|

فقدان یک ربات و تغییر معنای رابطه

فناوری قرار بود زندگی را آسان‌تر کند، اما با تغییر شیوه ارتباط انسان‌ها، پرسش‌های تازه‌ای درباره صمیمیت، وابستگی و معنای رابطه به وجود آورده است. فیلم «بعد از یانگ» (After Yang)، ساخته کوگونادا در سال ۲۰۲۱، از همین زاویه به رابطه انسان و فناوری نگاه می‌کند؛ روایتی علمی‌-تخیلی که به‌جای تمرکز بر شورش ماشین‌ها یا تلاش هوش مصنوعی برای انسان‌شدن، سراغ تجربه فقدان و پیوندهای عاطفی می‌رود.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

شرق: فناوری قرار بود زندگی را آسان‌تر کند، اما با تغییر شیوه ارتباط انسان‌ها، پرسش‌های تازه‌ای درباره صمیمیت، وابستگی و معنای رابطه به وجود آورده است. فیلم «بعد از یانگ» (After Yang)، ساخته کوگونادا در سال ۲۰۲۱، از همین زاویه به رابطه انسان و فناوری نگاه می‌کند؛ روایتی علمی‌-تخیلی که به‌جای تمرکز بر شورش ماشین‌ها یا تلاش هوش مصنوعی برای انسان‌شدن، سراغ تجربه فقدان و پیوندهای عاطفی می‌رود. داستان فیلم درباره خانواده‌ای است که یانگ، یک ربات انسان‌نما را در کنار خود دارند. یانگ برای کمک به خانواده و به‌ویژه میکا، دختر کوچک خانواده، در زندگی آنها حضور دارد؛ اما با از کار افتادن ناگهانی او، پدر خانواده تلاش می‌کند ربات را تعمیر کند. این تلاش به‌تدریج از یک مسئله فنی فراتر می‌رود و خانواده را با پرسش‌هایی درباره خاطره، هویت و رابطه‌ای روبه‌رو می‌کند که شکل‌گیری آن به حضور یک انسان محدود نیست. «بعد از یانگ» اقتباسی از داستان کوتاه «خداحافظی با یانگ» نوشته الکساندر واینستاین است. کوگونادا، نویسنده و کارگردان کره‌ای‌تبار، پیش از ساخت فیلم‌های بلند، با مقاله‌های ویدئویی و تحلیل‌های بصری درباره سینما شناخته شد. آثار او درباره فیلم‌سازانی مانند استنلی کوبریک و وس اندرسون و نیز جریان‌های سینمایی، توجه علاقه‌مندان سینما را جلب کرد. نخستین فیلم بلند داستانی او، «کلمبوس»، در سال ۲۰۱۷ ساخته شد؛ اثری که مانند «بعد از یانگ» با تأکید بر قاب‌بندی، سکوت و جزئیات روزمره، رابطه انسان‌ها را در مرکز روایت قرار می‌دهد. کوگونادا در «بعد از یانگ» نیز به دنبال ایجاد تعادل میان ساختار سینمایی و احساس است. او در گفت‌وگو با گاردین بر اهمیت ارتباط عاطفی در تجربه سینما تأکید کرده و گفته است صرفا به دنبال طرح یک ایده فکری نیست؛ او می‌خواهد با مخاطب ارتباط برقرار کند و احساس را در تجربه تماشای فیلم زنده نگه دارد. این رویکرد در نگاه او به هوش مصنوعی نیز دیده می‌شود. کوگونادا در گفت‌وگو با مجله AnOther درباره تأثیر آثار علمی‌-تخیلی بر فیلمش صحبت کرده و از «وست‌ورلد» (Westworld) و «اکس ماکینا» (Ex Machina) به‌عنوان آثاری یاد کرده است که نمی‌تواند تأثیرشان را بر نگاه خود نادیده بگیرد. با این حال، مسیر روایی «بعد از یانگ» با بسیاری از داستان‌های رایج این ژانر تفاوت دارد. یانگ در پی تبدیل‌شدن به انسان نیست و از هویت خود به‌ عنوان یک هوش مصنوعی ناراضی به نظر نمی‌رسد. او در خدمت خانواده است و رابطه‌اش با میکا، یکی از محورهای اصلی فیلم را شکل می‌دهد. برای کوگونادا، همین رابطه اهمیت تعیین‌کننده‌ای دارد. فیلم به‌جای آنکه از مخاطب بخواهد صرفا درباره امکان آگاهی ماشین‌ها یا مرز میان انسان و هوش مصنوعی فکر کند، او را با پرسشی عاطفی مواجه می‌کند: برای احساس فقدان یک موجود، تا چه اندازه باید با او رابطه برقرار کرده باشیم؟ به این ترتیب، غم ازدست‌دادن یانگ نه از انسان‌بودن او، بلکه از جایگاهی ناشی می‌شود که در زندگی دیگران پیدا کرده است. «بعد از یانگ» از این منظر، فیلمی درباره فناوری به‌تنهایی نیست؛ درباره رابطه‌هایی است که در دل زندگی روزمره شکل می‌گیرند و معنای آنها گاهی فقط پس از فقدان آشکار می‌شود. از کار افتادن یانگ، خانواده را وادار می‌کند به حضور او در زندگی‌شان و خاطراتی که با او ساخته‌اند، دوباره نگاه کنند. آنچه در ابتدا مسئله‌ای برای تعمیر به نظر می‌رسد، به مواجهه‌ای با خاطره و اندوه تبدیل می‌شود؛ تجربه‌ای که مرز میان کارکرد یک ابزار و معنای عاطفی حضور آن را به پرسش می‌کشد. این تأکید بر احساس، در واکنش شماری از مخاطبان نیز بازتاب داشته است. برای برخی از تماشاگران، جذابیت فیلم بیش از آنکه در گره‌های داستانی یا پیچیدگی‌های جهان علمی‌-تخیلی آن باشد، در تأملی است که درباره انسان‌بودن، پیوند و فقدان ایجاد می‌کند. فیلم به‌جای پاسخ‌دادن مستقیم به پرسش‌هایش، فرصت می‌دهد مخاطب در سکوت‌ها و جزئیات، معنای رابطه میان شخصیت‌ها را دنبال کند. «بعد از یانگ» علاوه بر توجه مخاطبان، در جشنواره‌ها و محافل سینمایی نیز مورد استقبال قرار گرفت و نامزدی‌ها و جوایزی به دست آورد. با این حال، اهمیت فیلم را نمی‌توان فقط با شمار جوایز آن سنجید. 

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.