|

چین و روسیه، شانگهای را نماد جهان چندقطبی می‌خواهند، اما رقابت اعضا انسجام آن را محدود کرده است

اتحاد بدون هم‌گرایی

نشست سازمان همکاری شانگهای در بیشکک، رهبران چین، روسیه و هند را کنار هم می‌آورد؛ نمایشی از کشورهای غیرغربی که پشت آن اختلاف‌های جدی اعضا، رقابت چین و هند و نگرانی از سلطه اقتصادی پکن، آینده این سازمان ۲۵ساله را مبهم کرده است.

شرق: نشست سازمان همکاری شانگهای در بیشکک، رهبران چین، روسیه و هند را کنار هم می‌آورد؛ نمایشی از کشورهای غیرغربی که پشت آن اختلاف‌های جدی اعضا، رقابت چین و هند و نگرانی از سلطه اقتصادی پکن، آینده این سازمان ۲۵ساله را مبهم کرده است. رهبران چین، روسیه و هند در بیشکک، پایتخت قرقیزستان، گرد هم آمده‌اند تا در نشستی شرکت کنند که پکن و مسکو سال‌هاست آن را نشانه‌ای از امکان شکل‌گیری نظمی متفاوت از ساختار تحت رهبری غرب معرفی می‌کنند. شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه و نارندرا مودی، نخست‌وزیر هند مهم‌ترین چهره‌های این اجلاس‌اند و مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران نیز در آن حضور خواهد داشت. دیدارهای دوجانبه در حاشیه نشست، شاید به اندازه جلسات رسمی اهمیت داشته باشند. برای پوتین و شی دیداری برنامه‌ریزی شده و رئیس‌جمهور روسیه قرار است امروز با پزشکیان گفت‌وگو کند. برای مسکو که چهار سال و نیم از آغاز حمله تمام‌عیار به اوکراین گذشته و برای تهران که بیش از شش ماه است درگیر جنگ با آمریکا و اسرائیل است، بیشکک فرصتی است تا نشان دهند انزوای غربی به معنای انزوای جهانی نیست.

سازمان همکاری شانگهای در سال ۲۰۰۱ توسط چین، روسیه و چهار کشور آسیای مرکزی با تمرکز عمده بر امنیت منطقه‌ای شکل گرفت. این سازمان اکنون ۱۰ عضو دارد: چین، روسیه، هند، ایران، پاکستان، بلاروس، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان. کشورهای دیگری نیز با عنوان «شریک گفت‌وگو» با سازمان همکاری می‌کنند.

در این ۲۵ سال، شانگهای از نهادی با تمرکز محدود بر مرزها و امنیت آسیای مرکزی، به مجمعی با جاه‌طلبی‌های سیاسی و اقتصادی گسترده‌تر تبدیل شده است. چین به‌ویژه تلاش کرده است حوزه فعالیت آن را توسعه دهد و با وعده کمک‌های مالی، توسعه‌ای و ایجاد سازوکارهای اقتصادی تازه، نقش سازمان را در معماری منطقه‌ای افزایش دهد. وزارت خارجه چین نیز در آستانه اجلاس اعلام کرده شانگهای «مسیر تازه‌ای برای همکاری منطقه‌ای» پیدا کرده است. اما فاصله میان تصویری که پکن و مسکو از سازمان می‌سازند و توان واقعی آن همچنان قابل توجه است. شانگهای نه پیمان دفاعی است، نه ساختار فرماندهی نظامی مشترک دارد و نه اعضایش در مهم‌ترین بحران‌های امنیتی منطقه الزاما در یک سوی میدان قرار دارند. ساختار منطقه‌ای مبارزه با تروریسم و رزمایش‌های موسوم به «مأموریت صلح» وجود دارند، اما کارنامه سازمان در حل اختلاف‌های امنیتی میان اعضای اصلی محدود باقی مانده است.

همین تناقض، پرسش اصلی اجلاس بیست‌وپنجمین سال فعالیت شانگهای است: آیا این سازمان می‌تواند از یک سکوی نمایش سیاسی به نهادی تبدیل شود که واقعا قواعد منطقه را شکل دهد، یا همچنان محلی خواهد بود که کشورهایی با اهداف متفاوت برای ارسال پیام به بیرون کنار یکدیگر می‌ایستند؟

هند؛ عضوی رقیب چین

بهترین نمونه محدودیت شانگهای، رابطه چین و هند است. هر دو از مهم‌ترین اعضای سازمان‌اند، اما اختلاف مرزی دیرینه آنها دهه‌ها پیش از تأسیس شانگهای آغاز شده و سازمان هم نتوانسته آن را حل کند. درگیری مرزی سال ۲۰۲۰ که نخستین تلفات جدی در چند دهه را برجا گذاشت، روابط پکن و دهلی‌نو را به یکی از سردترین دوره‌های معاصر رساند. گفت‌وگوهای ماه جاری پیشرفت‌هایی داشته‌اند. دو طرف درباره بهبود شناخت متقابل از خطوط مرزی در برخی مناطق مذاکره کرده‌اند و ایجاد دو خط تماس نظامی تازه میان فرماندهی‌های شرقی و مرکزی ارتش هند و همتایان چینی آنها نیز مورد توافق قرار گرفته است. چنین کانال‌هایی می‌توانند احتمال سوءبرداشت و برخورد تصادفی را کاهش دهند، اما مشکل اصلی کمبود تلفن اضطراری نیست. در بحران‌های گذشته نیز سازوکارهای ارتباطی وجود داشتند و نتوانستند مانع تشدید تنش شوند.

مسئله بنیادی‌تر، تغییر موازنه قدرت در آسیاست. افزایش توان اقتصادی و نظامی چین برای هند یک چالش امنیت ملی ایجاد کرده و همین واقعیت، حدود همکاری دهلی‌نو با شانگهای را تعیین می‌کند.

دیناکار پری، پژوهشگر مطالعات امنیتی در کارنگی هند، عضویت در شانگهای را برای دهلی‌نو ابزاری برای حضور در میز تصمیم‌گیری منطقه‌ای می‌داند؛ جایی که هند می‌تواند تغییرات ژئوپلیتیک را از نزدیک دنبال، منافع خود را حفظ کند و نشان دهد بازیگری قابل اتکاست. اما حضور به معنای همسویی نیست. هند از شانگهای برای ایجاد فضای مانور استفاده می‌کند، نه برای انتخاب اردوگاه چین و روسیه.

سیاستی که دهلی‌نو «سیاست خارجی چندجهتی» می‌نامد دقیقا بر همین منطق بنا شده است. مودی می‌تواند در شانگهای کنار شی و پوتین بایستد و هم‌زمان در چارچوب «کواد» با آمریکا، ژاپن و استرالیا همکاری کند. تصویری که در اجلاس ۲۰۲۵ تیانجین از مودی، شی و پوتین منتشر شد به هند امکان داد نشان دهد گزینه‌های متعددی دارد، اما آن عکس تضاد امنیتی میان هند و چین را از بین نبرد. در واقع، دهلی‌نو از تبدیل شانگهای به یک بلوک صریح ضدغربی استقبال نمی‌کند. هند هم‌زمان با سازمان همکاری شانگهای، روابط گسترده‌ای با آمریکا و نهادهای مالی غربی دارد و می‌داند هیچ‌یک از گزینه‌های جایگزین به‌تنهایی پاسخ‌گوی نیازهای امنیتی و اقتصادی این کشور نیستند. همین وضعیت یکی از محدودیت‌های اصلی روایت چین و روسیه درباره شانگهای است. آنها از «جهان چندقطبی» سخن می‌گویند، اما یکی از بزرگ‌ترین قدرت‌های حاضر در همان جمع، نمی‌خواهد چندقطبی‌بودن به معنای قرارگرفتن در جبهه‌ای تحت رهبری پکن و مسکو باشد.

ترکیه میان ناتو و شانگهای

ترکیه نیز نمونه دیگری از همین سیاست موازنه است. آنکارا عضو سازمان نیست، اما از سال ۲۰۱۲ عنوان شریک گفت‌وگو را دارد و رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، بارها گفته خواهان عضویت کامل کشورش است. این خواسته در نگاه اول عجیب به نظر می‌رسد؛ ترکیه عضو ناتو است و روابط تجاری عمیقی با اتحادیه اروپا دارد. توافق تجاری سال ۱۹۹۵ هنوز یکی از ستون‌های اصلی اقتصاد خارجی آنکاراست، هرچند روند عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا بیش از ۲۵ سال است عملا متوقف مانده است.

برای اردوغان، نزدیکی به شانگهای الزاما جایگزین ناتو نیست. آنکارا آن را بخشی از سیاستی می‌بیند که باید امکان ارتباط هم‌زمان با غرب، روسیه، چین و آسیای مرکزی را حفظ کند. ترکیه می‌خواهد موقعیت خود را در اوراسیا تقویت کند، بدون آنکه ضرورتا پیوندهای سنتی‌اش با غرب را قطع کند.

هند و ترکیه از این منظر یک پیام مشترک برای شانگهای دارند: جذابیت سازمان برای برخی اعضا و شرکا دقیقا در این است که آنها را مجبور به انتخاب یک اردوگاه نمی‌کند. همین ویژگی به گسترش سازمان کمک کرده، اما در عین حال مانع تبدیل‌شدن آن به بلوکی منسجم می‌شود.

۷۲۵ میلیارد دلار تجارت زیر سایه چین

اقتصاد شاید حوزه‌ای باشد که شانگهای در آن بیش از امنیت ظرفیت رشد دارد. براساس برخی برآوردها، تجارت میان اعضای سازمان از ۴۶۳ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۱ به حدود ۷۲۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ رسیده است.

با این حال، روشن نیست چه مقدار از این رشد نتیجه خود سازمان بوده است. بخش بزرگی از تجارت درون شانگهای حاصل روابط دوجانبه چین و روسیه، و چین و هند است؛ روابطی که حتی بدون وجود سازمان نیز احتمالا گسترش پیدا می‌کردند.

پروژه مهم‌تر، بانک توسعه سازمان همکاری شانگهای است. اعضا در اجلاس ۲۰۲۵ در اصل با ایجاد چنین بانکی موافقت کردند؛ طرحی که چین از سال ۲۰۱۰ دنبال کرده است. پکن این بانک را فرصتی برای ایجاد معماری مالی مستقل‌تر، افزایش استفاده بین‌المللی از یوان و کاهش وابستگی به نهادهای شکل‌گرفته پس از برتون وودز می‌بیند. اگر چنین بانکی واقعا شکل بگیرد، می‌تواند مهم‌ترین ابزار نهادی شانگهای در رقابت با ساختار اقتصادی تحت نفوذ غرب باشد. اما درست همین‌جا دوباره اختلاف‌های داخلی ظاهر می‌شوند.

روسیه با وجود حمایت ظاهری، درباره بانک محتاط است. مسکو نگران است ابزار مالی جدید نفوذ اقتصادی چین را در آسیای مرکزی بیشتر کند؛ منطقه‌ای که روسیه برای دهه‌ها آن را حوزه نفوذ سنتی خود تلقی کرده است. این نگرانی جدید نیست. از نخستین سال‌های شانگهای، چین تمایل داشت سازمان وجه اقتصادی پررنگ‌تری بگیرد، درحالی‌که روسیه ترجیح می‌داد تمرکز آن بر امنیت باقی بماند؛ یکی از دلایل همین اختلاف، هراس مسکو از برتری اقتصادی چین بود.

هند نیز به دلایل متفاوت بدبین است. دهلی‌نو نگران است بانک تحت نفوذ پکن به ابزار دیگری برای افزایش قدرت منطقه‌ای چین تبدیل شود. عضویت در شانگهای برای هند مفید است، اما مشارکت در ساختاری که قواعد اقتصادی آن را چین تعیین کند، موضوع دیگری است.

این اختلاف تصویری مهم از سازمان ارائه می‌دهد: چین از نظر مادی بزرگ‌ترین قدرت مجموعه است، اما همین برتری باعث می‌شود شرکایش در برابر طرح‌هایی که قدرت آن را بیشتر می‌کنند مقاومت نشان دهند.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.