عقاید لیست، راهکاری مناسب برای تقویت صنعت ملی
امید یعقوبزاده . پژوهشگر تاریخ اروپا
فردریک لیست (1840-1789) در آلمان چشم به جهان گشود و از بنیانگذاران مکتبي تاریخی بود که واکنشی آلمانی به مکتب کلاسیک آدام اسمیت انگلیسی در علم اقتصاد تلقی میشد. عقاید لیست را میتوان بهنوعی بیان درخواستها و مسائل اقتصادی ایالات آلمانی دانست. توضیح آنکه در زمان حیات لیست هنوز کشور آلمان شکل نگرفته بود و این کشور شامل چندین ایالت خودمختار بود. او از مهمترین و تأثیرگذارترین متفکرانی بود که نظریات خود را درباره لزوم تشکیل یک دولت قدرتمند آلمانی و اتحاد ایالات آلمانی مطرح کرد و نقل شده که بیسمارک، صدراعظم معروف آلمانی که موفق به تشکیل کشور آلمان شد، همواره یک نسخه از کتاب لیست را روی میز دفتر خود داشت. اساس استدلال فردریک لیست برای تشکیل یک دولت قدرتمند آلمانی، اقتصادی بود و برای تأیید نظر و ادعای خود از فکتها و شواهد تاریخ اقتصادی کشورهای اروپایی استفاده میکرد؛ اما بهتر است پیش از آنکه به بررسی علت لزوم توجه به نظریات یک متفکر آلمانی در قرن بیستم برای ایران کنونی بپردازیم، با اندیشهها و اصول کلی نظریات لیست آشنایی پیدا کنیم.
لیست، اقتصاددان ملیگرا
هسته اصلی نظریات لیست بر پایه حمایت یک دولت مرکزی قدرتمند از صنایع کشور و بخش خصوصی به منظور قدرتبخشیدن به اقتصاد ملی و جلوگیری از ورود اجناس و کالاهای صنعتی به کشور برای تقویت و کمک به صنایع داخلی قرار داشت. لیست منتقد سرسخت نظریات آدام اسمیت و اقتصاد کلاسیک مبنی بر تجارت آزاد جهانی و یک میهندوست بود که مسئله اساسی او را باید افزایش قدرت کشور آلمان دانست؛ اما باید توجه داشت که لیست اساسا یک سوسیالیست یا مخالف کلی بازار آزاد نبود. علت مخالفت او با آدام اسمیت و بازار آزاد جهانی شرایط نابرابر انگلیس از لحاظ اقتصادی و صنعتی با بقیه کشورها ازجمله آلمان بود. بنا بر نظر لیست کشورهایی مانند آلمان (قبل از تشکیل دولت مطلقه) بهایندلیل که نتوانستهاند از لحاظ صنعتی به اندازه مقبولی پیشرفت کنند، نباید وارد رقابت اقتصادی برابر با کشوری مانند انگلیس بشوند که از لحاظ اقتصادی و صنعتی سالها از آنها جلوتر و پیشرفتهتر بود. لیست معتقد بود که یک دولت مرکزی قدرتمند باید شکل بگیرد تا از طرفی با وضع تعرفههای گمرکی مانع از ورود اجناس ارزانقیمت انگلیسی به آلمان شود و از طرف دیگر با حمایت از صنایع داخلی، موجبات رشد و
شکوفایی و استقلال صنعت داخلی را فراهم کند.
مسئله اساسی لیست صنعتیشدن کشور آلمان و افزایش قدرت ملی بود و با بررسی تاریخ کشورهایی مانند فرانسه و انگلیس، سعی در نشاندادن نقش دولت در شکلگیری قدرت صنعتی این دو کشور داشت. همانطور که گفته شد، لیست مخالف تجارت آزاد نبود و حتی به دلیل رشد محصولات کشاورزی در آلمان، با تجارت آزاد محصولات کشاورزی موافق بود؛ اما تجارت آزاد در کالاهای صنعتی را منوط به زمانی میدانست که صنعت آلمان به حدی از رشد و پیشرفت رسیده باشد که توانایی رقابت با کالاهای خارجی (بهویژه انگلیسی) را داشته باشد. او معتقد بود که از لحاظ رشد اقتصادی کشورهای اروپایی در مراحل مختلفی قرار دارند (بهعنوان مثال براساس مراحلی تاریخی که او برای کشورها برمیشمرد، کشورهایی مانند آلمان و آمریکا در مرحله کشاورزی-صنعتی قرار دارند و تنها کشوری که در مرحله کشاورزی-صنعتی-بازرگانی قرار دارد، کشور انگلیس است). از نظر او کشور انگلیس به دلیل رشدی که بعد از انقلاب صنعتی تجربه کرده است، از لحاظ سطح رشد اقتصادی و صنعتی در صدر کشورهای جهان قرار دارد و آلمان هنوز یک مرحله از انگلیس عقبتر است. او تنها راه گذار از این مرحله تاریخی که آلمان در آن قرار داشت و رسیدن
به انگلیس را به کمک یک دولت کارآمد و قدرتمند میسر میدانست.
وظایف دولت از نظر فردریک لیست
لیست برای تحقق اهداف اقتصادی خود، وظایفی برای دولت ایدهآلی خود (که متأسفانه نتوانست در حیات خود شاهد آن باشد!) برشمرد که در ذیل به آنها اشاره میکنیم: 1. حمایت گمرکی دولت از صنایع داخلی، 2. هماهنگی رشد اقتصادی بین کشاورزی و صنعت، 3. تعلیم و تربیت مناسب، 4. افزایش رفاه اجتماعی از طریق ارتقای بهداشت و فرهنگ، 5. ارتقای سطح زندگی مردم، 6. برقراری نظم و امنیت، 7. ایجاد شبکه حملونقل. هرچند خود فردریک لیست اشاره مشخصی به مدت حضور و نقش دولت در اقتصاد نکرده است؛ اما با توجه به روند تاریخیای که خود اشاره کرده و در تاریخ اروپا میتوان مشاهده کرد، به نظر نمیرسد که لیست موافق حضور دائم دولت در جریان اقتصاد بوده باشد؛ اما اهمیت این عقاید برای شرایط کنونی کشور ما در چیست؟
عقاید لیست، راهکاری مناسب برای تقویت صنعت ملی
اهمیت عقاید لیست در شرایط کنونی را میتوان از دو بُعد مورد توجه قرار داد.
اول در بعد ملی و استفادهای که امروز کشور ما میتواند از این عقاید داشته باشد. دوم در بعد فراملی و منطقهای که میتواند منجر به همکاریهای مشترک اقتصادی در منطقه کنونی و بهویژه بین کشورهای متعلق به ایران فرهنگی شود که میتوان این موضوع را در مقالهای جداگانهای بررسی کرد.
هرچند نه بستر تاریخی مشابهی بین ایران کنونی و آلمان قرن نوزدهم وجود دارد و نه کالا و پروسه تولیدی مشابهی بین ایران امروز با آلمان قبل از اتحاد میتوان دید، اما از بُعد ملی و صنعتی میتوان گفت به یک معنا اقتصاد و فعالیتهای تولیدی و صنعتی ایران در شرایط کنونی، در شرایط مشابهی با ایالات آلمانی در دوره پیش از تشکیل دولت مطلقه در این کشور قرار دارد. توضیح آنکه صنعتگران و کارخانهداران ایران امروز مانند کارخانهداران و تولیدکنندگان آلمان پیش از اتحاد در عمل فاقد یک پشتیبان و حامی جدی در مقابل رقبای خارجی هستند. هیچ صنعت یا تجارتی در شرایط نابرابر توانایی رقابت و بقا در بازار را نخواهد داشت و محکوم به شکست و واگذاری بازار به غولهای بزرگ صنعتی و تجاری خواهد بود (هرچند استثنائاتی در طول تاریخ وجود داشته است، اما نمیتوان براساس استثنائات حکم داد!). این رقبای بزرگ هم میتوانند داخلی باشند هم خارجی. طبعا برای جلوگیری از چنین روندی، حضور نهادی برای حمایت از صنایع نوپا چه در مقابل رقبای اقتصادی داخلی و بهخصوص خارجی اجتنابناپذیر است و در جهان کنونی نهادی بهجز دولت صلاحیت چنین کاری را نخواهد داشت.
خطری را که لیست در حدود دو قرن پیش درباره اجناس ارزانقیمت انگلیسی برای اقتصاد و صنعت ملی آلمان پیشبینی کرد، میتوان امروز درباره اجناس ارزانقیمت چینی برای اقتصاد و صنعت ایران پیشبینی کرد. لیست هشدار میداد انگلیسیها برای رضایت ما اجناس ارزانقیمت را وارد بازار آلمان نمیکنند، بلکه هدف آنها زمینزدن اقتصاد کشور و پس از مدتی افزایش قیمت کالاهای ارزانقیمت دیروز است. نتیجه توجه به هشدارها و توصیههای لیست از سوی دولتمردان و نخبگان آلمانی، این کشور را به قدرت اول اقتصادی در اروپا تبدیل کرد و در مقابل رکود و ورشکستگیای که امروز دامن صنعتگران و تولیدکنندگان و بهطورکلی اقتصاد ما را گرفته است، توجهنکردن به چنین مسئله مهمی است. چین امروز برای ما حکم انگلیس را برای ایالات آلمانی در قرن نوزدهم دارد. کالاهای قاچاق که بهصورت غیررسمی وارد کشور میشوند و خوشبختانه بهتازگی مورد توجه مسئولان عالیرتبه کشور قرار گرفته است و کالاهای چینی و گاهی ترکیهای که بهصورت رسمی وارد کشور میشوند و متأسفانه بهصورت جدی مورد توجه مسئولان قرار نمیگیرند، آیندهای بهجز زمینزدن اقتصاد و صنعت کشور به بار نخواهند آورد.
نتيجه آنكه یکی از مهمترین دلایل پیشرفت و توسعه اقتصادی کشور آلمان، توجه و بهکارگیری عقاید فردریک لیست بود. عقایدی که صرفا درباره کشور آلمان قرن نوزدهم صدق نمیکند و میتواند اهمیت زیادی برای شرایط کنونی کشور ما داشته باشد. امروز یکی از مهمترین وظایف دولت، پیش از تسهیل شرایط کسبوکار و کمک به صنعت داخلی، مبارزه جدی با ورود کالاهای ارزانقیمت چینی است. هرگونه اهمال و چشمپوشی در این کار به معنی بيتوجهي به آینده این کشور است.
لیست نمونههایی از کشورهایی مانند پرتغال میآورد که بهدلیل اعتماد به تجارت آزاد با انگلیس، پس از مدتی به کشوری فقیر از لحاظ اقتصادی تبدیل شدند. برای جلوگیری از ادامه روند کنونی، چارهای جز استفاده از نظریات فردریک لیست و ایجاد یک تحول جدی در اقتصاد کلان خود نداریم. البته باید به این موضوع نیز توجه کرد که اگر لیست از حمایت دولت از صنعت ملی در مقابل کالاهای خارجی سخن میگفت، هدفی جز پیشرفت صنعت و افزایش کیفیت کالاهای تولید آلمان نداشت. متأسفانه دولتها در کشور ما در مهمترین بخشی که گمرکهای سنگینی برای کالاهای خارجی اعمال میکنند اتومبیل است. اما دریغ از پیشرفتی جدی در کیفیت اتومبیلهای داخلی و تمایلی برای افزایش رضایت مردم کشور از جانب این خودروسازان!
امروز نمیتوان سیاستهای مدیریتی کلان ساختار سیاسی در کشور را در امور اقتصادی مثبت ارزیابی کرد، چراکه این رویه کنونی بهجای حمایت مناسب از صنعت و تولید داخل و جلوگیری از ورود رقبای خارجی قدرتمند به بازار داخلی، فقط حمایت اصلی خود را از خودروسازانی انجام میدهد که برای رضایت مصرفکنندگان داخلی و پیشرفت و افزایش کیفیت کالاهای خود هیچ تلاشی نمیکنند. حمایت جدی از صنعت کشور نیازمند ارادهای قوی و راسخ از سوی دولت است که متأسفانه در عمل شاهد چنین ارادهای نیستیم.
فردریک لیست (1840-1789) در آلمان چشم به جهان گشود و از بنیانگذاران مکتبي تاریخی بود که واکنشی آلمانی به مکتب کلاسیک آدام اسمیت انگلیسی در علم اقتصاد تلقی میشد. عقاید لیست را میتوان بهنوعی بیان درخواستها و مسائل اقتصادی ایالات آلمانی دانست. توضیح آنکه در زمان حیات لیست هنوز کشور آلمان شکل نگرفته بود و این کشور شامل چندین ایالت خودمختار بود. او از مهمترین و تأثیرگذارترین متفکرانی بود که نظریات خود را درباره لزوم تشکیل یک دولت قدرتمند آلمانی و اتحاد ایالات آلمانی مطرح کرد و نقل شده که بیسمارک، صدراعظم معروف آلمانی که موفق به تشکیل کشور آلمان شد، همواره یک نسخه از کتاب لیست را روی میز دفتر خود داشت. اساس استدلال فردریک لیست برای تشکیل یک دولت قدرتمند آلمانی، اقتصادی بود و برای تأیید نظر و ادعای خود از فکتها و شواهد تاریخ اقتصادی کشورهای اروپایی استفاده میکرد؛ اما بهتر است پیش از آنکه به بررسی علت لزوم توجه به نظریات یک متفکر آلمانی در قرن بیستم برای ایران کنونی بپردازیم، با اندیشهها و اصول کلی نظریات لیست آشنایی پیدا کنیم.
لیست، اقتصاددان ملیگرا
هسته اصلی نظریات لیست بر پایه حمایت یک دولت مرکزی قدرتمند از صنایع کشور و بخش خصوصی به منظور قدرتبخشیدن به اقتصاد ملی و جلوگیری از ورود اجناس و کالاهای صنعتی به کشور برای تقویت و کمک به صنایع داخلی قرار داشت. لیست منتقد سرسخت نظریات آدام اسمیت و اقتصاد کلاسیک مبنی بر تجارت آزاد جهانی و یک میهندوست بود که مسئله اساسی او را باید افزایش قدرت کشور آلمان دانست؛ اما باید توجه داشت که لیست اساسا یک سوسیالیست یا مخالف کلی بازار آزاد نبود. علت مخالفت او با آدام اسمیت و بازار آزاد جهانی شرایط نابرابر انگلیس از لحاظ اقتصادی و صنعتی با بقیه کشورها ازجمله آلمان بود. بنا بر نظر لیست کشورهایی مانند آلمان (قبل از تشکیل دولت مطلقه) بهایندلیل که نتوانستهاند از لحاظ صنعتی به اندازه مقبولی پیشرفت کنند، نباید وارد رقابت اقتصادی برابر با کشوری مانند انگلیس بشوند که از لحاظ اقتصادی و صنعتی سالها از آنها جلوتر و پیشرفتهتر بود. لیست معتقد بود که یک دولت مرکزی قدرتمند باید شکل بگیرد تا از طرفی با وضع تعرفههای گمرکی مانع از ورود اجناس ارزانقیمت انگلیسی به آلمان شود و از طرف دیگر با حمایت از صنایع داخلی، موجبات رشد و
شکوفایی و استقلال صنعت داخلی را فراهم کند.
مسئله اساسی لیست صنعتیشدن کشور آلمان و افزایش قدرت ملی بود و با بررسی تاریخ کشورهایی مانند فرانسه و انگلیس، سعی در نشاندادن نقش دولت در شکلگیری قدرت صنعتی این دو کشور داشت. همانطور که گفته شد، لیست مخالف تجارت آزاد نبود و حتی به دلیل رشد محصولات کشاورزی در آلمان، با تجارت آزاد محصولات کشاورزی موافق بود؛ اما تجارت آزاد در کالاهای صنعتی را منوط به زمانی میدانست که صنعت آلمان به حدی از رشد و پیشرفت رسیده باشد که توانایی رقابت با کالاهای خارجی (بهویژه انگلیسی) را داشته باشد. او معتقد بود که از لحاظ رشد اقتصادی کشورهای اروپایی در مراحل مختلفی قرار دارند (بهعنوان مثال براساس مراحلی تاریخی که او برای کشورها برمیشمرد، کشورهایی مانند آلمان و آمریکا در مرحله کشاورزی-صنعتی قرار دارند و تنها کشوری که در مرحله کشاورزی-صنعتی-بازرگانی قرار دارد، کشور انگلیس است). از نظر او کشور انگلیس به دلیل رشدی که بعد از انقلاب صنعتی تجربه کرده است، از لحاظ سطح رشد اقتصادی و صنعتی در صدر کشورهای جهان قرار دارد و آلمان هنوز یک مرحله از انگلیس عقبتر است. او تنها راه گذار از این مرحله تاریخی که آلمان در آن قرار داشت و رسیدن
به انگلیس را به کمک یک دولت کارآمد و قدرتمند میسر میدانست.
وظایف دولت از نظر فردریک لیست
لیست برای تحقق اهداف اقتصادی خود، وظایفی برای دولت ایدهآلی خود (که متأسفانه نتوانست در حیات خود شاهد آن باشد!) برشمرد که در ذیل به آنها اشاره میکنیم: 1. حمایت گمرکی دولت از صنایع داخلی، 2. هماهنگی رشد اقتصادی بین کشاورزی و صنعت، 3. تعلیم و تربیت مناسب، 4. افزایش رفاه اجتماعی از طریق ارتقای بهداشت و فرهنگ، 5. ارتقای سطح زندگی مردم، 6. برقراری نظم و امنیت، 7. ایجاد شبکه حملونقل. هرچند خود فردریک لیست اشاره مشخصی به مدت حضور و نقش دولت در اقتصاد نکرده است؛ اما با توجه به روند تاریخیای که خود اشاره کرده و در تاریخ اروپا میتوان مشاهده کرد، به نظر نمیرسد که لیست موافق حضور دائم دولت در جریان اقتصاد بوده باشد؛ اما اهمیت این عقاید برای شرایط کنونی کشور ما در چیست؟
عقاید لیست، راهکاری مناسب برای تقویت صنعت ملی
اهمیت عقاید لیست در شرایط کنونی را میتوان از دو بُعد مورد توجه قرار داد.
اول در بعد ملی و استفادهای که امروز کشور ما میتواند از این عقاید داشته باشد. دوم در بعد فراملی و منطقهای که میتواند منجر به همکاریهای مشترک اقتصادی در منطقه کنونی و بهویژه بین کشورهای متعلق به ایران فرهنگی شود که میتوان این موضوع را در مقالهای جداگانهای بررسی کرد.
هرچند نه بستر تاریخی مشابهی بین ایران کنونی و آلمان قرن نوزدهم وجود دارد و نه کالا و پروسه تولیدی مشابهی بین ایران امروز با آلمان قبل از اتحاد میتوان دید، اما از بُعد ملی و صنعتی میتوان گفت به یک معنا اقتصاد و فعالیتهای تولیدی و صنعتی ایران در شرایط کنونی، در شرایط مشابهی با ایالات آلمانی در دوره پیش از تشکیل دولت مطلقه در این کشور قرار دارد. توضیح آنکه صنعتگران و کارخانهداران ایران امروز مانند کارخانهداران و تولیدکنندگان آلمان پیش از اتحاد در عمل فاقد یک پشتیبان و حامی جدی در مقابل رقبای خارجی هستند. هیچ صنعت یا تجارتی در شرایط نابرابر توانایی رقابت و بقا در بازار را نخواهد داشت و محکوم به شکست و واگذاری بازار به غولهای بزرگ صنعتی و تجاری خواهد بود (هرچند استثنائاتی در طول تاریخ وجود داشته است، اما نمیتوان براساس استثنائات حکم داد!). این رقبای بزرگ هم میتوانند داخلی باشند هم خارجی. طبعا برای جلوگیری از چنین روندی، حضور نهادی برای حمایت از صنایع نوپا چه در مقابل رقبای اقتصادی داخلی و بهخصوص خارجی اجتنابناپذیر است و در جهان کنونی نهادی بهجز دولت صلاحیت چنین کاری را نخواهد داشت.
خطری را که لیست در حدود دو قرن پیش درباره اجناس ارزانقیمت انگلیسی برای اقتصاد و صنعت ملی آلمان پیشبینی کرد، میتوان امروز درباره اجناس ارزانقیمت چینی برای اقتصاد و صنعت ایران پیشبینی کرد. لیست هشدار میداد انگلیسیها برای رضایت ما اجناس ارزانقیمت را وارد بازار آلمان نمیکنند، بلکه هدف آنها زمینزدن اقتصاد کشور و پس از مدتی افزایش قیمت کالاهای ارزانقیمت دیروز است. نتیجه توجه به هشدارها و توصیههای لیست از سوی دولتمردان و نخبگان آلمانی، این کشور را به قدرت اول اقتصادی در اروپا تبدیل کرد و در مقابل رکود و ورشکستگیای که امروز دامن صنعتگران و تولیدکنندگان و بهطورکلی اقتصاد ما را گرفته است، توجهنکردن به چنین مسئله مهمی است. چین امروز برای ما حکم انگلیس را برای ایالات آلمانی در قرن نوزدهم دارد. کالاهای قاچاق که بهصورت غیررسمی وارد کشور میشوند و خوشبختانه بهتازگی مورد توجه مسئولان عالیرتبه کشور قرار گرفته است و کالاهای چینی و گاهی ترکیهای که بهصورت رسمی وارد کشور میشوند و متأسفانه بهصورت جدی مورد توجه مسئولان قرار نمیگیرند، آیندهای بهجز زمینزدن اقتصاد و صنعت کشور به بار نخواهند آورد.
نتيجه آنكه یکی از مهمترین دلایل پیشرفت و توسعه اقتصادی کشور آلمان، توجه و بهکارگیری عقاید فردریک لیست بود. عقایدی که صرفا درباره کشور آلمان قرن نوزدهم صدق نمیکند و میتواند اهمیت زیادی برای شرایط کنونی کشور ما داشته باشد. امروز یکی از مهمترین وظایف دولت، پیش از تسهیل شرایط کسبوکار و کمک به صنعت داخلی، مبارزه جدی با ورود کالاهای ارزانقیمت چینی است. هرگونه اهمال و چشمپوشی در این کار به معنی بيتوجهي به آینده این کشور است.
لیست نمونههایی از کشورهایی مانند پرتغال میآورد که بهدلیل اعتماد به تجارت آزاد با انگلیس، پس از مدتی به کشوری فقیر از لحاظ اقتصادی تبدیل شدند. برای جلوگیری از ادامه روند کنونی، چارهای جز استفاده از نظریات فردریک لیست و ایجاد یک تحول جدی در اقتصاد کلان خود نداریم. البته باید به این موضوع نیز توجه کرد که اگر لیست از حمایت دولت از صنعت ملی در مقابل کالاهای خارجی سخن میگفت، هدفی جز پیشرفت صنعت و افزایش کیفیت کالاهای تولید آلمان نداشت. متأسفانه دولتها در کشور ما در مهمترین بخشی که گمرکهای سنگینی برای کالاهای خارجی اعمال میکنند اتومبیل است. اما دریغ از پیشرفتی جدی در کیفیت اتومبیلهای داخلی و تمایلی برای افزایش رضایت مردم کشور از جانب این خودروسازان!
امروز نمیتوان سیاستهای مدیریتی کلان ساختار سیاسی در کشور را در امور اقتصادی مثبت ارزیابی کرد، چراکه این رویه کنونی بهجای حمایت مناسب از صنعت و تولید داخل و جلوگیری از ورود رقبای خارجی قدرتمند به بازار داخلی، فقط حمایت اصلی خود را از خودروسازانی انجام میدهد که برای رضایت مصرفکنندگان داخلی و پیشرفت و افزایش کیفیت کالاهای خود هیچ تلاشی نمیکنند. حمایت جدی از صنعت کشور نیازمند ارادهای قوی و راسخ از سوی دولت است که متأسفانه در عمل شاهد چنین ارادهای نیستیم.