمی‌تواند جایگزین اثبات جرم شود و فضای امنیتی نباید موجب شود نقش واقعی افراد، میزان مشارکت، قصد و انگیزه و سایر شرایط مؤثر در مسئولیت کیفری نادیده گرفته شود. مبارزه با تهدیدهای امنیتی زمانی از اعتبار بیشتری برخوردار است که در چارچوب قانون و با رعایت اصول دادرسی منصفانه انجام شود.

مسئله مهم دیگر، خطر عادی‌شدن وضعیت استثنائی است. اگر در شرایط جنگی برخی محدودیت‌ها به‌عنوان ضرورت پذیرفته می‌شوند، باید روشن باشد که این محدودیت‌ها تا چه زمانی و تحت چه نظارتی اعمال می‌شوند. وضعیت اضطراری نباید به وضعیتی دائمی تبدیل شود که در آن حقوق دفاعی شهروندان به تدریج به اموری تشریفاتی بدل شوند. دفاع از دادرسی منصفانه به معنای دفاع از جرم یا نادیده‌گرفتن امنیت کشور نیست؛ برعکس، جامعه‌ای که می‌خواهد امنیت پایدار داشته باشد، به دستگاه قضائی قدرتمندی نیاز دارد که بتواند در برابر تهدیدهای واقعی ایستادگی کند و در عین حال نشان دهد که این مقابله بر اساس قانون، دلیل و دادرسی عادلانه صورت گرفته است.

در نهایت، شاید مهم‌ترین پرسش این باشد که در سخت‌ترین روزها آیا همچنان می‌توان از استقلال قاضی، استقلال وکیل، حق دفاع، اصل برائت، دسترسی به دادنامه، امکان اعتراض و تناسب مجازات سخن گفت یا خیر؟ اگر پاسخ مثبت است، باید این اصول در عمل نیز قابل مشاهده باشند.

ارزش حاکمیت قانون در روزهای آرام چندان دشوار سنجیده نمی‌شود؛ آزمون واقعی آن زمانی است که جامعه نگران است، اتهام‌ها سنگین‌اند، فشار برای برخورد سریع وجود دارد و مجازات‌ها ممکن است غیرقابل بازگشت باشند. جنگ ممکن است ضرورت تصمیم‌گیری سریع را ایجاد کند، اما نباید ضرورت عدالت را از میان ببرد. امنیت بدون قانون پایدار نیست و مجازات بدون دادرسی منصفانه، عدالت نیست.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.