خسروپناه: قریب به اتفاق بانوانی که کشف حجاب کردهاند لجاجتی با حاکمیت ندارند / برهنگی دیگر سبک زندگی نیست
خسروپناه اظهار کرد: قریب به اتفاق بانوانی که کشف حجاب کردهاند، هیچ لجاجتی با نظام و حاکمیت ندارند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
حجت الاسلام والمسلمین دکتر خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی می گوید در مسئله حجاب، با اقدامات انتظامی و سلبی درست نمی شود. در این موضوع به جای جرمانگاری، باید به سمت تخلفانگاری حرکت کنیم.
بخشهای مهم گفتوگوی او را میخوانید؛
* بعد از این که بر سر لایحه عفاف و حجاب میان مجلس و دولت اختلافنظر پیش آمد و قانون ابلاغ نشد، رهبر شهید، پرونده را به شورای عالی امنیت ملی ارجاع دادند و در نتیجه سایر شوراها منعی برای ورود ساختاری داشتند. البته شورای عالی انقلاب فرهنگی پیشتر تمامی سیاستهای کلان را تصویب و ابلاغ کرده بود و هیچ خلاء سیاستی وجود نداشت. راهبری و هدایت این حوزه نیز قانوناً به وزارت کشور محول شد، نه اجرای مستقیم؛ زیرا شورا ابزار اجرایی، بودجه میدانی یا نیروی عملیاتی ندارد. در عین حال، اگرچه لازم نبود و فقط با ۷-۸ بند و ماده جدید، کار قانون جمع می شد اما مجلس ۱.۵ سال وقت گذاشت و متنی با ۷۴ یا ۷۵ ماده تدوین کردند که واقعا نیازی نبود و خب البته انجام شد و ان شاء ا... تلاششان مقبول باشد.
*پس از این که کار به شورای عالی امنیت ملی ارجاع شد، این شورا اقداماتی را صورت داد از جمله این که آن ها مواجهه مستقیم با مردم را در مسئله حجاب حذف کردند و با مواردی همچون ارسال پیامک به متخلفان پیگیری شد که به نظر اثرگذار و موفق هم بود.
*ما باید مرز روشنی میان سبک زندگی و برهنگی سازمانیافته ترسیم کنیم. آخرین پژوهشها و پیمایشهای میدانی ما نشان میدهد قریب به اتفاق بانوانی که کشف حجاب کردهاند، هیچ لجاجتی با نظام و حاکمیت ندارند. این ناشی از زیستجهان و تحول در سبک زندگی فردی آنهاست. مواجهه با این بخش از جامعه، کاملاً معرفتی، اقناعی و از جنس تعامل فرهنگی است. حتی گاهی بانوانی که پوشش متفاوتی دارند به خود بنده مراجعه میکنند و با دغدغه میگویند که ما شهید دادهایم و چرا جلوی برخی وضعیتهای زننده گرفته نمیشود. در مقابل، عدهای به صورت نیمهبرهنه یا برهنه وارد معابر میشوند؛ این دیگر سبک زندگی نیست، بلکه حرکتی هدفمند برای ضربه زدن به هویت ایرانی و اسلامی است و حاکمیت نباید در برابر این جریان سازمانیافته بیتفاوت بماند.
*اگر یک قرارگاه ملی حکیمانه تشکیل شود و از ظرفیت فضلای مؤمن و دانشگاهیان متخصص در جامعهشناسی و روانشناسی استفاده کنیم، کار با موفقیت پیش میرود. کسی که در خیابان بیهوش میشود، اطرافیان با نیت خیر دور او جمع میشوند اما اگر تخصص پزشکی نداشته باشند ممکن است با حرکتی اشتباه جان بیمار را به خطر بیندازند.
یعنی معتقدم نیاز به یک قرارگاه ملی بر اساس اقدامات علمی است. البته ما الان، هنوز در حال جنگیم. بنابراین خیلی تصمیمها باید حکیمانه و دقیق باشد. در حل این مسئله نباید عجله کنیم چون با عجله و بدون کار علمی، نتیجه مطلوب و موفق نخواهد بود.
*بنده از ابتدا کاملاً مخالف ورود مستقیم نیروی انتظامی و رفتارهایی نظیر ونهای گشت ارشاد بودهام و این نگاه در میان اکثر اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی هم در دولت قبل و هم در دولت فعلی وجود دارد. نیروی انتظامی مظلوم ما اکنون روزانه در حال تقدیم شهید برای امنیت کشور است و بیش از دو هزار ماموریت برای این مجموعه تعریف شده است. دستگاههای اجرایی نباید کمکاریهای خود را به دوش پلیس بیندازند؛ پلیس تخصص کافی در همه حوزه ها را ندارد. ما باید به جای جرمانگاری، به سمت تخلفانگاری حرکت کنیم و از ابزارهای هوشمند و بازدارنده مانند تذکرهای پیامکی بهره بگیریم. همچنین اصلاح را باید به صورت مرحلهای از ادارات و دستگاههای دولتی آغاز کرد، سپس به شرکتهای خصولتی و نیمهدولتی برد و در نهایت به بخشهای عمومی و خصوصی تسری داد.
* درخصوص مسئله عفاف و حجاب در محیط دانشگاهها جلسات متعددی با حضور وزرا و صاحبنظران داشتیم و تدابیر خوبی نیز تدوین شده است. وزیر علوم منشوری را تدوین کرده و بنا شد این منشور به صورت رسمی به روسای دانشگاهها ابلاغ شود و خود دانشگاهها با مدیریت داخلی کار را جلو ببرند. واگذاری مدیریت مسائل دانشگاه به دستگاههای خارج از محیط دانشگاه، منحل کردن مسئله است نه حل کردن آن. بله، اگر عوامل نفوذی و سازمانیافتهای وجود دارند که اساتید یا دانشجویان را تحریک میکنند، وظیفه نهادهای مسئول است که بیرون از محیط دانشگاه آنها را شناسایی و با آن ها مطابق قانون برخورد کنند، اما محیط داخل دانشگاه باید بر اساس تدابیر علمی و دانشگاهی مدیریت شود.
*آمار افت مخاطب و عدد ۶۰-۷۰ درصد که از صدا و سیما بهره نمی برند گزارش درستی است، اما تحلیل آن الزاماً به معنای قهر مردم نیست. بخش اعظم این پدیده، ناشی از مهاجرت عمومی جامعه به پلتفرمهای نوین دیجیتال و فضای مجازی است.
*لازمه حفظ و جذب مخاطب در رسانه ملی، انصاف و اعتدال و حق گرایی است. مردم با هوش و فهیم هستند؛ اگر احساس کنند صداوسیما تریبون یک برش از یک جریان سیاسی است یا صرفاً روابط عمومی دولتهاست و یا برعکس، مخالفت غیرمنصفانه میکند، آن را پس میزنند. شخصا به عنوان یک چهره فرهنگی، نه دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، نمی پسندم که صدا و سیما، تریبون یک جریان خاص باشد. من احساس می کنم، صدا وسیمای فعلی می تواند با حکمرانی منصفانه، درصدی از مخاطبان خود را افزایش دهد، اما این که انتظار مخاطب خیلی زیاد داشته باشیم، نه، این اتفاق نخواهد افتاد.
*شبکه چهار که باید کرسی آزاداندیشی نخبگانی باشد، محدود به ۵ یا ۶ چهره و حرف های تکراری با یک خط فکری خاص شده و این باعث دلزدگی جامعه دانشگاهی و نخبگان است. شبکه چهار را در شأن نخبگان کشور نمیدانم.
*برخی برنامهها مثل برنامه «به وقت ایران» در شبکه خبر مخاطب را خسته میکند. معتقدم، مدیریت صداوسیما حتما باید در حکمرانی بازنگری کند. بی شک، این بازنگری را سایر حوزه ها همچون حوزه های علمیه، مطبوعات، سازمان تبلیغات و... داشته باشند.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.