تبعات خاموشی اینترنت
ناآرامیهای اخیر اگرچه در خیابانها فروکش کرده است، اما با قطع شریانهای ارتباطی جامعه، در لایهای عمیقتر و پنهانتر ادامه یافته است؛ جایی که منظومهای از پیامها، تصاویر، روایتها و احساسات شکل گرفته و گسترش یافته، بدون آنکه معلوم باشد تا چه اندازه با واقعیت امر تطابق دارد. قطع اینترنت و بستن دسترسی مردم به شبکههای اجتماعی، نهتنها نتوانست افکار عمومی را با روایت رسمی همراستا کند، بلکه برعکس، به تثبیت و گسترش روایتهای اغراقآمیز و بعضا مخدوش در ذهنها انجامید.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
ناآرامیهای اخیر اگرچه در خیابانها فروکش کرده است، اما با قطع شریانهای ارتباطی جامعه، در لایهای عمیقتر و پنهانتر ادامه یافته است؛ جایی که منظومهای از پیامها، تصاویر، روایتها و احساسات شکل گرفته و گسترش یافته، بدون آنکه معلوم باشد تا چه اندازه با واقعیت امر تطابق دارد. قطع اینترنت و بستن دسترسی مردم به شبکههای اجتماعی، نهتنها نتوانست افکار عمومی را با روایت رسمی همراستا کند، بلکه برعکس، به تثبیت و گسترش روایتهای اغراقآمیز و بعضا مخدوش در ذهنها انجامید.
یکی از دلایل اصلی این وضعیت، فقدان اعتبار رسانه ملی است که در نتیجه عملکرد غیرحرفهای به بیاعتمادی مخاطبان انجامیده است. از همین رو، تصمیم به قطع کامل ارتباطات عمومی، هرچند در نگاه نخست بهعنوان ابزاری برای مهار بحران تلقی شد، اما از منظر علوم ارتباطات دقیقا همان اقدامی است که با مسدودکردن جریان اطلاعات رسمی، بحران را از سطحی قابل مدیریت به «آتش زیر خاکستر» تبدیل کرده . علوم ارتباطات هشدار میدهد که «اطلاعات» در شرایط بحران، امری حیاتی و تعیینکننده هر جامعه است. لحظهای که دسترسی مردم به خبر و جریان اطلاعرسانی مختل میشود، جامعه با پدیدهای روبهرو میشود که در ادبیات ارتباطی از آن بهعنوان «خلأ اطلاعاتی» یاد میشود که تقریبا بهصورت قطعی با شایعهها، روایتهای احساسی و گمانهزنیهای بعضا خطرناک پُر میشود. تجربههای مکرر در ایران، از ناآرامیهای سالهای گذشته تا حوادث ناگهانی مانند سقوط هواپیمای اوکراینی یا بحرانهای اجتماعی اخیر، نشان داده است هر زمان اطلاعرسانی رسمی با تأخیر، تناقض یا سکوت همراه بوده است، روایتهای غیررسمی با سرعتی چند برابر واقعیت گسترش یافتهاند. در چنین شرایطی، وقتی منبع معتبر و مورد اعتماد وجود ندارد، مخاطب ناگزیر به هر خبری که در گروههای خانوادگی، کانالهای ناشناس یا شبکههای فارسیزبان خارجی میبیند، تمایل نشان میدهد؛ حتی اگر آن خبر فاقد پشتوانه واقعی باشد. نتیجه روشن است: تصمیمهای شتابزده و واکنشهای سطحی نهتنها بحران را مهار نمیکند، بلکه آن را از یک مسئله قابل مدیریت، به بحرانی اجتماعی، روانی و حتی سیاسی عمیقتر تبدیل میکند.
قطع اینترنت شبیه آن است که برای جلوگیری از تصادف، چراغهای یک خیابان شلوغ و پُرتنش را خاموش کنیم. شاید در نگاه اول، حرکتها کُند شود و ظاهر خیابان آرامتر به نظر برسد، اما در واقع مسیرها تاریکتر، خطرناکتر و پیشبینیناپذیرتر میشوند و هرکس ناچار است راه خود را با حدس و گمان پیدا کند. در چنین شرایطی، نهتنها ایمنی افزایش نمییابد، بلکه بیاعتمادی عمومی، گردش شایعهها و رفتارهای هیجانی تشدید میشود. از منظر علوم ارتباطات، بحرانها نه با خاموشکردن جریان ارتباط، بلکه با هدایت و روشن نگهداشتن آن قابل مدیریت هستند.
با این همه، تجربههای جهانی و حتی داخلی نشان میدهد همواره جایگزین وجود دارد؛ راهحل واقعی در مواجهه با بحران، مدیریت هوشمند، شفاف و فعال جریان اطلاعات است. در شرایط بحرانی، مردم پیش از هر چیز نیاز دارند بدانند چه اتفاقی افتاده و مسئولان چه تحلیلی از وضعیت و چه برنامهای برای عبور از آن دارند. ایجاد یک کانال رسمی، سریع و قابل اعتماد برای اطلاعرسانی میتواند از همان ساعات اولیه از شکلگیری خلأ اطلاعاتی جلوگیری کند؛ چراکه هر لحظه تأخیر در انتقال خبر، فضا را برای شایعهسازی و افزایش ترس اجتماعی آمادهتر میکند.
در چنین وضعیتی، بازسازی اعتماد عمومی نه با اصلاحات سطحی، بلکه با بازتعریف بنیادین مأموریت، ساختار و کارکرد رسانه ملی ممکن است؛ رسانهای جمعوجور، حرفهای، پاسخگو و متکثر که بتواند سلایق متنوع اجتماعی را بازتاب دهد و دوباره به مرجع قابل اتکای افکار عمومی تبدیل شود.
در کنار این، مهار شایعات پیش از آنکه به بحران تبدیل شوند، نقشی کلیدی دارد. شایعات با سرعتی شبیه ویروس در جامعه پخش میشوند و اگر بهموقع شناسایی و پاسخ داده نشوند، میتوانند واقعیت را کاملا تحتالشعاع قرار دهند. حضور فعال تیمهای متخصص رسانه و علوم ارتباطات برای رصد فضای عمومی و پاسخگویی سریع و مستند به شایعات، نهتنها از تشدید اضطراب جلوگیری میکند، بلکه به حفظ و بازسازی اعتماد عمومی نسبت به نهادهای رسمی نیز کمک میکند.
قطع اینترنت پیامدهایی فراتر از یک تصمیم فنی دارد؛ پیامدهایی اقتصادی، اجتماعی و روانی که از توقف کسبوکارها و اختلال در خدمات ضروری آغاز میشود و تا گسست در ارتباطات انسانی و افزایش نارضایتی عمومی ادامه مییابد. چنین اقدامی، با طولانیکردن بحران و تعمیق بیاعتمادی، هزینههای آن را چند برابر میکند. آنچه بحران را مهار میکند، شفافیت، سرعت در اطلاعرسانی و گفتوگوی واقعی با مردم است.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.