پسر شهید مطهری: نظام جمهوری احتیاج به اصلاحات و یکسری تغییرات دارد
پسر شهید مطهری نوشت : نظام جمهوری احتیاج به اصلاحات و یکسری تغییرات دارد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
مجتبی مطهری نوشت: امروز – ۱۲ اردیبهشت- سالروز شهادت استاد مرتضی مطهری است؛ کسی که «معلمی» محور اصلی شخصیت ایشان بود. معلمی به این معنا که آثار ایشان، حیات بخش و نوربخش است. ایشان به معنای واقعی، یک معلم دلسوخته و دلسوز بود، چون شمع قطره قطره میسوخت تا دیگران در پرتو نور او روشنایی یابند. بیان و قلم ایشان، دم مسیحایی داشت و به جانها نور میبخشید. پس، بی حکمت نبود که روز شهادت ایشان، روز معلم نامگذاری میشود. آثار ایشان هم جنبه تعلیم و هم جنبه تربیت و معلمی دارد و انسانساز است. اینکه میگویند شهید مطهری یک شخصیت منحصر به فرد بود، ناشی از همین ویژگی است. افرادی هستند که هم خوب مینویسند و هم در حوزه معارف مینویسند اما شهید مطهری علاوه بر آن، امتیازات خاص دیگری نیز داشتند. ایشان یک عالم ربانی بود که از سرچشمه عمیق وحی و استادان بزرگی چون امام خمینی(ره)، علامه طباطبایی، آیتالله العظمی بروجردی، میرزا علیآقا شیرازی و حکیم استفاده کرده و روحش از آنان سیراب شده بود.
آثار شهید مطهری در حقیقت، «محیالدین» است کما اینکه برای ملاصدرا و ابن عربی هم گفته شده، محیالدین است. برای غزالی هم از عبارت «احیای علوم دین» استفاده کرده اند. آثار شهید مطهری، «محیالدین» است چون یک دایرهالمعارف الهی است و روح فرهنگ و تمدن اسلامی در مجموع آثار ایشان دیده میشود. ایشان بین دین و عرفان، دین و حکمت، دین و سیاست، دین و هنر، دین و علم، دین و تمدن و دین و علوم انسانی پیوند برقرار کرده است چون به قول مولانا، ما برای وصل کردن آمدیم/ نی برای فصل کردن آمدیم
شهید مطهری واقعاً انسانی دلسوخته بود. آنچه که مینوشت با عشق و اخلاص بود، و آنچه میگفت با عشق و اخلاص بود. مردی اهل سیر و سلوک و به شدت اهل تزکیه نفس بود. مردی بود که دوری از اهل دنیا و پیوستن به اولیای خدا و توجه به درس و عرفان و قرآن از محورهای سیر و سلوک او به شمار می رفت.
او معتقد بود که انسان بدون سیر و سلوک و تزکیه نفس نمیتواند به عمق معارف برسد. به قول حافظ، قدر مجموعه گل، مرغ سحر داند و بس/ که نه هر کو ورقی خواند، معانی دانست.شهید مطهری از همان شراب و عشقی مست و سیراب شده بود که قرآن کریم در سوره مبارکه دهر(انسان) از آن به عنوان «شرابا طهورا» یاد کرده است. به تعبیر امام صادق(ع)، این شراب شرابی است که انسان را عاشق و دلخواسته حق مینماید و هرچه غیر حق است از باطن او بیرون کند تا جز خدا هیچ چیز را نبیند و غرق در محبت خداوند باشد.
آثار شهید مطهری از این جهت منحصر به فرد است. او انسانی است که آثارش در طول قرنها اثر میگذارد و به جامعه بشری حیات میبخشد.
به نظر من، یکی از راه های درست برای کسانی که می خواهند به آن شهید بزرگوار تاسی کنند، به ویژه جوانان معلم این است که خودشان را مخلص کنند و در همه حال، اخلاص داشته باشند. اهل تزکیه و اخلاق باشند و به معارف اسلامی عمل کنند. نوجوانان و جوانان را به سوی دین و معنویت، هدایت و سعی کنند با تشویقها و تدبیرهای مختلف، آنها را با آثار استاد مطهری آشنا سازند. ما اول باید خودمان، خودمان را بسازیم و بعد هم روح نوجوانان و جوانان خودمان را بسازیم.
باید بدانیم معلمی مسئولیت عظیمی دارد. به قول حافظ: اینجا تن ضعیف و دل خسته میخرند/ بازار خود فروشی از آن راه دگر است
شهید مطهری، تجلّی معلمی بود. ایشان واقعاً استادان بزرگی داشت و خودش هم از روحی عمیق برخوردار بود. عشق و اخلاص نسبت به استادان باعث شده بود روحش ساخته شود و آنچه مینویسد با عشق و اخلاص باشد. معتقدم آثار ایشان قطعاً روی حیات عارف و عامی و جوان و نوجوان اثر میگذارد و یکی از بهترین راههایی است که جوانان ما می توانند بپیمایند و به معرفت برسند.
در آثار شهید مطهری، عقلانیت و حکمت موج میزند. آثار ایشان، حکمت بنیان است و دین را با تفسیر حکمت، نگاه میکند. قرآن هم کتاب حکمت است. ایشان میگویند همیشه قرآن و اهل بیت (ع)، اهل حکمت و عقلانیت هستند و حدیث شیعه با حکمت ارتباط بسیار دقیق دارد. کسی که خیال میکند می توان حدیث را از حکمت جدا کرد، برداشتش اشتباه است. ایشان در مقدمه اصول فلسفی (جلد ۵) به این مسأله اشاره کردهاند که افرادی که نمیفهمند و خیال کردهاند دین و خدا را از طریق علوم تجربی باید شناخت، نسبت به حکمت، کم لطفی میکنند و یا آن را درک نمیکنند یا مطالعه نکردهاند و استاد نداشتهاند. من فکر میکنم که جامعه ما هم باید رو به حکمت بیاورد. اکنون جامعه ما رو به حکمت نیست، یعنی حکمت بنیان نیست. در حالی که اگر بخواهد اندیشه آن بزرگوار را تجلی ببخشد باید حکمت بنیان باشد.
نکته دیگری که در آثار ایشان وجود دارد، این است که باید تلاش کنیم بین همه گروههای جامعه، محبت و صفا برقرار باشد. هر چند، وجود اختلاف تا حدی یک موضوع طبیعی است اما باید بدانیم اختلاف باعث شکاف در جامعه میشود و به آن صدمه میزند. متأسفانه یکی از مسائلی که اکنون گرفتار آن هستیم، اختلافاتی است که از نظر فرهنگی و سیاسی بین برخی مسئولان محترم وجود دارد و این مساله باید رفع بشود. نظام جمهوری و مردم سالاری باید در جامعه ما تکامل پیدا کند و این کار، احتیاج به اصلاحات و یکسری تغییرات دارد.
ما باید برای دانشگاه و مردم، الگو معرفی کنیم و اینکه برای شخصیت های بزرگ فقط مراسم بزرگداشت بگیریم کافی نیست. باید افکار و اندیشه های آنان در جامعه پیاده بشود و آثار آنان در جان جوانها ریشه بگیرد. ما اکنون به شدت نیاز داریم که جوانهای خودمان را نسبت به انقلاب، آگاهی و نسبت به شر دشمنان توجه بدهیم.
این مطلب را با ذکر خاطره ای از ایشان تمام می کنم. ایشان مجسمه عرفان و صفا و مکارم اخلاق و سلوک الهی بود. یادم هست یک روحانی که از شاگردان پدر بود، با فلسفه و حجاب مخالف شده و حالت تحجّر پیدا کرده بود. بعد از آن هم به شدت مریض شده بود اما با اینکه به پدر خیلی جسارت کرده بود، پدرم به دیدنش رفت و او از این همه محبت و وارستگی ایشان تعجب کرده بود. این رفتار، اوج بلندمرتبهگی و صفای نفس ایشان و به قول امام خمینی (ره)، طهارت روح انسان را میرساند.