به بهانه درگذشت سعید پیردوست؛
مرد دلنشین خاطرات ما
علیرضا پیردوست که در میان مخاطبین و همکارانش با نام سعید پیردوست شناخته میشد اگر چه در دهه هشتاد خورشیدی و با نقشآفرینی در تعدادی از بهترین ساختههای تلویزیونی مهران مدیری در میان عموم بینندگان به شهرت رسید اما پیشینهای بیشتر و پیشتر از اینها داشت.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
مازیار معاونی در یادداشتی نوشت: علیرضا پیردوست که در میان مخاطبین و همکارانش با نام سعید پیردوست شناخته میشد اگر چه در دهه هشتاد خورشیدی و با نقشآفرینی در تعدادی از بهترین ساختههای تلویزیونی مهران مدیری در میان عموم بینندگان به شهرت رسید اما پیشینهای بیشتر و پیشتر از اینها داشت.
علاقهمندان جدیتر سینما برای اولین بار در سال ۱۳۵۲ خورشیدی و زمانی که پیرمرد دوستداشتنی خاطرات ما تنها سیویک سال سن داشت او را در نقش کوتاه «قهوهچی» در فیلم نه چندان ماندگار «خاک» ساخته مسعود کیمیایی به خاطر میآورند که برای نخستینبار در برابر دوربین ایستاده بود آن هم در برابر دوربین کسی که در عین جوانی، پخته و کاربلد بود و در کنار دو سه نام دیگر موج نوی سینمای ایران را آغاز کرده بود.
پیردوست درست مانند بسیاری از دیگر بازیگرانی که با ایفای نقشهای کوتاه در سینمای کیمیایی ماندگار شدند برای سیوهفت سال در کنار این کارگردان پرآوازه بود و در آثارش نقشآفرینی میکرد از فیلمهای مشهوری همچون «گوزنها» گرفته تا «تیغ و ابریشم»، «سرب»، «دندان مار»، «گروهبان» و بسیاری از دیگر آثار دهههای نزدیکتری همچون «حکم»، «قاتل اهلی» و «خائنکشی». پیردوست در هیچکدام از این آثار بازیگر نقشهای اصلی نبود و فیزیک چهره، قامت و کلیت پرسونایی هم که ارائه میداد چندان با ایفای نقش اول فیلمهای سینمایی بهویژه سینمایی که مسعود کیمیایی میپسندید همسو نبود با این همه در اکثریت مواقع پیردوست بود و انگار او به عنوان یکی از شناسههای ثابت سینمای کیمایی به جای آورده میشد.
این بازیگر خاطرهانگیز پیش از شروع همکاری با مهران مدیری، برای چند سالی علاوه بر کیمیایی، مورد توجه سیروس الوند فیلمساز مطرح سینمای تجاری قرار گرفت و در تعدادی از ساختههای دهههای هفتاد و هشتاد او حضور داشت از «هتل کارتن» گرفته تا «دستهای آلوده»، «مزاحم»، «برگ برنده» و «رستگاری در هشت و بیست دقیقه». تماشاگران سالهای دورتر سینمای ایران بیتردید بازی او در فیلم دوستداشتنی «دستهای آلوده/ ۱۳۷۸» را به خاطر دارند که در نقش پدر دختر نقش اول داستان (با بازی زندهیاد عسل بدیعی) به داماد آیندهاش (با بازی ابوالفضل پورعرب) شک داشت و برای او به اصطلاح عامیانه «بِپا» استخدام کرده بود. اما حضورهای تلویزیونی پیردوست بود که او را برای میلیونها مخاطب آن روزهای تلویزیون که هنوز به وضعیت کممخاطبی سالهای اخیرش نیفتاده بود محبوب و خاطرهانگیز کرد، اگر چه این بازیگر از اوایل دهه هفتاد در سریالهای تلویزیونی متعددی بازی کرد بود که مجموعهسازان مختلفی سازندهاش بودند اما شاید به جز نقش رئیس کلانتری بازار در فصل اول سریال کاراگاه علوی (۱۳۷۵) آنچنان مورد توجه قرار نگرفته بود و با بازی در نقش رئیس شرکت در سریال «پاورچین/ ۱۳۸۱» ساخته مهران مدیری بود که پیردوست در شصتودو سالگی درخشید و بیش از پیش دیده شد، چهره بامزه، قریحه طنز و بدهبستانهای درست و بهقولی درآمده میان او و دیگر بازیگران سریال بهویژه سکانسهای معروف پاچهخواری او توسط فرهاد (مهران مدیری) و داوود (سید جواد رضویان) پیردوست را برای همیشه با نقش «آقای رئیس» در حافظه نمایشی مخاطبین تلویزیون تثبیت کرد.
نقشی ماندگار که حتی بازی در آثار بعدی مدیری و دیگر مجموعهها و تلهفیلمهایی که تا آخر عمر هنریاش ایفا کرد از اهمیت آن نکاست و او همچنان برای بینندگان تلویزیونی «رئیس دوست داشتنی شرکت» بود که با مختصری کدورت از حقوق کارمندانش کم میکرد و با اندکی پاچهخواری برایشان تشویقی مینوشت. یادش ماندگار.
آخرین اخبار فرهنگ و هنر را از طریق این لینک پیگیری کنید.