|

اهمیت قانون کار روزآمد

ضیاء مصباح -دبیر کانون علوم اداری ایران

قبلا عنوان شد که قانون کار فعلی یکی از موانع عمده اشتغال‌زایی و کارآفرینی و ریشه بیکاری فراگیر در جامعه است. ویژگی‌های یک قانون خوب و قابل اجرا در همه شرایط که بتواند زمینه‌ساز شکل‌گیری فعالیت‌های مولد باشد و شکوفایی اقتصادی و رونق کسب‌وکار را در پی داشته باشد، مبحث بسیار مفصلی است. در اینجا برای اجتناب از تفصیل کلام تنها به یکی از ویژگی‌های شکلی آن پرداخته و ویژگی‌های دیگر را به مقاله‌ای دیگر وامی‌گذاریم. در اینجا انتقاد به ویژ گی «مفصل‌بودن قانون کار فعلی» است. با یک بررسی بی‌طرفانه اگر بگوییم قانون کار فعلی عملا به ترمز کار و اشتغال تبدیل شده، سخنی به گزاف نگفته‌ایم. به این ترمز سی‌واندی‌ساله باید هرچه زودتر پایان داده شود تا کارها دوباره راه بیفتند. قانون کار به زبان ساده، یعنی پوشاندن لباس قانونی به «روابط کار». روابط کار نیز به معنی کلیه روابط میان کارگر و کارفرما و رعایت حقوق طرفین (روابطی مانند مدت قرارداد، عنوان شغل یا حرفه، محل انجام کار، ساعات کار هفتگی، تعیین دستمزد براساس طبقه‌بندی مشاغل، برخورداری از بیمه تأمین اجتماعی، تعطیلات کارگری، داشتن حق مرخصی، شرایط کار اضافی و پرداخت اضافه‌کار، شرایط کار شیفتی و...) است. این موارد باید در قانون کار مشخص شود و قراردادهای کار از آن پیروی کنند. دست‌اندرکاران و متخصصان مسائل کارگری ماهیت روابط کار را به خوبی می‌شناسند. اگر یک متخصص روابط کار همه این روابط را یک‌به‌یک شناسایی کند و برای هرکدام یک ماده قانونی بنویسد و هیچ مورد مهمی را از قلم نیندازد، تعداد مواد قانون کار از 30 یا 40 ماده بیشتر نخواهد شد و حتی اگر موارد جزئی‌تر را هم در قانون بگنجاند، از 50 یا 60 ماده فراتر نخواهد رفت، درحالی‌که قانون کار فعلی مشتمل بر 203 ماده و 121 تبصره است. با مرور متن قانون و غربال‌کردن و جداکردن مسائل اصلی مرتبط با روابط کار از مسائل فرعی و بعضا بی‌ارتباط با روابط کار، ملاحظه خواهد شد حجم مواد بسیار فراتر از آن است که همه مراکز کار و فعالیت یا کارگاه‌ها بتوانند خود را با یکایک این مواد منطبق و سازگار کنند. به هرحال کارگاه‌ها از نظر بخش فعالیت (کشاورزی، صنعتی و خدماتی) و از نظر نوع فعالیت (دائمی، موقت، فصلی، یک شیفت، چند شیفت و...) و نیز اندازه کارگاه برحسب طبقه‌بندی تعداد کارگران، بسیار متفاوت‌اند. بدیهی است کارگاه‌ها با همه تنوعی که دارند نخواهند توانست موبه‌مو و ماده‌به‌ماده با این قانون 203 ماده‌ای انطباق یابند. قانون کار خوب باید قابلیت تطبیق و سازگاری با همه مراکز کار و کارگاه‌ها و شمول عام داشته باشد.پس ناگزیر باید به اصلی‌ترین روابط میان کارگر و کارفرما که در همه کارگاه‌ها مصداق عینی دارد، بسنده کند و جزئیات و موارد فرعی و استثنائی را به آیین‌نامه داخلی کارگاه واگذار کند. چوب مفصل‌بودن قانون کار را بیش از همه کارگاه‌های کوچک خوردند، چون نتوانستند خود را با آن تطبیق دهند. به راستی یک کارفرمای کوچک که با حداقل سرمایه و امکانات توانسته باشد علاوه بر خودش برای پنج یا شش کارگر دیگر فرصت شغلی فراهم کند، قطعا امکان تطبیق کامل با این قانون مفصل را نخواهد داشت. تجربه چند دهه اجرای قانون هم ثابت کرد چنین چیزی امکان ندارد و کارگاه‌های کوچک عملا نتوانستند با قانون کار تطبیق یابند و دولت ناچار شد آنها را از شمول قانون مستثنا کند! این یعنی پاک‌کردن صورت مسئله به‌جای حل‌کردن آن. کسانی که با آمار و ارقام سروکار دارند نیک می‌دانند بخش اعظم فرصت‌های شغلی را همین کارگاه‌های کوچک فراهم می‌کنند و مستثنا‌شدن آنها از شمول قانون کار به معنی محروم‌ماندن خیل عظیمی از کارگران از حمایت قانونی است.

مثلا با این استدلال که اگر اختلافی میان کارگر و کارفرما پیش بیاید که در قانون پیش‌بینی نشده باشد، این قانون ناقص خواهد بود.با این استدلال همه جزئیات کار، حتی مواردی که با احتمال اندک و در شرایط خاص ممکن است پیش بیاید، باید در قانون مشخص شده باشد تا قانون از هر نظر کامل و جامع باشد. هرچه در نوشتن قانونی کامل‌تر و جامع‌تر بکوشیم، به همان اندازه توانایی تطبیق آن با همه کارگاه‌ها را کاهش داده‌ایم.به همین جهت جایگاه این موارد ویژه و استثنایی، نه در متن قانون کار، بلکه در آیین‌نامه داخلی کارگاه‌هاست؛ زیرا موضوعی که به یک یا چند نوع از کارگاه‌ها مربوط می‌شود باید در آیین‌نامه همان نوع کارگاه‌ها نوشته شود و نه در متن قانون. از آنجا که تنوع فعالیت و پراکندگی جغرافیایی کارگاه‌ها بسیار زیاد است، تهیه و تدوین آیین‌نامه داخلی هر کارگاه با توجه به شرایط ویژه آن کارگاه و امکان نظارت قانونی بر آنها نباید از کنترل مسئولان وزارت کار خارج شود.بدین منظور کارشناسان حقوقی وزارت کار می‌توانند کارگاه‌ها را با توجه به تنوع آنها در چند گروه یا تیپ طبقه‌بندی کرده و برای هر تیپ یک پیش‌نویس آیین‌نامه تدوین کنند.این پیش‌نویس دربر دارنده ویژگی‌های اصلی فعالیت آن گروه از کارگاه‌ها خواهد بود. به این ترتیب ممکن است حداکثر 20 تیپ آیین‌نامه داشته باشیم. با این همه باز هم امکان دارد یک کارگاه نتواند خود را با شرایط یک تیپ از این پیش‌نویس‌ها به‌طور کامل تطبیق دهد. پس باید حق داشته باشد بعضی از مواد آن را تغییر دهد یا با موادی از تیپ‌های دیگر جابه‌جا کند، به شرط آنکه در فرایند قانونی، این پیش‌نویس را به تأیید اداره کار و امور اجتماعی محل برساند تا مغایرتی با متن قانون نداشته باشد و جنبه قانونی و اجرائی پیدا کند. پیشنهاد خلاصه‌کردن قانون کار و واگذارکردن جزئیات به آیین‌نامه داخلی، پیشنهاد جدیدی نیست و تعاونی‌ها نیز با همین رویکرد اقدام به تهیه آیین‌نامه‌های تیپ کرده و زمینه تأسیس، ثبت و گسترش شرکت‌های تعاونی را فراهم کرده‌اند.مجموعه قانون کار و آیین‌نامه مصوب داخلی کارگاه در حکم قانون کار برای آن کارگاه خواهد بود، با این اطمینان که دیگر چیزی از قلم نیفتاده و همه ابعاد اصلی، فرعی و استثنایی روابط کار در این مجموعه گنجانده شده است.این پویایی و انعطاف‌پذیری از لحاظ شکلی می‌تواند بخشی از مشکلات تسری قانون کار به همه کارگاه‌ها و مراکز کار و فعالیت را حل‌وفصل کرده و دلیلی برای مستثنی‌شدن بخشی از کارگران از حمایت قانون وجود نداشته باشد.همچنین یک قانون جمع‌وجور و شسته‌ورفته و انعطاف‌پذیر موجب دلگرمی کارفرمایان شده و با رفع نگرانی‌های بی‌مورد، زمینه رشد اشتغال در جامعه را فراهم خواهد کرد.

قبلا عنوان شد که قانون کار فعلی یکی از موانع عمده اشتغال‌زایی و کارآفرینی و ریشه بیکاری فراگیر در جامعه است. ویژگی‌های یک قانون خوب و قابل اجرا در همه شرایط که بتواند زمینه‌ساز شکل‌گیری فعالیت‌های مولد باشد و شکوفایی اقتصادی و رونق کسب‌وکار را در پی داشته باشد، مبحث بسیار مفصلی است. در اینجا برای اجتناب از تفصیل کلام تنها به یکی از ویژگی‌های شکلی آن پرداخته و ویژگی‌های دیگر را به مقاله‌ای دیگر وامی‌گذاریم. در اینجا انتقاد به ویژ گی «مفصل‌بودن قانون کار فعلی» است. با یک بررسی بی‌طرفانه اگر بگوییم قانون کار فعلی عملا به ترمز کار و اشتغال تبدیل شده، سخنی به گزاف نگفته‌ایم. به این ترمز سی‌واندی‌ساله باید هرچه زودتر پایان داده شود تا کارها دوباره راه بیفتند. قانون کار به زبان ساده، یعنی پوشاندن لباس قانونی به «روابط کار». روابط کار نیز به معنی کلیه روابط میان کارگر و کارفرما و رعایت حقوق طرفین (روابطی مانند مدت قرارداد، عنوان شغل یا حرفه، محل انجام کار، ساعات کار هفتگی، تعیین دستمزد براساس طبقه‌بندی مشاغل، برخورداری از بیمه تأمین اجتماعی، تعطیلات کارگری، داشتن حق مرخصی، شرایط کار اضافی و پرداخت اضافه‌کار، شرایط کار شیفتی و...) است. این موارد باید در قانون کار مشخص شود و قراردادهای کار از آن پیروی کنند. دست‌اندرکاران و متخصصان مسائل کارگری ماهیت روابط کار را به خوبی می‌شناسند. اگر یک متخصص روابط کار همه این روابط را یک‌به‌یک شناسایی کند و برای هرکدام یک ماده قانونی بنویسد و هیچ مورد مهمی را از قلم نیندازد، تعداد مواد قانون کار از 30 یا 40 ماده بیشتر نخواهد شد و حتی اگر موارد جزئی‌تر را هم در قانون بگنجاند، از 50 یا 60 ماده فراتر نخواهد رفت، درحالی‌که قانون کار فعلی مشتمل بر 203 ماده و 121 تبصره است. با مرور متن قانون و غربال‌کردن و جداکردن مسائل اصلی مرتبط با روابط کار از مسائل فرعی و بعضا بی‌ارتباط با روابط کار، ملاحظه خواهد شد حجم مواد بسیار فراتر از آن است که همه مراکز کار و فعالیت یا کارگاه‌ها بتوانند خود را با یکایک این مواد منطبق و سازگار کنند. به هرحال کارگاه‌ها از نظر بخش فعالیت (کشاورزی، صنعتی و خدماتی) و از نظر نوع فعالیت (دائمی، موقت، فصلی، یک شیفت، چند شیفت و...) و نیز اندازه کارگاه برحسب طبقه‌بندی تعداد کارگران، بسیار متفاوت‌اند. بدیهی است کارگاه‌ها با همه تنوعی که دارند نخواهند توانست موبه‌مو و ماده‌به‌ماده با این قانون 203 ماده‌ای انطباق یابند. قانون کار خوب باید قابلیت تطبیق و سازگاری با همه مراکز کار و کارگاه‌ها و شمول عام داشته باشد.پس ناگزیر باید به اصلی‌ترین روابط میان کارگر و کارفرما که در همه کارگاه‌ها مصداق عینی دارد، بسنده کند و جزئیات و موارد فرعی و استثنائی را به آیین‌نامه داخلی کارگاه واگذار کند. چوب مفصل‌بودن قانون کار را بیش از همه کارگاه‌های کوچک خوردند، چون نتوانستند خود را با آن تطبیق دهند. به راستی یک کارفرمای کوچک که با حداقل سرمایه و امکانات توانسته باشد علاوه بر خودش برای پنج یا شش کارگر دیگر فرصت شغلی فراهم کند، قطعا امکان تطبیق کامل با این قانون مفصل را نخواهد داشت. تجربه چند دهه اجرای قانون هم ثابت کرد چنین چیزی امکان ندارد و کارگاه‌های کوچک عملا نتوانستند با قانون کار تطبیق یابند و دولت ناچار شد آنها را از شمول قانون مستثنا کند! این یعنی پاک‌کردن صورت مسئله به‌جای حل‌کردن آن. کسانی که با آمار و ارقام سروکار دارند نیک می‌دانند بخش اعظم فرصت‌های شغلی را همین کارگاه‌های کوچک فراهم می‌کنند و مستثنا‌شدن آنها از شمول قانون کار به معنی محروم‌ماندن خیل عظیمی از کارگران از حمایت قانونی است.

مثلا با این استدلال که اگر اختلافی میان کارگر و کارفرما پیش بیاید که در قانون پیش‌بینی نشده باشد، این قانون ناقص خواهد بود.با این استدلال همه جزئیات کار، حتی مواردی که با احتمال اندک و در شرایط خاص ممکن است پیش بیاید، باید در قانون مشخص شده باشد تا قانون از هر نظر کامل و جامع باشد. هرچه در نوشتن قانونی کامل‌تر و جامع‌تر بکوشیم، به همان اندازه توانایی تطبیق آن با همه کارگاه‌ها را کاهش داده‌ایم.به همین جهت جایگاه این موارد ویژه و استثنایی، نه در متن قانون کار، بلکه در آیین‌نامه داخلی کارگاه‌هاست؛ زیرا موضوعی که به یک یا چند نوع از کارگاه‌ها مربوط می‌شود باید در آیین‌نامه همان نوع کارگاه‌ها نوشته شود و نه در متن قانون. از آنجا که تنوع فعالیت و پراکندگی جغرافیایی کارگاه‌ها بسیار زیاد است، تهیه و تدوین آیین‌نامه داخلی هر کارگاه با توجه به شرایط ویژه آن کارگاه و امکان نظارت قانونی بر آنها نباید از کنترل مسئولان وزارت کار خارج شود.بدین منظور کارشناسان حقوقی وزارت کار می‌توانند کارگاه‌ها را با توجه به تنوع آنها در چند گروه یا تیپ طبقه‌بندی کرده و برای هر تیپ یک پیش‌نویس آیین‌نامه تدوین کنند.این پیش‌نویس دربر دارنده ویژگی‌های اصلی فعالیت آن گروه از کارگاه‌ها خواهد بود. به این ترتیب ممکن است حداکثر 20 تیپ آیین‌نامه داشته باشیم. با این همه باز هم امکان دارد یک کارگاه نتواند خود را با شرایط یک تیپ از این پیش‌نویس‌ها به‌طور کامل تطبیق دهد. پس باید حق داشته باشد بعضی از مواد آن را تغییر دهد یا با موادی از تیپ‌های دیگر جابه‌جا کند، به شرط آنکه در فرایند قانونی، این پیش‌نویس را به تأیید اداره کار و امور اجتماعی محل برساند تا مغایرتی با متن قانون نداشته باشد و جنبه قانونی و اجرائی پیدا کند. پیشنهاد خلاصه‌کردن قانون کار و واگذارکردن جزئیات به آیین‌نامه داخلی، پیشنهاد جدیدی نیست و تعاونی‌ها نیز با همین رویکرد اقدام به تهیه آیین‌نامه‌های تیپ کرده و زمینه تأسیس، ثبت و گسترش شرکت‌های تعاونی را فراهم کرده‌اند.مجموعه قانون کار و آیین‌نامه مصوب داخلی کارگاه در حکم قانون کار برای آن کارگاه خواهد بود، با این اطمینان که دیگر چیزی از قلم نیفتاده و همه ابعاد اصلی، فرعی و استثنایی روابط کار در این مجموعه گنجانده شده است.این پویایی و انعطاف‌پذیری از لحاظ شکلی می‌تواند بخشی از مشکلات تسری قانون کار به همه کارگاه‌ها و مراکز کار و فعالیت را حل‌وفصل کرده و دلیلی برای مستثنی‌شدن بخشی از کارگران از حمایت قانون وجود نداشته باشد.همچنین یک قانون جمع‌وجور و شسته‌ورفته و انعطاف‌پذیر موجب دلگرمی کارفرمایان شده و با رفع نگرانی‌های بی‌مورد، زمینه رشد اشتغال در جامعه را فراهم خواهد کرد.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.