گروه تاریخ خانه اندیشمندان علوم انسانی با همکاری مجتمع فرهنگی آیتالله طالقانی برگزار کرد
بازگشت به طالقانی؛ روایتی از آزادی، گفتوگو و حاکمیت مردم
گروه تاریخ خانه اندیشمندان علوم انسانی با همکاری مجتمع فرهنگی آیتالله طالقانی، به مناسبت چهل و هفتمین سال درگذشت آیتالله سید محمود طالقانی، نشستی با عنوان «میراث طالقانی و جهان امروز» در کتابخانه ملی ایران برگزار کرد. محمدتقی فاضل میبدی، هادی خانیکی و هاشم آقاجری در این نشست، از سه منظر اصلاح دینی، گفتوگو و تاریخ سیاسی معاصر، میراث طالقانی و نسبت آن با مسائل امروز ایران را بازخوانی کردند.
طالقانی؛ مبارزه همزمان با ظلم و ظلمت
محمدتقی فاضل میبدی طالقانی را پیش از هر چیز روحانی ای اصلاحگر دانست که هم با ستم سیاسی و هم با جهل و خرافه مبارزه میکرد. به روایت او، طالقانی در حوزه با دو مسئله روبهرو بود: انجماد و نادانی، و فاصله گرفتن حوزه و جامعه از فرهنگ واقعی اسلام و قرآن. از همین رو، احیای «تنبیه الامه و تنزیه المله» نائینی برای او صرفاً کاری تاریخی نبود؛ «تنبیه الامه» به معنای آگاه کردن مردم از حقوق خود و «تنزیه المله» به معنای زدودن خرافات از دین بود. میبدی طالقانی را «سمبل مبارزه با ظلم و ظلمت» توصیف کرد و گفت در نگاه او، جهل ستیزی و ظلم ستیزی بر کفرستیزی تقدم داشت.
یکی از محورهای اصلی سخنان میبدی، هشدار طالقانی درباره «استبداد دینی» بود. او گفت طالقانی سالها پیش از انقلاب، با بازخوانی نائینی نسبت به این موضوع حساس بود و در آخرین سخنانش نیز از خودرأیی، تحمیل عقیده و «استبداد زیر پرده دین» هشدار داد. میبدی همچنین تأکید کرد بازگشت به طالقانی به معنای مقدس سازی او نیست؛ شخصیت های تاریخی باید در ظرف زمان خود شناخته و نقد شوند، نه آنکه یا آسمانی و غیرقابل نقد شوند یا با تخریب از تاریخ حذف شوند.
میبدی برای نشان دادن وجه حقوقی و انسانی این میراث، به اعتراض طالقانی به اعدام های نخستین ماه های پس از انقلاب اشاره کرد؛ اعتراضی مبتنی بر ضرورت بررسی آرام پرونده، اثبات اتهام، رعایت قانون و حق برخورداری از وکیل. او همچنین واکنش طالقانی به تعرض به مراکز تن فروشی را یادآور شد: طالقانی این زنان را قربانیان یک نظام فاسد میدانست و بر مصونیت آنان از تعرض، کرامت انسانی و فراهم کردن امکان بازگشتشان به جامعه تأکید داشت. در جمع بندی میبدی، طالقانی روحانی ای جهل ستیز، ظلم ستیز و خرافه ستیز بود که همزمان بر قانون، حقوق مردم و کرامت انسان پافشاری میکرد.
گفتوگو در عصر فروبستگی
هادی خانیکی بازخوانی طالقانی را بر سه گانه «بینش، منش و روش گفتوگو» بنا کرد. از نظر او، طالقانی در مواجهه با دیگری با «احکام از پیش صادرشده» وارد نمیشد و حتی در گفتوگو با مارکسیستها امکان تفاهم را باز نگه میداشت. خانیکی زندگی او را نمونه تبدیل «رنج مداوم» به «امید نامیرا» دانست؛ شخصیتی که با وجود زندان، تبعید و فشار، امید را از دست نداد و حتی در موضع انتقاد نیز راه گفتوگو را نبست.
خانیکی این میراث را به بحران امروز پیوند زد و جامعه ایران را گرفتار «اختلال حاد ارتباطی»، دوقطبی های فهم، مونولوگ و فرسایش سرمایه اجتماعی توصیف کرد. به گفته او، جامعه تجربه های مشترک رنج فراوان دارد، اما زبان تبدیل این رنج به امید و افق مشترک دچار لکنت شده است. از همین منظر، بازخوانی طالقانی نباید نوستالژی باشد، بلکه میتواند بخشی از «سیاست حافظه» باشد؛ تلاشی برای مقابله با فراموشی، روایت های گزینشی و گسست نسلی.
او دو آسیب را «کج خوانی تاریخ» و «لج خوانی تاریخ» نامید: اولی شخصیت چندبعدی طالقانی را در روایت رسمی به چهرهای تک بعدی تقلیل میدهد و دومی، از سر خشم نسبت به وضعیت امروز، کل نسل گذشته را یکسره محکوم میکند. راه جایگزین از نظر خانیکی، بازگشت به متن مستند تاریخ و ساختن روایتی پیوسته از طالقانی است؛ «انقلابی اهل مدارا» و «مذهبی اهل پذیرش دیگری» که حتی از حقوق مخالفان خود دفاع میکرد.
در سه گانه خانیکی، «بینش» طالقانی بر فهم رحمانی و انسان مدار از دین و انقلاب استوار بود؛ «منش» او نمونه سیاست اخلاقی بود که دیگری متفاوت را دشمن حذف شدنی نمیدید؛ و «روش» او مدنی، جامعه محور و مبتنی بر خرد جمعی و شورا بود. طالقانی در این روایت میان حوزه و دانشگاه، سنت و نواندیشی، مذهبی و غیرمذهبی و نسلها نقش میانجی داشت. پیام پایانی خانیکی این بود که گفتوگو دقیقاً زمانی فضیلت میشود که شرایط گفتوگو دشوار و بسته است.
طالقانی؛ «روح انقلاب» و حاکمیت مردم
هاشم آقاجری طالقانی را در چارچوبی تاریخی تر قرار داد و او را «چکیده انقلاب دموکراتیک ایران» و «روح انقلاب ۵۷» نامید. از نظر او، جامعه ایران از مشروطه وارد تجربهای حدوداً ۱۲۰ ساله برای دستیابی به حق تعیین سرنوشت شده؛ تجربهای علیه استبداد داخلی و استعمار خارجی که هنوز به غایت خود نرسیده است. آقاجری سه انحراف اصلی در این مسیر برشمرد: کودتای ۱۲۹۹، کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و آنچه «بیراهه سوم» مینامد.
در این روایت، احیای کتاب نائینی توسط طالقانی حلقهای از مبارزه تاریخی با استبداد و آگاهی بخشی به مردم است. آقاجری میان «رهبری انقلاب» و «روح انقلاب» تمایز گذاشت و گفت اگرچه آیتالله خمینی رهبر بلامنازع انقلاب بود، روح دموکراتیک آن در طالقانی تجسم داشت. به باور او، اندیشه سیاسی طالقانی از مشروطه خواهی عبور کرده و به تأکید بر حاکمیت جمهور مردم و «جمهوری دموکراتیک شورایی» رسیده بود؛ شورایی که معنای آن فراتر از شوراهای شهری بعدی و متکی بر مشارکت واقعی مردم در قدرت بود.
آقاجری وجه عملی طالقانی را نیز برجسته کرد: او فقط سخنگوی مردم نبود، بلکه «با مردم» بود و آزادی، برابری و نفی تبعیض را جدی میگرفت. دگرپذیری او به گونهای بود که دیندار و بی دین، باحجاب و بی حجاب و گروه های مختلف اجتماعی را در بر میگرفت. در نگاه آقاجری، اسلام طالقانی نیز اسلامی معطوف به «رهایی انسان» بود؛ اسلامی که ارزش خود را در نسبت با آزادی، تکامل و کرامت انسان نشان میدهد.
آقاجری هم استبداد داخلی و هم فشار و حمله خارجی را رد کرد و تأکید داشت سرنوشت مردم ایران باید به دست خود آنان تعیین شود. راه پیشنهادی او «احضار روح طالقانی» بود؛ نه بازگشت نوستالژیک به یک شخص، بلکه تجدید عهد با مجموعهای از اصول: حاکمیت مردم، آزادی، برابری، شورا، عدالت، نفی تبعیض، پذیرش دیگری، عقلانیت، ایران دوستی و مبارزه با استبداد و استعمار.
میراث مشترک سه روایت
با وجود تفاوت زاویه سه سخنران، نقطه مشترک آنها تصویری از طالقانی است که اهمیتش به گذشته محدود نمیشود. در روایت میبدی، او مصلحی دینی و مدافع قانون و کرامت انسان است؛ در روایت خانیکی، الگویی برای گفتوگو، مدارا و سیاست اخلاقی در شرایط انسداد؛ و در روایت آقاجری، نماینده تاریخی حاکمیت مردم، آزادی، برابری و شورا. حاصل این سه خوانش، دعوت به بازگشت انتقادی و غیرنوستالژیک به طالقانی است: بازگشتی برای پرسیدن اینکه چگونه میتوان در جامعه امروز، همزمان با جهل، تبعیض و حذف دیگری مقابله کرد و راه گفتوگو، امید و مشارکت مردم را باز نگه داشت.


برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.