کیهان: قرارنیست بعد از پایان جنگ، شرایط و قوانین حاکم بر تنگه به حالت قبل بازگردد / حسین شریعتمداری از اظهارات تیم مذاکره کننده انتقاد کرد
حسین شریعتمداری نوشت: باید از اظهارات برخی از دیپلماتها و تیم مذاکرهکننده کشورمان گلایه کرد که انگار قرار است بعد از پایان جنگ، شرایط و قوانین حاکم بر تنگه به حالت پیش از جنگ بازگردد! و انگار نه انگار که اِعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز، حق قانونی و قطعی کشورمان است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
حسین شریعتمدارین نوشت:
۱- ابتدا به این آمار نگاهی بیندازید. در شرایط عادی (و تا پیش از جنگ رمضان)، روزانه ۲۴ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور میکرد. مصرف روزانه نفت در جهان حدود ۸۰ میلیون بشکه است. بنابراین و به بیان دیگر همهروزه نزدیک به یکسوم نفت مصرفی جهان از تنگه هرمز عبور میکند. این آمار فقط مربوط به کشتیهای نفتکش است و عبور و مرور کشتیها و شناورهای حامل کالای تجاری در آن نیامده است. حالا با پیشبینی و تخمین روزنامه انگلیسی «تلگراف»، فرض کنید که قرار باشد جمهوری اسلامی ایران بابت عبور هر بشکه نفت مبلغ مثلاً ۲ دلار به عنوان عوارض عبور از کشتیهای حامل نفت دریافت کند. با این حساب، درآمد روزانه کشورمان از عوارض عبور کشتیهای حامل نفت معادل ۴۸ میلیون دلار خواهد بود. با این محاسبه، درآمد سالانه کشورمان از این رهگذر دستکم معادل ۱۸ میلیارد دلار خواهد بود. (که البته قرار است و با جدیت تأکید شده است که دلار از این مبادله حذف شود و ریال یا ارز بینالمللی دیگری جای آن را بگیرد). این درآمد قانونی و طبیعی در حالی است که اولاًً؛ عوارض دریافتی از هر بشکه نفت فقط ۲ دلار باشد و ثانیاًً؛ در این محاسبه سرانگشتی، عوارض حاصل از عبور کشتیهای حامل کالای تجاری محاسبه نشده است. گفتنی است که طی ۵ سال اخیر عوارض عبور کشتیها از کانال سوئز و پاناما بیش از ۳ بار افزایش یافته است.
۲- دو روز قبل، «مارکو روبیو» وزیر خارجه کشوری که رئیسجمهور آن رسماً و با افتخار! خود را دزد دریایی نامیده است، هنگام ورود به اجلاس وزرای خارجه عضو «ناتو»، گفت: «تلاش ایران برای اعمال هزینه برای عبور از تنگه هرمز، اخاذی است که هیچ کشوری آن را نخواهد پذیرفت»! و در ادامه افزود؛ «اگر ایران همچنان دنبال اجرای آن باشد، رسیدن به یک توافق دیپلماتیک غیرممکن میشود»!
ادعای روبیو در حالی است که، تنگه هرمز بخشی از آبهای سرزمینی ایران است و این حق قانونی برای کشورمان محفوظ است که از کشتیها و شناورهای عبورکننده از آبهای سرزمینی خود عوارض عبور بگیرد. مگر مصر در کانال سوئز، ترکیه در داردانل و بسفُر، پاناما در کانال پاناما، آلمان در کانال کیل و... از شناورهای عبوری عوارض نمیگیرند؟! و به قول «لوگان مکمیلن»، کارشناس بلندآوازه سیاستخارجی: «آمریکا که از گلوگاههای دریایی عوارض دریافت میکند، نمیتواند به ایران بگوید از دریافت عوارض در تنگه هرمز خودداری کند.... حالا که ترامپ هنجار جهانی جدیدی برقرار کرده و نقاط تنگنای جهانی مانند کانال پاناما را به عنوان پایگاههایی برای کنترل، پاکسازی و دریافت عوارض میبیند، جامعه بینالمللی باید آماده باشد که ایران نیز همان منطق را در تنگه هرمز اعمال کند»!
۳- این روزها در برخی از اخبار و گزارشها به عبور دهها کشتی از تنگه هرمز اشاره میشود با این تأکید که عبور آنها با کسب اجازه و تحت کنترل نیروی دریادل سپاه پاسداران صورت میپذیرد اما توضیحی داده نمیشود که آیا از این کشتیها و شناورها، حق عبور که در قوانین بینالمللی تحت عنوان «Transit Fee» تعریف شده است نیز دریافت میشود یا نه؟ اگر پاسخ منفی است، باید آن را غفلت از یک اقدام ضروری تلقی کرد. چرا که عوارض عبور، حق قانونی ایران اسلامی است و نباید نادیده گرفته شود.
۴- دریافت عوارض از کشتیها و شناورهای عبوری و درآمد سالانه بالغ بر دهها میلیارد دلاری آن، فقط یکی از مزیتها و دستاوردهای تنگه هرمز است که تاکنون به دست فراموشی سپرده شده بود ولی اهمیت این هدیه الهی برای کشورمان به مراتب فراتر از این درآمد کلان است. از جمله ارزشهای واقعی و دستنخورده این اهرم قدرتمند استراتژیک را میتوان در مقابله جدی با تحریمها، نقشآفرینی در روند جهانی اقتصاد، افزایش هزینه فشارهای اقتصادی و نظامی علیه ایران اسلامی، کنترل بازار جهانی انرژی، کنترل و دریافت هزینه عبور کابلهای اینترنتی زیر آب در خلیجفارس که شاهراههای فیبر نوری بینالمللی هستند و... فهرست کرد. همین جا باید از اظهارات برخی از دیپلماتها و تیم مذاکرهکننده کشورمان گلایه کرد که انگار قرار است بعد از پایان جنگ، شرایط و قوانین حاکم بر تنگه به حالت پیش از جنگ بازگردد! و انگار نه انگار که اِعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز، حق قانونی و قطعی کشورمان است....
و بالاخره، انگار جناب سعدی در غزل معروف خود به غفلت ما از جایگاه و نقش این هدیه الهی یعنی تنگه هرمز اشاره داشته است! آنجا که میسراید:
دیر آمدی ای نگار سرمست!
زودت ندهیم دامن از دست
... و البته با اجازه مرحوم سعدی، نیم بیت دوم را کمی تا قسمتی تغییر میدهیم و «زودت ندهیم دامن از دست» را با «هرگز ندهیم دامن از دست» جابهجا میکنیم!