|

با حمله به بدنام، یک بدنامی و کلی پشیمانی سهم‌تان خواهد شد

باورنکردنی و تاسف‌بار است که چگونه یک گروه کوچک حتی در ملتهب‌ترین روزهای ایران از میل به دوقطبی‌سازی دست برنمی‌دارند و تقریبا در تمامی حوزه‌ها شهوت تک‌صدایی دارند.

با حمله به بدنام، یک بدنامی و کلی پشیمانی سهم‌تان خواهد شد

باورنکردنی و تاسف‌بار است که چگونه یک گروه کوچک حتی در ملتهب‌ترین روزهای ایران از میل به دوقطبی‌سازی دست برنمی‌دارند و تقریبا در تمامی حوزه‌ها شهوت تک‌صدایی دارند. 

 

چه لذتی از ناامید کردن مردم می‌برید؟

 ماجرا اما از این قرار است که در روزهای ایدئولوژی‌زده صداوسیما یک سریال موفق شده از زیر آوار تهدید و توقیف سر بلند کند و مخاطب خودش را پیدا کند. یک بار دیگر حامد عنقا رگ خواب مخاطب را پیدا کرده و این بار با "بدنام" داستانی را تعریف می‌کند که در کانون آن نقد یک حاجی متصل خودنمایی می‌کند. حاج ابراهیم که از تزویر و ریا چیزی کم ندارد و اتفاقا کسانی را نمایندگی می‌کند که حالا مروجان اصلی دوقطبی‌سازی و ناامید کردن مردم هستند. این‌ها همان‌ها هستند که تیم مذاکره‌کننده ایران را با اسم رمز لوبیای سحرآمیز در سایت رجانیوز تحت فشار گذاشته‌اند و سایه جنگ را بالای سر کشور حفظ کرده‌اند. در واقع گروه مورد اشاره در فضای سال ۹۲ هستند و در سایتی به مدیریت "یک میثم" دائما تلاش می‌کنند قالیباف و تلاش برای مذاکره را عقیم کنند، از طرفی کارگزاران فرهنگی همین گروه با پرچمداری میثم کریمی در آن‌مدیا مقابل عنقا می‌نشینند و از بغض پرمخاطب شدن سریال بدنام به مهمل‌بافی رو می‌آورند تا حدی که امیر قادری(منتقد حاضر در آن برنامه) از جنس سوالات میثم کریمی آشفته و کلافه می‌شود. مجری از عنقا که آثارش نماد و تجسم ارزش‌مداری است، می‌پرسد: "سریال را می‌شود با خانواده دید؟" احتمالا یا معنی خانواده را نمی‌داند و یا معنی سریال را.

همه می‌دانیم که در همین روزهای قطعی اینترنت، مخاطبان ایرانی به هر ضرب و زوری که شده راه‌های دسترسی به سریال‌های روز دنیا را پیدا کرده‌اند، حالا در چنین شرایطی یکی پیدا شده زبان روز داستانگویی را بلد است و اتفاقا کاملا منطبق و مطابق بر ارزش‌ها سریال می‌سازد. چه اشکالی دارد این مردم اضطراب و هراس یک ساعت با یک کار امن سرگرم شوند؟ والا اگر سریال‌ خارجی هم ببینند هزار انگ و برچسب را باید تحمل کنند، مگر نمی‌گویند و نمی‌گویید تولید داخل؟ خب این هم تولید داخل.

نکند چون انحصار صداوسیما شکسته شده، این‌گونه مقابل دوربین بازجویی می‌کنید، نکند که چون کارنامه "آقای جیم" پر از تک‌ماده شده، دلواپس طبقه اجتماعی کاراکترهای سریال بدنام شده‌اید؟ ناخودآگاه کاسبان تحریم را به خاطرمان می‌آورید که هر وقت در تمام این سال‌ها صحبت مذاکره شد، حالشان بد شد. انحصارطلبی صداوسیما، فرصت‌طلبی کاسبان تحریم، ماندن در دوقطبی انتخابات ۹۲(جلیلی_قالیباف) همه این منازعات انگار از یک آبشخور فکری تغذیه می‌کنند، می‌بینید حتی سریال تماشا کردن هم در این روزها و در این جغرافیا چقدر بیهوده سیاست‌زده و آلوده شده است؟

می‌دونم که می‌دونی، عزیزم فردا پشیمون میشی!

این بخشی از یک ترانه محبوب و معروف عامه‌پسند است، عامه‌پسند نه به معنای منفی. اتفاقا در همین ترانه و قبل این مصرع صحبت از عشق است، همان چیزی که موتور محرک داستان '"بدنام" است. سریالی که دوست و دشمن تایید می‌کنند که در این هفته‌ها پرمخاطب‌ترین سریال ایرانی است. دنبال قاتل بروسلی نباشید، بدنام مثل همین ترانه‌ای که به آن اشاره شد، ظاهری ساده اما در عین حال سهل و ممتنع دارد، سرشار از عشق و شور زندگی است. تقریبا تمام آثار محبوب مردم سرشار از همین آیتم‌های مورد اشاره است. حتی آثار سینمایی سال‌های دور که با برچسب غیراخلاقی رانده میشد هم مملو از اشارات اخلاقی در جهت میل به زندگی بود. هیچ جریان فرهنگی‌ای با دل سیاه و چرکین، با بغض و نفرت در این مملکت ماندگار نشده است. همدلی چیز قشنگی است. در ضمن تمکن هم چیز بدی نیست. گفته بودند که فقر از هر دری وارد شود، ایمان از آن در دیگر خارج می‌شود. پس تلاش نکنید با تظاهر به ساده‌زیستی گفتمان کوییک ضدگلوله را احیا کنید! تاریخ گواه می‌دهد که مردم اینجا راه زندگی را پیدا می‌کنند و تنها پشیمانی‌اش برای شما می‌ماند!

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.