|

نگاهی به زندگی، میراث و روایت یک قرن حوزه در آینه حیات آیت‌الله شبیری‌زنجانی به مناسبت ارتحال ایشان

مرجع ملجأ

نقش‌آفرینی استاد فقیدمان آیت‌الله‌العظمی سید‌موسی شبیری‌زنجانی در عرصه سیاست و اجتماع، منحصر‌به‌فرد و حساب‌شده بود. او به لحاظ جایگاه مهم حوزوی‌ و مذهبی‌اش، مورد رجوع مقلدانی مختلف‌ از شهری تا روستایی بود، به لحاظ جایگاه مهم علمی و پژوهشی‌اش، مورد ارجاع محققان علوم مختلف دینی و اجتماعی در کتاب‌ها و مقالات‌شان قرار داشت و به لحاظ موقعیت ممتازش به‌عنوان استاد و معتمد بسیاری از مقامات ارشد نظام نیز مورد مراجعه بسیاری از کسانی بود که احساس می‌کردند اجحافی در حق آنان روا شده و از ایشان درخواست وساطت برای رفع آن داشتند.

علی‌اشرف فتحی  - پژوهشگر دین و تاریخ

 

نقش‌آفرینی استاد فقیدمان آیت‌الله‌العظمی سید‌موسی شبیری‌زنجانی در عرصه سیاست و اجتماع، منحصر‌به‌فرد و حساب‌شده بود. او به لحاظ جایگاه مهم حوزوی‌ و مذهبی‌اش، مورد رجوع مقلدانی مختلف‌ از شهری تا روستایی بود، به لحاظ جایگاه مهم علمی و پژوهشی‌اش، مورد ارجاع محققان علوم مختلف دینی و اجتماعی در کتاب‌ها و مقالات‌شان قرار داشت و به لحاظ موقعیت ممتازش به‌عنوان استاد و معتمد بسیاری از مقامات ارشد نظام نیز مورد مراجعه بسیاری از کسانی بود که احساس می‌کردند اجحافی در حق آنان روا شده و از ایشان درخواست وساطت برای رفع آن داشتند. گاهی نیز خود ایشان پیش‌قدم می‌شد و بدون اینکه ستمدیده‌ای از او درخواست کمک کند، در جهت رفع آن و ایجاد آشتی و عفو قدم برمی‌داشت. تلاش‌های او برای رفع حصر از مرحوم آیت‌الله منتظری و میرحسین موسوی و عفو شیخ احمد منتظری و توصیه‌های مکررش به رسیدگی مسئولان نسبت به وضعیت معیشتی مردم، در راستای همین نقش‌آفرینی‌های منحصر‌به‌فرد بود. او که در لسان بسیاری از حوزویان و دوستدارانش با عنوان صمیمانه «آقا موسی» یاد می‌شد، هم در چارچوب سنتی یک فقیه و رجالی طراز اول بود و مورد توجه فقهای بزرگ معاصر و به‌ویژه آیت‌الله‌العظمی سیستانی قرار داشت‌ و هم بسیاری از طیف نوگرای مذهبی جامعه نیز او را به‌عنوان مرجع آشنا به اقتضائات زمانه می‌دانستند. به‌ویژه پس از آنکه دیگر استادمان مرحوم آیت‌الله‌العظمی منتظری، عملا مقلدان خود را به ایشان ارجاع داد، موقعیت مرجعیتی ایشان جدی‌تر شد و ایشان که تا زمان درگذشت آقای منتظری از انتشار کامل رساله عملیه و تأسیس سایت اینترنتی خودداری کرده بود، بیش از قبل به‌عنوان مرجع تقلید مطرح شد، اما باز هم از تأسیس دفتر در شهری جز قم خودداری کرد و عملا از بسیاری از عواملی که دامنه مقلدان و مرجعیت ایشان را توسعه می‌داد، پرهیز داشت.

آیت‌الله فقید اساسا شخصیتی ستیزه‌جو و ستیزه‌خو نبود و سامان امور را در نرم‌خویی، مدارا و شکیبایی جست‌وجو می‌کرد. از همین رو، کسانی که تمشیت یا تغییر امور را به روش‌های رادیکال و قاطع می‌پسندیدند، منش ایشان را قبول نداشتند. با این حال، چنین فاصله و تفاوتی سبب نمی‌شد که از آنها کینه‌ای به دل بگیرد یا در مقام تخاصم و تشدید تنش برآید. حتی وقتی در سال 1397 نامه عتاب‌آلود و توبیخ‌آمیز آیت‌الله محمد یزدی درباره دیدار ایشان با سید‌محمد خاتمی و چند روحانی اصلاح‌طلب منتشر شد و بسیاری توقع داشتند که آقای شبیری هم پاسخ کوبنده‌ای به آن نامه بدهد و البته برخی نیز تلاش داشتند ‌ایشان با پذیرش توبیخ و عتاب آن نامه، از رئیس وقت جامعه مدرسین حوزه علمیه قم عذرخواهی کند، ایشان بار دیگر روش میانه را در پیش گرفت و فقط سکوت کرد؛ چراکه معتقد بود مسائل مهم‌تری در کشور وجود دارد و نباید در مسیر اصلاح امور و بهبود وضعیت مردم حاشیه‌سازی کرد.

همین ویژگی مهم سبب شده بود که ایشان هیچ‌گاه در میانه دعواهای سیاسی قرار نگیرد و همواره موضع پدرانه و خیرخواهانه نسبت به همه داشته باشد. سال 1392 که نسبت به برخی هیئت‌های عزاداری و افراط در عزاداری‌ها هشدار داد، با واکنش‌های تند و توهین‌آمیز برخی روحانیون صاحب‌عنوان مواجه شد که او را متهم به تضعیف دین و مذهب کردند، اما او کوچک‌ترین گلایه‌ای از آنان نکرد.

حتی وقتی در آبان 1396 آشکارا ضمن انتقاد از پرکاری سیاسی طلاب و روحانیون، نسبت به کاهش منزلت اجتماعی روحانیت هشدار داد و از روحانیون خواست در کنار مردم قرار گیرند، واکنش‌های گزنده‌ای از زبان برخی روحانیون صاحب‌منصب و طلاب جوان شنید، اما باز هم در سبیل حقد و کینه نیفتاد و بزرگ‌منشانه از مجادلات حاشیه‌ساز پرهیز کرد.

او عمیقا به نگاه پدرش مرحوم آیت‌الله‌العظمی سید‌احمد زنجانی باور داشت که اسفند 1304 هم‌زمان با آغاز سلطنت پهلوی و فوران امواج تجددخواهانه در جامعه ایران، در رساله‌ای به نام «خیر الامور» از «شاهراه اعتدال» سخن گفته و مذهبی‌ها و لامذهب‌های جامعه را به میانه‌روی و پرهیز از افراط و تفریط فراخوانده بود. شبیریِ پدر در ابتدای این رساله نوشته بود: «غالب مسلمین بین قدیمی مُفرِط و جدیدی مُفَرِّط، شاهراه اعتدال را گم کرده، از حقیقت اسلام دور افتاده‌اند که روح اسلام و مقنّن اسلام از هر دو اینها الیم و مکدر است».

شبیریِ پسر نیز همانند پدر همواره کوشید تا حد امکان از تشدید تقابل میان دین و اقتضائات روزگار نو بپرهیزد و با توسعه مفهوم «بنای عقلا» به عقلانیت معاصر، سنگر دین را در برابر امواج کوبنده مدرنیته تقویت کند.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.