|

فارن پالیسی : ایران پس از پایان جنگ، همچنان ساختار اصلی خود را حفظ خواهد کرد

پژوهشگر ارشد سیاست خارجی در اندیشکده بروکینگزدر یادداشتی برای فارن‌پالیسی نوشت: برای بیش از یک دهه، ترامپ و افراد دیگر از ما که روی توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ کار کرده و از آن حمایت کرده بودیم،

فارن پالیسی : ایران پس از پایان جنگ، همچنان ساختار اصلی خود را حفظ خواهد کرد

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

فیلیپ اچ. گوردون، پژوهشگر ارشد سیاست خارجی در اندیشکده بروکینگزدر یادداشتی برای فارن‌پالیسی نوشت: برای بیش از یک دهه، ترامپ و افراد دیگر از ما که روی توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ کار کرده و از آن حمایت کرده بودیم، انتقاد می‌کردند و اصرار داشتند که می‌توانند عملکرد بهتری داشته باشند. آنها می‌گفتند ما نسبت به چشم‌انداز درگیری با ایران بیش از حد حساس هستیم و با «فشار حداکثری» و «تهدید معتبر به استفاده از زور»، می‌توانند بدون جنگ به توافق بهتری دست یابند. آنها پس از رسیدن به قدرت، در دستیابی به توافق بهتر شکست خوردند، اما جنگ را به دست آوردند؛ و تمام جهان در حال پرداخت هزینه آن است.

فیلیپ اچ. گوردون، پژوهشگر ارشد سیاست خارجی در اندیشکده بروکینگزدر یادداشتی برای فارن‌پالیسی نوشت: برای بیش از یک دهه، ترامپ و افراد دیگر از ما که روی توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ کار کرده و از آن حمایت کرده بودیم، انتقاد می‌کردند و اصرار داشتند که می‌توانند عملکرد بهتری داشته باشند. آنها می‌گفتند ما نسبت به چشم‌انداز درگیری با ایران بیش از حد حساس هستیم و با «فشار حداکثری» و «تهدید معتبر به استفاده از زور»، می‌توانند بدون جنگ به توافق بهتری دست یابند. آنها پس از رسیدن به قدرت، در دستیابی به توافق بهتر شکست خوردند، اما جنگ را به دست آوردند؛ و تمام جهان در حال پرداخت هزینه آن است.

فارن پالیسی در تحلیلی با انتقاد از جنگ «نسنجیده» دولت ترامپ علیه ایران نوشت ادامه حملات نه‌تنها تنگه هرمز را باز نمی‌کند، بلکه خطر جهش قیمت انرژی، رکود جهانی و گسترش جنگ در منطقه را افزایش می‌دهد. به باور نویسنده، کم‌خطرترین راه خروج از این بن‌بست، ارائه امتیازات اقتصادی به ایران در ازای توقف حملات، بازگشایی تنگه هرمز و مهار موقت برنامه هسته‌ای است؛ فرصتی که واشنگتن باید از آن برای کاهش وابستگی جهان به هرمز و بازسازی توان بازدارندگی خود استفاده کند.

فیلیپ اچ. گوردون، پژوهشگر ارشد سیاست خارجی دراخمصه راهبردی وخیمی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، با جنگ نسنجیده خود در ایران ایجاد کرده است، یادآور آن لطیفه قدیمی درباره مسافری گم‌شده است که در یک میخانه دورافتاده در اسکاتلند می‌پرسد چگونه می‌توان از آنجا به ابردین رفت و متصدی بار پاسخ می‌دهد: «خب قربان، اگر من می‌خواستم به ابردین بروم، از اینجا شروع نمی‌کردم.»

جنگ بی‌پروا و نسنجیده ترامپ، که تنها باعث قدرت گرفتن تندروهای ایرانی و تسلط آنها بر اقتصاد جهانی در تنگه هرمز شده، ایالات متحده را با گزینه‌هایی جز نسخه‌های مختلف شکست فاجعه‌بار مواجه نکرده است. اگر ترامپ به خواسته‌های اصلی ایران - از جمله کمک‌های مالی کلان و حاکمیت بر تنگه - تن دهد، اصل حیاتی آزادی کشتیرانی در سطح جهانی را قربانی کرده، یک دشمن مصمم و بی‌رحم را قدرتمند ساخته و احتمالاً بذرهای رویارویی‌های آینده را کاشته است. ایران نه تنها از درآمدهای جدید برای بازسازی برنامه‌های موشکی و پهپادی و پدافند هوایی کشور استفاده خواهد کرد، بلکه از کنترل خود بر هرمز به عنوان اهرمی در مسائل دیگر، از جمله لبنان، روابط با سایر کشورهای حوزه خلیج فارس و مذاکرات هسته‌ای آینده بهره خواهد برد.

یرانی، بلکه به زیرساخت‌های انرژی همسایگانش سوق خواهد داد. این امر همچنین می‌تواند حوثی‌های تحت حمایت ایران را بر آن دارد تا با حمله به مسیرهای کشتیرانی در دریای سرخ، این مسیرها را ببندند، بدون آنکه ترامپ قادر به انجام کاری در این باره باشد.

با این حال، جایگزین تشدید نظامی ایالات متحده حتی بدتر است. ایالات متحده که پیش‌تر بیش از ۱۳ هزار هدف را در ایران مورد حمله قرار داده، بعید است با بمباران بیشتر مشکل را حل کند. ایران هزاران پهپاد و موشک دوربرد در اختیار دارد که می‌تواند از عمق خاک خود برای تهدید کشتی‌ها در تنگه استفاده کند و بدین ترتیب آن را بسته نگه دارد. حمله به نیروگاه‌ها و زیرساخت‌های غیرنظامی ایران، همان‌طور که ترامپ بارها تهدید به انجام آن کرده، جنایت جنگی محسوب می‌شود، رنج بیشتری را برای ایرانیانی که ترامپ وعده کمک به آن‌ها را داده بود به همراه می‌آورد و جایگاه جهانی واشنگتن را بیش از پیش تخریب می‌کند. این اقدام همچنین تأثیر چندانی بر سیاست ایران نخواهد داشت، چرا که ایران معتقد است که تسلیم شدن در برابر چنین حملاتی تنها باعث دعوت به حملات بیشتر خواهد شد.

گزینه نظامی دیگری که مورد بحث قرار گرفته، یعنی تصرف جزیره خارگ ایران، پتانسیل صادرات نفت این کشور را عقب می‌اندازد، اما در عین حال جان نیروهای نظامی ایالات متحده را به خطر می‌اندازد و هیچ کمکی به بازگشایی تنگه که در فاصله حدود ۳۷۰ مایلی قرار دارد، نخواهد کرد. در عوض، تشدید تنش توسط ایالات متحده، ایران را به ازسرگیری حملات نه تنها به کشتیرانی، بلکه به زیرساخت‌های انرژی همسایگانش سوق خواهد داد. این امر همچنین می‌تواند حوثی‌های تحت حمایت ایران را بر آن دارد تا با حمله به مسیرهای کشتیرانی در دریای سرخ، این مسیرها را ببندند، بدون آنکه ترامپ قادر به انجام کاری در این باره باشد.

منبع: جماران

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.