|

نفرت‌‌تان را بر پیکر اسطوره‌ها نریزید

باید ترسید از آنهایی که از ناآگاهی جماعت استفاده می‌کنند تا سنگ خود را به سینه بزنند. این نفرت درونی از کجا این چنین سیراب شده است که به خود اجازه می‌دهد، اسطوره ها را لگدمال کند؟ وای بر این سقوط اخلاق.

نفرت‌‌تان را بر پیکر اسطوره‌ها نریزید

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

«سگ‌های هلال احمر را دیدی؟»

«بله»

«به نظر تو در دنیا کی از سگ‌های هلال احمر کی نجس‌تره؟»

«هر چی سلبریتی خائن و وطن فروش، مثل علی دایی»

این ادبیات سخیف را مجری هیجان‌زده در خیابان‌های شهر شب هنگام در دهان یک مخاطب هاج و واج قرار می‌دهد. سبک کار جعبه جادوی ملی! تخریب چهره‌های مردمی؛ مخدوش کردن هویت و گذشته کسانی که در سال‌های اخیر و در بحبوحه سختی‌ها و رنج‌ها کنار مردم ایستاده‌اند. این سبک و سیاق کسانی است که در خیال خام خود، با راه رفتن از روی اسم‌ها و نام‌ها برای خود اسم و رسمی به هم بزنند. رویه اشتباهی که سال‌هاست تکرار می‌شود و بارها نام بزرگان ورزش ما با تلخی به زبان آمده است. کافی است برنامه‌های ورزشی تلویزیون را نگاه کنید. به جز خرد کردن این چهره‌ها محتوای دیگری ندارند. عجیب نیست که یک رسانه عریض و طویل به نام صداوسیما با ریزش میلیونی مخاطبان خود مواجه شده است. دلواپس نباشید که مردم به جای دیدن شما، با کانال تلویزیون بازی می‌کنند و تارنمای دیگری را می‌بینند. هر چند که آن محتوا هم مثل شما جهت‌دار است. دریغ از اینکه کسی دلش برای مردم بسوزد.

گزارشگر تلویزیون که بین مردم چرخیده تا یک فرد ساده و ناآگاه را برای تکرار حرف‌های خودش و مدیرانش پیدا کند، امروز با اسم «علی دایی» بازی و او را با حیوانات مقایسه می‌کند. اصلا نمی‌داند این توزیع نفرت به جز به نمایش گذاشتن عقده‌های چرکین درونی ماحصل دیگری ندارد. فرض کنید علی دایی را حذف کردید، با رسول خادم چه می‌کنید؟ او که در سکوت خودرو شخصی‌اش را فروخته تا به زخم زندگی درمانده دیگری بزند. عظمت و ابهت خادم را چطور خواهید شکست؟ او تا به امروز بی‌نصیب از زخم زبان‌های رئیس فدراسیون کشتی نبوده، بارها مجریان ورزشی سعی کرده‌اند بر آن پیکری که زخم ملتی را به دوش می‌کشد، خط بیندازند. اما این کار شدنی نیست. در این روزهای سخت و درد، در این وانفسایی که نمی‌دانیم و نمی‌توانیم فردا و فرداها را پیش‌بینی کنیم، با این مصاحبه‌ها و صحبت‌ها نمک روی زخم نپاشید. ما روح و جسم‌مان درد می‌کند، دغدغه معیشت و زندگی کمرمان را خم کرده است، حداقل شما کمتر ما را بسوزانید. اتفاقا در این زمانه ما به بودن دایی‌ها و خادم‌ها دلگرم هستیم. وقتی دستمان از گرفتن کوتاه است، کسانی هستند که مخفیانه و بی‌سر و صدا و بدون صدها دوربین و عکاس اختصاصی به جای همه کمر همت به آبادی بسته‌اند.

بعد از اینکه صحبت‌های سروش رفیعی را هر طور که دوست داشتید تعبیر کردید و احتمالا فراری‌اش داده‌اید، دلسرد کردن کسانی که مردم دوستشان دارند و به نیکی از آنها یاد می‌کنند، کار شنیعی است. باید ترسید از آنهایی که از ناآگاهی جماعت استفاده می‌کنند تا سنگ خود را به سینه بزنند. این نفرت درونی از کجا این چنین سیراب شده است که به خود اجازه می‌دهد، اسطوره ها را لگدمال کند؟ وای بر این سقوط اخلاق.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.