|

یک تحلیلگر: احتمال میانجی گری همسایگان برای پایان جنگ

یک تحلیلگر مسائل خاورمیانه گفت: میانجی‌گری کشورهای منطقه محتمل‌ترین گزینه پایان جنگ جاری است. این کشورها و دیگرانی مانند کشورهای بزرگ اسلامی چون اندونزی یا برخی کشورهای اروپایی، انگیزه‌های جدی برای پایان جنگ دارند.

یک تحلیلگر: احتمال میانجی گری همسایگان برای پایان جنگ

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

یک تحلیلگر مسائل خاورمیانه گفت: میانجی‌گری کشورهای منطقه محتمل‌ترین گزینه پایان جنگ جاری است. این کشورها و دیگرانی مانند کشورهای بزرگ اسلامی چون اندونزی یا برخی کشورهای اروپایی، انگیزه‌های جدی برای پایان جنگ دارند.

 دور جدید حملات مشترک رژیم صهیونیستی و آمریکا به خاک کشورمان، وارد روز نهم شده؛ حملاتی که عمده اهداف خود را بر غیرنظامیان و مراکز زیرساختی ایران متمرکز کرده است. اگرچه طی این جنگ شاهد نوعی جنون از سمت طرف مقابل هستیم، اما پاسخی که ایران به این حملات داده نیز در نوع خود بی‌سابقه بوده است. به علاوه، اکنون شاهد حملات مقاومت عراق و لبنان به مواضع اسرائیل و آمریکا نیز هستیم که با توجه به تمام چالش‌های دو سال اخیر جبهه مقاومت، غیرمنتظره به نظر می‌رسد. این حملات نیز به فشاری مضاعف علیه آمریکا و اسرائیل تبدیل شده و در کنار چالش‌های داخلی این دو دولت، می‌تواند به عاملی برای تجدیدنظر در اقدامات جنایتکارانه و جنگ‌طلبانه آن‌ها تبدیل شود. 

در خصوص شرایط فعلی منطقه و تاثیراتی که کشورهای خاورمیانه از جنگ ایران گرفته‌‌اند و همچنین تأثیراتی که می‌توانند بر آن بگذارند، با هادی برهانی، عضو هیات علمی دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران گفت‌وگو کردیم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید: 

اگرچه تا کنون شاهد مخالفت‌های خاصی در درون اسرائیل با ادامه حملات علیه ایران نبودیم، اما به نظرتان این آرامش در داخل رژیم و همراهی با نتانیاهو در جنگ با ایران تا کجا می‌تواند ادامه پیدا کند؟ خصوصا که چند ماه دیگر موعد انتخابات کنست فرامی‌رسد و طولانی شدن جنگ با ایران می‌تواند به ضرر نتانیاهو و حزب لیکود باشد. 

جامعه اسرائیلی به طور کلی جنگ‌طلب و طرفدار تجاوزات نظامی به کشورهای اطراف است. نظرسنجی‌های افکار عمومی در رژیم صهیونیستی در طول دهه‌های گذشته نشان می‌دهد اکثریت مردم یهودی اسرائیل از تجاوز نظامی به ملت‌های منطقه و سرکوب مخالفان و حتی کشتار و نسل‌کشی علیه آنان حمایت می‌کنند. در واقع، در درون اسرائیل ملاحظات حقوق بشری یا انسان‌دوستانه نسبت به ملت‌های منطقه بسیار ضعیف است. 

با این وجود اما جامعه یهودی اسرائیل نسبت به امنیت خود، تلفات جانی و خسارات مالی بسیار حساس است. هزینه‌های جانی و مالی در جنگ می‌تواند به سرعت افکار عمومی اسرائیل را تغییر دهد و باعث ایجاد نارضایتی و مخالفت شود. در حال حاضر نشانه خاصی از بروز نارضایتی در اسرائیل به چشم نمی‌خورد. البته سانسور نظامی که در این جنگ در اسرائیل اعمال شده، احتمالا بی‌سابقه است؛ شبکه های تلویزیونی صهیونیستی حق ندارند آسمان اسرائیل را در زمان حمله موشکی ایران نشان دهند و پخش هر گونه عکس و فیلم از خسارات یا تلفات جنگی اسرائیل ممنوع است. این حدّ از سانسور در جریان جنگ ۱۲ روزه هم سابقه نداشت و احتمالا نشانه‌ای از این واقعیت است که اوضاع در سرزمین‌های اشغالی، بدتر از جنگ ۱۲ روزه است. 

یک مورد که موید این ادعاست، اصابت موشک به پناهگاه یهودیان در بیت شمش است که در آن ده‌ها اسرائیلی کشته و زخمی شدند. احتمالا هیچ‌گاه نظیر این اتفاق به این شکل در اسرائیل رخ نداده بود. این امر موجب می‌شود مردم دیگر در پناهگاه‌ها هم احساس امنیت نکنند. می‌توان تصور کرد که این احساس، فشار زیادی بر مردم اسرائیل وارد می‌کند و این فشارها می‌تواند مخالفت‌ها علیه جنگ را تشدید نماید.

یکی از نکات شاید عجیب در این جنگ، حملات حزب‌الله به مواضع اسرائیل است. با توجه به اینکه در طی یک سال و چند ماه اخیر شاهد بودیم حزب‌الله به موجب قرارداد آتش‌بس، حتی به حملات اسرائیل علیه لبنان هم پاسخ نمی‌داد، ارزیابی شما از حملات کنونی آن چیست؟ چرا پس از شهادت آیت‌الله خامنه‌ای، حزب‌الله تصمیم گرفت به انفعال خود پایان دهد و مجددا وارد جنگ با رژیم صهیونیستی شود؟

حزب‌الله را باید تا این لحظه پدیده جنگ جاری به حساب آورد. اکنون می‌توان به درستی ارزیابی کرد که هدف اسرائیل از حملات هر روزه به حزب‌الله در طول ۱۵ ماه گذشته، تضعیف کامل توان این گروه نظامی، زمین‌گیر کردن آن و خنثی شدن خطراتش بود، تا حمله به ایران بدون نگرانی از جبهه شمالی و نقش‌آفرینی حزب‌الله انجام شود. اما تصمیم جسورانه حزب‌الله برای ورود به جنگ، ضربه غافلگیرکننده‌ای به محاسبات اسرائیل در مورد جنگ با ایران زد. اکنون ارتش صهیونیستی در جبهه شمالی درگیر شده و تمام تلاش‌های آن برای متوقف کردن یا کنترل آتش حزب‌الله ناکام مانده است. 

همچنین در این مدت ارتش اسرائیل در جبهه شمالی متحمل ضربات جدی شده است. تعداد قابل توجهی از نیروهای نظامی اسرائیل از جمله پسر «اسموتریچ»، وزیر افراطی کابینه اسرائیل، در این جبهه مجروح یا کشته شده‌اند. این عملکرد نظامی از حزب‌الله که در جنگ قبلی متحمل شکست سختی شده و رهبران و فرماندهان عالی خود به ویژه سیدحسن نصرالله را از دست داده بود، به دور از انتظار تحلیلگران قرار داشت. کیفیت نبرد حزب‌الله در این جنگ، بیشتر یادآور موفقیت‌های آن در جنگ ۳۳ روزه سال ۲۰۰۶ است، نه ناکامی‌های جنگ ۲۰۲۳؛ کما اینکه در این نبرد، تاکنون اسرائیل موفق نشده است هیچ یک از رهبران و فرماندهان عالی حزب‌الله را هدف قرار دهد. 

گزارشی حاکی از آن است که فرماندهان نظامی اسرائیل اینک نگران حمله جنگجویان حزب‌الله به منطقه «الجلیل» در شمال اراضی اشغالی هستند. صرف نظر از صحت یا سقم این گزارش، در اینکه اسرائیل در جبهه شمالی دچار چالشی جدی شده است، شکی وجود ندارد. حملات موشکی حزب‌الله به دلیل نزدیکی جغرافیایی لبنان به اراضی اشغالی، بسیار سریع‌تر و موثرتر است و اسرائیل زمان چندانی برای هشدار و آمادگی ندارد و این خطر حملات حزب‌الله را مضاعف می‌کند.

مدت‌هاست که شاهد انفعال مقاومت عراق هستیم. طبق نظر بسیاری از تحلیلگران، این انفعال به علت فشارهای دولت سودانی بر حشدالشعبی و وادارسازی این گروه به پرهیز از مقابله با آمریکا بوده است. به نظر می‌رسد در این جنگ اما تحرکات مقاومت عراق نیز افزایش پیدا کرده است. با توجه به اینکه دولت سودانی در ایام پایانی خود قرار دارد و دیگر چشم‌انتظار حمایت خاصی از سمت آمریکا نیست، به نظرتان آیا می‌توانیم شاهد نقش‌آفرینی ویژه‌تری از سمت مقاومت عراق باشیم؟

ظاهرا گروه‌های عراقی نزدیک به مقاومت، پس از ناکامی حزب‌الله در لبنان در جنگ قبلی و سپس سقوط بشار اسد در سوریه که در نزدیکی مرزهای عراق اتفاق افتاد، نوعی انفعال و عقب‌نشینی را تجربه کردند. اما در جنگ جاری، این گروه‌ها نیز بسیار فعال شده‌اند. به نظر می‌رسد اینک فضای عمومی عراق نیز همراهی بیشتری با فعالیت‌های ضدصهیونیستی و ضدآمریکایی مقاومت دارد. مردم عراق در فضایی به سرمی‌برند که قلدری و زورگویی آمریکای ترامپ را لمس کرده‌اند. ترامپ با نخست‌وزیری نوری المالکی که از دل نتایج یک انتخابات آزاد و مورد تایید آمریکا درآمده بود، مخالفت کرد. 

این مخالفت توهین بزرگی به خواست و اراده مردم عراق بود. اکنون مردم عراق می‌توانند حدس بزنند پیروزی ترامپ در جنگ با ایران، زمینه زورگویی‌های بیشتری را علیه آنان و سایر ملت‌های منطقه فراهم می‌کند. این فضای سیاسی در عراق به گروه‌های مقاومت فرصت داده با دست بازتری فعالیت کنند و با توجه به موقعیت استقرار این گروه‌ها در نزدیکی پایگاه‌های آمریکا در عراق و کشورهای همسایه، نقش آنها در دفع تجاوز آمریکایی-اسرائیلی به ایران می‌تواند موثر و کارساز باشد.

با توجه به اینکه اکنون آتش جنگ به کشورهای منطقه نیز سرایت کرده، به نظرتان آیا ممکن است میانجی‌گری این کشورها باعث آتش‌بس شود؟ خصوصا با نقش‌آفرینی کشوری مانند عمان که در این یک هفته هم حمله خاصی از طرف ایران به آن صورت نگرفته و هم به طور سنتی همواره در قامت میانجی‌ ظاهر شده است.

جنگ منطقه‌ای ایران با آمریکا از حساسیت بسیار بالایی برخورد است. آمریکا در کشورهای مختلف منطقه پایگاه‌ها و دارائی‌هایی دارد که به طور مستقیم یا غیرمستقیم، با اجازه کشورهای میزبان یا بدون اجازه آن‌ها، به حملات آمریکا علیه ایران یاری می‌رساند و ایران برای دفاع از خود در صدد است خطر این مراکز را خنثی کند. اما این پایگاه‌ها در خاک کشورهای اسلامی منطقه قرار دارند که برخی از آنها مانند قطر، عمان، عربستان و ترکیه جزو بهترین دوستان ایران در منطقه و در رویارویی با اسرائیل هستند. این کشورها تلاش بسیاری برای جلوگیری از تجاوز اسرائیل و آمریکا به ایران انجام دادند. 

اگر حملات ایران با ملاحظات سیاسی، اخلاقی و انسانی لازم همراه نباشد، منافع و امنیت این کشورها را مدنظر قرار ندهد و به اتباع و مناطق غیرنظامی آنها آسیب بزند، غیرقابل توجیه خواهد بود و می‌تواند موجب دوری این کشورها از ایران شود. اسرائیل از این دوری استفاده می‌کند و به این کشورها نزدیک می‌شود و تلاش می‌کند یک جبهه منطقه‌ای علیه ایران تشکیل دهد. این امر می‌تواند به تحولی خطرناک و منفی تبدیل شود. ایران نباید در این جنگ همدلی و حمایت کشورهای منطقه را از دست دهد و این نیازمند دیپلماسی، کار جدی و توجه به ملاحظات و منافع این کشورهاست. 

متأسفانه تعدادی از نهادهای کشور به ویژه در صدا‌سیما، از این مسیر تخطی کرده و در تبلیغات خود از حمله به مراکز غیرنظامی در این کشورها استقبال می‌کنند و با آب‌وتاب از قحطی در دوبی و فرار و وحشت مردمان کشورهای منطقه حرف می‌زنند؛ گویی در این جنگ، امارات، عربستان و قطر به ما حمله کرده‌اند. این جنگ و تجاوز تنها و تنها یک عامل دارد و آن هم اسرائیل است. این عامل متجاوز باید تمام بهای تجاوز را بپردازد، نه ملت‌های مسلمان منطقه. ملت‌ها و دولت‌های منطقه مخالف این تجاوز هستند. حتی آمریکا هم در این جنگ عامل ثانی است و با تحریک اسرائیل وارد شده است. طبق نظرسنجی‌ها، بر خلاف مردم اسرائیل، اکثریت مردم آمریکا از جنگ با ایران حمایت نمی‌کنند.

با این وجود، میانجی‌گری کشورهای منطقه محتمل‌ترین گزینه پایان جنگ جاری است. این کشورها و دیگرانی مانند کشورهای بزرگ اسلامی چون اندونزی یا برخی کشورهای اروپایی، انگیزه‌های جدی برای پایان جنگ دارند. این جنگ و پیشروی اسرائیل در منطقه مخالف خواست و منافع کشورهای بزرگ منطقه مانند ترکیه، مصر و عربستان است. لذا این کشورها تلاش خواهند کرد این جنگ در سریع‌ترین زمان ممکن به پایان برسد. اما در این میان، تعامل و برخورد ایران با آن‌ها تعیین‌کننده است. ممکن است در این شرایط غیرعادی که کشور با تهدید وجودی رو به روست، برخی از حملات ایران به مراکز منطقه‌ای برای این کشورها قابل توجیه باشد، اما همه حملات این گونه نیست. 

علاوه بر آن، پیوست تبلیغاتی و سیاسی این حملات نیز مهم است. برخی مراکز تبلیغاتی در کشور این خط تبلیغاتی را در پیش گرفته‌اند که کشورهای منطقه را همدست اسرائیل در جنگ با ایران معرفی و حمله به آن‌ها را حمله به اسرائیل تلقی می‌کنند. این امر هم از نظر سند و مدرک، هم از نظر تحلیلی و هم از نظر راهبردی نادرست و مخاطره‌آمیز است و چه بسا اسرائیل نیز تلاش دارد ایران را به این سمت و سو بکشاند. اسرائیلی‌ها هم از نظر عملیاتی و هم از نظر تبلیغاتی و سیاسی بر این شرایط تاثیر می گذارند و مایل هستند کشورهای منطقه هزینه تجاوز آنان را بدهند. 

اسرائیل حتما از تضعیف قطر، ترکیه و عربستان در این جنگ خوشحال خواهد شد، زیرا این کشورها اکنون محور مقاومت سنی در برابر اسرائیل را تشکیل می‌دهند و از حامیان اصلی حماس هستند. بنابراین، حملات ایران به منطقه باید علاوه بر ملاحظات نظامی و تاکتیکی، ملاحظات سیاسی و راهبردی را نیز در نظر داشته باشد. کشورهای منطقه سرمایه اصلی برای پایان دادن به این جنگ هستند و اگر حملات ایران را غیرموجه ببینند، انگیزه خود را برای این کار از دست خواهند داد.

 

منبع: جماران

آخرین اخبار سیاست را از طریق این لینک پیگیری کنید.