نگاهی به موسیقی 2
حمید فرید : موسیقی ایرانی مانند طبیعتش، در محیطی خاص به وجود آمده و نشو و نما یافته و شاید ازاینرو است که به مزاج اجتماع امروز که در گیرودار روزمرگی و دنبال طلب بدون سعی است، درست به نظر نمیرسد. مردم، نغمه و آهنگی را طالب هستند که به آن دل ببندند و سرگرم شوند؛ ولی چیزی را که میخواهند، نمیجویند. ازاینرو است که راه به ناکجاآباد کشیده میشود. در ادامه «نگاهی به موسیقی»، چه نیکوست که پیش از ورود به مباحث ساختاری موسیقی، گوشهچشمی به موسیقی باستان و تأثیر آن بر مفاهیم و موسیقی حال داشته باشیم. من یقین دارم موسیقی به قدمت خود انسان است و در هر دوره و قرنی، به شکلی یکسان (همانی که کنون هست و بود) با بشر زیسته است؛ ولی نکتهای که مورخان به آن اشاره کردهاند، به این شرح بوده است؛ در دوران مادها و پس از آن، مورخان یونانی از به کاربردن انواع دهل و شیپور در حملات جنگی ایرانیان یاد میکنند. در دوران هخامنشی، بهویژه دوره کوروش و داریوش اول، از موسیقی نظامی بیشتر استفاده میشده که برای بههیجانآوردن سربازان و بالابردن روحیه شجاعت در آنان و همچنین در مراسم شکار یا جشنهای گوناگون و بخشش مناصب یا پذیرفتن سفیران و بهویژه در جشنهای مردم مانند مراسم عروسی و... یا ورزشهای جمعی مانند چوگانبازی، رامشگران انجام وظیفه میکردهاند. سازهای دوره هخامنشی عبارت بودند از: عود، چنگساز، سرنا، دهل، نوعی ارغنون، چغانه و در موسیقی نظامی، شیپور، دونای، دهل و نوعی طبل بوده است. در دوره ساسانیان، موسیقی بیشازپیش مورد توجه دربار و طبقات ممتاز قرار گرفت؛ بهطوریکه در دوره اردشیر بابکان که مردم به طبقات گوناگون تقسیم شدند، رامشگران را در طبقه خاصی در کنار ساتراپها (در دوران هخامنشیان به فرماندار یا استاندار یکی از بخشهای شاهنشاهی گفته میشد) قرار دادند. هنرمندانی مانند باربد، نکیسا، بامشاد، رامتین و سرکش (سرکیس) در قلمرو موسیقی، شهرت فراوانی کسب کردند. مطربان و رامشگران پشت پرده مینشستند و به اشاره «خرمباش» که مقام پردهبرداری داشت، هنرنمایی میکردند. بنا بر گزارشهای تاریخی، بهرام گور و خسروپرویز بیشتر از دیگر سلاطین ساسانی به رامشگران و موسیقیدانان توجه داشتند. روایات موجود اختراع دستگاههای موسیقی ایران را به باربد نسبت میدهند. اگرچه این مقامات پیش از باربد هم وجود داشته، جای تردید نیست که این آهنگساز بزرگ، تأثیر بسزایی در موسیقی عرب و ایران و پس از اسلام داشته است و میتوان گفت که در ممالک شرق هنوز آثاری از الحان باربد (معروف به 30 لحن باربد) باقی است؛ زیرا شرقیان در این رشته از صنعت بسیار محافظهکار هستند. ثعالبی میگوید: «باربد در ملاقات اول، «دستان یزدان آفرید» را برای خسرو خواند؛ بعد «دستان پرتو فرخار» را به سمع او رسانید» که همان شادمانی را میبخشید که توانگری از پس درویشی میبخشد؛ پس از آن «دستان سبز اندر سبز» را خواند و نواخت؛ چنانکه شنوندگان از آهنگ «زارزار ابریشم رود» و از زیروبم سرود او مجذوب و مبهوت شدند. به گفته فردوسی، سردستانی که باربد در این محل خواند و نواخت، «داد آفرید» و «پیکارگرد» و «سبز در سبز» بود. باربد برای هر روز از هفته نوایی ساخته بود و برای هر روز از 30 روز ماه لحنی پدید آورده بود که به نام «30 لحن باربد» مشهور است. علاوهبراین برای 360 روز اوستایی (به جز پنجه سال) 360 لحن ساخته بود که قسمتی از نغمات لحنها و آوازهای آن دوران در کتب موسیقی و آثار ادبی بعد از اسلام به چشم میخورد؛ از قبیل نوروزی، مهرگان، ماخور (ماهور)، اپرین یا آفرین شبدیز، خسروانی، مشکدانه، سبزه در سبزه، شادروان، تخت اردشیر، هفتگنج، گنج کاو، گنج بادآورد، آیین جمشید، کین سیاوش و کین ایرج و... . در اصطلاح موسیقی آن زمان، «راست» نام یکی از آوازها بوده و امروز هم یکی از 12 موسیقی ایران و عرب به همین نام مرسوم است. آلات موسیقی دوره ساسانی، چنگ، رباب، نای، بربط، تنبور، کمانچه، مزدا، غژک یا غجگ بوده است. بربط (باربد، بربد) و چنگ از آلتهای مخترعه ایرانیان قدیم است. مسعودی میگوید مردم خراسان بیشتر آلتی را در موسیقی به کار میبرند که هفت تار داشت و آن را زنگ (زنج) میخواندند؛ اما مردم ری، طبرستان و دیلم، «تنبور» را دوستتر داشتند و این آلت نزد همه فرس، مقدم بر دیگر آلات بوده است. «شکارگاه خسرو» در «طاقبستان» ظاهرا حاکی از این است که «چنگ» آلت درجه اول موسیقی ساسانی بوده و روی بعضی از ظروف نقره تصویر نای زنانی به نظر میرسد. نام بسیاری از آلات موسیقی در رساله پهلوی «خسرو و غلامش» نوشته شده است؛ ازجمله عود هندی موسوم به «ون» و عود متداول موسوم به دار و بربط (بربوذ) و چنگ، تمبور و سنتور موسوم به «کَناره» و نای قرهنی موسوم به «مار» و طبل کوچکی به نام «دمبلگ». در ادامه این سلسله نوشتار به مفهوم «مقام» و «موسیقی مقامی» خواهیم پرداخت (بخشی از منابع آوردهشده برداشتی از کتاب «چشمانداز موسیقی ایران» نوشته دکتر ساسان سپنتا است).
حمید فرید : موسیقی ایرانی مانند طبیعتش، در محیطی خاص به وجود آمده و نشو و نما یافته و شاید ازاینرو است که به مزاج اجتماع امروز که در گیرودار روزمرگی و دنبال طلب بدون سعی است، درست به نظر نمیرسد. مردم، نغمه و آهنگی را طالب هستند که به آن دل ببندند و سرگرم شوند؛ ولی چیزی را که میخواهند، نمیجویند. ازاینرو است که راه به ناکجاآباد کشیده میشود. در ادامه «نگاهی به موسیقی»، چه نیکوست که پیش از ورود به مباحث ساختاری موسیقی، گوشهچشمی به موسیقی باستان و تأثیر آن بر مفاهیم و موسیقی حال داشته باشیم. من یقین دارم موسیقی به قدمت خود انسان است و در هر دوره و قرنی، به شکلی یکسان (همانی که کنون هست و بود) با بشر زیسته است؛ ولی نکتهای که مورخان به آن اشاره کردهاند، به این شرح بوده است؛ در دوران مادها و پس از آن، مورخان یونانی از به کاربردن انواع دهل و شیپور در حملات جنگی ایرانیان یاد میکنند. در دوران هخامنشی، بهویژه دوره کوروش و داریوش اول، از موسیقی نظامی بیشتر استفاده میشده که برای بههیجانآوردن سربازان و بالابردن روحیه شجاعت در آنان و همچنین در مراسم شکار یا جشنهای گوناگون و بخشش مناصب یا پذیرفتن سفیران و بهویژه در جشنهای مردم مانند مراسم عروسی و... یا ورزشهای جمعی مانند چوگانبازی، رامشگران انجام وظیفه میکردهاند. سازهای دوره هخامنشی عبارت بودند از: عود، چنگساز، سرنا، دهل، نوعی ارغنون، چغانه و در موسیقی نظامی، شیپور، دونای، دهل و نوعی طبل بوده است. در دوره ساسانیان، موسیقی بیشازپیش مورد توجه دربار و طبقات ممتاز قرار گرفت؛ بهطوریکه در دوره اردشیر بابکان که مردم به طبقات گوناگون تقسیم شدند، رامشگران را در طبقه خاصی در کنار ساتراپها (در دوران هخامنشیان به فرماندار یا استاندار یکی از بخشهای شاهنشاهی گفته میشد) قرار دادند. هنرمندانی مانند باربد، نکیسا، بامشاد، رامتین و سرکش (سرکیس) در قلمرو موسیقی، شهرت فراوانی کسب کردند. مطربان و رامشگران پشت پرده مینشستند و به اشاره «خرمباش» که مقام پردهبرداری داشت، هنرنمایی میکردند. بنا بر گزارشهای تاریخی، بهرام گور و خسروپرویز بیشتر از دیگر سلاطین ساسانی به رامشگران و موسیقیدانان توجه داشتند. روایات موجود اختراع دستگاههای موسیقی ایران را به باربد نسبت میدهند. اگرچه این مقامات پیش از باربد هم وجود داشته، جای تردید نیست که این آهنگساز بزرگ، تأثیر بسزایی در موسیقی عرب و ایران و پس از اسلام داشته است و میتوان گفت که در ممالک شرق هنوز آثاری از الحان باربد (معروف به 30 لحن باربد) باقی است؛ زیرا شرقیان در این رشته از صنعت بسیار محافظهکار هستند. ثعالبی میگوید: «باربد در ملاقات اول، «دستان یزدان آفرید» را برای خسرو خواند؛ بعد «دستان پرتو فرخار» را به سمع او رسانید» که همان شادمانی را میبخشید که توانگری از پس درویشی میبخشد؛ پس از آن «دستان سبز اندر سبز» را خواند و نواخت؛ چنانکه شنوندگان از آهنگ «زارزار ابریشم رود» و از زیروبم سرود او مجذوب و مبهوت شدند. به گفته فردوسی، سردستانی که باربد در این محل خواند و نواخت، «داد آفرید» و «پیکارگرد» و «سبز در سبز» بود. باربد برای هر روز از هفته نوایی ساخته بود و برای هر روز از 30 روز ماه لحنی پدید آورده بود که به نام «30 لحن باربد» مشهور است. علاوهبراین برای 360 روز اوستایی (به جز پنجه سال) 360 لحن ساخته بود که قسمتی از نغمات لحنها و آوازهای آن دوران در کتب موسیقی و آثار ادبی بعد از اسلام به چشم میخورد؛ از قبیل نوروزی، مهرگان، ماخور (ماهور)، اپرین یا آفرین شبدیز، خسروانی، مشکدانه، سبزه در سبزه، شادروان، تخت اردشیر، هفتگنج، گنج کاو، گنج بادآورد، آیین جمشید، کین سیاوش و کین ایرج و... . در اصطلاح موسیقی آن زمان، «راست» نام یکی از آوازها بوده و امروز هم یکی از 12 موسیقی ایران و عرب به همین نام مرسوم است. آلات موسیقی دوره ساسانی، چنگ، رباب، نای، بربط، تنبور، کمانچه، مزدا، غژک یا غجگ بوده است. بربط (باربد، بربد) و چنگ از آلتهای مخترعه ایرانیان قدیم است. مسعودی میگوید مردم خراسان بیشتر آلتی را در موسیقی به کار میبرند که هفت تار داشت و آن را زنگ (زنج) میخواندند؛ اما مردم ری، طبرستان و دیلم، «تنبور» را دوستتر داشتند و این آلت نزد همه فرس، مقدم بر دیگر آلات بوده است. «شکارگاه خسرو» در «طاقبستان» ظاهرا حاکی از این است که «چنگ» آلت درجه اول موسیقی ساسانی بوده و روی بعضی از ظروف نقره تصویر نای زنانی به نظر میرسد. نام بسیاری از آلات موسیقی در رساله پهلوی «خسرو و غلامش» نوشته شده است؛ ازجمله عود هندی موسوم به «ون» و عود متداول موسوم به دار و بربط (بربوذ) و چنگ، تمبور و سنتور موسوم به «کَناره» و نای قرهنی موسوم به «مار» و طبل کوچکی به نام «دمبلگ». در ادامه این سلسله نوشتار به مفهوم «مقام» و «موسیقی مقامی» خواهیم پرداخت (بخشی از منابع آوردهشده برداشتی از کتاب «چشمانداز موسیقی ایران» نوشته دکتر ساسان سپنتا است).