|

اسناد هنر معاصر در «جستارهایی در تاریخ هنر»

شناسنامه ما همین حوالی گم‌ شده

جواد مجابی

یک شب مهمانی کوچکی در منزل دکتر زرین‌کلک برپا شده بود که علت برگزاری‌اش احتمال آشنايی بیوه‌ای صاحب‌جمال با پزشکی صاحب‌کمال بود که شاید به وصلتی خجسته منتهی شود و هر دو از دوستان ما و تنگ‌آمده از تنهايی بودند. سر میز شام من از مردمی لاکتاب و بی‌اعتنا به اسناد مکتوب صحبت می‌کردم و حرف به اینجا رسید که ما جزو کشورهايی هستیم که به‌قول دکتر تفضلی بیشتر به فرهنگ شفاهی متکی هستیم و اگر همت دهقانان ایرانی در مکتوب‌کردن اسناد دینی و سلطنتی عهد ساسانی نبود، همین متون مختصر باقی‌مانده را هم در دسترس نداشتیم. نجبای باسواد ایرانی طی دو سده پس از حمله اعراب کوشیدند اساطیر و متون آيینی و افسانه‌های ملل امپراتوری را تا حدی به ‌نوشته درآورند و بعد سرخوشانه گریزی زدم به عصر قاجار. گفتم مثلا آدم درجه‌‌اولی مثل امیرکبیر چندان سند مکتوبی از زندگی و کارهای خود به‌جا نمی‌گذارد -‌ حتی تاریخ‌نویسان عصرش مرگ با رگ‌زدن او را از ترس، بر اثر استیلای آماس ثبت می‌کنند- آن‌وقت آدم درجه‌دويی مثل اعتماد‌السلطنه بیش از هزار صفحه روزنامه خاطرات می‌نویسد که چندان پر و پایه درست‌‌وحسابی ندارد. دکتر زرین‌کلک حرفم را قطع کرد و پرسید: گفتید، اعتمادالسلطنه آدم درجه‌دويی بوده؟ گفتم: به نسبت امیرکبیر بله! زرین‌کلک خنده‌زنان پزشک صاحب‌کمال را نشان داد و گفت: پس خودتان جواب نوه اعتمادالسلطنه را بدهید. مجلس به‌هم خورد و حقیقت تاریخی مانع خوشبخت‌شدن حداقل دو نفر و شرمندگی من گردید. این مثل بدان آوردم چون هنوز که هنوز است ما از زندگی و وقایع عصر خود کمتر سند و مدرک به‌جا می‌گذاریم و مدارک موجود غالبا دقیق و مطابق واقع نیستند.
ما مردم عاشق تعمیم‌های بی‌دلیل و کلی‌گويی‌هايی نامستند هستیم و شایعات و افسانه‌پردازی حتی در مورد زندگان را دوست‌تر داریم تا چه رسد به پیشینیان. بنابراین وقتی مجموعه‌ای از اسناد فرهنگی و هنری معاصر زیر عنوان «جستارهايی در تاریخ هنر» با پژوهش و نگارش محمدحسن حامدی صاحب‌امتیاز نشریه معتبر تندیس منتشر می‌شود، کتاب را به‌دقت و باعلاقه می‌خوانم و از آن بهره‌ها می‌یابم حتی در مجلسی به‌اتفاق دوستم آیدین آغداشلو به‌تفصیل از آن سخن می‌گويیم و از کوشش‌های کامیاب و گاه ناکام آقای حامدی در طول سال‌های متمادی برای گردآوری این آثار خبردار می‌شویم.
نخستین ویژگی کتاب؛ آن‌که فقط به اسناد مهم و اساتید مشهور نپرداخته بلکه هر نوع سندی را که حاوی نکته‌ای در باب هنر معاصر بوده دیده و حفظ کرده و در صورت لزوم در کتاب آورده است. علاوه‌بر شرح‌ حال نام‌آورانی چون کمال‌الملک و صدیقی و بهزاد و مدارک به‌جامانده از آنان، از کسانی یاد کرده و اسنادی درباره زندگی و کارشان آورده که به ‌هر جهت تاکنون نا نام مانده‌اند. مثلا کسانی چون شیخ اسماعیل دزفولی یا شیخ حفظکم‌الله و محمود خوشنویس و مصطفی خدايی... که یادکرد نام و آثار ایشان دامنه گسترده‌ای را می‌سازد که نام‌آوران یک عصر در حکم قله آن دامنه‌اند. پیداست قله بی‌دامنه، وهمی خنده‌آور است. ویژگی دیگر این پژوهش، توجه مؤلف به عکس‌ها و اسناد باقی‌مانده در آرشیو اداری، روزنامه‌ها و منابع کم‌اهمیت و پرس‌وجو از بقایای خانواده هنرمندان است. او با کوششی پیگیر برای یافتن و ثبت‌نام و اثر و درج مشخصات زندگی کسانی کوشیده است که بر اثر بی‌توجهی جامعه و غفلت ناظران، در زمره هنرمندان و کوشندگان فرهنگی به‌حساب نیامده‌اند و در این باب کتاب‌های چندی پرداخته است.
در این کتاب، شرح ‌حال زنانی آمده که در موقعیت‌های پُرانکار و غالبا دشوار عصر و جامعه‌شان به کار نقاشی و مجسمه و کارهای فرهنگی و هنر و ادب پرداخته‌اند و این‌ها، از زندگینامه مشاهیر مذکر برایم جذاب‌تر بود. اگرچه مردان نیز در عصر بی‌توجهی حکومت و بی‌اعتنايی خلایق چندان کامروا نبوده‌اند.
«خانم شمس‌الضحی نشاط، دختر مرحوم صفی‌علیشاه مشهور است که از بزرگان دراویش سلسله نعمت‌اللهی بود. در سن پنج‌سالگی پیش مرحوم عباسقلی‌خان قریب فرانسه تحصیل می‌کرد و زبان و ادبیات فارسی و عربی را در خانه پیش معلمین خصوصی می‌آموخت و ذوق و علاقه ایشان از کودکی آشکار بود و میرزا علی‌خان معاون مدرسه صنایع ظریفه کمال‌الملک به ایشان نقاشی تعلیم می‌داد و هفته‌ای یک روز هم پیش خود کمال‌الملک کار می‌کرد و در نقاشی و مینیاتورسازی و آب‌رنگ و میناسازی پیشرفت فراوان کردند. یکی از تابلوهای خامه‌دوزی او که در 1926 میلادی به آمریکا فرستاده شد از سوی انجمن مستظرفه آمریکا جایزه گولد را که از جوایز ممتاز هنری است گرفت».
«عفت‌الملوک و شوکت‌الملوک خواجه‌نوری ازجمله زنان پیشگام در فعالیت‌های اجتماعی و هنر ایران به‌شمار می‌آیند. پدرشان مرحوم نظم‌الدوله در خانه کلاس نقاشی رنگ‌روغن و میناکاری برای این دو خواهر برپا کرده بود و میرزا علی‌خان شاگرد کمال‌الملک به آنها تعلیم می‌داد. عفت‌الملوک در 1311 شمسی «دارالتعلیم صنعتی نسوان» را تأسیس و تا دوران بازنشستگی به خدمت و تدریس مشغول بود و این مدرسه اولین هنرستان دختران ایران به‌شمار می‌رود. شوکت‌الملوک (شقاقی) آثار نقاشی خود را با همین نام (فامیل شوهرش) امضا می‌کرد و تابلوهای باارزشی چون ستایش و منظره ورودی منزل آقاخان نوری را ساخته که اکنون در موزه کمال‌الملک حفظ می‌شود».
«مادام حاج‌عباس گلساز (1295-1205 ه.ق) خانمی از ارلئان بود که حاج عباس نقاش او را برای گل‌سازی و تعلیم آن ‌که سخت مورد توجه بانوان درباری ایران شده بود؛ با حقوق سالی هشت‌ هزار فرانک به ایران آورد. حاج‌عباس بانو را بین راه به اسلام مشرف کرد و به عقد خود درآورد و با روبنده و پیچه به دربار محمدشاه روانه کرد. این خانم زیبا هنرهای دیگر هم داشت ازجمله آوازخواندن و خوب‌رقصیدن و قلاب‌دوزی و خیاطی و آشپزی. تا این‌که مشاور مهدعلیا مادر ناصرالدین‌شاه شد و باقی قضایا». عکس این خانم و شرح ‌حال او در کتاب آمده است.
از امتیازات این کتاب عکس‌های دقیق و روشن از افراد و اسناد مربوط به آن‌هاست که بعضی از آن‌ها برای نخستین بار منتشر می‌شود. از مطالب فاجعه‌آمیز مندرج در کتاب زندگی غم‌بار پزشک‌نیا نقاش پیشکسوت مدرن ایران است که باید شرح مفصلش را در کتاب خواند. با مطالعه این کتاب چشم‌اندازی دیگرگون و غیررسمی از فرهنگ و هنر معاصر ایران را پیش‌روی داریم که عبرت‌انگیز و چاره‌ساز می‌تواند باشد. کتاب با صفحه‌آرايی نسبتا زیبا و کاغذ گلاسه در 510 صفحه به‌بهای صد هزار تومان توسط گردآورنده چاپ شده است.
در پایان سخنرانی‌ام درباره این کتاب در موزه، اشاره طنزآمیزی به سمینارهای فرهنگی بی‌اثر عهد خودمان داشتم که چون مطلبش جايی چاپ نشده یادآوری‌اش بی‌مورد نیست. آن‌جا با اشاره به فعالیت‌های عالمانه و هنرمندانه میر مصور ارژنگی (هنرمند نقاش و رئیس صنایع مستظرفه آذربایجان) که برای احیای قالی‌بافی تبریز ناگزیر از نامه‌نگاری‌های فراوان و برگزاری جلسات اداری بی‌اثر شده بود، متن یکی از نامه‌ها را از صفحه 223 کتاب نقل کردم که جدا از شأن نگارش‌اش می‌تواند از بسیار گردهمايی‌های رسمی و غیررسمی معاصر پرده برگیرد و ماهیت‌شان را افشا کند. نامه این است:
«سند هفتم (کمیسیون ایالتی قالی تبریز - تاریخ 13 دی ماه 1309شمسی)
هو
چون اصلاح امور پشم توجه کمیسیون ایالتی را جلب نموده است لازم است آقایان دباغان ذیل برای جلسه یکشنبه 14 دی‌ماه جهت مذاکره در اطراف پشم حضور به‌هم رسانند».

یک شب مهمانی کوچکی در منزل دکتر زرین‌کلک برپا شده بود که علت برگزاری‌اش احتمال آشنايی بیوه‌ای صاحب‌جمال با پزشکی صاحب‌کمال بود که شاید به وصلتی خجسته منتهی شود و هر دو از دوستان ما و تنگ‌آمده از تنهايی بودند. سر میز شام من از مردمی لاکتاب و بی‌اعتنا به اسناد مکتوب صحبت می‌کردم و حرف به اینجا رسید که ما جزو کشورهايی هستیم که به‌قول دکتر تفضلی بیشتر به فرهنگ شفاهی متکی هستیم و اگر همت دهقانان ایرانی در مکتوب‌کردن اسناد دینی و سلطنتی عهد ساسانی نبود، همین متون مختصر باقی‌مانده را هم در دسترس نداشتیم. نجبای باسواد ایرانی طی دو سده پس از حمله اعراب کوشیدند اساطیر و متون آيینی و افسانه‌های ملل امپراتوری را تا حدی به ‌نوشته درآورند و بعد سرخوشانه گریزی زدم به عصر قاجار. گفتم مثلا آدم درجه‌‌اولی مثل امیرکبیر چندان سند مکتوبی از زندگی و کارهای خود به‌جا نمی‌گذارد -‌ حتی تاریخ‌نویسان عصرش مرگ با رگ‌زدن او را از ترس، بر اثر استیلای آماس ثبت می‌کنند- آن‌وقت آدم درجه‌دويی مثل اعتماد‌السلطنه بیش از هزار صفحه روزنامه خاطرات می‌نویسد که چندان پر و پایه درست‌‌وحسابی ندارد. دکتر زرین‌کلک حرفم را قطع کرد و پرسید: گفتید، اعتمادالسلطنه آدم درجه‌دويی بوده؟ گفتم: به نسبت امیرکبیر بله! زرین‌کلک خنده‌زنان پزشک صاحب‌کمال را نشان داد و گفت: پس خودتان جواب نوه اعتمادالسلطنه را بدهید. مجلس به‌هم خورد و حقیقت تاریخی مانع خوشبخت‌شدن حداقل دو نفر و شرمندگی من گردید. این مثل بدان آوردم چون هنوز که هنوز است ما از زندگی و وقایع عصر خود کمتر سند و مدرک به‌جا می‌گذاریم و مدارک موجود غالبا دقیق و مطابق واقع نیستند.
ما مردم عاشق تعمیم‌های بی‌دلیل و کلی‌گويی‌هايی نامستند هستیم و شایعات و افسانه‌پردازی حتی در مورد زندگان را دوست‌تر داریم تا چه رسد به پیشینیان. بنابراین وقتی مجموعه‌ای از اسناد فرهنگی و هنری معاصر زیر عنوان «جستارهايی در تاریخ هنر» با پژوهش و نگارش محمدحسن حامدی صاحب‌امتیاز نشریه معتبر تندیس منتشر می‌شود، کتاب را به‌دقت و باعلاقه می‌خوانم و از آن بهره‌ها می‌یابم حتی در مجلسی به‌اتفاق دوستم آیدین آغداشلو به‌تفصیل از آن سخن می‌گويیم و از کوشش‌های کامیاب و گاه ناکام آقای حامدی در طول سال‌های متمادی برای گردآوری این آثار خبردار می‌شویم.
نخستین ویژگی کتاب؛ آن‌که فقط به اسناد مهم و اساتید مشهور نپرداخته بلکه هر نوع سندی را که حاوی نکته‌ای در باب هنر معاصر بوده دیده و حفظ کرده و در صورت لزوم در کتاب آورده است. علاوه‌بر شرح‌ حال نام‌آورانی چون کمال‌الملک و صدیقی و بهزاد و مدارک به‌جامانده از آنان، از کسانی یاد کرده و اسنادی درباره زندگی و کارشان آورده که به ‌هر جهت تاکنون نا نام مانده‌اند. مثلا کسانی چون شیخ اسماعیل دزفولی یا شیخ حفظکم‌الله و محمود خوشنویس و مصطفی خدايی... که یادکرد نام و آثار ایشان دامنه گسترده‌ای را می‌سازد که نام‌آوران یک عصر در حکم قله آن دامنه‌اند. پیداست قله بی‌دامنه، وهمی خنده‌آور است. ویژگی دیگر این پژوهش، توجه مؤلف به عکس‌ها و اسناد باقی‌مانده در آرشیو اداری، روزنامه‌ها و منابع کم‌اهمیت و پرس‌وجو از بقایای خانواده هنرمندان است. او با کوششی پیگیر برای یافتن و ثبت‌نام و اثر و درج مشخصات زندگی کسانی کوشیده است که بر اثر بی‌توجهی جامعه و غفلت ناظران، در زمره هنرمندان و کوشندگان فرهنگی به‌حساب نیامده‌اند و در این باب کتاب‌های چندی پرداخته است.
در این کتاب، شرح ‌حال زنانی آمده که در موقعیت‌های پُرانکار و غالبا دشوار عصر و جامعه‌شان به کار نقاشی و مجسمه و کارهای فرهنگی و هنر و ادب پرداخته‌اند و این‌ها، از زندگینامه مشاهیر مذکر برایم جذاب‌تر بود. اگرچه مردان نیز در عصر بی‌توجهی حکومت و بی‌اعتنايی خلایق چندان کامروا نبوده‌اند.
«خانم شمس‌الضحی نشاط، دختر مرحوم صفی‌علیشاه مشهور است که از بزرگان دراویش سلسله نعمت‌اللهی بود. در سن پنج‌سالگی پیش مرحوم عباسقلی‌خان قریب فرانسه تحصیل می‌کرد و زبان و ادبیات فارسی و عربی را در خانه پیش معلمین خصوصی می‌آموخت و ذوق و علاقه ایشان از کودکی آشکار بود و میرزا علی‌خان معاون مدرسه صنایع ظریفه کمال‌الملک به ایشان نقاشی تعلیم می‌داد و هفته‌ای یک روز هم پیش خود کمال‌الملک کار می‌کرد و در نقاشی و مینیاتورسازی و آب‌رنگ و میناسازی پیشرفت فراوان کردند. یکی از تابلوهای خامه‌دوزی او که در 1926 میلادی به آمریکا فرستاده شد از سوی انجمن مستظرفه آمریکا جایزه گولد را که از جوایز ممتاز هنری است گرفت».
«عفت‌الملوک و شوکت‌الملوک خواجه‌نوری ازجمله زنان پیشگام در فعالیت‌های اجتماعی و هنر ایران به‌شمار می‌آیند. پدرشان مرحوم نظم‌الدوله در خانه کلاس نقاشی رنگ‌روغن و میناکاری برای این دو خواهر برپا کرده بود و میرزا علی‌خان شاگرد کمال‌الملک به آنها تعلیم می‌داد. عفت‌الملوک در 1311 شمسی «دارالتعلیم صنعتی نسوان» را تأسیس و تا دوران بازنشستگی به خدمت و تدریس مشغول بود و این مدرسه اولین هنرستان دختران ایران به‌شمار می‌رود. شوکت‌الملوک (شقاقی) آثار نقاشی خود را با همین نام (فامیل شوهرش) امضا می‌کرد و تابلوهای باارزشی چون ستایش و منظره ورودی منزل آقاخان نوری را ساخته که اکنون در موزه کمال‌الملک حفظ می‌شود».
«مادام حاج‌عباس گلساز (1295-1205 ه.ق) خانمی از ارلئان بود که حاج عباس نقاش او را برای گل‌سازی و تعلیم آن ‌که سخت مورد توجه بانوان درباری ایران شده بود؛ با حقوق سالی هشت‌ هزار فرانک به ایران آورد. حاج‌عباس بانو را بین راه به اسلام مشرف کرد و به عقد خود درآورد و با روبنده و پیچه به دربار محمدشاه روانه کرد. این خانم زیبا هنرهای دیگر هم داشت ازجمله آوازخواندن و خوب‌رقصیدن و قلاب‌دوزی و خیاطی و آشپزی. تا این‌که مشاور مهدعلیا مادر ناصرالدین‌شاه شد و باقی قضایا». عکس این خانم و شرح ‌حال او در کتاب آمده است.
از امتیازات این کتاب عکس‌های دقیق و روشن از افراد و اسناد مربوط به آن‌هاست که بعضی از آن‌ها برای نخستین بار منتشر می‌شود. از مطالب فاجعه‌آمیز مندرج در کتاب زندگی غم‌بار پزشک‌نیا نقاش پیشکسوت مدرن ایران است که باید شرح مفصلش را در کتاب خواند. با مطالعه این کتاب چشم‌اندازی دیگرگون و غیررسمی از فرهنگ و هنر معاصر ایران را پیش‌روی داریم که عبرت‌انگیز و چاره‌ساز می‌تواند باشد. کتاب با صفحه‌آرايی نسبتا زیبا و کاغذ گلاسه در 510 صفحه به‌بهای صد هزار تومان توسط گردآورنده چاپ شده است.
در پایان سخنرانی‌ام درباره این کتاب در موزه، اشاره طنزآمیزی به سمینارهای فرهنگی بی‌اثر عهد خودمان داشتم که چون مطلبش جايی چاپ نشده یادآوری‌اش بی‌مورد نیست. آن‌جا با اشاره به فعالیت‌های عالمانه و هنرمندانه میر مصور ارژنگی (هنرمند نقاش و رئیس صنایع مستظرفه آذربایجان) که برای احیای قالی‌بافی تبریز ناگزیر از نامه‌نگاری‌های فراوان و برگزاری جلسات اداری بی‌اثر شده بود، متن یکی از نامه‌ها را از صفحه 223 کتاب نقل کردم که جدا از شأن نگارش‌اش می‌تواند از بسیار گردهمايی‌های رسمی و غیررسمی معاصر پرده برگیرد و ماهیت‌شان را افشا کند. نامه این است:
«سند هفتم (کمیسیون ایالتی قالی تبریز - تاریخ 13 دی ماه 1309شمسی)
هو
چون اصلاح امور پشم توجه کمیسیون ایالتی را جلب نموده است لازم است آقایان دباغان ذیل برای جلسه یکشنبه 14 دی‌ماه جهت مذاکره در اطراف پشم حضور به‌هم رسانند».

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.