گزارش جدید مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد:
شکافِ دیجیتالی در مجلس
گزارش تأکید میکند فناوریهای اطلاعات و ارتباطات میتوانند مجلس را شفافتر و پاسخگوتر کنند، اما در عمل، نه فقط در ایران بلکه در بسیاری از پارلمانها، این ظرفیتها هنوز بالفعل نشدهاند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
در ادبیات رسمی، «تحول دیجیتال» حالا به یکی از کلیدواژههای محبوب سیاستگذاری تبدیل شده؛ راهحلی برای نوسازی ساختارهای فرسوده، از جمله نظام قانونگذاری. اما وقتی پای واقعیت به میان میآید، فاصله نهادهای مختلف ایران از جمله مجلس با این تصویر، چیزی بیش از یک عقبماندگی فنی است. گزارش تازهای از مرکز پژوهشهای مجلس با عنوان «پارلمان الکترونیکی و دیجیتال» ناخواسته نشان میدهد آنچه از آن بهعنوان پارلمان دیجیتال یاد میشود، هنوز بیشتر در سطح ایده باقی مانده تا یک پروژه اجرایی.
این گزارش، در ظاهر، روایتی امیدوارکننده از آیندهای ارائه میدهد که در آن فناوری به قلب فرآیند قانونگذاری نفوذ کرده؛ جایی که شفافیت بیشتر است، کارایی بالاتر میرود و رابطه میان شهروند و نهاد قانونگذار بازتعریف میشود. اما در لایه زیرین همین روایت، نشانههای روشنی از یک شکاف قدیمی دیده میشود: فاصله میان آنچه در سطح سیاستگذاری گفته میشود و آنچه در عمل پیش میرود.
گزارش تأکید میکند فناوریهای اطلاعات و ارتباطات میتوانند مجلس را شفافتر و پاسخگوتر کنند، اما در عمل، نه فقط در ایران بلکه در بسیاری از پارلمانها، این ظرفیتها هنوز بالفعل نشدهاند. در ایران، این فاصله پررنگتر است؛ جایی که سیاستگذاری از داده، هوش مصنوعی و مشارکت دیجیتال حرف میزند، اما اجرا همچنان درگیر مسائل ابتداییتری مثل تبادل داده و نبود زیرساختهای یکپارچه است.
در این میان، خود مفهوم «پارلمان دیجیتال» هم در گزارش بهدرستی از یک برداشت سطحی فاصله میگیرد. قرار نیست مجلس صرفاً نسخه آنلاینشدهای از وضعیت فعلی باشد. پارلمان دیجیتال، مرحلهای فراتر از «الکترونیکی شدن» است؛ جایی که فناوری در دل تصمیمسازی قرار میگیرد و نسبت میان نماینده، دولت و شهروند را تغییر میدهد.
مرکز پژوهشها برای رسیدن به این وضعیت، چهار محور کلیدی را برجسته میکند: شفافیت، دسترسیپذیری، امنیت و مشارکت شهروندی. چهار مفهومی که در سطح نظری کمچالش به نظر میرسند، اما در اجرا هر کدام به یک گره تبدیل میشوند. شفافیت بدون انتشار دادههای واقعی بیمعناست؛ دسترسیپذیری بدون زیرساخت یکپارچه شکل نمیگیرد؛ امنیت بدون حکمرانی داده شکننده است و مشارکت شهروندی بدون بسترهای واقعی تعامل، در حد شعار باقی میماند.
در بخش دیگری از گزارش، به نقش فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی، پردازش زبان طبیعی و رایانش ابری اشاره شده؛ ابزارهایی که میتوانند از مدیریت اسناد تا تحلیل دادههای قانونگذاری را متحول کنند. با این حال، خود گزارش بهطور ضمنی تأکید میکند که فناوری، راهحل مستقل نیست. بدون سیاستگذاری دقیق در حوزه داده، بدون چارچوبهای نظارتی روشن و بدون تعریف مشخص از مسئولیتها، همین ابزارها میتوانند بهجای حل مسئله، بر پیچیدگیها بیفزایند.