نگاهی به موسیقی-9
ابوعطا؛ یکی دیگر از آوازهای موسیقی کلاسیک ایران و از متعلقات دستگاه شور بهحساب میآید. ابوعطا آوازی است با محوریت دستگاه شور که از درجه دوم شور شروع میشود و درجه چهارم شور نت شاهد آن است. ریشه تاریخی نام ابوعطا مشخص نیست؛ این آواز را با نام «سارنج» و «دستانعرب» نیز میشناسند و گنایچی تسوگه (رئیس انجمن بینالمللی موسیقی سنتی و انجمن تحقیقات موسیقی آسیا در توكیو) احتمال ارتباط بین ابوعطا با یکی از راگاهای هندی به نام سارنگ را مطرح کرده و در جایی ابوعطا به «سارنگ» با معنای مرغ خوشآواز تعبیر شده است. به گوشه ابوعطا و آواز ابوعطا نام دیگری همچون سَرَنی هم داده شده است. فرصتالدوله شیرازی (شاعر، نویسنده، نقاش، سیاح و موسیقیدان عهد قاجار) معتقد است ابوعطا همان سارنج است (که یکی از شعبههای بیستوچهارگانه موسیقی قدیم ایران بود) و آواز ابوعطا را قسمتی از فرود شور تلقی میکند. از آنجایی که نام سارنج در مآخذ موسیقی قدیم ایران دیده میشود، احتمال دارد که نام ابوعطا از دوران ناصری رواج یافته باشد. ابوعطا با نامهای دیگری چون ابوایتام (پدر یتیمان)، دستانالعرب و دستارالعرب نیز شناخته میشود. همانطور که پیش از این نیز بیان شده بود، یکی از معانی واژه «دستان»، نغمه و سرود است؛ در آواز ابوعطا، شباهتهای لحنی و آوازی بسیاری را میتوان با فواصل و مقامهای موسیقی عربی یافت، به این دلیل که نام «دستانالعرب» نیز برای این آواز استفاده شده است. با همه این تعاریف، ابوعطا دستگاهی کاملا ایرانی و اصیل به شمار میرود. استفاده از ابوعطا در موسیقی بومی ایران بسیار رواج دارد و بخشی از موسیقی مذهبی همچون اذان و قرائت قرآن نیز در این آواز (بهویژه در گوشه حجاز که حس و حال عربی دارد)، اجرا میشود. نکته مهمی که باید به آن اشاره کرد نقش مذهب در زندهنگهداشتن موسیقی ایرانی بوده است؛ در ادوار گذشته موسیقی همیشه با تنگنظریها و رفتارهاي ضدونقیض روبهرو بوده و تنها راه حفظ و نگهداری موسیقی استفاده از آن در مراسم مذهبی بوده و ازاینروست که در بیشتر آوازها و گوشهها که از گذشته به یادگار ماندهاند، کاربرد مذهبی آن بیشتر دیده شده است. به نقل از استاد ابوالحسن صبا، تعزیه بوده که موسیقی ما را حفظ کرده است. یا استاد روحالله خالقی در کتاب سرگذشت موسیقی ایران آورده است: «نغمهها و گوشههایی که بهسبب حرمت مذهبی از زندگی مردم دور مانده بود، در پناه تعزیه در امنیت ماند و موسیقی ملی در سایه تعزیه از نابودی رهانیده شد». آواز ابوعطا بسیار لطیف و ظریف است و شاید اگر بخواهیم برای دستگاهها و آوازها جنسیت در نظر بگیریم، آواز ابوعطا مؤنث باشد؛ زیرا سرشار از لطافت و ظرافت است. انسان با گوشدادن به ابوعطا کمی به فکر فرو میرود و به مسائل فلسفی پیرامونش میاندیشد.به این ترتیب تا اندازهای میتوان نتیجه گرفت کسانی که بیشتر به آواز ابوعطا علاقه دارند و آن را بیشتر از سایر دستگاهها گوش میدهند، انسانهایی درویشمسلک هستند که دائما بهدنبال نوعی خواهش و تمنا از معشوقاند. ابوعطا را آوازی حزین و درونگرا میدانند؛ البته باید گفت که شدت حزن آن در مقایسه با دشتی کمتر است؛ چنان که در گوشه حجاز که اوج آواز ابوعطاست، این حزن در جایی به دلیل نزدیکشدن به آواز دشتی به نهایت خود میرسد. احساسی که این آواز به شنوندههایش منتقل میکند، باعث میشود از جهان بیرون به جهان درون خود پناه ببرند. ازاینرو است که جایگاه زمانی مناسب برای شنیدن این آواز را هنگام غروب خورشید یا در انتهای شب میدانند. مهمترین گوشههایی که در ابوعطا اجرا میشوند، عبارتاند از سَیَخی، حجاز، چهارباغ و گبری (که همگی جزء گوشههای دستگاه شور هستند). همچنین گاه گوشههای کرشمه، دوبیتی و بستهنگار نیز به دلخواه خواننده اجرا میشوند. گوشه سَیَخی ادامه و نوعی دیگر از درآمد ابوعطا است که به روایتی منسوب است به موسیقی قومی مذهبی به نام سَیَخ در هندوستان که با گوشه رامکلی یا راک کلیمی، ورود به آواز میکند. گوشه خسرو و شیرین که نام یکی از 30 لحن باربد است، در ادامه آواز میآید و به روایتی باربد این گوشه را به درخواست شیرین برای خسروپرویز که عهدی را فراموش کرده بود، ساخته است تا بلکه پرویز را با شنیدن آن به یاد عهدش آورد. آواز ابوعطا در گوشه گـَوری یا گبری (لهجه زردشتیان) سیر میکند و در حجاز به اوج میرسد و در چهارباغ فرود میآید. شایان ذکر است که گوشه «بوسلیک» در دستگاه نوا و گوشه «ابولچپ» در دستگاه راستپنجگاه و همایون از لحاظ ساختاری با ابوعطا شباهت دارند. به گفته داریوش صفوت، در گذشته پردهگردانی ابوعطا معمول نبوده است، اما امروزه گوشه عشاق را برای تنوعبخشیدن به ابوعطا در اجرای آن به کار میبرند. از نمونههای شنیداری این آواز باید به کاست «عشق داند» محصول همدلی «استاد محمدرضا شجریان» و «استاد محمدرضا لطفی» اشاره کرد. همیشه بر این باورم که ابوعطا، با آن همه احساس نهفته در گوشهگوشهاش را باید با نوای مخملین تار لطفی و صدای پیچاپیچ شجریان در آلبوم «عشق داند» شنید.
ابوعطا؛ یکی دیگر از آوازهای موسیقی کلاسیک ایران و از متعلقات دستگاه شور بهحساب میآید. ابوعطا آوازی است با محوریت دستگاه شور که از درجه دوم شور شروع میشود و درجه چهارم شور نت شاهد آن است. ریشه تاریخی نام ابوعطا مشخص نیست؛ این آواز را با نام «سارنج» و «دستانعرب» نیز میشناسند و گنایچی تسوگه (رئیس انجمن بینالمللی موسیقی سنتی و انجمن تحقیقات موسیقی آسیا در توكیو) احتمال ارتباط بین ابوعطا با یکی از راگاهای هندی به نام سارنگ را مطرح کرده و در جایی ابوعطا به «سارنگ» با معنای مرغ خوشآواز تعبیر شده است. به گوشه ابوعطا و آواز ابوعطا نام دیگری همچون سَرَنی هم داده شده است. فرصتالدوله شیرازی (شاعر، نویسنده، نقاش، سیاح و موسیقیدان عهد قاجار) معتقد است ابوعطا همان سارنج است (که یکی از شعبههای بیستوچهارگانه موسیقی قدیم ایران بود) و آواز ابوعطا را قسمتی از فرود شور تلقی میکند. از آنجایی که نام سارنج در مآخذ موسیقی قدیم ایران دیده میشود، احتمال دارد که نام ابوعطا از دوران ناصری رواج یافته باشد. ابوعطا با نامهای دیگری چون ابوایتام (پدر یتیمان)، دستانالعرب و دستارالعرب نیز شناخته میشود. همانطور که پیش از این نیز بیان شده بود، یکی از معانی واژه «دستان»، نغمه و سرود است؛ در آواز ابوعطا، شباهتهای لحنی و آوازی بسیاری را میتوان با فواصل و مقامهای موسیقی عربی یافت، به این دلیل که نام «دستانالعرب» نیز برای این آواز استفاده شده است. با همه این تعاریف، ابوعطا دستگاهی کاملا ایرانی و اصیل به شمار میرود. استفاده از ابوعطا در موسیقی بومی ایران بسیار رواج دارد و بخشی از موسیقی مذهبی همچون اذان و قرائت قرآن نیز در این آواز (بهویژه در گوشه حجاز که حس و حال عربی دارد)، اجرا میشود. نکته مهمی که باید به آن اشاره کرد نقش مذهب در زندهنگهداشتن موسیقی ایرانی بوده است؛ در ادوار گذشته موسیقی همیشه با تنگنظریها و رفتارهاي ضدونقیض روبهرو بوده و تنها راه حفظ و نگهداری موسیقی استفاده از آن در مراسم مذهبی بوده و ازاینروست که در بیشتر آوازها و گوشهها که از گذشته به یادگار ماندهاند، کاربرد مذهبی آن بیشتر دیده شده است. به نقل از استاد ابوالحسن صبا، تعزیه بوده که موسیقی ما را حفظ کرده است. یا استاد روحالله خالقی در کتاب سرگذشت موسیقی ایران آورده است: «نغمهها و گوشههایی که بهسبب حرمت مذهبی از زندگی مردم دور مانده بود، در پناه تعزیه در امنیت ماند و موسیقی ملی در سایه تعزیه از نابودی رهانیده شد». آواز ابوعطا بسیار لطیف و ظریف است و شاید اگر بخواهیم برای دستگاهها و آوازها جنسیت در نظر بگیریم، آواز ابوعطا مؤنث باشد؛ زیرا سرشار از لطافت و ظرافت است. انسان با گوشدادن به ابوعطا کمی به فکر فرو میرود و به مسائل فلسفی پیرامونش میاندیشد.به این ترتیب تا اندازهای میتوان نتیجه گرفت کسانی که بیشتر به آواز ابوعطا علاقه دارند و آن را بیشتر از سایر دستگاهها گوش میدهند، انسانهایی درویشمسلک هستند که دائما بهدنبال نوعی خواهش و تمنا از معشوقاند. ابوعطا را آوازی حزین و درونگرا میدانند؛ البته باید گفت که شدت حزن آن در مقایسه با دشتی کمتر است؛ چنان که در گوشه حجاز که اوج آواز ابوعطاست، این حزن در جایی به دلیل نزدیکشدن به آواز دشتی به نهایت خود میرسد. احساسی که این آواز به شنوندههایش منتقل میکند، باعث میشود از جهان بیرون به جهان درون خود پناه ببرند. ازاینرو است که جایگاه زمانی مناسب برای شنیدن این آواز را هنگام غروب خورشید یا در انتهای شب میدانند. مهمترین گوشههایی که در ابوعطا اجرا میشوند، عبارتاند از سَیَخی، حجاز، چهارباغ و گبری (که همگی جزء گوشههای دستگاه شور هستند). همچنین گاه گوشههای کرشمه، دوبیتی و بستهنگار نیز به دلخواه خواننده اجرا میشوند. گوشه سَیَخی ادامه و نوعی دیگر از درآمد ابوعطا است که به روایتی منسوب است به موسیقی قومی مذهبی به نام سَیَخ در هندوستان که با گوشه رامکلی یا راک کلیمی، ورود به آواز میکند. گوشه خسرو و شیرین که نام یکی از 30 لحن باربد است، در ادامه آواز میآید و به روایتی باربد این گوشه را به درخواست شیرین برای خسروپرویز که عهدی را فراموش کرده بود، ساخته است تا بلکه پرویز را با شنیدن آن به یاد عهدش آورد. آواز ابوعطا در گوشه گـَوری یا گبری (لهجه زردشتیان) سیر میکند و در حجاز به اوج میرسد و در چهارباغ فرود میآید. شایان ذکر است که گوشه «بوسلیک» در دستگاه نوا و گوشه «ابولچپ» در دستگاه راستپنجگاه و همایون از لحاظ ساختاری با ابوعطا شباهت دارند. به گفته داریوش صفوت، در گذشته پردهگردانی ابوعطا معمول نبوده است، اما امروزه گوشه عشاق را برای تنوعبخشیدن به ابوعطا در اجرای آن به کار میبرند. از نمونههای شنیداری این آواز باید به کاست «عشق داند» محصول همدلی «استاد محمدرضا شجریان» و «استاد محمدرضا لطفی» اشاره کرد. همیشه بر این باورم که ابوعطا، با آن همه احساس نهفته در گوشهگوشهاش را باید با نوای مخملین تار لطفی و صدای پیچاپیچ شجریان در آلبوم «عشق داند» شنید.