پروتکل جدید در تنگه هرمز برقرار خواهد شد
در روزهای اخیر رسانههای جهان، بیش از آنکه به تداوم موفقیتهای موشکی و پهبادی ایران در جنگ اسرائیل بپردازند، کنترل بر «تنگه هرمز» را در صدر توجه خود قرار دادهاند. برخی قدرتهای جهانی مانند چین بصراحت بر مالکیت تنگه توسط ایران صحه گذاشتهاند. بعضی صاحبنظران غربی از اینکه در تمام سالهای تحریم، ایران از این عنصر جدید قدرت رونمایی نکرده بود اظهار تعجب کردهاند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
کنترل هوشمند تنگه هرمز باید فشار دردناک اقتصادی برای پذیرفتن سریعتر شروط ایران در خاتمه جنگ را ایفا کند. این ابزار زمانی میتواند سریعا موثر واقع شود که با کنترل دریای سرخ (از تنگه باب المندب تا نزدیکی کانال سوئز) ترکیب شود، زیرا دو خط لوله مهم عربستان و امارات که از خلیج فارس کشیده شده است (با ظرفیت حدود 5 میلیون بشکه در روز) میتواند علیه فشار تنگه هرمز بکار گرفته شود.
در روزهای اخیر رسانههای جهان، بیش از آنکه به تداوم موفقیتهای موشکی و پهبادی ایران در جنگ اسرائیل بپردازند، کنترل بر «تنگه هرمز» را در صدر توجه خود قرار دادهاند. برخی قدرتهای جهانی مانند چین بصراحت بر مالکیت تنگه توسط ایران صحه گذاشتهاند. بعضی صاحبنظران غربی از اینکه در تمام سالهای تحریم، ایران از این عنصر جدید قدرت رونمایی نکرده بود اظهار تعجب کردهاند. دیگران از گره زدن کنترل تنگه با تسویه ارزی با یوآن یا ریال به عنوان یک اسلحه اقتصادی علیه پترودلار، شگفت زدهاند. گروهی دیگر آینده تنگه هرمز را از اثر کنونی بر قیمت جهانی نفت و کالاها مهمتر ارزیابی کردهاند. بگذریم از اینکه تنها 15 روز پس از استفاده ایران از این اهرم جدید، قیمت جهانی نفت 50 درصد، قیمت گاز در اروپا 60 درصد، میانگین قیمت خردهفروشی بنزین در آمریکا 30 درصد و قیمت برخی فلزات اساسی و حتی گوشت در اروپا جهش یافته است. همه اینها بدون آن است که زمان کافی برای اثربخشی بر بازارها داشته باشیم و بیآنکه کار به مرحله انسداد کامل یا بلندمدت تنگه برسد.
کنترل هوشمند تنگه هرمز، ابزار جدیدی برای دیپلماسی هم ایجاد کرده است به نحوی که هند در ازای بازگرداندن محمولههای متعلق به ایران، اجازه یافت دو محوله خود را از تنگه بسلامت عبور دهد. دیگر هیچ کشوری در جهان جرات نمیکند اموال مردم ایران را توقیف کند. برخی کشورهای دیگر برای گشودن گره اقتصادی خود وارد مذاکره با ایران شدهاند. کار به جایی رسیده است که در برابر درخواست ائتلاف تنگه هرمز توسط رئیسجمهور شیطانصفت آمریکا، هیچ کشوری حاضر به همکاری با ابرقدرت پوشالی نظم قدیم جهان نشد! بلکه تنگه هرمز ابزار دیپلماسی دوجانبه و چندجانبهای میان ایران و تمام کشورهایی که محمولههایشان در معرض تردد است فراهم میکند. جالب است بدانید عبور میانگین روزانه 140 محموله تجاری از تنگه به کمتر از 10 تردد رسیده است که به معنای «سکته در جریان تامین کالا و انرژی» برای دو یا سه ماه آتی در کشورهای مقصد و «سکته در جریان درآمدی» دو یا سه ماه آتی در کشورهای مبدا است.
امروز مولفه کنترل هوشمند تنگه هرمز، پس از «اتحاد مردم با رهبری» که نخستین مولفه قدرت ایران است، در رتبه دوم و بالاتر از مولفههای سنتی: هستهای، موشکی و فناوری قرار گرفته است.
پرسش این است که ایران باید چه بهرهبرداری بهینهای از اهرم فشار تنگه کند؟ پیشنهاد راهبردی عبارت است از: اولا جنگ ترکیبی در برابر جنگ ترکیبی یعنی ترکیب کردن امنیت دو تنگه با یکدیگر، ثانیا متصل کردن امنیت تنگه هرمز به گشودن گریزگاه تحریمی برای ایران. به بیان دیگر کشوری که مولفهای مانند اشراف بر تنگه هرمز را دارد، شاهکلید گشایش قفل تحریم است. بر این اساس دو نقش برای تنگه هرمز تعریف میشود:
الف) تا قبل از خاتمه جنگ
کنترل هوشمند تنگه هرمز باید فشار دردناک اقتصادی برای پذیرفتن سریعتر شروط ایران در خاتمه جنگ را ایفا کند. این ابزار زمانی میتواند سریعا موثر واقع شود که با کنترل دریای سرخ (از تنگه باب المندب تا نزدیکی کانال سوئز) ترکیب شود، زیرا دو خط لوله مهم عربستان و امارات که از خلیج فارس کشیده شده است (با ظرفیت حدود 5 میلیون بشکه در روز) میتواند علیه فشار تنگه هرمز بکار گرفته شود. در صورت ترکیب دو تنگه در یک اتحاد راهبردی، پیشبینی میشود ظرف کمتر از یک ماه دردناکی در اقتصاد غرب به حداکثر برسد و شاهد افزایش قیمت نفت تا 180 دلار و به رکود افتادن بخشهای مهمی از صنایع هیدروکربوری باشیم. توجه کنید که همین امروز قیمت واقعی خرید و فروش نفت خام در آسیا، به عدد 150 دلار نزدیک شده و بسیار بالاتر از عدد 106 دلاری است که ظاهرا در بازارهای کاغذی آمریکا معامله میشود.
در صورت عدم ترکیب دو تنگه، انتظار است اقتصادهای OECD بتوانند چند هفته دیگر وضع کنونی را تحمل و قیمت جهانی نفت را در زیر 150 دلار مدیریت نمایند. عرضه نیمی از ذخایر راهبردی کشورها و مساله خطوط لوله فراتنگه و اندکی افزایش تولید نفت توسط برخی صادرکنندگان، میتواند زمان رسیدن به نقطه دردناک را افزایش دهد.
ب) پس از خاتمه جنگ
پس از الزام آمریکا به پذیرش شروط خاتمه جنگ (حداقل غیرفعال کردن پایگاههای نظامیاش و پرداخت غرامت)، نقش تنگه هرمز تغییر میکند به این معنا که اساسا تنگه به نقش اصلی خود برای خلق مسیرهای غیرتحریمی ایران بازمیگردد. به بیان دیگر خاتمه جنگ به معنای بازگشت تنگه به وضع سابق نیست بلکه پروتکل جدید هرمز عبارت خواهد بود از تبدیل اعمال قدرت سخت در مقابل قدرت سخت کنونی یا برد – باخت قبل از جنگ رمضان، به یک بازی برد – برد هم برای طرف ایران هم کشور مقابل. در اینصورت اگر منافع اقتصادی سایر کشورها از تردد تنگه هرمز تامین میشود در مقابل باید منافع اقتصادی ایران هم بی توجه به فشار تحریمی آمریکا تامین شود: هر کشوری که قصد بهرهبرداری از امنیت تنگه هرمز را دارد باید مسیرهای امن غیرتحریمی برای ایران فراهم کند. این پروتکل به تناسب هر کشور متمایز است: پروتکل ایران – عراق باید شامل تعیین تکلیف چند میلیارد دلار TBI باشد، پروتکل ایران – چین قطعا شامل بازکردن تسویه بانکی مستقیم در نقاط غیرقابل تحریم خزانهداری (حذف تدریجی تراستیهای امارات) خواهد شد، پروتکل ایران – قطر حتما شامل تعیین تکلیف 6 میلیارد دلار رسوب ارزهای کره جنوبی خواهد شد، پروتکل ایران – امارات بالضروره شامل عدم درخواست غرامت امارات و کمک به جریان ارزهای ایران خواهد شد و البته در همه موارد: تعهد به عدم شکایت اشخاص تحت تابعیت آن کشور در مراجع بینالمللی.
رویکرد حاکم بر پروتکل پساجنگ عبارت است از اینکه: ایران برترین مولفه قدرت و مذاکراتی خود را باید صرف بالاترین تهدید خود کند یعنی تحریم. اساسا انگیزه ایران برای رفتن پای مذاکره هسته ای با آمریکا، برداشتن تحریم ها بود، حال اگر چند شریک اصلی تجارت ایران حاضر شوند در عوض برخورداری از امنیت تنگه هرمز، هر کدام مفرهای تحریمناپذیر شرقی فراهم نمایند (نه مانند اینستکس اروپا که تحت کلید خزانهداری بود) اساسا صورت مساله ایران و آمریکا دگرگون میشود و در عمل کمک میکند به چرخش به شرق و بریکس. ایران از تهدید جنگ، فرصتی میسازد برای تحریم ناپذیری.
به بیان دیگر سال 1405 برای منطقه و جهان، باید سال شروع پروتکل جدید هرمز باشد. ترامپ با شهادت رهبر و مردم ما شرایطی ایجاد کرد که ایران برای حفظ استقلال و آیندهاش، برای اینکه سالی 10 بار مجبور به تکرار تجربه رهبران اروپا در فشار و تسلیمخواهی رئیسجمهور آمریکا نشود، یک بار هزینه تغییر قاعده تنگه هرمز را بپردازد، از لاک خویشتنداری و نجابت بیرون بیاید و در برابر رویه امپریالیستی مستکبر، قدرتنمایی کند. تا این تصویر ذهنی هزمون بودن امریکا را یکبار برای همیشه در جهان بشکند تا جایی که امروز رهبران اروپا به تبعیت از ایران شجاعت نه گفتن به امریکا را پیدا کردند. فردای جنگ رمضان، منطقه خلیج فارس دیگر به روالهای قبل از جنگ رمضان برنخواهد گشت.
در این رویکرد جدید و فعالانه، چند نکته حائز اهمیت است:
گره زدن پروتکل تنگه با تحریم، باید در قالب پروندههای موازی صورت بگیرد به نحوی که فرصت چانهزنیهای متعدد برای ایران با هر کشور فراهم کند و ما بتوانیم امتیازات «متناظر پایدار» کسب کنیم. تعهد به عدم شکایت از ایران، بخشی از آن توافقات دوجانبه خواهد بود.
تنظیم سند «مقابله هوشمند» از طیف کشورهایی که بیشترین همکاری را در مساله تحریم و امنیت ایران داشتهاند تا کشورهایی که مناسبات خصومت آمیز دارند، تنگه هرمز را به یک جعبه ابزار مفید برای تنظیم مناسبات آتی ایران و یک موضوع جدید در دیپلماسی، تبدیل میکند.
لازم است هیاتی با ریاست نماینده شورای عالی امنیت ملی بر بالانس کلی امتیازهای مطالبه شده و اعطاشده/نشده برای هر کشور و برآیند مقابلههای هوشمند، نظارت داشته باشد تا معماری کلان تحت کنترل باشد.
اثربخش کردن فشار تنگه هرمز در بازار انرژی جهان و کاهش زمان، منوط به آن است که «بسرعت» امنیت در دریای سرخ و تنگه بابالمندب به رعایت پروتکل تنگه هرمز پیوند بخورد. این جزء کلیدی مستلزم نقشآفرینی ویژه یمن است.
مهمترین امتیازی که آینده تحریم پذیری، ارز و تورم ایران را تغییر خواهد داد، فرصت تسویه مستقیم با یک بانک متصل به سامانه فرامرزی چین و یوآن است.
پروتکل جدید تنگه هرمز باید مصداق یک ائتلاف باشد که بتواند پایداری خود را به شکل درونزا تضمین کند، بر این اساس کشور سمت دیگر تنگه یعنی عمان بعلاوه یک همپیمان راهبردی ایران میتوانند در متن این پروتکل مشارکت داشته باشند.
با توجه به فرصت وضع قاعده خاص در شرایط جنگی، بنیانگذاری پروتکل جدید هرمز باید قبل از خاتمه جنگ نظامی اعلام شود.
آخرین اخبار سیاست را از طریق این لینک پیگیری کنید.