|

ائتلاف نظامی علیه ایران در تنگه هرمز شکل می گیرد؟

پژوهشگر و کارشناس روابط بین‌الملل گفت: «امریکا و سه کشور اروپایی، یعنی انگلیس، فرانسه و آلمان، معتقدند با فعال شدن سازوکار ماشه، قطعنامه ۲۲۳۱ عملا بی‌اثر شده و قطعنامه‌های تنبیهی پیشین شورای امنیت علیه برنامه هسته‌ای ایران بازخواهند گشت. این برداشت در اسناد شورای امنیت و سازمان ملل نیز منعکس شده، اما روسیه، چین و ایران آن را نپذیرفته‌اند و همین موضوع، وضعیت حقوقی پیچیده‌ای ایجاد کرده است.»

ائتلاف نظامی علیه ایران در تنگه هرمز شکل می گیرد؟

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

حیران‌نیا گفت: پیش‌نویس قطعنامه جدید بر مساله پادمانی و محدودیت دسترسی بازرسان آژانس به تاسیسات آسیب‌دیده متمرکز است. ایران می‌گوید پیش از بازرسی از مراکزی که هدف حمله امریکا و اسراییل قرار گرفته‌اند، باید پروتکل تازه‌ای تدوین شود. در مقابل، غرب خواستار دسترسی آژانس برای تعیین وضعیت ذخایر اورانیوم غنی‌شده، ازجمله مواد احتمالا مدفون شده، است.

همزمانی تشدید فشار در تنگه هرمز و پیگیری پرونده ایران در شورای حکام، بیانگر راهبرد چندلایه برای افزایش هزینه‌های ژئوپلیتیک و حقوقی بر تهران است؛ مسیری که از محدودسازی ظرفیت‌های دریایی و اقتصادی آغاز و با برجسته‌سازی اختلافات پادمانی در آژانس دنبال می‌شود. با این حال، تبدیل این فشار‌ها به اقدام الزام‌آور شورای امنیت همچنان به موازنه قدرت میان اعضای دایم، به‌ویژه چین و روسیه، وابسته است.

جواد حیران‌نیا، پژوهشگر و کارشناس روابط بین‌الملل، در پاسخ به پرسش نخست  مبنی بر اینکه تلاش امریکا و تروییکای اروپایی برای ارجاع پرونده ایران به شورای حکام چه پیامد‌هایی دارد و آیا می‌تواند به بازگشت تحریم‌های شورای امنیت منتهی شود، گفت: «امریکا و سه کشور اروپایی، یعنی انگلیس، فرانسه و آلمان، معتقدند با فعال شدن سازوکار ماشه، قطعنامه ۲۲۳۱ عملا بی‌اثر شده و قطعنامه‌های تنبیهی پیشین شورای امنیت علیه برنامه هسته‌ای ایران بازخواهند گشت. این برداشت در اسناد شورای امنیت و سازمان ملل نیز منعکس شده، اما روسیه، چین و ایران آن را نپذیرفته‌اند و همین موضوع، وضعیت حقوقی پیچیده‌ای ایجاد کرده است.»

او افزود: «پیش‌نویس قطعنامه جدید بر مساله پادمانی و محدودیت دسترسی بازرسان آژانس به تاسیسات آسیب‌دیده متمرکز است. ایران می‌گوید پیش از بازرسی از مراکزی که هدف حمله امریکا و اسراییل قرار گرفته‌اند، باید پروتکل تازه‌ای تدوین شود. در مقابل، غرب خواستار دسترسی آژانس برای تعیین وضعیت ذخایر اورانیوم غنی‌شده، ازجمله مواد احتمالا مدفون شده، است.»

 این پژوهشگر روابط بین‌الملل در ادامه تصریح کرد: «هدف قطعنامه، واداشتن مدیرکل آژانس به ارایه گزارش این اختلاف به شورای امنیت است. تشکیل جلسه شورای امنیت درباره این گزارش با رای رویه‌ای انجام می‌شود و روسیه و چین نمی‌توانند آن را وتو کنند، اما هرگونه تلاش برای تصویب تحریم تازه در شورای امنیت، با وتوی مسکو و پکن روبه‌رو خواهد شد.»

حیران‌نیا در پایان تاکید کرد: «کارکرد اصلی این روند بیش از آنکه تحریم‌سازی فوری باشد، افزایش فشار سیاسی بر ایران و چین و روسیه، گشودن پرونده‌ای تازه ذیل ادعای نقض پادمان و تثبیت روایت غرب درباره بازگشت قطعنامه‌های پیشین است.»

تحریم‌های تازه؛ تلاشی دوباره برای بستن منافذ اقتصادی

حیران‌نیا در پاسخ به این پرسش که دور تازه تحریم‌ها و فشار‌های اقتصادی امریکا علیه ایران چه دامنه و هدفی دارد و چه تفاوتی با فشار‌های پیشین واشنگتن دارد، گفت: «تحریم‌های جدید امریکا در قالب بسته تحریمی موسوم به «روز دی» اعمال شده‌اند و هدف اصلی آنها بستن منافذ باقی‌مانده اقتصاد ایران است؛ منافذی که از مسیر آنها تجارت انجام می‌شود، دلار به داخل کشور منتقل و بخش باقی‌مانده اقتصاد ایران امکان تنفس پیدا می‌کند.»

او افزود: «امارات با قطع کلیه روابط تجاری، مالی، پولی و بانکی با ایران، در این مسیر با امریکا همراهی کرده است. واشنگتن همچنین شعبه بانک مصر در امارات را به دلیل همکاری بانکی با ایران هدف تحریم قرار داده و به عراق برای قطع واردات برق و گاز از ایران فشار آورده است. این اقدامات در کنار محاصره دریایی، نشان می‌دهد امریکا به دنبال مسدود کردن مسیر‌هایی است که اقتصاد ایران از طریق آنها با بیرون ارتباط دارد.»

این پژوهشگر روابط بین‌الملل در ادامه تصریح کرد: «فشار بر شرکای تجاری ایران، به ویژه چین، بخش مهم دیگری از این راهبرد است. از نگاه امریکا، تا زمانی که همکاری اقتصادی تهران و پکن ادامه داشته باشد، فشار حداکثری به نتیجه مطلوب واشنگتن نمی‌رسد. با این همه، امریکا ظاهرا رویکردی پلکانی درقبال چین برگزیده تا با واکنش شدید پکن روبه‌رو نشود؛ بنابراین، فعلا فشار بر شبکه‌های مالی و تجاری پیرامونی ایران و تهدید غیرمستقیم همکاری ایران و چین در اولویت قرار دارد.»

حیران‌نیا در پایان تاکید کرد: «بازگشت به فشار اقتصادی پس از کارزار نظامی فوریه و مارس ۲۰۲۶ و پس از تفاهمنامه، نشان می‌دهد ابزار نظامی به تنهایی برای تحقق خواسته‌های امریکا کافی نبوده است. واشنگتن با تشدید محاصره دریایی و فشار اقتصادی، یک راهبرد چندبعدی را دنبال می‌کند تا ایران را به امتیازدهی و مذاکره وادارد. آن‌گونه که اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری امریکا نیز گفته، هدف فشار اقتصادی کشاندن ایران به میز مذاکره است؛ بنابراین، در مقطع کنونی، تمرکز امریکا بیشتر بر گرفتن امتیاز از ایران است.»

ائتلاف علیه ایران؛ از اجماع سیاسی تا همکاری عملیاتی

حیران‌نیا در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» مبنی بر اینکه آیا واشنگتن با تشدید فشار‌ها در پی شکل‌دهی ائتلافی علیه ایران است، خاطرنشان کرد: «اگر منظور ائتلاف نظامی باشد، تجربه جنگ ۴۰ روزه نشان داد متحدان امریکا، چه در ناتو و چه در شرق آسیا مانند ژاپن و کره‌جنوبی، به کارزار نظامی و ائتلاف دریایی مورد‌نظر واشنگتن نپیوستند، چراکه به دلیل ملاحظات خود تمایلی به ورود مستقیم به جنگ ندارند.» او افزود: «با این حال، برخی کشور‌ها ممکن است در سطحی محدودتر همکاری کنند. برای نمونه، کره‌جنوبی اعلام کرده که احتمال اعزام شناور به منطقه وجود دارد، اما ماموریت آن رزمی نخواهد بود و بیشتر بر فعالیت‌های تجسسی، اشتراک‌گذاری داده و اطلاعات متمرکز می‌شود.»

این پژوهشگر روابط بین‌الملل تصریح کرد: «تداوم بسته ماندن تنگه هرمز می‌تواند همراهی کشور‌هایی را که از این وضعیت آسیب می‌بینند، تقویت کند. شاید ژاپن یا کره‌جنوبی وارد عملیات مستقیم جنگی علیه ایران نشوند، اما امکان دارد در حوزه‌های اطلاعاتی، تجسسی و عملیات غیررزمی همکاری جدی‌تری با امریکا داشته باشند. خطر اصلی آن است که اجماع سیاسی علیه ایران، به تدریج به اجماع عملیاتی تبدیل شود.» حیران‌نیا درباره بعد اقتصادی نیز تاکید کرد: «فشار اقتصادی امریکا با همراهی کامل امارات دنبال می‌شود و واشنگتن می‌تواند عراق و حتی ترکیه را نیز برای محدود کردن مناسبات با ایران تحت‌فشار قرار دهد. این روند، منافذ اقتصادی باقی‌مانده را محدودتر می‌کند. چین نیز احتمالا حاضر نیست به خاطر ایران وارد جنگ اقتصادی تازه‌ای با امریکا شود؛ بنابراین، اگر فشار واشنگتن افزایش یابد، پکن ممکن است بدون همراهی کامل، تاحدی با سیاست‌های امریکا هماهنگ شود تا از تنش اقتصادی گسترده‌تر پرهیز کند.»

اهرم‌های تهران

حیران‌نیا در پاسخ به این پرسش که تهران، جدا از اهرم تنگه هرمز، چه ابزار‌هایی برای کاهش فشار‌ها و تقویت بازدارندگی دراختیار دارد، گفت: «یکی از اهرم‌های ایران، منطقه‌ای‌کردن جنگ یا تشدید افقی درگیری است؛ مفهومی که در جنگ ۴۰ روزه، یا جنگ رمضان، نیز مطرح شد و با دکترین پیشین ایران درباره تبدیل هر جنگ منطقه‌ای به «مادر همه جنگ‌ها» پیوند دارد. در این چارچوب، ایران می‌تواند در صورت تشدید درگیری، دامنه جنگ را به دیگر کشور‌های منطقه گسترش دهد.» او افزود: «ایران همچنین توان تشدید عمودی را دراختیار دارد؛ یعنی می‌تواند در انتخاب اهداف، خطوط قرمز پیشین را جابه‌جا کند و هدف‌های متنوع‌تر یا حساس‌تری را درنظر بگیرد. این توان بالقوه، خود یک ابزار بازدارنده است؛ زیرا طرف مقابل باید احتمال گسترش دامنه و سطح هدف‌گیری ایران را در محاسباتش لحاظ کند.» این پژوهشگر روابط بین‌الملل تصریح کرد: «توان انصارالله یمن نیز هنوز به‌طور کامل به کار گرفته نشده. این گروه هرچند حملاتی علیه کشتی‌های سعودی انجام داده، اما باب‌المندب را به طور کامل مسدود یا بی‌ثبات نکرده است. فعال‌شدن جدی‌تر جبهه باب‌المندب در کنار تنگه هرمز می‌تواند آثار اقتصادی گسترده و منفی بر اقتصاد جهانی بگذارد.» حیران‌نیا در ادامه تاکید کرد: «حشدالشعبی عراق نیز از دیگر اهرم‌های ایران است. این گروه پس از تفاهمنامه وارد درگیری شد و در پی حملاتی که به عربستان نسبت داده شد، هدف حملات متقابل امریکا و عربستان قرار گرفت. در چارچوب دکترین جدید ایران، گروه‌هایی مانند انصارالله یمن و حشدالشعبی عراق می‌توانند، در صورت تشدید درگیری، در گسترش دامنه بحران منطقه‌ای و افزایش هزینه‌های طرف مقابل نقش داشته باشند.»

چین به دنبال موازنه‌سازی

حیران‌نیا در پاسخ به این پرسش که چین در برابر تحریم‌های امریکا علیه ایران چه رویکردی خواهد داشت، گفت: «پکن همواره رویکردی محتاطانه داشته است. پس از خروج ترامپ از برجام و اعمال تحریم‌های ثانویه، بانک‌های بزرگ چین روابط بانکی خود با ایران را قطع کردند. با این حال چین، ایران را شریکی مهم در منطقه و در نظم در حال گذارِ مبتنی بر رقابت قدرت‌های بزرگ می‌داند و نمی‌خواهد تهران تضعیف شود.» با این حال نباید انتظار حمایت همه‌جانبه یا کمک نظامی چین به ایران را داشت؛ پکن در جنگ ۴۰ روزه نیز چنین نقشی ایفا نکرد. چین نه خواهان همراهی کامل با امریکا است و نه منافع اقتصادی گسترده خود با امریکا و کشور‌های منطقه را به‌خاطر ایران قربانی می‌کند. منافع پکن در ایران عمدتا ژئوپلیتیک است؛ از این رو، میان حفظ ایران به عنوان شریک منطقه‌ای و پرهیز از تشدید تنش با واشنگتن موازنه برقرار می‌کند. این پژوهشگر روابط بین‌الملل در ادامه تصریح کرد: «چین پس از جنگ، به قطعنامه نخست پیشنهادی بحرین و کشور‌های عربی خلیج‌فارس درباره محکومیت حملات ایران رای ممتنع داد، اما قطعنامه دوم را که به‌دنبال ایجاد سازوکاری نظامی در تنگه هرمز بود، وتو کرد. پکن نمی‌خواهد هنجاری شکل گیرد که بعد‌ها در موضوع تایوان علیه خود آن کشور به کار رود.» حیران‌نیا در پایان تاکید کرد: «بانک‌ها و بندرگاه‌های کوچک‌تر چین احتمالا ارتباط با ایران را ادامه می‌دهند، مگر آنکه فشار امریکا افزایش یابد. در آن صورت، پکن ممکن است همکاری خود را کاهش داده و همزمان واکنش متقابل نشان دهد؛ احتیاط واشنگتن در فشار مستقیم بر چین در گام نخست بسته تحریمی روز دی نیز از همین ملاحظات ناشی می‌شود.»

روسیه و هند؛ روایت دو مسیر متفاوت

حیران‌نیا در پاسخ به این پرسش که روسیه و هند درقبال جنگ اقتصادی علیه ایران چه رویکردی دارند، گفت: «روسیه در جنگ رمضان، برخلاف چین که بر منع توسل به زور، آزادی کشتیرانی و قواعد منشور ملل متحد تاکید داشت، در نقش ناظر بی‌طرف ظاهر نشد.»

او افزود: «براساس گزارش‌های امریکا و کشور‌های غربی، روسیه به ایران کمک اطلاعاتی کرده و درصدد انتقال فناوری‌های موشکی جدید است. مسکو از پرونده ایران به عنوان اهرمی در تقابل با امریکا و اروپا بر سر اوکراین استفاده می‌کند و حمایت غرب از کی‌یف را با تقویت ایران پاسخ می‌دهد.»

این پژوهشگر روابط بین‌الملل درباره هند تصریح کرد: «هند در جنگ رمضان عمدتا در کنار امریکا و اسراییل قرار گرفت. دهلی‌نو در سازوکار آی۲یو۲ و طرح آی‌مک بازیگری کلیدی است و مشارکت آن در چابهار نیز با هدف اتصال به آسیای مرکزی و اروپا و رقابت با چین دنبال می‌شود.» حیران‌نیا ادامه داد: «حمایت هند از اسراییل، روابط دهلی‌نو و تهران و جایگاه هند در چابهار را تضعیف کرده است. همچنین جنگ غزه و حملات ایران به بنادر عربی خلیج‌فارس، ازجمله جبل‌علی، ریسک اجرای آی‌مک را افزایش داده است.» او در پایان تاکید کرد: «هند باوجود نزدیکی به امریکا و عضویت در کواد، عضو بریکس و سازمان همکاری شانگهای نیز هست. اختلافات تجاری با دولت ترامپ، دهلی‌نو را به تنش‌زدایی بیشتر با چین سوق داده است؛ بنابراین، هند نمی‌خواهد در رقابت واشنگتن و پکن کاملا در مدار امریکا قرار گیرد.»

واشنگتن به دنبال تضعیف کارت برنده ایران است

حیران‌نیا در پاسخ به این پرسش که هدف امریکا از هدف قرار دادن مناطق جنوبی ایران و تاسیسات و تجهیزات مستقر در این نواحی چیست، گفت: «هدف اصلی امریکا، تحت‌تاثیر قراردادن توان عملیات رزمی و شناسایی ایران در تنگه هرمز است. واشنگتن می‌کوشد توان ایران را محدود کند تا کشتیرانی موردنظر خود و شرکایش از مسیر جنوبی تنگه و آب‌های مجاور عمان با سهولت بیشتری انجام شود و قدرت ایران برای اعمال کنترل بر تنگه هرمز کاهش یابد.»

او افزود: «اگر امریکا بتواند این هدف را به طور کامل محقق کند و همزمان محاصره دریایی را حفظ کند، تردد مطلوب واشنگتن در تنگه هرمز عملی خواهد شد و ایران در وضعیت فشار و محاصره شدیدتری قرار می‌گیرد. با این حال، این هدف به‌طور کامل محقق نشده، زیرا ایران همچنان توان ناامن‌کردن تنگه هرمز و اعمال فشار بر عبور و مرور دریایی را دراختیار دارد.» این پژوهشگر روابط بین‌الملل در ادامه تصریح کرد: «همین توازن نسبی می‌تواند زمینه‌ای برای شکل‌گیری توافق باشد. اکنون نه امریکا به طور کامل تنگه را دراختیار دارد و نه ایران از ابزار‌های اثرگذاری بر آن محروم شده است. بنابراین، امریکا با هدف‌قرار دادن تجهیزات، برج‌های مخابراتی و ابزار‌های شناسایی ایران، در پی محدودکردن بیشتر توان ایران در تنگه است.»

نقض تفاهمنامه نشانی از زیاده‌خواهی امریکا

حیران‌نیا در پاسخ به این پرسش که آیا تفاهم اسلام‌آباد پایان یافته یا امریکا با هدف گرفتن امتیاز‌های بیشتر، مسیر تازه‌ای از دیپلماسی را دنبال می‌کند، گفت: «تفاهمنامه در مقطعی منعقد شد که امریکا نیاز داشت تنگه هرمز باز شود و آثار بسته بودن آن بر اقتصاد جهانی و قیمت انرژی کاهش یابد. این تفاهم برای ایران نیز امتیاز‌هایی داشت و می‌توانست زمینه ورود به مذاکرات هسته‌ای را فراهم کند. با این حال این توافق با فشار مخالفان ترامپ روبه‌رو شد؛ آنان آن را امتیازی بزرگ به ایران می‌دانستند. هدف قرار گرفتن کشتی‌های امریکایی و نقض تفاهمنامه نیز به دولت ترامپ فرصت داد تا از توافق عبور کند؛ درحالی که می‌توانست مبنای بده‌بستانی گسترده‌تر باشد.»

این پژوهشگر روابط بین‌الملل تصریح کرد: «شرایط زمان انعقاد تفاهمنامه ثابت نمانده است. در آن مقطع، تنگه هرمز پیش از شکل‌گیری کریدور موردنظر امریکا اهمیت ویژه‌ای داشت، اما با تغییر متغیرها، مزیت‌های پیشین نیز کاهش یافته‌اند. اکنون آثار محاصره دریایی بر اقتصاد ایران آشکارتر شده است.» حیران‌نیا در ادامه تاکید کرد: «با وجود تاکید مقام‌های ایرانی بر احیای تفاهم، مقام‌های امریکایی ازجمله مارکو روبیو آن را پایان‌یافته می‌دانند. این موضع صرفا بلوف نیست؛ واشنگتن با حفظ محاصره دریایی خود را در موقعیت برتر می‌بیند و در هر دیپلماسی تازه، احتمالا امتیاز‌هایی فراتر از مفاد تفاهمنامه می‌خواهد. از این رو، بازگشت امریکا به توافق پیشین بعید است.»

انتخابات؛ متغیری فرعی در محاسبات جنگ

حیران‌نیا در پاسخ به این پرسش که انتخابات میان‌دوره‌ای امریکا، کاهش اعتبار ترامپ و انتخابات پارلمانی اسراییل تا چه اندازه بر رویکرد واشنگتن و تل‌آویو در قبال ایران اثر می‌گذارد، گفت: «این تصور که ادامه جنگ تا انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر، به‌دلیل فشار بر قیمت انرژی و اقتصاد امریکا، شکست ترامپ و جمهوری‌خواهان را رقم می‌زند، لزوما دقیق نیست. ترامپ تاکید کرده که سیاستش درقبال ایران را برمبنای محاسبات انتخاباتی تنظیم نمی‌کند و نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای را نیز صرفا تابع پرونده ایران نمی‌داند.»

او افزود: «حتی اگر پیش از انتخابات تفاهمی شکل گیرد، آثار اقتصادی آن بر قیمت حامل‌های انرژی و افکار عمومی امریکا فوری نخواهد بود. بنابراین، نمی‌توان بر این فرض تکیه کرد که ادامه درگیری تا نوامبر، ترامپ را با دست خالی پای میز مذاکره می‌آورد. متغیر اصلی، مقایسه تاب‌آوری دوطرف و سنجش این مساله است که محاصره دریایی چه میزان به اقتصاد ایران آسیب می‌زند و در مقابل، هزینه‌های اقتصادی و سیاسی آن برای امریکا تا چه حد افزایش می‌یابد.»

این پژوهشگر روابط بین‌الملل درباره اسراییل نیز تصریح کرد: «تل‌آویو در شرایط کنونی ترجیح می‌دهد از دور نظاره‌گر فشار امریکا و محاصره دریایی علیه ایران باشد، بی‌آنکه مستقیما وارد درگیری شود. تداوم این وضعیت تا انتخابات اسراییل می‌تواند منافع نتانیاهو را تامین کند، زیرا فشار بر ایران ادامه دارد، اما هزینه ورود مستقیم به جنگ بر اسراییل تحمیل نمی‌شود.» حیران‌نیا در پایان تاکید کرد: «احتمال ورود مستقیم اسراییل به درگیری پیش از انتخابات، تنها در صورت وقوع تحول مهمی در حوزه موشکی یا هسته‌ای ایران، یا آغاز یک عملیات نظامی پیش‌دستانه ازسوی تهران، افزایش می‌یابد، در غیر این صورت، اسراییل فعلا ضرورتی برای ورود مستقیم به جنگ نمی‌بیند.»

 

منبع: روزنامه اعتماد

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.