|

عيد غدير با حافظ

احمد مسجد‌جامعي

این فضای معمارانه به شکلی بود که هر دوره‌ای بنای خود را داشت؛ اما این ساخت‌وسازها با حذف دیگری انجام نمی‌شد و بنای پیشین را ویران نمی‌کرد، بلکه بر ساخته‌های گذشتگان به نحوی می‌افزود که تداوم آن نیز باشد؛ به‌واقع همان اندیشه تداومی که در داستان پیرمرد دم ‌گوری می‌خوانیم که درخت گردویی برای نسل‌های آینده می‌کاشت؛ به‌درستی هم یک ملت را بدون اندیشه تداوم نمی‌توان تاریخی و ماندگار دانست. این اندیشه تکثر در فضای معنوی داخل مسجد و گرایش‌های متنوع ائمه جماعت هم به چشم می‌خورَد و هریک از آن بزرگان، اصحاب و علاقه‌مندان خود را داشتند که در عین این تفاوت‌ها و تنوع‌ها، همگی تابع وحدتی برآمده از دین و دین‌داری بودند.

این شیوه می‌تواند الگویی برای سیاست فرهنگی باشد که چگونه با توجه به تنوع ترکیب اجتماعی و فرهنگی، فرصت‌های مشارکت همه در حیات فرهنگی فراهم شود تا بدین ترتیب همه گروه‌های اجتماعی پژواک صدای خود را در حوزه
فرهنگ بشنوند.
خوب به یاد دارم که در سال‏های مبارزه‏، مسجد جامع یکی از تأثیرگذارترین کانون‏های انقلابی بود که در سال 1357 به پیروزی رسید. امام جماعت این شبستان مرحوم شیخ حسن سعید تهرانی بود که یگانه درس‌خوانده حوزه نجف در بین ائمه جماعات مسجد جامع در آن سال‌ها بود و تقریرات درس شیخ حسین حلی از ایشان مشهور است و طبعا فکر و منش حوزه نجف را نمایندگی می‌کرد و به درس و مدرسه و کتاب و کتابخانه بهای ویژه‌ای می‌داد.
***
یکی از فقهای بزرگ معاصر یا به‌عبارتی بزرگ‏ترین فقیه معاصر تهران، مرحوم سیداحمد خوانساری (1270-1363ش)، صاحب کتاب ارزشمند جامع‏المدارک، نیز در همین کوچه زندگی می‏کرد. ایشان در زهد و تقوا یگانه روزگار شمرده می‌شد تا آنجا که برخی از بزرگان علم و فقه و اجتماع از قرب مقام ایشان به عصمت سخن می‌گفتند. در تهران هم عمده متدینان مقلد ایشان بوده و تقریبا همه علمای تهران به ایشان ارادت می‌ورزیدند و مؤمنان را ارجاع می‌دادند. ایشان در عین حال اهل شعر و ادب هم بودند و این موضوع از تحقیقات ادبی ایشان و کندوکاوهای لغوی که در متون روایات می‌کنند، پیداست. آقای قاسم رفعتی استاد هنر آواز نقل می‌کرد که یک بار با جمعی به عیادت ایشان رفته بودیم. وقتی برای رفتن برخاستیم، آقای خوانساری به من گفتند شما بمانید و پس از رفتن دیگران روی تخت نشست و از من خواستند چیزی برایشان بخوانم و من غزلی از حافظ خواندم و این «سید اولاد پیامبر» به پهنای صورت اشک ریخت. یک بار نیز در عید غدیر خم، این شعر حافظ را در محضرشان خواندم: دل سراپرده محبت اوست/ دیده آیینه‌دار طلعت اوست.
یک بار دیگر در مجلسی با حضور آقای خوانساری غدیریه‌ای از مرحوم سیدمرتضی جزایری خواندم که 110 بیت است با این آغاز: بزن مطرب که وقت وجد و حال است/ نه گاه درس و بحث و قیل و قال است/ بزن مطرب که هنگام سماع است/ مرا با غم به یکباره وداع است
تا آنجا که غدیریه را با این ابیات باباطاهر به پایان می‌رساند: به دریا بنگرم دریا ته وینم/ به صحرا بنگرم صحرا ته وینم/ به هر جا بنگرم کوه و در و دشت/ قد رعنا رخ زیبا ته وینم
این نوار در سال‌های اول دهه 50 تکثیر شد و در بین متدینان و حتی حوزه‌های علمیه قم و مشهد خواهنده و شنونده فراوان داشت. آقای رفعتی از قول مرحوم شیخ‌جواد مناقبی، داماد علامه طباطبایی و از منبری‌های فاضل تهران می‌گوید که مرحوم علامه به ایشان گفته «از قول من به رفعتی سلام برسان و بگو من این نوار تو را می‌گذارم، شب، نماز شب می‌خوانم». از دیگر غدیریه‌های مشهور آن روزها، شعر دیگری بود از همین شاعر و از همین خواننده و در همان محضر با ترجیع‌بندی ترانه‌گونه: اگه آن ماه نمونه رخ خود را بنمونه/ همه گل‌های جهان را سر جاشون می‌نشونه

این فضای معمارانه به شکلی بود که هر دوره‌ای بنای خود را داشت؛ اما این ساخت‌وسازها با حذف دیگری انجام نمی‌شد و بنای پیشین را ویران نمی‌کرد، بلکه بر ساخته‌های گذشتگان به نحوی می‌افزود که تداوم آن نیز باشد؛ به‌واقع همان اندیشه تداومی که در داستان پیرمرد دم ‌گوری می‌خوانیم که درخت گردویی برای نسل‌های آینده می‌کاشت؛ به‌درستی هم یک ملت را بدون اندیشه تداوم نمی‌توان تاریخی و ماندگار دانست. این اندیشه تکثر در فضای معنوی داخل مسجد و گرایش‌های متنوع ائمه جماعت هم به چشم می‌خورَد و هریک از آن بزرگان، اصحاب و علاقه‌مندان خود را داشتند که در عین این تفاوت‌ها و تنوع‌ها، همگی تابع وحدتی برآمده از دین و دین‌داری بودند.

این شیوه می‌تواند الگویی برای سیاست فرهنگی باشد که چگونه با توجه به تنوع ترکیب اجتماعی و فرهنگی، فرصت‌های مشارکت همه در حیات فرهنگی فراهم شود تا بدین ترتیب همه گروه‌های اجتماعی پژواک صدای خود را در حوزه
فرهنگ بشنوند.
خوب به یاد دارم که در سال‏های مبارزه‏، مسجد جامع یکی از تأثیرگذارترین کانون‏های انقلابی بود که در سال 1357 به پیروزی رسید. امام جماعت این شبستان مرحوم شیخ حسن سعید تهرانی بود که یگانه درس‌خوانده حوزه نجف در بین ائمه جماعات مسجد جامع در آن سال‌ها بود و تقریرات درس شیخ حسین حلی از ایشان مشهور است و طبعا فکر و منش حوزه نجف را نمایندگی می‌کرد و به درس و مدرسه و کتاب و کتابخانه بهای ویژه‌ای می‌داد.
***
یکی از فقهای بزرگ معاصر یا به‌عبارتی بزرگ‏ترین فقیه معاصر تهران، مرحوم سیداحمد خوانساری (1270-1363ش)، صاحب کتاب ارزشمند جامع‏المدارک، نیز در همین کوچه زندگی می‏کرد. ایشان در زهد و تقوا یگانه روزگار شمرده می‌شد تا آنجا که برخی از بزرگان علم و فقه و اجتماع از قرب مقام ایشان به عصمت سخن می‌گفتند. در تهران هم عمده متدینان مقلد ایشان بوده و تقریبا همه علمای تهران به ایشان ارادت می‌ورزیدند و مؤمنان را ارجاع می‌دادند. ایشان در عین حال اهل شعر و ادب هم بودند و این موضوع از تحقیقات ادبی ایشان و کندوکاوهای لغوی که در متون روایات می‌کنند، پیداست. آقای قاسم رفعتی استاد هنر آواز نقل می‌کرد که یک بار با جمعی به عیادت ایشان رفته بودیم. وقتی برای رفتن برخاستیم، آقای خوانساری به من گفتند شما بمانید و پس از رفتن دیگران روی تخت نشست و از من خواستند چیزی برایشان بخوانم و من غزلی از حافظ خواندم و این «سید اولاد پیامبر» به پهنای صورت اشک ریخت. یک بار نیز در عید غدیر خم، این شعر حافظ را در محضرشان خواندم: دل سراپرده محبت اوست/ دیده آیینه‌دار طلعت اوست.
یک بار دیگر در مجلسی با حضور آقای خوانساری غدیریه‌ای از مرحوم سیدمرتضی جزایری خواندم که 110 بیت است با این آغاز: بزن مطرب که وقت وجد و حال است/ نه گاه درس و بحث و قیل و قال است/ بزن مطرب که هنگام سماع است/ مرا با غم به یکباره وداع است
تا آنجا که غدیریه را با این ابیات باباطاهر به پایان می‌رساند: به دریا بنگرم دریا ته وینم/ به صحرا بنگرم صحرا ته وینم/ به هر جا بنگرم کوه و در و دشت/ قد رعنا رخ زیبا ته وینم
این نوار در سال‌های اول دهه 50 تکثیر شد و در بین متدینان و حتی حوزه‌های علمیه قم و مشهد خواهنده و شنونده فراوان داشت. آقای رفعتی از قول مرحوم شیخ‌جواد مناقبی، داماد علامه طباطبایی و از منبری‌های فاضل تهران می‌گوید که مرحوم علامه به ایشان گفته «از قول من به رفعتی سلام برسان و بگو من این نوار تو را می‌گذارم، شب، نماز شب می‌خوانم». از دیگر غدیریه‌های مشهور آن روزها، شعر دیگری بود از همین شاعر و از همین خواننده و در همان محضر با ترجیع‌بندی ترانه‌گونه: اگه آن ماه نمونه رخ خود را بنمونه/ همه گل‌های جهان را سر جاشون می‌نشونه

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.