تیغ دیپلماسی بر پیکره جنگ
سامانههای پیچیده مانند ماشینها از قطعات بسیاری تشکیل شدهاند که ثابت هستند و با یکدیگر سازگار نمیشوند. رفتار این دستگاهها تا حدی قابل پیشبینی است؛
سامانههای پیچیده مانند ماشینها از قطعات بسیاری تشکیل شدهاند که ثابت هستند و با یکدیگر سازگار نمیشوند. رفتار این دستگاهها تا حدی قابل پیشبینی است؛ مثلا میتوان پیشبینی کرد با تمامشدن شارژ دستگاه موبایل، موبایل از کار میافتد. ولی رفتار سامانههایی مانند اکولوژی طبیعی، اندام انسان یا اقتصاد سیاسی، چندان قابل پیشبینی نیست. پارهای از این رویدادها مانند سقوط بازار سهام یا شروع جنگ بسیار ناپسندند. یوئن انگ در کتاب «چین چگونه از تله فقر گریخت» توصیه میکند در مواجهه با نااطمینانی در سامانههای پیشبینیناپذیر بهتر است برای کاهش آسیب از طریق نفوذ در فرایند سازگارشدن و تغییر استفاده شود.
حال والدینی را در نظر بگیرید که میخواهند فرزندشان آیندهای روشن و موفق داشته باشد. والدین میگویند «ما میخواهیم به فرزندانمان کمک کنیم تا ظرفیتهای خویش را کشف کنند و سپس طوری پرورش یابند که سازگار با ایدههای ما باشند». شما برای آنکه بتوانید بر فرزندتان نفوذ پیدا کنید، ابتدا لازم است قادر باشید با او ارتباط برقرار کنید. شاید روشهای مختلفی برای ایجاد ارتباط بتوان نام برد، اما بهترین راه شکلگیری ارتباط، گفتوگوکردن و ایجاد تعامل دوسویه است. اگر شما از همصحبتی با فرزند خود اجتناب کنید، نمیتوانید انتظار داشته باشید ارتباطی میان شما شکل بگیرد. در این صورت، فاصله و جدایی افزایش مییابد و در ادامه مسائل و مشکلات تشدید میشوند. گاهی در دعوا و مرافعهها نیز شرایط همینگونه است؛ همانطور که ذکر شد، مثلا در مورد لوازم برقی مانند تلویزیون، آبمیوهگیری و... شما با فشاردادن دکمه روشن یا خاموش یا با زدن دوشاخه دستگاه به پریز برق یا خارجکردن آن میتوانید آن وسیله را کنترل کرده و به احاطه خود دربیاورید، اما دعوا و مناقشات دکمه خاموش ندارند که هر زمان دوست داشته باشید با فشردن یک دکمه آن را از کار بیندازید. شاید شما خواسته یا ناخواسته وارد یک درگیری شوید، اما اینطور نیست که بعدا بهراحتی هر زمان که خواستید دوشاخه جنگ و مرافعه را از برق بکشید و دعوا و درگیری را تمام کنید. جنگ جهانی اول به قیمت جان میلیونها انسان تمام شد. طرفهای درگیر راههایی جدید و ابداعی مانند گاز سمی، خمپارهانداز، تانک و هواپیما را برای پیشروی کشف کرده بودند. مارگارت مکمیلان در کتاب «جنگها چگونه ما را تغییر میدهند» یادآور میشود: زمانی رهبران نظامی و غیرنظامی میپنداشتند تجهیزات در دسترس در آغاز خصومتها تا پایان جنگ کافی خواهد بود. در سال 1914 در اولین مرحله نبرد در جنگ جهانی اول، ارتشهای هر دو طرف در کمال حیرت و نگرانی متوجه شدند ذخیره مهماتشان که تصور میشد تا پایان خصومتها دوام بیاورد، در وضعیت بدی قرار دارد. فرانسویها نیمی از ذخایر مهماتشان را در کمتر از یک ماه استفاده کرده بودند. توپخانه آلمان همه گلولههایش را در ابتدای جنگ و طی شش هفته شلیک کرده بود. حال تعریف از جنگ باید تغییر میکرد. در نتیجه، مرز بین اهداف مشروع و غیرمشروع در جنگ مخدوش شد تا اینکه کاملا از بین رفت. هرچه باشد بمباران و به توپ بستن چیزهایی همچون خطوط آهن، انبار سوخت، کارخانههای اسلحهسازی و سدها، راههای تضعیف توان دشمن برای جنگ در میدان بود و به تدریج روشهای دیگر نیز به آنها افزوده شد. تلاش برای نابودی روحیه شهروندان با ویرانکردن خانهها، کلیساها، بیمارستانها و مدارس و با کشتار بدون تمییز شهروندان از این قبیل موارد بود. مشاهده میشود وقتی شعلههای ویرانگر جنگ قد علم میکنند، دیگر نمیتوان بهآسانی و مانند یک دستگاه برقی یا مکانیکی با فشاردادن دکمه خاموش، آتش جنگ را مهار کرد. جنگها مانند ماشینآلات نیستند که با انتقال یک دستور (پیام) از پیش تعریفشده، بتوان بر آنها تسلط یافت. جنگ نیز پدیدهای غیرمکانیکی است و برای جلوگیری از پیشرفت آن باید مسیر دیگری را آزمود. دیپلماسی و انجام مذاکرات سیاسی ابزاری است برای ایجاد ارتباط با نیروهای متخاصم تا از این طریق، زمینه برای پایان جنگ و برقراری صلح فراهم شود. حال تجربه کشور فنلاند را در جنگ به اشتراک میگذاریم. اتحاد جماهیر شوروی در جنگ جهانی دوم نگران حمله آلمان بود؛ بنابراین میخواست آلمانیها را از مرزهای غربی خود و لنینگراد دور کند. از اینرو، نخست در اکتبر 1939 از فنلاندیها خواست مرزهای غربی خود را بیشتر به طرف غرب بکشانند. تمام طیفهای سیاسی فنلاند از چپگراها و راستگراها با سازشکاری بیشتر با شوروی مخالفت میکردند. اتحاد جماهیر شوروی در 30 نوامبر 1939 به فنلاند حمله کرد؛ جنگی که به راه افتاد، به «جنگ زمستان» معروف شد. جرد دایموند در کتاب «آشوب» اشاره میکند: فنلاندیها گمان میبردند که میتوانند از سختی زمستان علیه دشمن متجاوز بهره ببرند و بر آن غلبه کنند؛ بنابراین تمام زمستان را مقاومت کردند.
بالاخره برف زمستان در فصل بهار آب شد و اتحاد جماهیر شوروی توانست برتری عددی و تجهیزاتی خود را برای پیشروی در مسیر خلیج فنلاند به کار بگیرد و بر فنلاند غلبه کند.
آلمان در 21 ژوئن 1941 به شوروی حمله کرد. فنلاند اعلام کرد که بیطرف خواهد ماند، ولی هواپیماهای شوروی به بمباران شهرهای فنلاند اقدام کردند، به این ترتیب دولت فنلاند دستاویزی یافت تا همان شب اعلام کند که دوباره به جنگ با شوروی وارد میشود.
زمانی که ارتش شوروی به اندازه کافی آلمان را از مرزهای خود دور کرد، مجددا سراغ فنلاندیها آمد. حمله سهمگینی را علیه فنلاند ترتیب داد، حال رهبران فنلاند، نمایندگانی به مسکو فرستادند تا باب صلح و امضای قراردادی جدید را باز کنند.
فنلاند به طراحی یک سیاست جدید پساجنگ پرداخت تا از تصرفشدن توسط شوروی جلوگیری کند. آن سیاست به خطمشی پاسی کیوی-ککونن معروف بوده که از نام دو نفر از رؤسای جمهور فنلاند اقتباس شده است. آن دو رئیسجمهور معتقد بودند فنلاند نمیتواند انتظار کمک از متحدان غربی داشه باشد و ناچار است همواره از تفکرات رهبران شوروی آگاه بوده و به آنها توجه کند، فنلاند ناگزیر است به طور منظم با مسئولان شوروی مذاکره کند تا از این طریق سایه جنگ را از کشور دور کند.
فنلاند با پذیرش ظاهری خواستههای شوروی خطر شوروی را دفع کرد.
حال به کشور خودمان بازمیگردیم. افزون بر یک سال است که ائتلاف آمریکایی-اسرائیلی با تجاوز به خاک کشورمان جنگی ناجوانمردانه را به ایران تحمیل کرده است. طی این دوران برخلاف انتظار نیروهای متخاصم، رزمندگان و دلاورمردان نیروهای مسلح با تمام قوا در مقابل متجاوزان از کیان کشور دفاع کردند. در کنار رشادتهای نیروهای نظامی، دستگاه سیاسی کشور نیز نبردی سخت را در جبهه دیپلماسی تجربه کرد. هرچند متجاوزان با حمله به ایران طی انجام دو مرحله مذاکره (هم در خرداد 1404 و هم اسفند 1404) چهره زشت و نفرتانگیز خود را نمایان کردند. اما دستگاه دیپلماسی کشور از طریق واسطهها و میانجیها (مانند پاکستان) هرگز میز مذاکره را ترک نکردند. دیپلماتهای کشور میکوشند ضمن احقاق حقوق ملت ایران و مقابله با زیادهخواهی نیروهای متخاصم، شرایط را برای خاتمه جنگ محقق کنند.
جنگ رخدادی بسیار پیچیده است، در بسیاری از نبردهای تاریخ و هم در دوره معاصر (مانند جنگ روسیه و اوکراین) پایان جنگها برخلاف انتظار اولیه بهصورت طولانی و غیرقابل پیشبینی ادامه یافته است. ماشین جنگ مانند ماشینها و دستگاههای برقی (مانند یخچال و کامپیوتر و...) نیست که در اختیار و کنترل شما باشند که هر زمان که اراده کردید با کشیدن آنها از برق، بتوانید ماشین جنگ را از کار بیندازید. جنگها چنان غامض و پیچیدهاند که برای رفع آسیب آنها نمیتوان بهراحتی راه گریزی یافت. در این قبیل موارد میبایست رفتاری سازشگونه را اتخاذ کرد. مذاکرات نوعی رفتار سازشگونه است که برای اتمام جنگ امری حیاتی و ضروری است. به گفته مک کیون در کتاب «اصلگرایی» جراح خوب، جراحی است که کمترین برش چاقو را روی بدن بیمار ایجاد میکند. با این توصیف بهترین دستگاه دیپلماسی آن است که با تیغ دیپلماسی کمترین جراحت از جنگ را برای کشور به ارمغان بیاورد. از این رو با تمام بدعهدیهای نیروهای متجاوز، شاید مذاکره تنها راه عبور از بحران باشد. بنابراین ضروری است حمایت کامل خود را از دستگاه دیپلماسی برای انجام مذاکرات دریغ نکنیم.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.