|

درباره آثار یاسمن ملاصالحی

صدایی تو را به خانه می‌خواند

یاسمن ملاصالحی، هنرمند ایرانی ساکن شهر منچستر، مدرک کارشناسی ارشد هنرهای تجسمی را از دانشگاه هنر تهران دریافت کرد و بعدتر، در سال 1403 در مقطع کارشناسی‌ ارشد با درجه ممتاز، در رشته نقاشی از دانشگاه منچستر فارغ‌التحصیل شد. نخستین نمایشگاه انفرادی‌اش در انگلستان نیز به نمایش آثار پایان‌نامه کارشناسی‌ارشدش مربوط است که در سپتامبر سال 2024 (شهریور و مهر سال 1403) در گالری هولدن شهر منچستر برگزار شد.

صدایی تو را به خانه می‌خواند

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

شهرزاد رؤیائی

 

یاسمن ملاصالحی، هنرمند ایرانی ساکن شهر منچستر، مدرک کارشناسی ارشد هنرهای تجسمی را از دانشگاه هنر تهران دریافت کرد و بعدتر، در سال 1403 در مقطع کارشناسی‌ ارشد با درجه ممتاز، در رشته نقاشی از دانشگاه منچستر فارغ‌التحصیل شد. نخستین نمایشگاه انفرادی‌اش در انگلستان نیز به نمایش آثار پایان‌نامه کارشناسی‌ارشدش مربوط است که در سپتامبر سال 2024 (شهریور و مهر سال 1403) در گالری هولدن شهر منچستر برگزار شد.

تأکید ملاصالحی بیشتر بر زن‌بودن و خاطراتی است که در ذهنش به ‌عنوان یک مهاجر حک شده. ترجمه یا بیان بصری این دو مضمون در نقاشی چندان آسان نیست اما می‌توان راه‌حل او را در قالب یکی از جریانات مرسوم میان هنرمندان دیاسپورا جست‌وجو کرد؛ هنرمندان مهاجری که با اشاره بر عناصر بصری برآمده از هنر ایران، بر هویت ایرانی‌شان تأکید می‌کنند. خود نقاش این اشاره را در قالب علاقه‌مندی‌اش به نگارگری ایرانی توصیف می‌کند. به‌نظر می‌رسد این شیوه در هنر هنرمندان دیاسپورا، هم جنبه اقتصادی دارد و هم جنبه فردی و هویتی. از یک‌ سو، عناصر بصری هنر ایران برای بیننده و خریدار غیرایرانی ناآشنا و واجد ویژگی‌هایی است که در آثار هنرمندان بومی و غیرمهاجر کمتر به چشم می‌آید و از طرف دیگر، این تأکیدها بر پاره‌ای از عناصر بصری به هنرمندی که در خارج از ایران زندگی و کار می‌کند، یاری می‌رساند که ارتباط هویتی با خاستگاهش را یادآور شود و از این جنبه در تثبیت هویت او در مهاجرت کمک می‌کند.

به‌نظر می‌رسد برای یاسمن ملاصالحی جنبه دوم موضوع، یعنی تلاش برای تحکیم هویت به‌ عنوان یک هنرمند مهاجر، اهمیت بیشتری دارد؛ لااقل می‌توان با ارجاع به استیتمنت‌ او چنین نتیجه‌ گرفت که جنبه تأکید بر خاستگاه و تثبیت هویت برایش مهم‌تر است و از این نظر ارجاع او به نگارگری احتمالا یادآوری این خاستگاه و نمودی از تأکید بر هویت است.

جدای از این می‌توان آثار ملاصالحی را به چند دوره تقسیم کرد؛ در آثار متقدم‌ترش هم می‌توان کوشش‌ او برای بازسازی و ارجاع به سنت‌های نگارگری (به‌‌ویژه نگارگری موسوم به معاصر) را جست‌وجو کرد و هم می‌توان دید که او چگونه می‌کوشد با تلفیق عناصر معمارانه ایرانی (از بادگیر تا حتی برج آزادی در تهران) با فضایی پر از عناصر بصری متنوع به یک ترکیب جالب دست پیدا کند که می‌توان وهم‌آلود یا حتی یادآور آثار سوررئالیستی‌اش خواند. بنا به اشاره خودش در استیتمنت مرتبط به این دوره کاری پیکره‌هایی را نیز می‌توان در میان آثار دید که جنسیت مشخصی ندارند. در این دوره عناصر متنوع بصری طوری کنار هم قرار می‌گیرند که مضمون چندفرهنگی آثار را نمایش دهند.

بعد از این دوره کاری ارجاع هنرمند به نگارگری آشکارتر می‌شود. چنان‌چه می‌توان تلاش او برای بازآفرینی سنت کتابت را در تعدادی از نقاشی‌هایش دید. در این آثار همچنین گاه مشاهده می‌شود که نقاش پرسپکتیو مرسوم در نگارگری را نیز به کار می‌گیرد تا فضای بصری خاصی را تداعی کند. از طرف دیگر کوشش می‌کند تکنیک‌هایی نظیر قلم‌گیری و پرداز را با تکنیک‌های جدید نقاشی و در قالبی تازه زنده کند. شاید بتوان آثار این دوره را پلی میان دوره اول و دوره بعدی کاری‌اش در نظر گرفت. در دوره جدیدتر کارها، ملاصالحی به سمت آثاری می‌رود که شاید بتوان آنها را انتزاعی خواند. ضرب‌قلم‌ها و بهره‌گیری‌اش از خطوط منحنی اشکالی از نگارگری را در چشم بیننده تداعی می‌کند. استفاده‌اش از رنگ‌ها در این دوره جسورانه‌تر و فضای بصری چشم‌نوازتر است. ترکیب رنگ‌های آبی و قرمز در کنار هم بازی بصری جذابی را شکل می‌دهد که بیننده را به خود جذب می‌کند. به‌نظر می‌رسد هنرمند قدم به فضایی می‌گذارد که هم راه‌گشای مسیر آینده کاری‌اش است و هم از جنبه بصری زیبا و چشم‌گیر.

اما علاوه بر تفاوت‌ها می‌توان به نکات مشترک آثارش اشاره کرد؛ تحرک فراوان، بهره‌گیری از خطوط لرزان و منحنی‌ها که هم یادآور نگارگری است و هم از طرف دیگر کمک می‌کند فضایی پرتحرک ساخته و این انرژی و توان به بیننده منتقل شود. سیر آثار هم این تصور را در ذهن ایجاد می‌کند که او دیگر نمی‌کوشد تا عناصر بصری ناهمگون را در کنار هم قرار دهد، بلکه با تأکید بیشتر بر رنگ‌ها و فرم‌های مدور و لغزان هم بر خاستگاهش، یعنی نگارگری ایرانی تأکید کند و هم تا حد زیادی فضای بصری شخصی‌اش را که به همان خاستگاه مرتبط است بازسازی می‌کند و از این جنبه در مسیر رسیدن به اهدافی حرکت می‌کند که در استیتمنت بر آنها تأکید کرده است. یاسمن ملاصالحی در تلاش است هویت خود را به‌ عنوان یک هنرمند زن مهاجر در آثارش جست‌وجو کند؛ او هنوز در ابتدای راه است و راهی طولانی در پیش دارد.

 

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.