نگاهی به موسیقی ۲۹
حمید فرید: موسیقی مذهبی ایران همانند سایر پدیدههای فرهنگی علاوه بر قدمت و پیشینه آن و ضمن ارتباط عمیق و گسترده با سایر مظاهر فرهنگی، از تنوع، پویایی و مبانی زیباشناسی فرهنگ سنتی نیز بهرهمند است و نمونههای مختلف آن ازجمله موارد مهم در شناخت فرهنگ شنیداری مردم است. تعزیه یک آیین نمایشی است که در ایران از دیرباز و حتی پیش از ورود اسلام به نوعی دیگر مرسوم بوده است و اطلاق اصطلاح «شبیهخوانی» نیز برای این نمایش مرسوم بوده است. در این نوع نمایش است که موسیقی تعزیه نمود پیدا میکند. اجرای موسیقی در نمایش تعزیه مقدمتر است و وجود آن به لحاظ فرمال بخش مهم و معنییافتهای محسوب میشود و در این بین است که از موسیقی دستگاهی ایران بهره بسیاری برده و تقریبا تمام گوشهها را میتوان به نوعی در آن یافت. در ادوار گذشته که همیشه موسیقی با ممنوعیتها همراه بوده، تعزیه تنها ناجی موسیقی دستگاهی ایران بوده است. «تعزیه» در لغت به معنی عرض تسلیت گفتن و برگرفته از ریشه عربی «عزی» یک فعل ثلاثی مزید است. تعزیه به معنی سوگواری، برپایی یادبود عزیزان ازدسترفته، تسلیت، امرکردن به صبر و پرسیدن از خویشان درگذشته، خرسندیدادن و در برخی مناطق ایران مانند خراسان به معنای مجلس ترحیم است. تاریخ پیدایش تعزیه به صورت دقیق پیدا نیست. برخی بر این باورند که این نمایشی آیینی-ایرانی است که دارای پیشینه تاریخی سههزارساله سوگ سیاوش پهلوان داستان ملی ایران است و این آیین را مایه و زمینهساز شکلگیری آن دانستهاند. برخی پژوهشگران نیز پیشینه آن را به آیینهایی مانند «میترا» و یادگار زریران بازمیگردانند و برخی پیدایش آن را متأثر از عناصر اساطیری میانرودان، آناطولی و مصر و همچنین مصائب مسیح دانستهاند؛ ولی به گمان بسیاری تعزیه را با توجه به شباهتهایش با عزاداریهای آیینی، سوگواریهای سادهای برای شهیدان کربلا میدانند؛ اما شکل رسمی و آشکار این سوگواری، به روایت ابن کثیر، برای نخستین بار در زمان حکمرانی دودمان ایرانی شیعهمذهب آل بویه صورت گرفت. تعزیه بیشترین رواج خود را با حمایت حکومت صفویان پیدا کرد و در زمان ناصرالدین شاه به اوج خود رسید و تا زمان مشروطیت در اوج ماند که بسیاری آن دوران را دوران طلایی تعزیه نامیدهاند. پیش از آنکه تعزیه از شگردهای نمایشی بهره ببرد، مضامین آن به صورت شعر و آواز بیان میشد. فرمهای مختلف از تلخیص و گزینش گوشهها و نغمات در شکلهای مختلف و تغییر در برخی حالات آنها جهت تطبیق با حس تعزیه، حاکی از نقش گسترده موسیقی سنتی ایران در آوازها و الحان تعزیه است. به طور نمونه ردپای «بیات ترک»، «شور» و «دشتی» در بیشتر مجالس تعزیه دیده میشود. حال اینکه «همایون» و «راست پنجگاه» تنها در تعداد معدودی از آوازهای تعزیه شنیده میشوند. نام گوشههای ردیف دستگاهی بیانگر رسوخ موسیقی تعزیه در این موسیقی است. برای نمونه گوشههای موالف همایون (اشاره به موالفخوان در مقابل مخالفخوان به معنای شبیهخوانی نقش اولیا الله و اصحاب ایشان) رجز چهارگاه (اشاره به رجزخوانی اشقیا در مقابل اولیا) در ماهور که به تعبیر خالقی و عبدالله مستوفی منحصر به شبیهخوانی عبدالله بن حسن است. گوشههای «حسینی» در شور که اشاره به امام حسین دارند و شاید «مغلوب» که بنا به گفتهها، مربوط به مخالفخوانی اشقیا در تعزیه بوده است. اهمیت موسیقی آوازی در تعزیه چشمگیر است؛ به گونهای که ایفاگران نقشها باید از دستگاههای موسیقی آگاه باشند تا اگر نقش آنها تغییر یافت، بتوانند آواز معین بخوانند. آگاهی این هنرمندان زبده از موسیقی ردیفی و بهرهگیری مستمر از اینگونه نغمات در مجالس تعزیه، هویت و ساختار موسیقی تعزیه را پایهریزی کرد. به گونهای که برای نقش افراد سختدل آوازهای متناسب با شخصیتشان در نظر گرفته میشود. برای نمونه برای شمر در «نوا» یا «رجز» و حضرت علیاکبر در «دشتی» میخوانند. اگرچه موسیقی دستگاهی در دل موسیقی تعزیه است؛ اما تفاوتهای بین موسیقی دستگاهی و تعزیه است. در تعزیه «یک پرده» و «دو پرده» وجود دارد؛ اما «ربع پرده» وجود ندارد یا دوگاه و درآمد در تعزیه دیده نمیشود. در تعزیه یک «درآمد» و یک «اوج» داریم. دستگاهها در موسیقی تعزیه پخش شده است مثلا در چهارگاه اول گوشه زابل را میخوانند و بعد گوشه حصار را برای نقش حضرت عباس میخوانند. علاوه بر استفاده از موسیقی ردیفی، گسترهای از الحان موسیقی مقامی و نواحی ازجمله بختیاری، بیدگانی، غربتی، سرکوهی، دشتستانی و فائزخوانی و مجموعهای از تصانیف و ترانهها با مایگی شوشتری در تعزیه استفاده میشود. در شمال کشور نغمههای بومی مانند گیلکی، امیری، دیلمانی و حقانی و در سمنان نیز دو آواز بومی این منطقه (حقانی و سرکویری) در مجالس تعزیه مورد استفاده قرار میگیرند. به نقل از استاد صبا؛ جوانانی که صدای خوب داشتند از کوچکی نذر میکردند که در تعزیه شرکت کنند و در ماههای محرم و صفر همگی جمع شده و تحت تعلیم معینالبکا که شخص وارد و عالمی بود، تربیت میشدند و روحالله خالقی در کتاب سرگذشت موسیقی آورده است؛ اهمیتیافتن مقام تعزیه، یکی از موجبات حفظ نغمات ملی به شمار میآمده و بهویژه نقش بزرگی را در تربیت آوازخوانها برعهده گرفته، چنانکه بهترین خوانندگان ما، در مکتب تعزیه پرورش یافتهاند. هنرمندانی مانند علی خان نایبالسلطنه معروف به حنجره دریده، جناب دماوندی، سید زینالعابدین قراب کاشی و رضا قلی تجریشی که از خوانندگان دربار قاجار بودند، اقبال آذر، قلیخان شاهی، آقاجان ساوهای، حسینعلی نکیسا و میرزا رحیم کمانچهکش که هم خواننده و هم تعزیهخوان بودند ظهور کردند.
حمید فرید: موسیقی مذهبی ایران همانند سایر پدیدههای فرهنگی علاوه بر قدمت و پیشینه آن و ضمن ارتباط عمیق و گسترده با سایر مظاهر فرهنگی، از تنوع، پویایی و مبانی زیباشناسی فرهنگ سنتی نیز بهرهمند است و نمونههای مختلف آن ازجمله موارد مهم در شناخت فرهنگ شنیداری مردم است. تعزیه یک آیین نمایشی است که در ایران از دیرباز و حتی پیش از ورود اسلام به نوعی دیگر مرسوم بوده است و اطلاق اصطلاح «شبیهخوانی» نیز برای این نمایش مرسوم بوده است. در این نوع نمایش است که موسیقی تعزیه نمود پیدا میکند. اجرای موسیقی در نمایش تعزیه مقدمتر است و وجود آن به لحاظ فرمال بخش مهم و معنییافتهای محسوب میشود و در این بین است که از موسیقی دستگاهی ایران بهره بسیاری برده و تقریبا تمام گوشهها را میتوان به نوعی در آن یافت. در ادوار گذشته که همیشه موسیقی با ممنوعیتها همراه بوده، تعزیه تنها ناجی موسیقی دستگاهی ایران بوده است. «تعزیه» در لغت به معنی عرض تسلیت گفتن و برگرفته از ریشه عربی «عزی» یک فعل ثلاثی مزید است. تعزیه به معنی سوگواری، برپایی یادبود عزیزان ازدسترفته، تسلیت، امرکردن به صبر و پرسیدن از خویشان درگذشته، خرسندیدادن و در برخی مناطق ایران مانند خراسان به معنای مجلس ترحیم است. تاریخ پیدایش تعزیه به صورت دقیق پیدا نیست. برخی بر این باورند که این نمایشی آیینی-ایرانی است که دارای پیشینه تاریخی سههزارساله سوگ سیاوش پهلوان داستان ملی ایران است و این آیین را مایه و زمینهساز شکلگیری آن دانستهاند. برخی پژوهشگران نیز پیشینه آن را به آیینهایی مانند «میترا» و یادگار زریران بازمیگردانند و برخی پیدایش آن را متأثر از عناصر اساطیری میانرودان، آناطولی و مصر و همچنین مصائب مسیح دانستهاند؛ ولی به گمان بسیاری تعزیه را با توجه به شباهتهایش با عزاداریهای آیینی، سوگواریهای سادهای برای شهیدان کربلا میدانند؛ اما شکل رسمی و آشکار این سوگواری، به روایت ابن کثیر، برای نخستین بار در زمان حکمرانی دودمان ایرانی شیعهمذهب آل بویه صورت گرفت. تعزیه بیشترین رواج خود را با حمایت حکومت صفویان پیدا کرد و در زمان ناصرالدین شاه به اوج خود رسید و تا زمان مشروطیت در اوج ماند که بسیاری آن دوران را دوران طلایی تعزیه نامیدهاند. پیش از آنکه تعزیه از شگردهای نمایشی بهره ببرد، مضامین آن به صورت شعر و آواز بیان میشد. فرمهای مختلف از تلخیص و گزینش گوشهها و نغمات در شکلهای مختلف و تغییر در برخی حالات آنها جهت تطبیق با حس تعزیه، حاکی از نقش گسترده موسیقی سنتی ایران در آوازها و الحان تعزیه است. به طور نمونه ردپای «بیات ترک»، «شور» و «دشتی» در بیشتر مجالس تعزیه دیده میشود. حال اینکه «همایون» و «راست پنجگاه» تنها در تعداد معدودی از آوازهای تعزیه شنیده میشوند. نام گوشههای ردیف دستگاهی بیانگر رسوخ موسیقی تعزیه در این موسیقی است. برای نمونه گوشههای موالف همایون (اشاره به موالفخوان در مقابل مخالفخوان به معنای شبیهخوانی نقش اولیا الله و اصحاب ایشان) رجز چهارگاه (اشاره به رجزخوانی اشقیا در مقابل اولیا) در ماهور که به تعبیر خالقی و عبدالله مستوفی منحصر به شبیهخوانی عبدالله بن حسن است. گوشههای «حسینی» در شور که اشاره به امام حسین دارند و شاید «مغلوب» که بنا به گفتهها، مربوط به مخالفخوانی اشقیا در تعزیه بوده است. اهمیت موسیقی آوازی در تعزیه چشمگیر است؛ به گونهای که ایفاگران نقشها باید از دستگاههای موسیقی آگاه باشند تا اگر نقش آنها تغییر یافت، بتوانند آواز معین بخوانند. آگاهی این هنرمندان زبده از موسیقی ردیفی و بهرهگیری مستمر از اینگونه نغمات در مجالس تعزیه، هویت و ساختار موسیقی تعزیه را پایهریزی کرد. به گونهای که برای نقش افراد سختدل آوازهای متناسب با شخصیتشان در نظر گرفته میشود. برای نمونه برای شمر در «نوا» یا «رجز» و حضرت علیاکبر در «دشتی» میخوانند. اگرچه موسیقی دستگاهی در دل موسیقی تعزیه است؛ اما تفاوتهای بین موسیقی دستگاهی و تعزیه است. در تعزیه «یک پرده» و «دو پرده» وجود دارد؛ اما «ربع پرده» وجود ندارد یا دوگاه و درآمد در تعزیه دیده نمیشود. در تعزیه یک «درآمد» و یک «اوج» داریم. دستگاهها در موسیقی تعزیه پخش شده است مثلا در چهارگاه اول گوشه زابل را میخوانند و بعد گوشه حصار را برای نقش حضرت عباس میخوانند. علاوه بر استفاده از موسیقی ردیفی، گسترهای از الحان موسیقی مقامی و نواحی ازجمله بختیاری، بیدگانی، غربتی، سرکوهی، دشتستانی و فائزخوانی و مجموعهای از تصانیف و ترانهها با مایگی شوشتری در تعزیه استفاده میشود. در شمال کشور نغمههای بومی مانند گیلکی، امیری، دیلمانی و حقانی و در سمنان نیز دو آواز بومی این منطقه (حقانی و سرکویری) در مجالس تعزیه مورد استفاده قرار میگیرند. به نقل از استاد صبا؛ جوانانی که صدای خوب داشتند از کوچکی نذر میکردند که در تعزیه شرکت کنند و در ماههای محرم و صفر همگی جمع شده و تحت تعلیم معینالبکا که شخص وارد و عالمی بود، تربیت میشدند و روحالله خالقی در کتاب سرگذشت موسیقی آورده است؛ اهمیتیافتن مقام تعزیه، یکی از موجبات حفظ نغمات ملی به شمار میآمده و بهویژه نقش بزرگی را در تربیت آوازخوانها برعهده گرفته، چنانکه بهترین خوانندگان ما، در مکتب تعزیه پرورش یافتهاند. هنرمندانی مانند علی خان نایبالسلطنه معروف به حنجره دریده، جناب دماوندی، سید زینالعابدین قراب کاشی و رضا قلی تجریشی که از خوانندگان دربار قاجار بودند، اقبال آذر، قلیخان شاهی، آقاجان ساوهای، حسینعلی نکیسا و میرزا رحیم کمانچهکش که هم خواننده و هم تعزیهخوان بودند ظهور کردند.