حماس به یک گروه سیاسی تبدیل میشود؟
آینده یک جنبش فلسطینی
از سال ۱۹۸۷ تا امروز، حماس از تمام ظرفیتهای ممکن برای ایفای نقش در زندگی سیاسی فلسطینیها استفاده کرده است. این جنبش طی دههها، از مذاکرات پشت پرده تا تشکیل دولت و حملات انتحاری و در نهایت سازماندهی عملیات هفتم اکتبر در سرزمینهای اشغالی را امتحان کرده است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
مهسا مژدهی: از سال ۱۹۸۷ تا امروز، حماس از تمام ظرفیتهای ممکن برای ایفای نقش در زندگی سیاسی فلسطینیها استفاده کرده است. این جنبش طی دههها، از مذاکرات پشت پرده تا تشکیل دولت و حملات انتحاری و در نهایت سازماندهی عملیات هفتم اکتبر در سرزمینهای اشغالی را امتحان کرده است. در این میان، بسیاری از منتقدان این گروه معتقدند جنبش اسلامی حماس در دورانهایی که به روشهای سیاسی روی آورده بود، موفقتر و مؤثرتر از زمانهایی عمل کرده است که پایه و اساس فعالیتهای خود را روی عملیات نظامی گسترده یا حتی عملیاتهای انفرادی انتحاری گذاشته. این در حالی است بسیاری از کسانی که ستایشگر حماس بوده و مقاومت آنها را در قبال اشغالگری، قتل و تجاوز اسرائیل لازم میدانند، اعتقاد دارند این جنبش با استفاده از عملیاتهای نظامی، توانسته مسئله فلسطین را تبدیل به موضوعی جهانی و مطالبهای واقعی کرده و نشان دهد اصل سازش با اسرائیل تا چه اندازه باطل است. در کنار این موارد، موضوع دیگری که دوستداران حماس از آن استقبال میکنند، آن است که جنبش مقاومت اسلامی با استفاده از تاکتیکهای هوشمندانه در پیچهای تاریخی، باعث شده نقشههای تلآویو نقش بر آب شود. تکیه این ناظران بر آن است که در زمانهای که کشورهای عربی به دنبال راهی برای نزدیکی به اسرائیل بودند، هفتم اکتبر و بعد دو سال جنگ بیرحمانه علیه ساکنان غزه باعث شد کشورهای عربی برای پیوستن به پیمان ابراهیم تعلل کرده و موضوع تشکیل کشور فلسطین را جدیتر از گذشته پیگیری کنند.
آیا حماس میخواهد یا میتواند بار دیگر به تشکیلاتی سیاسی بدل شود؟
بهتر است قبل از هر چیز این موضوع را از زاویه دید رسمی مقامات شناختهشده حماس بررسی کنیم. در ماههای گذشته و همزمان با تلاش اسرائیل برای خلع سلاح حماس و پاککردن ریشههای این گروه فلسطینی از غزه، مقاماتی همچون خالد مشعل و خلیل الحیه علیه هرگونه خلع سلاح حماس موضع گرفته و آن را غیرممکن دانستهاند. این در حالی است که دستکم خالد مشعل که پیش از این رئیس دفتر سیاسی حماس هم بوده، جزء چهرههای نسبتا میانهرو این جنبش مقاومت محسوب میشود که بهصورت معمول به فعالیتهای سیاسی بیش از عملیاتهای انتحاری یا فعالیتهای نظامی گرایش دارد. با همه اینها، آنچه مشخص است، این است که مقامات ارشد شاخه سیاسی حماس، دستکم در ظاهر، از ایده عدم پذیرش طرح دوکشوری یا مخالفت با هرگونه گفتوگو با اشغالگران پیروی میکنند. بهواقع میتوان گفت در حماس کماکان این رویکرد که میان اسرائیل و فلسطین جوی خون جاری است که راه هرگونه گفتوگو را میبندد، دست بالا را دارد. حماس از همان ابتدا با مخالفت با توافق اسلو و تصمیمات سیاسی سازمان آزادیبخش فلسطین بالا آمد و هرگز در مقابل دوربین و اظهارنظرهای رسمی از مواضع قبلی کوتاه نیامد. با همه اینها، بسیاری از ناظران معتقدند برای گروه مقاومت اسلامی حماس، سیاست هرگز امری مذموم نبوده است و آنها دستکم در خفا و در مذاکرات غیرعلنی با گروههای فلسطینی و غیرفلسطینی، بهصورت مداوم ایده افزایش نفوذ سیاسی را دنبال کردهاند. هرچند واقعه هفتم اکتبر و پس از آن حمله اسرائیل به نوار غزه، به مدت دو سال هرگونه موفقیت سیاسی را به اغما برد، اما در میان برخی از اخبار منتشرشده از اقدامات حماس میتوان رد تلاشهای این گروه برای پیوستن به قافله سیاست را دنبال کرد.
با وجود اینکه اسرائیل در دو سال گذشته با ویرانکردن غزه و ترور رهبران ارشد این گروه تلاش کرده از حماس مردهای متحرک بسازد، اما حماس به رویارویی جدی با این ایده پرداخته است. رویترز میگوید حماس همین حالا در تلاش است رئیس دفتر سیاسی خود را معرفی کند. دو گزینه مطرحشده برای ریاست دفتر حماس که در یک رأیگیری مخفیانه این سمت را پذیرا خواهند شد، خالد مشعل و خلیل الحیه هستند. انتخاب این دو نام، معنایی واضح برای کسانی دارد که مسئله حماس را جدی دنبال میکنند. خالد مشعل سالها به دلیل آنکه به قطر و ترکیه نزدیک بود، از سوی حماس در نوعی انزوا زندگی و فعالیت میکرد. خلیل الحیه اما بهویژه پس از ترور اسماعیل هنیه و یحیی سنوار، به عنوان چهرهای سخت و غیرقابل نفوذ در ذهنها جا گرفت. هر نامی که از صندوق رأی حماسیها بیرون بیاید، آینده جنبش مقاومت اسلامی را به سمتی متفاوت با دیگری خواهد برد.
بازگشت به آرمانهای سال ۲۰۰۶؟
حماس از زمان تأسیس خود هیچ زمانی به اندازه سال ۲۰۰۶ خوشاقبال نبوده است. پیروزی جنبش مقاومت اسلامی در انتخابات پارلمانی تشکیلات خودگردان فلسطین، نوعی خوشبینی را در فتح پدید آورد که جنبش مقاومت اسلامی حماس ممکن است از اینجا به بعد مانند تشکیلات خودگردان به دنبال حل مسالمتآمیز مسئله با اسرائیل بوده، راهحل دوکشوری را دنبال کرده و اسرائیل را به رسمیت بشناسد. این رؤیا دوامی نداشت؛ در سال ۲۰۰۷ با وجود اینکه دو طرف بهخوبی میدانستند تا چه اندازه به یکدیگر نیاز دارند، درگیری میان حماس و فتح شدتی غیرقابل تصور پیدا کرد و در نهایت حماس غزه را برد و نیروهای تشکیلات خودگردان را که طبق توافق با اسرائیل در باریکه حضور داشتند، اخراج کرد. این اخراج به محاصرهای انجامید که حماس را به سمت اقدامات نظامی گستردهتر پیش برد و در عین حال آنها را بیشتر از همیشه در میان ساکنان غزه محبوب کرد.
حماس باید آماده فشارها باشد
آنچه پس از عملیات هفتم اکتبر رخ داد و جان بیش از 60 هزار نفر را گرفت و زیرساختهای غزه را نابود کرد، باعث شده برخی از گروههای فلسطینی، حماس را تشویق کنند از ایدههای بلندپروازانه نظامی دست کشیده و به خلع سلاح تن دهد. از آنجا که طی دههها حماس با ترکیبکردن نیروی نظامی و سیاسی تبدیل به مهرهای برای اعمال فشار بر اسرائیل شده بود، بسیاری آرزو دارند آن روزگار دوباره تکرار شود. منتقدان این جنبش معتقدند پیشبردن ایده دوکشوری در شرایطی که نتانیاهو متهم به نسلکشی بوده و بدنامتر از گذشته است، میتواند امنترین گزینه برای فلسطینیها باشد. تزهای محافظهکارانهای از این دست، هرچند افکار عمومی در سرزمینهای اشغالی را به خود جلب میکند، اما در میان طرفداران مقاومت به معنای عقبنشینی بزرگ دانسته شده و تقبیح میشود.
حرفهایی که جنبه ابزاری دارند
همانطور که پیشتر نیز اشاره کردیم، خلیل الحیه و خالد مشعل به عنوان جدیترین و مهمترین چهرههای حماس تأکید دارند که حماس قصد خلع سلاح را ندارد. این در حالی است که هر دو آنها و بهویژه مشعل در سالهای گذشته جزء مقامات سیاسی حماس بودهاند و اساسا مرد سیاست دانسته میشوند.
حماس در سالهای پیش از هفتم اکتبر موفق شده بود جایگاه سیاسی درخور توجهی برای خود دستوپا کند و مشخصا در همین دوران به تقویت بازوی نظامی خود مبادرت میورزید. اما حالا با توجه به شدت حملات اسرائیل به غزه و فرماندهان ارشد گروه مقاومت اسلامی، گزینه تبدیل حماس از گروهی نظامی به گروهی تماما سیاسی که حتی بتواند با دیگر گروههای فلسطینی بر سر برخی امور بر سر میز بنشیند، جدی است. مشخصا جنبش مقاومت اسلامی حماس که طی سالهای پس از انتخابات سال 2006 در غزه ریشه دوانده، نه با حملات اسرائیل به باریکه و نه با فشارهای سیاسی و ترور فرماندهان، متوقف نخواهد شد. حتی اگر ضربههای اسرائیل به حماس کاری باشند، تلآویو بهخوبی میداند حذف حماس از معادلات منطقه، بهویژه با تعلق خاطر قطر و ترکیه به این گروه، غیرممکن است. حماس هم شاید بالاخره پس از چهار دهه به این نتیجه رسیده باشد که پیروزی مقاومت فلسطینی بدون همکاری همه گروهها راهی بسیار دشوار و پرهزینه است.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.