«شاید» و «باید» تصمیمگیری
«ارتباط» عامل ایجاد و لازمه و ضامن بقای جوامع بشری است. بدون این مؤلفه بنیادین که خرد جمعی و منطق تصمیمگیری را میسازد، نه اجتماعات انسانی شکل میگرفت و نه دوام میآورد.
«با شاید که نمیشود تصمیم گرفت. باید قطعی تصمیم گرفت. اما و اگر ندارد و نمیشود با سرنوشت کشور و مردم قمار کرد».
(عباس عراقچی – 28/4/1405 )
«ارتباط» عامل ایجاد و لازمه و ضامن بقای جوامع بشری است. بدون این مؤلفه بنیادین که خرد جمعی و منطق تصمیمگیری را میسازد، نه اجتماعات انسانی شکل میگرفت و نه دوام میآورد. در گذشتههای تاریخی و جهان امروز، کشورهایی مانده و ماندگار شده و آثار تمدنی از خود بر جای نهادهاند و در مسیر ساختن امروز جهان مؤثرند که زنجیره ارتباطی و تعاملی آنها در داخل و خارج مرزهایشان مستحکمتر و گستردهتر بوده است.
از تمدنهای بینالنهرین و جاده ابریشم تا یک کمربند یک راه. از تودرتویی بازارها و مراکز مالی و اقتصادی و کریدورها تا میلیونها کیلومتر فیبر نوری و اینترنت جهانی تا شبکههای عظیم اجتماعی و نهادها و بنیادهای سیاسی و اجتماعی و ورزشی جهانی و ازجمله مهمترین آنها یعنی جام جهانی فوتبال که فینال آن در همین دو روز قبل دل جهانیان را تسخیر کرده بود -بهجز البته شاید دل بسیاری از ایرانیان مضطرب و نگران از آینده خود و سرزمین و درد و رنج مردم عزیز جنوب کشورشان - جز در قالب مفهوم «ارتباط» نمیگنجد. آنچه امروز در ادامه تجاوزگریهای یک سال اخیر بر میهنمان میگذرد، به اعتقاد بسیاری از کارشناسان نهفقط حمله به مراکز نظامی و امنیتی، بلکه قطعکردن «ارتباطات» و فروپاشی نظام و منطق تصمیمگیریهاست. بمباران پلها و مسیرهای مواصلاتی و تأسیسات خدماتی که شریانهای اقتصادی و لجستیکی کشور و پایداری اجتماعیاند و زنجیره تأمین و انتقال کالا (از بنادر جنوبی به سایر نقاط کشور و نیز در مسیر اوراسیا، چین، اروپا و...) بر بستر آنها شکل میگیرد، همه در مسیر کاهش تابآوری اقتصادی و روانی جامعه و افزایش تضادها و شکافهاست. اقتصادی که بیش حدود یکونیم دهه است که جز دو، سه سال زیر فشار تحریمهای بسیار سنگین بینالمللی قرار داشته و شاخصهای اقتصادی آن همچون تورم، رشد اقتصادی، بیکاری، فقر و... مدتهاست به مرز هشدار رسیده است (تورم 88.6 درصدی ماه گذشته و رشد اقتصادی منفی 0.7 درصدی و ایجاد کمتر از یک میلیون شغل خالص در چهار سال اخیر و جمعیت کثیر زیر خط فقر و 87 میلیون نفر کالابرگبگیر و...) اکنون با محاصره و جنگ نیز دستبهگریبان است تا سهگانه تحریم، محاصره و جنگ شکل بگیرد و فشارها و محدودیتها و نااطمینانیها بیش از هر زمان دیگری در تاریخ معاصر بر مردم این سرزمین آوار شود. متوقفکردن این روند خطرناک نیازمند درایت بالا و اتخاذ تصمیمهای سخت است. همچنان که در فرایند انجام تفاهم اخیر شاهد آن بودیم؛ تفاهمی که به اعتقاد کارشناسان، تا 70 درصد به نفع میهن و یک پیروزی برای دیپلماسی کشورمان بود (محاصره دریایی ایران پایان یافت، فروش نفت ایران برای دوره 60روزه از تحریم خارج شد، انتقال درآمدهای حاصل از فروش نفت مجاز شناخته شد و همچنین مقرر شد بخشی از داراییهای مسدودشده ایران آزاد شود- مرعشی 27/4) و طبعا کارشکنیهای بسیاری را برانگیخت. آنچنان که حتی معاون رئیسجمهور آمریکا از «وجود یک کارزار نفوذ خارجی که با هدف شکست مذاکرات ایران و آمریکا تأمین مالی شده است» سخن گفت. سخنی که متأسفانه در داخل به جای استقبال و بهرهبرداری از آن برای احیای این تفاهم (که با چند اشتباه تاکتیکی آمریکاییها با مشکل مواجه شده بود- همان)، با تحلیلهای غریبی مواجه شد: «نباید فریب تفکیکسازی ونس را خورد... کفر آمریکایی همیشه اختلافاتی در منافع دارد ولی آنگاه که مقابل ملتهای دیگر میایستد، وحدتی ایمانی پیدا میکند (ونس، جنگ، مذاکره و اشتباه احتمالی ایرانیان- جوان- 27/4/ 1405). مخالفت با غرب و کفر و ایمانی کردن مناسبات با آمریکا، اگرچه ماجرایی طولانی دارد و مبنای هویتی و ایدئولوژیک یافته، اما در شاید یکی، دو دهه اخیر با گرهخوردن با منفعتهای فردی و گروهی، جریانی ضد توسعه را شکل داده است. جریانی که افزایش هزینههای اقتصادی و سیاسی ناشی از تداوم تنشها کمتر جایی در محاسباتشان دارد و هزینههای لازم برای کسب استقلال و ادامه مقاومت عنوان میشود. درحالیکه ادامه تنشها و شرایط تحریمی و محدودیتهای تجاری، شبکههایی غیررسمی از مفاسد و انحصارات ایجاد میکند که علاوه بر ضربات جبرانناپذیر به اقتصاد ملی و توقف توسعه، منابع ملی را در قالب رانتهایی عظیم به جیب افراد و گروههای خاص سرازیر میکند و نظام حکمرانی را در مقابل جامعه قرار میدهد. این در حالی است که در همین روزهای هرچه محصورترشدن اقتصاد ایران و اوجگیری تنشها و درگیریهای کشورمان با آمریکا، بسط و گسترش تعاملات و ارتباطات اقتصادی کشورهای اطرافمان با این کشور را شاهدیم. سفر نخستوزیر نزدیکترین متحد منطقهای و شاید جهانی ایران یعنی عراق، به واشینگتن و امضای 48 توافق و تفاهمنامه با بزرگترین کمپانیهای آمریکایی ازجمله اکسونموبیل، کیبیآر، شل و هالیبرتون و حتی استارلینک یا بسط همکاری دیگر متحدان منطقهای کشورمان یعنی ترکیه، پاکستان، قطر، عمان و... در همین روزها با آمریکا، جای تأمل و بازنگری در راهبردهای سیاسی و اقتصادی میهنمان با غرب و آمریکا را دارد. مسیری که تاکنون متأسفانه کمتر توفیقی در ایجاد ثبات و رفاه برای شهروندان به بار آورده و تداوم آن میتواند خطراتی جدی برای میهنمان در بر داشته باشد. اگر منفعت افراد و جریانهای در داخل و خارج از کشور در عدم ارتباط و ایجاد شاید و اما و اگر و بنبست در تصمیمگیری برای بهبود مناسبات داخلی (تضاد حکومت و مردم و فروپاشی اجتماعی) و روابط خارجی و بینالمللی است، منافع ملی در ارتقای خرد جمعی و کاهش تضادها و ارتباط است. ارتباطی که زنجیرهای از تأمین و تضمین آزادیها و حق انتخاب شهروندان و اصلاح رابطه نظام حکمرانی با جامعه تا بهبود روابط با همسایگان و قدرتها و قطبهای سیاسی و اقتصادی و نهادهای بینالمللی را در بر میگیرد و اراده سیاسی لازم برای صلحی شرافتمندانه و آشتی و انسجام ملی را فراهم میآورد: «اینک بیش و پیش از هر چیز مردم بهخصوص نظام حکمرانی باید به اصلاح ایران و ملت با همه تفاوتها و تنوعهایش بیندیشد و مراقب باشند که فرصتهای ارزنده توافق از دست نرود و خدای ناخواسته به تهدید مبدل نشود، امری که با کمال تأسف بارها در گذشته شاهد موارد مشابه آن بودیم» (سیدمحمد خاتمی، 23/4/1405).
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.