|

پیشگیری اجتماعی سکته مغزی

پیشگیری اجتماعی، که گاه از آن با عنوان «پیشگیری بنیادین» نیز یاد می‌شود، به‌تازگی به‌طور رسمی در آخرین ویرایش مراجع و گایدلاین‌های پزشکی وارد شده است. با این حال، سال‌ها پیش هرگاه در مصاحبه‌ها می‌پرسیدند مردم چه کار کنند تا سکته مغزی نکنند، می‌گفتیم ابتدا باید پرسید دولت چه کار کند که مردم سکته مغزی نکنند؟

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

پیشگیری اجتماعی، که گاه از آن با عنوان «پیشگیری بنیادین» نیز یاد می‌شود، به‌تازگی به‌طور رسمی در آخرین ویرایش مراجع و گایدلاین‌های پزشکی وارد شده است. با این حال، سال‌ها پیش هرگاه در مصاحبه‌ها می‌پرسیدند مردم چه کار کنند تا سکته مغزی نکنند، می‌گفتیم ابتدا باید پرسید دولت چه کار کند که مردم سکته مغزی نکنند؟ معنای این مفهوم آن است که وظایف اجتماعی پزشکان در تقویت پیشگیری اجتماعی، از هر طریق، بخشی از وظایف ذاتی ایشان به‌ عنوان پزشک به شمار می‌رود. پزشکان، چه به‌ عنوان طبیب در محل درمانی خود و چه به‌ عنوان مسئولان نظام سلامت کشور، وظیفه دارند به تقویت پیشگیری Primordial، یعنی اقداماتی که دولت و جامعه برای پیشگیری از سکته‌های مغزی و قلبی برعهده دارند، یاری رسانند. نه‌تنها این، بلکه پزشکان وظیفه دارند در سازمان‌های مردم‌نهادی که درخواست‌های عمومی را نمایندگی می‌کنند یا قرار است تشکیل شوند و چنین نقشی را بر عهده گیرند، نقش محوری داشته باشند. این موضوع، اگر از نقش ایشان به‌ عنوان تصمیم‌گیر اهمیت بیشتری نداشته باشد، قطعا به همان اندازه مهم است.

آشکار است که مردم برای جلوگیری از سکته‌های مغزی و قلبی به هوایی پاک نیاز دارند. پزشکان، هنگامی که مسئولیتی در نهادهای دولتی و بهداشتی می‌پذیرند، نه‌تنها به‌ عنوان یک انسان، بلکه به‌ عنوان یک طبیب، همان‌گونه که در برابر نسخه داروها مسئول‌اند، در این زمینه نیز باید احساس مسئولیت کنند و نه‌تنها این، بلکه وظیفه دارند در سازمان‌های محیط‌زیستی و سازمان‌هایی که هدفشان هوایی پاک و پالوده است، فعال باشند و مردم را سازمان‌دهی کنند.

به همین ترتیب، فعالیت فیزیکی شهروندان مستلزم وجود پارک، پیاده‌راه و مسیرهای دوچرخه‌سواری و دوندگی است و جز با درخواست عمومی به دست نمی‌آید. مقابله با دخانیات، به‌ویژه قلیان، جز با مشارکت و روشنگری مردم امکان‌پذیر نیست. این‌گونه مسائل با دستورات غلاظ و شداد دولتی حل نمی‌شوند. در آمریکا حداقل سه سازمان بزرگ مردم‌نهاد فقط برای کاهش مصرف دخانیات توسط هنرپیشه‌ها در فیلم‌ها و سریال‌ها فعالیت می‌کنند؛ یعنی کمپین به راه می‌اندازند، تحریم می‌کنند، پلاکارد به دست می‌گیرند و... . کاهش مصرف دخانیات در سینمای هالیوود در سال‌های اخیر مشهود است. در این زمینه می‌توان گفت کشور ما نه‌تنها بهشت قلیان برای کافی‌شاپ‌ها، بلکه بهشت سیگار برای کارگردانان و هنرپیشه‌ها نیز به شمار می‌رود؛ چیزی که امکانات فیگوراتیو فراوانی در اختیار آنان می‌گذارد و نواقص ایشان را در نمایش احساسات و عواطف آدمی می‌پوشاند. کمپین ناموفق «قلیان‌ها را گلدان کنیم» که سال‌ها پیش در کشور ما راه افتاد، نشانه‌ای از عدم درک اهمیت چنین حرکت‌های مردم‌نهادی است.

در دنیای امروز، بسیاری از آنچه ما برای خوردن انتخاب می‌کنیم، پیش‌تر نوعی فرایند آماده‌سازی را گذرانده‌اند. فقط دولت است که می‌تواند زیر فشار و مطالبه سازمان‌های مردم‌نهاد، بر نحوه تهیه این مواد و میزان نمک و سایر املاح آنها نظارت داشته باشد.

در خاتمه باید گفت اگرچه در حال حاضر بر نقش استرس در بروز سکته‌های مغزی تا اندازه‌ای اغراق می‌شود، اما نقش استرس و مهم‌تر از آن، شرایطی که موجب استرس شده‌اند، مانند جنگ و بحران‌های اجتماعی، در بروز سکته‌های قلبی و مغزی قابل انکار نیست؛ عواملی که نه‌تنها بروز سکته‌های مغزی را تشدید، بلکه اقدامات پیشگیری و درمان آن را نیز با اشکالات جدی روبه‌رو می‌کنند. بنابراین، پیشگیری اجتماعی -که اکنون جزء وظایف ذاتی پزشکان به شمار می‌رود- حکم می‌کند آنان در همه حال صلح‌طلب باشند، با جنگ‌طلبی مقابله کنند و در بحران‌های اجتماعی جانب اصلاح و مدارا را بگیرند. حضور اجتماعی و قابل رؤیت چنین جریان‌ها و تفکراتی در میان مردم، به‌ویژه در بحران‌های اجتماعی، نیرویی اجتناب‌ناپذیر در راستای صلح و مدارا خواهد بود.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.