|

چرا به اینجا رسیدیم

چرا اعتراض همواره یک خط قرمز ماند؟ آیا اگر مزدبگیران ایران که چیزی بیش از ۵۵ میلیون نفر از شهروندان را تشکیل می‌دهند، حق مشارکت و تصمیم‌سازی داشتند، امروز به اینجا می‌رسیدیم؟ آیا تا این اندازه اختلاس و فساد گسترده می‌شد؟

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

نسرین هزاره‌مقدم: چرا اعتراض همواره یک خط قرمز ماند؟ آیا اگر مزدبگیران ایران که چیزی بیش از ۵۵ میلیون نفر از شهروندان را تشکیل می‌دهند، حق مشارکت و تصمیم‌سازی داشتند، امروز به اینجا می‌رسیدیم؟ آیا تا این اندازه اختلاس و فساد گسترده می‌شد؟

به گزارش ایلنا، مطالبات اقتصادی و معیشتی گروه‌های مختلف مردم در طول دهه‌های اخیر‌ به‌شدت انباشته شده بدون اینکه راهی برای «مشارکت» برای تغییر اوضاع یا تبدیل معادلات نابرابر اقتصادی به موازنه‌ای عادلانه‌تر وجود داشته باشد. طبقه کارگر و مزدبگیر هرگز راهی برای ورود به سکوهای تصمیم‌سازی نداشته‌اند و همواره در حاشیه مانده‌اند.

«زندگی در حاشیه» آن هم در شرایطی که به طور مرتب اخبار رانت‌ها و اختلاس‌های یک‌درصدی‌ها در فضای عمومی طنین انداخته است، مردم را به ورطه ناامیدی کشانده‌؛ وقتی در دولت‌های پس از جنگ، مسیر آزادسازی قیمت‌ها از یکسو و واگذاری دارایی‌های ملی به خواص از سوی دیگر با قدرت طی شد، مردم و طبقه کارگر انگشت به دهان ماندند و نتوانستند مقابل این سیاست‌ها به‌گونه‌ای متحد و دسته‌جمعی  موضع بگیرند.

آنچه در طول سال‌ها می‌توان دستاوردهای طبقه کارگر نامید، از جمله بهبود جزئی وضع معاش معلمان در مقاطعی خاص از زمان، محصول پیشروی بی‌وقفه و پایداری طبقه کارگر بوده است؛ این پایداری، هزینه‌هایی نیز در بر داشته است.

بازنشستگان کارگری بیش از پنج سال، هر یکشنبه به خیابان آمدند و در شهرهای مختلف اعتراض کردند اما حق آنها برای تأثیرگذاری در اصلی‌ترین شاخص‌های زندگی از جمله درمان و مستمری به رسمیت شناخته نشد.

نمونه‌های بسیاری از این تجربه‌های ناکام می‌توان برشمرد. تردیدی نیست اگر در طول دهه‌های گذشته، حق تجمع برای طبقه کارگر به رسمیت شناخته می‌شد، فساد، ناکارآمدی و اختلاس تا این اندازه گسترش نمی‌یافت و معاش جمعی مردم تا این حد به قعر دره فقر مطلق سقوط نمی‌کرد که به جایی برسیم که نزدیکان به بلوک‌های قدرت، برج‌ها و آسمان‌خراش‌های چندصدمیلیاردتومانی داشته باشند و صفرهای دارایی‌ها و املاک‌شان در ماشین حساب نگنجد اما مردم مزدبگیر و از قضا تحصیل‌کرده و مجرب، منتظر کالابرگ دولت بمانند که یک بطری روغن یا یک کیلو گوشت چرخ‌کرده بخرند. به جایی نمی‌رسیدیم که حق مشارکت جمعی در تعیین سرنوشت چیزی در حد صفر باشد و مردم در مقابل خود ساختارهایی ببینند که هیچ گشایشی در آنها نیست. کارگران ایران بارها تلاش کردند از نقش منفعلانه و آسیب‌پذیری که برایشان تعریف شده بود، خارج شوند اما هیچ زمان عاملیت فعال آنها به رسمیت  شناخته نشد.

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.