«شرق» از تأثیر اقتصاد و هزینههای زندگی بر کنش سیاسی رأیدهندگان آمریکایی گزارش میدهد
رأی مصرفکننده آمریکایی به پایان جنگ
بررسی رفتارهای نامزدهای انتخاباتی و مردم آمریکا در دورههای مختلف رأیگیری نشان میدهد اقتصاد و هزینههای زندگی یک عامل کلیدی بر کنش سیاسی مردم آمریکاست؛ جمهوریخواهان آمریکا دیروز در شکستی سنگین مجلس نمایندگان و سنا را به دموکراتها واگذار کردند و دموکراتها نهتنها کرسیهای مجلس نمایندگان و سنا را با اختلاف قابل توجه از جمهوریخواهان پس گرفتند، که برخی پایگاههای سنتی جمهوریخواهان هم دست رد به سینه حزب متبوعشان زدند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شرق: بررسی رفتارهای نامزدهای انتخاباتی و مردم آمریکا در دورههای مختلف رأیگیری نشان میدهد اقتصاد و هزینههای زندگی یک عامل کلیدی بر کنش سیاسی مردم آمریکاست؛ جمهوریخواهان آمریکا دیروز در شکستی سنگین مجلس نمایندگان و سنا را به دموکراتها واگذار کردند و دموکراتها نهتنها کرسیهای مجلس نمایندگان و سنا را با اختلاف قابل توجه از جمهوریخواهان پس گرفتند، که برخی پایگاههای سنتی جمهوریخواهان هم دست رد به سینه حزب متبوعشان زدند.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، دموکراتها حتی در ایالتهایی پیروز شدند که ترامپ دو سال پیش با اختلاف دورقمی در آنها برده بود و روزنامه گلفنیوز نوشت این نتیجه ادعای کسانی را به چالش میکشد که فرض میکردند رأیدهندگان در ازای وعده امنیت، هزینههای بالاتر زندگی را برای مدت نامحدود تحمل میکنند. البته این نتیجه همانگونه که از مدتها قبل رسانههای آمریکایی پیشبینی میکردند، دور از انتظار نبود؛ چراکه اقتصاد و هزینههای زندگی در طول دورههای انتخاباتی مختلف، برای رأیدهندگان آمریکایی بسیار مهم است و مردم آمریکا بارها بهصراحت اعلام کردهاند پول مالیاتدهندگان آمریکایی نباید خرج جنگ در کشورهای دیگر شود. جمهوریخواهان در یک شکست سنگین مجلس نمایندگان و سنا را به دموکراتها واگذار کردند؛ موضوعی که از مدتها قبل پیشبینی میشد، چراکه هزینههای زندگی برای رأیدهندگان آمریکایی یک آیتم کلیدی است. ازقضا رأی به دولت دوم دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا محصول همین مسئله بود. جنگ روسیه و اوکراین منجر به جهش قیمت انرژی و غذا در آمریکا شد و تورم این کشور را پس از حدود نیمقرن تا آستانه دورقمیشدن پیش برد؛ بر اساس گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا، قیمت نفت برنت از 78 دلار در ابتدای ژانویه 2022 به 125 دلار در مارس همان سال رسید. افزایش قیمت انرژی و مشکلات زنجیره تأمین پس از همهگیری کرونا سبب شد در انتخابات 2024 ریاستجمهوری آمریکا هم هزینههای زندگی و اقتصاد تأثیر خود را نشان دهد و در نظرسنجیهای مختلف رأیدهندگان آمریکایی از انگیزههای اقتصادی خود برای شرکت در انتخابات و تورم و فشارهای زندگی مکرر خبر داده بودند. این عامل در انتخابات ریاستجمهوری 2024 به حدی اهمیت داشت که دونالد ترامپ در کمپینهای انتخاباتی خود به صورت مکرر از عملکرد نامطلوب دولت جو بایدن بر اقتصاد انتقاد کرد. او در سخنرانیهای خود ناکارآمدی سیاستهای اقتصادی دولت بایدن را عامل بحران فروپاشی بازارها معرفی کرد. العربیه هم در همین زمینه نوشت: «اقتصاد در ایالات متحده آمریکا، موضوعی بسیار مهم برای رأیدهندگان محسوب میشود و ناکامی در زمینه آن باعث کناررفتن شماری از رؤسای جمهوری از قدرت در این کشور شده و چهرههای جدیدی را به کاخ سفید آورده است، چراکه شرایط عمومی اقتصادی در ایالات متحده آمریکا به طور مستقیم بر معیشت افراد، از جمله امنیت شغلی، دستمزد، هزینههای زندگی و نرخ بیکاری شهروندان تأثیر میگذارد». همان زمان دونالد ترامپ در پستی در شبکه اجتماعی اختصاصی خود، «تروثسوشال»، نوشت: «به سمت جنگ جهانی سوم میرویم و دو نفر از ناتوانترین رهبران تاریخ آمریکا را بر سر کار داریم». او همچنین افزود: «بازارهای سهام در حال فروپاشی است و آمار اشتغال ترسناک است». او در کمپینهای تبلیغاتی خود به وفور گفت دولت دموکرات کنونی باعث افزایش سطح تورم شده و نتوانسته است به مشکل بیکاری رسیدگی کند. حالا همین موضوع و جنگ آمریکا علیه ایران دستاویز تبلیغاتی دموکراتها شد و آنها بارها و بارها در رسانهها و سخنرانیهای تبلیغاتی خود اعلام کردند جنگ دولت ترامپ علیه ایران عامل فشارهای اقتصادی بر خانوارهای آمریکایی شده است و بالاخره این تبلیغات کار خود را کرد و دست بر اقتصاد به عنوان نقطه ضعف رأیدهندگان آمریکایی گذاشت.
جنگ و گرانی در آمریکا
برای فهم اینکه چرا جنگ تا این اندازه در ذهن رأیدهندگان بود، باید به خود جنگ برگردیم. طبق گزارش سیانبیسی، جنگ با حملات مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریه آغاز شد و در این حملات چند مقام ارشد ایرانی از جمله رهبر انقلاب اسلامی شهید شدند. گزارش پژوهشی کنگره آمریکا (CRS) نیز میگوید حملات آمریکا و اسرائیل از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ یک درگیری گسترده منطقهای را برانگیخت و ایران با حملات تلافیجویانه به اهداف مختلف خاورمیانه و تلاش برای کنترل تنگه هرمز از طریق تهدید و حمله به کشتیهای تجاری واکنش نشان داد. پیامد اقتصادی این وضعیت برای مصرفکننده آمریکایی مستقیم بود. به نوشته سیانبیسی، قیمت نفت برنت از حدود ۷۲ دلار در ۲۷ فوریه تا نزدیک ۱۲۰ دلار در اوج بحران بالا رفت، یعنی بیش از ۵۵ درصد افزایش، آن هم بهخاطر نگرانی از اختلال در عرضه از مسیر تنگه هرمز. NPR هم در گزارشی از همان ماههای ابتدایی گفت دولت ترامپ برای مهار قیمت بنزین به ذخیره راهبردی نفت دست زده بود، در حالی که ترامپ با وعده کاهش قیمت بنزین کمپین کرده بود. این تناقض میان وعده انتخاباتی و واقعیت بازار، یکی از مضمونهای اصلی نقد دموکراتها بود. همچنین جنگ بهسرعت تمام نشد. بر اساس گزارش CRS، پس از تفاهمنامهای که فروکش کرد، آمریکا در ۲۶ ژوئن نخستین حملات پس از آن تفاهمنامه را انجام داد و در اوایل سپتامبر دو طرف دوباره با شدتی نزدیک به اوج ماه جولای به تبادل حمله پرداختند. یک سایت تحلیلی بازار انرژی تاریخ این تفاهمنامه را ۱۷ ژوئن ثبت کرده و میگوید پس از آن جریان تنگه هرمز بالا رفت و نفت برنت در ۱۶ ژوئن به زیر ۸۰ دلار رسید. یعنی این جنگ یک بحران کوتاه نبود که پیش از انتخابات تمام شود. تا روز انتخابات هم وضعیت حل نشده بود: الجزیره در همان روز ۳ نوامبر گزارش داد آمریکا برای نخستین بار از ماه ژوئن به جزیره قشم حمله کرد و در همان حال میانجیگری به رهبری قطر برای جلوگیری از بازگشت به جنگ تمامعیار ادامه دارد.
مهمترین شواهد درباره نقش جنگ از نظرسنجیهای خروج از پای صندوق میآید. شبکه NBC که از دادههای مؤسسه SSRS و کنسرسیومی از رسانهها بهره میبرد، گزارش داد ۶۲ درصد از رأیدهندگان گفتند آمریکا در اقدام نظامی علیه ایران تصمیم اشتباهی گرفته است. نسخه بهروزشده همین گزارش این رقم را ۶۳ درصد ذکر میکند. این اختلاف یکدرصدی احتمالا بهروزرسانی دادهها در طول شب است. NBC همچنین نوشت ۴۵ درصد از رأیدهندگان دموکرات مجلس نمایندگان گفتند جنگ برای رأیشان تعیینکننده بوده، در حالی که این رقم در میان رأیدهندگان جمهوریخواه ۲۱ درصد بود. عدد برجستهتر این است: بر اساس نظرسنجی SSRS، ۷۴ درصد از رأیدهندگان، جنگ ایران را عاملی «تعیینکننده یا مهم» در رأیشان به کنگره دانستند. این رقم در چندین منبع تکرار شده است، از جمله در گزارش «ریسپانسیبل استیتکرفت» که مینویسد ۷۴ درصد، جنگ را عاملی تعیینکننده یا مهم دانستند و ۶۲ درصد استفاده از نیروی نظامی علیه ایران را تصمیمی اشتباه خواندند. اما درباره اینکه این گروه ۷۴درصدی چگونه رأی دادند، منابع یکسان نیستند. یک منبع میگوید دموکراتها ۶۳ درصد از این رأیدهندگان را بردند و منبعی دیگر در یک جا ۵۵ درصد برای دموکراتها و ۴۲ درصد برای جمهوریخواهان ذکر میکند و در جایی دیگر در همان متن ۶۲ درصد. این ناسازگاری در خودِ یک مقاله نشان میدهد باید احتیاط کرد. تنها نتیجهای که با اطمینان میشود گرفت، این است که دموکراتها در میان رأیدهندگانی که جنگ را مهم میدانستند برتری داشتند، اما اندازه دقیق آن برتری را باید از جدول رسمی خروج از پای صندوق پس از انتشار نهایی گرفت.
یک نکته مهم دیگر قطبیبودن جنگ است. به نوشته نشریه فدرالیست که این دادهها را از NBC نقل کرده، از کسانی که جنگ را «عاملی جزئی یا بیاثر» دانستند (۲۶ درصد)، ۷۰ درصد به جمهوریخواهان و ۲۸ درصد به دموکراتها رأی دادند. همین منبع میگوید ۳۷ درصد تصمیم دولت را درست میدانستند که ۹۱ درصدشان به جمهوریخواهها رأی دادند و ۶۳ درصد آن را اشتباه میدانستند که ۸۲ درصدشان به دموکراتها رأی دادند. باید توجه داشت فدرالیست رسانهای محافظهکار است، اما دادهها از نظرسنجی NBC نقل شده و با ارقام بقیه منابع همخوانی دارد. این الگو نشان میدهد جنگ تقریبا به یک «خط گسل هویتی» تبدیل شده بود: کسانی که آن را اشتباه میدانستند بهطور قاطع دموکرات شدند و کسانی که درست میدانستند، به همان شدت جمهوریخواه ماندند. بنابراین جنگ بیشتر به دموکراتها کمک کرد تا اینکه تعداد زیادی رأیدهنده جمهوریخواه را عوض کند.
اهمیت اقتصاد و درمان برای رأیدهندگان آمریکایی
اهمیت جنگ فقط در نظرسنجی روز انتخابات دیده نشد. به گزارش ریسپانسیبل استیتکرفت، مؤسسه گالوپ هفته پیش از انتخابات اعلام کرد ۷۷ درصد رأیدهندگان ثبتنامشده وضعیت ایران را «بسیار» یا «تا حد زیادی» برای رأی خود مهم میدانند، در کنار اقتصاد و درمان. در همان گزارش آمده نظرسنجی اواخر اکتبر مؤسسههای NetChoice و اکو اینسایتس در شش ایالت کلیدی نشان داد «پایاندادن به جنگ با ایران» سومین اولویت پرتکرار رأیدهندگان بود، بعد از هزینه زندگی و شغل». یک نظرسنجی فاکسنیوز هم در اوایل اکتبر نشان داد ۷۵ درصد رأیدهندگان ثبتنامشده نسبت به جنگ «بسیار» یا «تا حد زیادی» نگران هستند. اینکه حتی فاکسنیوز که تمایل محافظهکارانه دارد، چنین رقمی را گزارش کرده، نشان میدهد نگرانی از جنگ محدود به یک طیف سیاسی نبود. در نتیجه این بار رأی مصرفکننده آمریکایی که در امروز و آینده در صورت تداوم جنگ متضرر میشود، رأی تعیینکننده نتیجه انتخابات بود.
جنگ هزینههای زندگی را صعودی کرد
نکتهای که تحلیلگران بر آن تأکید میکنند، این است که جداکردن «اثر جنگ» از «اثر تورم هزینه» تقریبا ناممکن است؛ چون جنگ از طریق قیمتها وارد زندگی روزمره شد. شبکه NBC در گزارش خود نوشت رأیدهندگان نگرانیهای اقتصادی را پررنگ ذکر کردند و هزینههای رو به رشد سوخت یکی از پیامدهای اقتصادی جنگ بود. آسوشیتدپرس هم انتخابات را اینطور توصیف کرد که نارضایتی عمیق رأیدهندگان از گرانی، جنگ ایران و نگرانی درباره فساد دولتی را منعکس میکرد؛ یعنی خود رسانهها هم جنگ را کنار تورم قرار دادند. برخی سیاستمداران نیز همین پیوند را برجسته کردند. چاک شومر، رهبر دموکراتها در سنا، پیروزی حزبش را به تمرکز «بیوقفه» بر مسائل معیشتی و «آشوب در خارج در جنگی که هیچکس نمیخواهد» نسبت داد. آدام همیلتون، نامزد دموکرات که در کانزاس برنده شد، فشار اقتصادی ناشی از تعرفهها و جنگ ایران را از دلایل جذب رأی جمهوریخواهان و مستقلها به سبد دموکرات دانست. پیام اصلی گزارشهای تحلیلی هم همین است. روزنامه گلفنیوز نوشت این نتیجه ادعای کسانی را به چالش میکشد که فرض میکردند رأیدهندگان در ازای وعده امنیت، هزینههای بالاتر زندگی را برای مدت نامحدود تحمل میکنند. این یک تفسیر تحلیلی است و نه یافته قطعی، اما با دادههای نظرسنجی همخوان است.
شواهد موجود سه چیز را با اطمینان میگویند: اول، دموکراتها طبق پیشبینی چند رسانه بزرگ کنترل هر دو مجلس کنگره را به دست میآورند، هرچند ارقام دقیق و تأیید رسمی منتظر شمارش نهایی است. دوم، جنگ ایران در ذهن رأیدهندگان بسیار پررنگ بود: حدود سهچهارم رأیدهندگان آن را عاملی تعیینکننده یا مهم دانستند و حدود ۶۲ تا ۶۳ درصد آن را تصمیمی اشتباه خواندند. سوم، خود ترامپ پذیرفته جنگ در باخت حزبش نقش داشته است.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.