|

نوتردام؛ تاریخی میان قدرت و صلح‌

‌برای دومین بار به پاریس آمده‌ام، اما این نخستین بار است که کلیسای نوتردام را از نزدیک می‌بینم. در سفر پیشین، این کلیسا پس از آتش‌سوزی سال ۲۰۱۹ در سکوت داربست‌ها و پشت ‌پرده‌های بازسازی، از چشم بازدیدکنندگان پنهان مانده بود. این بار اما گویی نوبت آن رسیده است که این بنا را نه‌فقط به‌عنوان یکی از نمادهای معماری گوتیک، بلکه به‌مثابه یکی از صحنه‌های اصلی تاریخ اروپا ببینم.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

‌برای دومین بار به پاریس آمده‌ام، اما این نخستین بار است که کلیسای نوتردام را از نزدیک می‌بینم. در سفر پیشین، این کلیسا پس از آتش‌سوزی سال ۲۰۱۹ در سکوت داربست‌ها و پشت ‌پرده‌های بازسازی، از چشم بازدیدکنندگان پنهان مانده بود. این بار اما گویی نوبت آن رسیده است که این بنا را نه‌فقط به‌عنوان یکی از نمادهای معماری گوتیک، بلکه به‌مثابه یکی از صحنه‌های اصلی تاریخ اروپا ببینم.

کلیسا مملو از بازدیدکنندگان است و هم‌زمان مراسم مذهبی نیز در آن جریان دارد. باید پذیرفت که نوتردام، در مقایسه با بسیاری از کلیساهای ایتالیا و حتی برخی دیگر از کلیساهای پاریس، الزاما باشکوه‌ترین یا چشم‌نوازترین بنای مذهبی نیست. آنچه این مکان را متمایز می‌کند، نه صرفا معماری، بلکه وزن تاریخی آن است؛ تاریخی که در میان ستون‌ها، پنجره‌ها و سنگ‌هایش رسوب کرده و حتی برای کسی که از جزئیات آن آگاه نیست، نوعی حس ابهت و سکوت می‌آفریند.

بسیاری نوتردام را از رهگذر رمان گوژپشت نوتردام ویکتور هوگو و اقتباس‌های سینمایی آن می‌شناسند، اما این کلیسا پیش از آنکه به ادبیات راه یابد، در متن تاریخ اروپا جای داشته است؛ جایی که بارها تصمیم‌هایی گرفته شد یا رخدادهایی رقم خورد که مسیر یک ملت و گاه یک قاره را تغییر داد.

دوم دسامبر ۱۸۰۴، ناپلئون بناپارت در همین کلیسا تاج بر سر گذاشت، اما آنچه این مراسم را ماندگار کرد، نه خود تاج‌گذاری، بلکه شیوه انجام آن بود. ناپلئون، پاپ پیوس هفتم را از رم به پاریس فراخوانده بود، اما در لحظه سرنوشت‌ساز اجازه نداد پاپ تاج را بر سرش بگذارد. او تاج را خود از محراب برداشت و بر سر نهاد؛ حرکتی که بیشتر بیانیه‌ای سیاسی بود. این رفتار، استقلال اقتدار سیاسی از مشروعیت دینی را به نمایش گذاشت و اعلام کرد که قدرت امپراتور دیگر نه از کلیسا، بلکه از اراده و اقتدار دولت و خواست ملت سرچشمه می‌گیرد. این تصویر، به یکی از نمادهای گذار اروپا از نظم سنتی به سیاست مدرن بدل شد.

اما دو قرن پیش از آن، همین کلیسا شاهد رویدادی بود که نتیجه‌ای کاملا متفاوت داشت. هجدهم آگوست ۱۵۷۲، ازدواج مارگارت والوا، شاهزاده کاتولیک فرانسه، با هانری ناوار، رهبر پروتستان‌های فرانسه، در برابر نوتردام برگزار شد؛ پیوندی که قرار بود به جنگ‌های مذهبی پایان دهد و میان دو جامعه عمیقا متخاصم، آشتی برقرار کند. با این‌ حال، رهبران کاتولیک حتی اجازه ندادند داماد پروتستان و همراهانش وارد کلیسا شوند؛ نشانه‌ای آشکار از آنکه شکاف‌های سیاسی و مذهبی، عمیق‌تر از آن بودند که با یک مراسم ازدواج ترمیم شوند.

صدها نفر از اشراف و رهبران پروتستان برای این مراسم به پاریس آمده بودند، اما تنها چهار روز بعد، سوءقصد به جان گاسپار دو کولینی، رهبر پروتستان‌ها، شهر را به آستانه انفجار رساند. بامداد ۲۴ آگوست، با آغاز آنچه بعدها به «کشتار سن‌بارتلمی» شهرت یافت، خشونت از ترور یک رهبر فراتر رفت و به قتل‌عام هزاران نفر در پاریس و سپس دیگر شهرهای فرانسه انجامید. ازدواجی که قرار بود نماد صلح باشد، به یکی از تلخ‌ترین تراژدی‌های تاریخ اروپا بدل شد و خود آن پیوند نیز سرانجام به جدایی انجامید. هانری ناوار برای حفظ جان خود ناچار شد‌ در آن لحظه به‌طور موقت‌ مذهب کاتولیک را بپذیرد. سال‌ها بعد، او با عنوان هانری چهارم بر تخت پادشاهی فرانسه نشست و در سال ۱۵۹۸ با صدور فرمان نانت، آزادی‌های محدودی برای پروتستان‌ها به رسمیت شناخت و به بخش مهمی از جنگ‌های مذهبی فرانسه پایان داد. جمله مشهور منسوب به او‌ -‌«پاریس ارزش یک مراسم عشای ربانی را دارد»-‌ روح تصمیم او را برای تغییر مذهب بازتاب می‌دهد؛ او مؤمن به قدرت و صلح بود و تصور می‌کرد که مصالحه سیاسی، بیش از پافشاری بر حقیقتی مطلق، می‌تواند راه را برای صلح بگشاید.

کلیسای نوتردام تنها یک شاهکار معماری نیست؛ حافظه سنگی اروپاست. جایی که هم نمایش اقتدار سیاسی را به خود دیده، هم شکست آرمان صلح و هم تولد دوباره مصالحه را. از تاج‌گذاری ناپلئون تا کشتار سن‌بارتلمی و فرمان نانت، هر بار بخشی از تاریخ اروپا بر صحنه و پشت صحنه این بنا روایت شده است.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.