مروری بر کارنامه فکری و سیاسی آیتالله سیدعلی خامنهای(ره) رهبر فقید انقلاب:
7 دهه حضور مؤثر
در تاریخ معاصر ایران، شخصیتهای چندبعدی که بتوانند هم در عرصه نظر و فقاهت و هم در میدان عمل و سیاست، حضوری مؤثر و ماندگار داشته باشند، انگشتشمارند. حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای(ره)، رهبر فقید انقلاب اسلامی، بیتردید یکی از برجستهترین نمونههای این تلفیق نادر میان اندیشه دینی و کنش سیاسی است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شرق: در تاریخ معاصر ایران، شخصیتهای چندبعدی که بتوانند هم در عرصه نظر و فقاهت و هم در میدان عمل و سیاست، حضوری مؤثر و ماندگار داشته باشند، انگشتشمارند. حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای(ره)، رهبر فقید انقلاب اسلامی، بیتردید یکی از برجستهترین نمونههای این تلفیق نادر میان اندیشه دینی و کنش سیاسی است. این گزارش میکوشد تصویری واقعنگر از سیر تحول فکری، کارنامه مبارزاتی و عملکرد ایشان در عالیترین سطوح مدیریتی کشور ارائه دهد.
از مشهد تا نجف و قم
سیدعلی خامنهای(ره) در فروردینماه ۱۳۱۸ در مشهد و در خانوادهای روحانی متولد شد. پدرش، سیدجواد خامنهای، از روحانیون معتدل و غیرسیاسی مشهد بود که زندگی را با قناعت و پارسایی میگذراند. آنچه در شخصیتپذیری دوران کودکی او اهمیت دارد، تجربه زندگی در بطن طبقات محروم جامعه است. محله فقیرنشین، خانه کوچک و گاه نبود شام در سفره خانواده، نه صرفا یک خاطره تلخ، بلکه زمینهساز شکلگیری دغدغهای عمیق نسبت به عدالت اجتماعی در اندیشه او شد. مسیر تحصیلی ایشان نیز از همین الگو پیروی کرد. ورود زودهنگام به حوزه علمیه مشهد در کنار تحصیلات جدید (تا سال دوم دبیرستان)، نشاندهنده نگاه فرابخشی او به دانش بود. اما نقطه عطف دوران طلبگی ایشان را باید در سه مقطع جستوجو کرد:
مشهد: آشنایی با آیتالله میلانی و شاگردی در درس خارج او، پایههای فقاهت را در او مستحکم کرد.
نجف: سفر کوتاه به نجف و بهرهگیری از محفل درس آیات عظام خویی و حکیم، اگرچه به دلیل مخالفت پدر با اقامت دائم در آنجا ناتمام ماند، اما وسعت نظر ایشان را نسبت به جریانهای فکری حوزههای شیعه افزایش داد.
قم: مهاجرت به قم در سال ۱۳۳۷ و تلمذ نزد سه شخصیت کلیدی، مسیر فکری ایشان را برای همیشه رقم زد؛ فقاهت و رجال را از آیتالله بروجردی، فلسفه و تفسیر را از علامه طباطبایی و مهمتر از همه «فقه سیاسی» و ضرورت تشکیل حکومت اسلامی را از امام خمینی(ره) آموخت.
چهره فرهنگدوستان؛ ادیبی در لباس روحانیت
یکی از وجوه کمتر بررسیشده شخصیت آیتالله خامنهای(قدسسره) علاقه وافر او به ادبیات، شعر و تاریخ بود. در سالهای اقامت در مشهد، او نهتنها در محافل رسمی حوزوی، بلکه در انجمنهای ادبی شهر نیز حضور مییافت و به نقد شعر میپرداخت. انتخاب تخلص «امین» برای سرودههای شخصی، نشاندهنده روحیه لطیف و هنرپذیر اوست.این نگاه فرهنگی در آثار مکتوب ایشان نیز تجلی یافته است. ترجمه آثار نویسندگان تأثیرگذار جهان عرب مانند سید قطب (آینده در قلمرو اسلام و فی ظلال القرآن) و شیخ راضی آلیاسین (صلح امام حسن(ع))، نه صرفا یک کنش زبانی، بلکه نوعی مواجهه فعالانه با جریانهای فکری جهان اسلام بود. از سوی دیگر، تألیف کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» در دوران خفقان پیش از انقلاب، نشاندهنده تلاشی روشمند برای استخراج جهانبینی سیاسی از متن قرآن و ارائه آن به نسل جوان بود. این کتاب را میتوان یکی از نخستین مانیفستهای ایدئولوژیک انقلاب اسلامی دانست.
سنت و مدرنیته؛ یک مبارز نظریهپرداز
فعالیت سیاسی آیتالله خامنهای(قدسسره) از اوایل دهه ۱۳۴۰، او را در زمره چهرههای مبارز علیه رژیم پهلوی قرار داد که پروندههای زیادی علیه او تشکیل شده بود. بااینحال، آنچه او را از بسیاری از همعصرانش متمایز میکرد، رویکرد تشکیلاتی و نظریهپردازانه ایشان به مبارزه بود. ایشان نه صرفا یک سخنران یا واعظ، بلکه یک سازماندهنده بود. عضویت در گروه 11نفره علمای مبارز قم، نقش مؤثر در تأسیس جامعه مدرسین حوزه علمیه و طراحی جلسات تدوین «جهانبینی و ایدئولوژی اسلامی» با حضور چهرههایی مانند مطهری، طالقانی و بازرگان، همگی نشان از رویکردی استراتژیک به مبارزه داشت. شش بار دستگیری و تحمل زندان، از زندانهای معمولی تا کمیته مشترک ضدخرابکاری و سپس تبعید به ایرانشهر و جیرفت، بخشی از هزینهای بود که ایشان برای این باور پرداخت. اما مهمتر از خود مبارزه، تبیین مبانی نظری آن بود؛ جلسات تفسیر قرآن ایشان در مشهد و تهران، عملا به کلاسهای آموزش ایدئولوژی انقلاب تبدیل شده بود.
از مسئولیتهای اجرائی تا فرماندهی جنگ
پس از پیروزی انقلاب، کارنامه حضرت آیتالله خامنهای(ره) وارد مرحله جدیدی شد. ایشان در فاصله سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۸، مسئولیتهای متعدد و خطیری را بر عهده گرفت که هریک میتوانست برای یک عمر فعالیت یک سیاستمدار کافی باشد:
· عضویت در شورای انقلاب
· تأسیس حزب جمهوری اسلامی
· سرپرستی سپاه پاسداران
· امامت جمعه تهران
· نمایندگی مجلس
8سال ریاست جمهوری اسلامی
آغاز ریاستجمهوری آیتالله سیدعلی خامنهای (ره) در شرایطی رقم خورد که نهاد ریاستجمهوری هنوز از انسجام تشکیلاتی و سازوکارهای مشورتیِ کارآمد برخوردار نبود. دفتر رئیسجمهور فاقد ساختار تثبیتشده و کارگروههای تخصصی لازم برای پشتیبانی از وظایف قانونی بود؛ خلأیی که در میانه جنگ و پیچیدگیهای اداره کشور، بیشازپیش خود را نشان میداد. ازاینرو، بخشی مهم از انرژی دولت صرف ساختارسازی نهادی شد؛ فرایندی که بهتدریج با شکلگیری حلقههای مشورتی و تثبیت سازوکارهای تصمیمسازی، صورتبندی جدیدی یافت. در ادامه و به منظور رفع ابهام در حدود اختیارات رئیسجمهور -بهویژه در نسبت با نخستوزیر- «قانون اختیارات رئیسجمهور» در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۶۵ در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید تا مرزهای مسئولیت و پاسخگویی روشنتر شود. اما شاید کمتر برههای از زندگی ایشان به اندازه دوران دفاع مقدس، تصویری شفاف از روحیه او ارائه دهد. رهبر فقید انقلاب(ره) از نخستین ساعات تجاوز عراق، در جبههها حضور یافت. اما این حضور نه از سر احساسات، بلکه با منطق یک فرمانده میدانی همراه بود. نقش ایشان در عملیات شکست حصر سوسنگرد، یک نمونه کلاسیک از تصمیمگیری در لحظات بحرانی است. ایشان در آن مقطع، با همکاری شهید چمران و با وجود کمبود امکانات، توانست یک پیروزی استراتژیک را رقم بزند. ترور نافرجام ایشان در ششم تیر ۱۳۶۰ توسط منافقین و مجروحیت شدید، نهتنها ایشان را از میدان به در نکرد، بلکه بر جدیت ایشان در ادامه جنگ افزود.
سالهای رهبری؛ استمرار یک راه یا آغاز یک دوره جدید؟
انتخاب آیتالله سیدعلی خامنهای(ره)به رهبری در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸، در شرایطی صورت گرفت که کشور هنوز در شوک فقدان امام خمینی(ره) به سر میبرد. مجلس خبرگان با استناد به صلاحیتهای علمی و عملی ایشان و با اشاره به نظرات مستند امام(ره) درباره شایستگی ایشان برای این مقام، این انتخاب را انجام داد.
بیش از 3 دهه رهبری
دوران رهبری ایشان با مفاهیمی همچون «اقتصاد مقاومتی»، «جهش تولید» و «گام دوم انقلاب» گره خورده است. ایشان همواره بر لزوم توجه به نخبگان، جوانان و دانشبنیانکردن اقتصاد تأکید داشتهاند. شاید باید برجستهترین وجه رهبری ایشان را حمایت راهبردی از جبهه مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی و جریان تکفیری در منطقه دانست. وی این حمایت را نه یک ماجراجویی، بلکه یک «اصل راهبردی» برای تأمین امنیت بلندمدت ایران تعریف کرده بودند. در عرصه فرهنگ نیز دیدارهای مستمر با دانشجویان، نخبگان، هنرمندان و ورزشکاران، نشاندهنده نگاه ویژه ایشان به اقشار تأثیرگذار جامعه است. نامههای او به جوانان غربی نیز تلاشی برای برقراری دیالوگی مستقیم با نسل جدید جهان بود. آیتالله سیدعلی خامنهای(ره)، چه بهعنوان یک روحانی مبارز در دوران پهلوی، چه بهعنوان رئیسجمهور در سالهای جنگ و چه بهعنوان رهبر انقلاب اسلامی، همواره چهرهای مؤثر و تعیینکننده در تاریخ معاصر ایران بوده است. کارنامه او آمیزهای است از فقاهت سنتی، نگاه فرهنگی، روحیه انقلابی و واقعبینی سیاسی. نمیتوان نقش ایشان را در شکلدهی به گفتمان انقلاب اسلامی و مدیریت کشور در یکی از پرتلاطمترین ادوار تاریخ خاورمیانه نادیده گرفت. آنچه از او در تاریخ خواهد ماند، نه صرفا سالهای رهبری، بلکه تلفیق نادر یک نظریهپرداز دینی با یک کنشگر میدانی در بستر انقلاب اسلامی است. صبح شنبه، نهم اسفند ۱۴۰۴، دفتر 70 سال مجاهدت خستگیناپذیر با حمله اسرائیل و آمریکا با شهادت بسته شد؛ آن فقیه بیدار که در شش دهه مبارزه، از زندانهای رژیم پهلوی تا ترور منافقین و هشت سال دفاع مقدس، هرگز از پای ننشسته بود، این بار در سنگر مقاومت در برابر هجوم ترکیبی رژیم صهیونیستی و آمریکا به فیض عظیم شهادت نائل آمد. روح بلندی که عمری در راه عزت اسلام و مسلمین تپیده بود، سرانجام با مولای خود امیرالمؤمنین(ع) پیوند خورد.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.