|

نظریه‌ بازی‌ها و بحران صنعت طلای دیجیتال ایران

هفته گذشته، هم‌زمان با بروز چالش‌های مربوط به پلتفرم میلی‌گلد، در ذهنم پرسشی درباره ماهیت رقابت در بازار طلای دیجیتال مطرح شد: آیا تضعیف یک رقیب، الزاما به معنای پیروزی سایر بازیگران بازار است؟

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

احمدرضا جمالی-متخصص ارتباطات برند: هفته گذشته، هم‌زمان با بروز چالش‌های مربوط به پلتفرم میلی‌گلد، در ذهنم پرسشی درباره ماهیت رقابت در بازار طلای دیجیتال مطرح شد: آیا تضعیف یک رقیب، الزاما به معنای پیروزی سایر بازیگران بازار است؟ برای پاسخ به این پرسش، می‌توان از دو مفهوم در نظریه بازی‌ها استفاده کرد: «بازی حاصل‌جمع صفر»
(Zero-sum Game) و «بازی حاصل‌جمع غیرصفر» (Non-zero-sum Game).

در بازی حاصل‌جمع صفر، منفعت یک طرف به زیان طرف مقابل منجر می‌شود. برای مثال، در رقابت دو شرکت بر سر یک قرارداد انحصاری، پیروزی یک شرکت می‌تواند به معنای از دست رفتن فرصت برای شرکت دیگر باشد. در چنین شرایطی، سهم هر بازیگر از منافع موجود، در تقابل با سهم دیگران تعریف می‌شود. در مقابل، در بازی حاصل‌جمع غیرصفر، تصمیم‌ها و تعاملات بازیگران می‌توانند اندازه کل ارزش ایجادشده در بازار را افزایش یا کاهش دهند. به این معنا که رشد یک بازیگر لزوما به زیان دیگران نیست و حتی ممکن است تصمیم‌های نادرست یا مخرب، به زیان تمام بازیگران منجر شود.

بازار طلای دیجیتال ایران را نیز باید از همین منظر بررسی کرد؛ بازاری نوپا که با وجود ظرفیت‌های رشد، همچنان برای تثبیت جایگاه خود و جلب اعتماد عمومی با چالش‌هایی جدی مواجه است. هنگامی که یکی از بازیگران اصلی این بازار با چالش مواجه می‌شود و نگرانی‌هایی درباره امکان برداشت دارایی مشتریان شکل می‌گیرد، موضوع دیگر صرفا به اعتبار یک برند محدود نمی‌شود. چنین اتفاقی می‌تواند بر نگرش عمومی درباره کل بازار طلای دیجیتال و اعتماد مردم به این شیوه از سرمایه‌گذاری اثر بگذارد.

در این شرایط، پلتفرم‌هایی که جذب مشتریان ناراضی رقبا را در اولویت قرار می‌دهند و از بحران یک بازیگر برای تبلیغ خدمات خود استفاده می‌کنند، ممکن است در کوتاه‌مدت بخشی از مشتریان بازار را جذب کنند. با این حال، چنین رویکردی یک ریسک اساسی به همراه دارد: تضعیف اعتماد به یک پلتفرم ممکن است به تعمیم بی‌اعتمادی به دیگر پلتفرم‌ها و در نهایت به کل این دسته از خدمات منجر شود. تجربه بازارهای فناوری مالی (FinTech) و فناوری مدیریت ثروت (WealthTech) نیز نشان می‌دهد که رقابت در این حوزه‌ها صرفا بر سر جذب مشتریان موجود نیست؛ بلکه ایجاد اعتماد، توسعه تقاضا و گسترش پذیرش عمومی خدمات دیجیتال، از عوامل مؤثر بر رشد پایدار بازار به شمار می‌روند.

مشتری‌ای که اعتماد خود را به یک پلتفرم از دست می‌دهد، ممکن است از استفاده از سایر خدمات مشابه نیز صرف‌نظر کند.‌‌ بنابراین مسئله صرفا جابه‌جایی مشتریان میان بازیگران موجود نیست؛ بلکه حفظ یا از دست رفتن ظرفیت رشد کل بازاری است که تمام این کسب‌وکارها به آن وابسته‌اند. از این منظر، میان بهره‌برداری تبلیغاتی از بحران یک رقیب و تلاش برای حفظ اعتماد عمومی به یک بازار، تفاوتی اساسی وجود دارد. بلوغ استراتژیک یک برند را می‌توان در توانایی آن برای تشخیص همین تفاوت جست‌وجو کرد؛ اینکه رشد پایدار‌ لزوما از مسیر تضعیف رقبا نمی‌گذرد. در برخی بازارها، مهم‌ترین مزیت رقابتی نه تصاحب سهم بیشتری از تقاضای موجود، بلکه کمک به توسعه کل بازار و افزایش اعتماد مشتریان است. به بیان دیگر، گاهی بزرگ‌تر‌کردن کیک، به‌مراتب ارزشمندتر از تلاش برای تصاحب سهم بیشتری از کیک فعلی است.

یادداشت را با یک پرسش به پایان می‌بریم: کسب سهم بیشتر از بازاری که اعتماد عمومی به آن در حال تضعیف است، چه ارزشی دارد؟ پیروزی در بازاری که مشتریانش را از دست می‌دهد، تا چه اندازه می‌تواند موفقیتی پایدار تلقی شود؟

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.