|

آسیب‌شناسی مهدکودک‌ها در ایران و مناطق دوزبانه

مسعود کریمی . معلم

‌مهم‌ترین چالش پیش‌روی مهدکودک‌ها و کودکستان‌ها در ایران، نبودن متولی واحد در این زمینه است. هم‌اکنون در کشور ما علاوه‌بر آموزش‌وپرورش، از طریق نهادها و مؤسسات دیگری مانند بهزیستی، بسیج و شهرداری‌ها خدمات‌رسانی به کودکان زیر شش سال صورت می‌گیرد و گاهي دوگانگی یا موازی‌کاری‌هایی نیز وجود دارد. در کشور ما طبق قانون و اسناد موجود، چهار تا شش‌سالگی را دوران پیش‌دبستانی تعریف کرده‌اند و چون اجباری نیست، الزامی برای حضور تمام نوآموزان در این گروه سنی وجود ندارد.

با توجه به اینکه این دوره سنی یک دوره طلایی در زندگی است، بنابراین نباید فرصت را از دست بدهیم و برای آموزش این گروه سنی باید تدابیری اندیشید. اگر در این مرحله درست سرمایه‌گذاری شود، در مراحل بعد با صرف انرژی کمتر بازدهی بیشتری خواهیم یافت و اگر فرصت از دست برود، جبران آن در سال‌های بعد پرهزینه‌تر و دشوارتر خواهد بود، بنابراین باید مراکز تخصصی آموزش پیش‌دبستانی وجود داشته باشند و این دوره، رسمی تلقی شود. لازم است بچه‌ها از چهارسالگی به‌بعد، با رویکردهایی که نظام کلان کشور تبیین می‌کند تحت حمایت برنامه‌های دوره رسمی قرار بگیرند و این در مناطق دوزبانه ارزش مضاعف پیدا خواهد کرد.
در سند چشم‌انداز و نقشه جامع علمی کشور که به‌عنوان سند بالادستی علمی و آموزشی کشور تلقی می‌شود، بر پرورش خلاقیت و روحیه پرسشگری از سنین پایین تأکید شده است. همچنین دهمین راهبرد کلان سند تحول بنیادین به ‌روشنی تأکید کرده که دوره پیش‌دبستانی حاکمیتی است و وزارت آموزش‌وپرورش مسئولیت آن را برعهده دارد. راهکار ۵-۱ سند تحول نیز به ‌روشنی به تبیین آن پرداخته و تعمیم دوره پیش‌دبستان، به‌ویژه در مناطق محروم را مورد تأکید قرار داده است.
اما در کشور ما، ایران، با تکثر قومی و زبانی دست‌کم در 9 استان کشور، برای کودکان دوزبانه در سنین قبل از دبستان چه اقداماتی صورت گرفته است و کودکستان‌ها و مهدکودک‌ها چه نقشی ایفا کرده‌اند؟ دولتمردان و برنامه‌ریزان آموزشی بر این باورند که برای جبران خلأ و مشکلات ناشی از دوزبانه‌بودن دانش‌آموزان مناطق دوزبانه، دایرکردن مراکز پیش‌دبستانی برای کودکان زیر شش سال الزامی است. با این شرایط سؤال این است که:
آیا سازوکار لازم و امکانات زیربنایی در برنامه‌ریزی میان‌مدت و بلندمدت، تأمین بودجه و امکانات مالی، فضای آموزشی، تربیت مربی متخصص و آشنا با مسائل روان‌شناسی و تعلیم و تربیت و... مهیاست تا خانواده‌ها بدون دغدغه فرزندان خود را به مهدکودک و کودکستان‌ها بفرستند؟
آیا آموزش قبل از دبستان که کارشناسان آموزشی آن را به‌عنوان تنها راه همسان‌سازی کودکان مناطق دوزبانه با سایر کودکان مناطق تک‌زبانه می‌دانند، به آن صورتی که لازم است فعالیت می‌کنند و از امکانات لازم برخوردارند؟
به امید روزی که تمام کودکان این سرزمین حتی در دورافتاده‌ترین روستاها از امکانات آموزشی درست و استاندارد بهره‌مند شوند و عدالت آموزشی بر تمام کودکان سایه بیفکند.

‌مهم‌ترین چالش پیش‌روی مهدکودک‌ها و کودکستان‌ها در ایران، نبودن متولی واحد در این زمینه است. هم‌اکنون در کشور ما علاوه‌بر آموزش‌وپرورش، از طریق نهادها و مؤسسات دیگری مانند بهزیستی، بسیج و شهرداری‌ها خدمات‌رسانی به کودکان زیر شش سال صورت می‌گیرد و گاهي دوگانگی یا موازی‌کاری‌هایی نیز وجود دارد. در کشور ما طبق قانون و اسناد موجود، چهار تا شش‌سالگی را دوران پیش‌دبستانی تعریف کرده‌اند و چون اجباری نیست، الزامی برای حضور تمام نوآموزان در این گروه سنی وجود ندارد.

با توجه به اینکه این دوره سنی یک دوره طلایی در زندگی است، بنابراین نباید فرصت را از دست بدهیم و برای آموزش این گروه سنی باید تدابیری اندیشید. اگر در این مرحله درست سرمایه‌گذاری شود، در مراحل بعد با صرف انرژی کمتر بازدهی بیشتری خواهیم یافت و اگر فرصت از دست برود، جبران آن در سال‌های بعد پرهزینه‌تر و دشوارتر خواهد بود، بنابراین باید مراکز تخصصی آموزش پیش‌دبستانی وجود داشته باشند و این دوره، رسمی تلقی شود. لازم است بچه‌ها از چهارسالگی به‌بعد، با رویکردهایی که نظام کلان کشور تبیین می‌کند تحت حمایت برنامه‌های دوره رسمی قرار بگیرند و این در مناطق دوزبانه ارزش مضاعف پیدا خواهد کرد.
در سند چشم‌انداز و نقشه جامع علمی کشور که به‌عنوان سند بالادستی علمی و آموزشی کشور تلقی می‌شود، بر پرورش خلاقیت و روحیه پرسشگری از سنین پایین تأکید شده است. همچنین دهمین راهبرد کلان سند تحول بنیادین به ‌روشنی تأکید کرده که دوره پیش‌دبستانی حاکمیتی است و وزارت آموزش‌وپرورش مسئولیت آن را برعهده دارد. راهکار ۵-۱ سند تحول نیز به ‌روشنی به تبیین آن پرداخته و تعمیم دوره پیش‌دبستان، به‌ویژه در مناطق محروم را مورد تأکید قرار داده است.
اما در کشور ما، ایران، با تکثر قومی و زبانی دست‌کم در 9 استان کشور، برای کودکان دوزبانه در سنین قبل از دبستان چه اقداماتی صورت گرفته است و کودکستان‌ها و مهدکودک‌ها چه نقشی ایفا کرده‌اند؟ دولتمردان و برنامه‌ریزان آموزشی بر این باورند که برای جبران خلأ و مشکلات ناشی از دوزبانه‌بودن دانش‌آموزان مناطق دوزبانه، دایرکردن مراکز پیش‌دبستانی برای کودکان زیر شش سال الزامی است. با این شرایط سؤال این است که:
آیا سازوکار لازم و امکانات زیربنایی در برنامه‌ریزی میان‌مدت و بلندمدت، تأمین بودجه و امکانات مالی، فضای آموزشی، تربیت مربی متخصص و آشنا با مسائل روان‌شناسی و تعلیم و تربیت و... مهیاست تا خانواده‌ها بدون دغدغه فرزندان خود را به مهدکودک و کودکستان‌ها بفرستند؟
آیا آموزش قبل از دبستان که کارشناسان آموزشی آن را به‌عنوان تنها راه همسان‌سازی کودکان مناطق دوزبانه با سایر کودکان مناطق تک‌زبانه می‌دانند، به آن صورتی که لازم است فعالیت می‌کنند و از امکانات لازم برخوردارند؟
به امید روزی که تمام کودکان این سرزمین حتی در دورافتاده‌ترین روستاها از امکانات آموزشی درست و استاندارد بهره‌مند شوند و عدالت آموزشی بر تمام کودکان سایه بیفکند.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.