|

گزارش میدانی «شرق» از بازار لوازم خانگی، گرانی‌ها و ناتوانی زوج‌های جوان برای خرید وسایل خانه و شروع زندگی

کابوس جهیزیه

فروشندگان لوازم خانگی می‌گویند اغلب مشتریان، قسطی خرید می‌کنند، خودشان هم در شرایط فعلی ترجیح می‌دهند فروشی نداشته باشند

در سال 1403 نرخ ازدواج نسبت به سال 1389 بیش از 48 درصد افت کرده است؛ به عبارتی طی 14 سال، نرخ ازدواج نصف شده است. از سوی دیگر، در بازه زمانی سال 1401 تا سال 1403، نرخ ازدواج از 570 هزار ازدواج ثبت‌شده به 470 هزار ازدواج ثبت‌شده رسیده و پیش‌بینی می‌شود در پایان سال 1404 نیز نرخی پایین‌تر از سال 1403 ثبت شود. علت هم مشخص است: گرانی افسارگسیخته هزینه‌های تشکیل یک زندگی آبرومندانه. یکی از این گرانی‌ها مربوط به خرید وسایل خانه است. از سال 1402 تا 1404، 80 تا صد درصد قیمت بسیاری از کالاهای خانگی افزایش یافته است؛

کابوس جهیزیه

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

محمدحسین موسوی: در سال 1403 نرخ ازدواج نسبت به سال 1389 بیش از 48 درصد افت کرده است؛ به عبارتی طی 14 سال، نرخ ازدواج نصف شده است. از سوی دیگر، در بازه زمانی سال 1401 تا سال 1403، نرخ ازدواج از 570 هزار ازدواج ثبت‌شده به 470 هزار ازدواج ثبت‌شده رسیده و پیش‌بینی می‌شود در پایان سال 1404 نیز نرخی پایین‌تر از سال 1403 ثبت شود. علت هم مشخص است: گرانی افسارگسیخته هزینه‌های تشکیل یک زندگی آبرومندانه. یکی از این گرانی‌ها مربوط به خرید وسایل خانه است. از سال 1402 تا 1404، 80 تا صد درصد قیمت بسیاری از کالاهای خانگی افزایش یافته است؛ رشدی که باعث شده بسیاری یا ناتوان از خرید شوند یا خرید را به تعویق بیندازند. گزارش میدانی «شرق» از بازار لوازم خانگی و گفت‌وگو با جوانانی تازه‌ازدواج‌کرده نشان می‌دهد بحران هزینه‌ها، شروع زندگی زناشویی را با بدهی، قسط و بعضا کمبودهایی جدی همراه کرده است.

ارزان‌ترین جهیزیه: 200 میلیون تومان

در سایت دیجی‌کالا، جدولی از پرفروش‌ترین کالاهای مربوط به جهیزیه عروس وجود دارد؛ کالاهایی که اغلب ارزان‌ترین در دسته‌ خود هستند: یخچال فریزر 14فوتی دیپوینت ایرانی با قیمت 35 تا 38 میلیون تومان، ماشین ظرفشویی 15‌نفره‌ پاکشوما 43 میلیون‌ تومان، مایکروویو شارپ با قیمت 10 میلیون تومان، سرویس تابه شش‌پارچه با قیمت یک‌ میلیون‌و 600 هزار تومان، سرویس قابلمه 24پارچه هایسم با قیمت 17 میلیون تومان، میز و صندلی ناهارخوری چهارنفره برند اسپیناس به قیمت 14 میلیون تومان، سرویس چاقو آشپزخانه شش‌پارچه الماس زنجان به قیمت دو ‌میلیون‌و 200 هزار تومان، فرش ماشینی برند دنیای فرش شش‌متری با قیمت شش ‌میلیون‌و 900 هزار تومان، ست پارچ و لیوان هفت‌پارچه مدل خورشیدی با قیمت یک‌ میلیون‌و 300 هزار تومان، پرده نوین پرده خورشید مدل کتان GB311 سایز 140 در 280 سانتی‌متر با قیمت 500 تا 800 هزار تومان، جاروبرقی کیسه‌‎دار پارس‌خزر 13 تا 14 میلیون تومان، تلویزیون هوشمند ال‌ای‌دی سام سایز 50 اینچ به قیمت 27 میلیون تومان، تخت‌خواب دونفره اعیان به قیمت هشت تا 11 میلیون تومان، اجاق‌گاز پنج شعله اسنوا 20 تا 25 میلیون تومان است. یک جمع‌بندی ساده براساس فهرست این فروشگاه اینترنتی حداقل 194 میلیون تومان برای خرید ساده‌ترین لوازم منزل (در‌صورتی‌که این کالاها همچنان با همین قیمت فروخته شوند و تحت تأثیر کمبود کالا و افزایش روزانه قیمت‌ها، گران‌تر نشود) مورد نیاز زوج‌های جوان است. در کنار این عددها، هزینه‌ پیش‌پرداخت خانه و اجاره‌ها و همین‌طور وسایلی مانند لوازم معمول آشپزخانه که برای گذران روزها مورد نیاز است، همچنین باید در نظر گرفت که هزینه‌هایی که پیش‌نیاز شروع یک زندگی مشترک آبرومندانه اما حداقلی است، به بیش از 400 میلیون تومان می‌رسد.

چرا بفروشیم؟ ضرر می‌کنیم

«خیابان امین‌حضور» جایی‌ است در مرکز شهر تهران و نزدیک به بازار بزرگ که قطب فروش لوازم خانگی‌ است. خیابان نسبتا شلوغ است، تاکسی‌های زرد، موتورهایی که پشت آنها وسایل بار‌زده‌شده، مغازه‌هایی که با پوستر گاز، یخچال و وسایلی اغلب با برند ایرانی پوشانده شده است. سردر تعدادی از مغازه‌ها نیز نام شرکت‌هایی خارجی مثل بوش، ال‌جی و سامسونگ خورده؛ نشانه‌ای از دوران پرفروغ قدیم. «محمد» کاسبی‌ است که جلوی مغازه خود ایستاده و تخمه می‌شکند. او می‌گوید: «اینها همه الکی‌ است. الان دیگر نه فروشنده، نه خریدار، توان داشتن محصول خارجی را ندارد». حتی اگر داشته باشد، باید عواقب نبود نمایندگی و گارانتی درست برای محصولات خارجی را بپذیرد: «الان بسیاری از جاها مثل بوش که اعلام می‌کنند خدمات تعمیر و نگهداری دارند، برای تأمین قطعات مورد نیاز از محصولات اوراقی‌ که در ایران و کشورهای همسایه وجود دارد‌ استفاده می‌‌کنند. مثلا از یک لباسشویی پنل برمی‌دارند، از لباسشویی دیگر قطعات برقی و در نهایت این قطعات اوراقی را به جنس نو و جدیدی که مشتری مثلا دو سال است خریده وصل می‌کنند تا کار مشتری راه بیفتد». «محمد» درباره‌ قیمت اجناس داخلی می‌گوید: «در سایت که ببینید، یخچال ایرانی از 30 میلیون تومان تا 200 میلیون تومان قیمت داده شده است، اما مسئله اینجاست که آن یخچال 30میلیونی را در بازار پیدا نمی‌کنید. شرکت‌ها تولیدات محدودی دارند و متقاضی برای محصولات ارزان‌ترشان بالاست، در نتیجه در بازار به‌سرعت آن محصولات ارزان فروخته می‌شود و برای مثال شما مجبوری محصولی در رنج قیمتی متوسط به بالا بخرید». او می‌گوید برخی از زوج‌ها مثلا ۲۰۰، ۳۰۰ میلیون تومان برای کالاهای مهم و بزرگ جهیزیه، پول کنار گذاشته‌اند اما در نهایت با این پول فقط چهار کالای ایرانی می‌توانند بخرند: «برای زوج‌های جوان جهیزیه‌خریدن، تبدیل به کابوس شده است و همین مسئله منجر می‌شود مراسم ازدواج‌شان را به عقب بیندازند». در همان خیابان، چندین پاساژ لوازم خانگی دیده می‌شود. بیشتر مغازه‌ها اما تعطیل‌اند. یکی از آنها هم تقریبا خالی است. «فرزین» از دوستان محمد است و در این پاساژ به‌ شکل تخصصی یخچال و گاز می‌فروشد: بازار به‌ شکلی درآمده که من اگر نفروشم، بیشتر سود می‌کنم. الان حتی محصولات داخلی نیز به این وضعیت افتاده‌اند و هر روز قیمت‌ها تغییر می‌کند». او می‌گوید خرید قسطی نیز تبدیل به بحران شده است: «شما بگویید در این اوضاع من تا چه قیمتی یک یخچال را در مثلا سه قسط بفروشم تا وقتی اقساط تمام شد، بتوانم بگویم سود کرده‌ام؟ وقتی هرروز هزار تومان روی قیمت دلار می‌رود و از سوی دیگر اصلا معلوم نیست وضعیت موجودی اجناس در آینده به چه شکل خواهد شد، فروش چند‌قسطی برای من ضرر است. اما خب اگر قسط‌بندی نکنیم مردم نمی‌توانند بخرند». «فرزین» در تلفن همراهش فهرستی نشان می‌دهد، فهرستی از مشخصات فروش‌های اقساطی و خریداران‌: «الان این بنده‌ خدا باید بهمن‌ماه چهار چک هرکدام حدودا 30 میلیون ‌تومان را پاس کند. از سوی دیگر من هم کاسبم و اگر چک‌ها پاس نشود، نمی‌توانم اجاره همین مغازه را بدهم». «علی» از قدیمی‌های این پاساژ است؛ کرکره مغازه‌اش تا نصفه پایین است و فروش ندارد: «چرا بفروشم؟ الان همین مایکروویوهایی که در مغازه گذاشته‌ام، بیشتر از فروش خودم سود می‌دهند». با این حال او همچنان مجبور به فروش است: «بعضی اجناس بزرگ مثل فر قرضی هستند، یعنی من از یک واردکننده محصولات را به‌ شکل قرضی در مغازه گذاشته‌ام و با فروش هرکدام با او حساب‌و‌کتاب می‌کنم. در نتیجه مجبورم بفروشم، اما اگر اوضاع بازار به همین شکل پیش برود، ورشکست می‌شوم». از «علی» درباره جهیزیه می‌پرسم؛ خنده‌ای تلخ می‌کند: «بیچاره کسی که الان بخواهد ازدواج کند. خواهر خود من نامزد کرده و قرار است سال بعد اواخر پاییز به خانه خودش برود. از الان به این فکر می‌کنیم چطور عروسی را عقب بیندازیم. ما خانواده‌ای سنتی هستیم و اصلا پدرم زیر بار این نمی‌رود که خواهرم را بدون جهیزیه راهی خانه بخت کند». خرید جهیزیه، هر روز سخت‌تر می‌شود: «یخچال ساید یک شرکت داخلی از اواخر آذر تا حالا 10 میلیون تومان گران‌تر شده است. ما ماه پیش برای خرید لباسشویی و ظرفشویی چک دادیم و گفتیم یخچال را بعد از پاس‌شدن قسط اول آن دو به‌ صورت نقد می‌خریم، اما حالا به این صورت قیمت بالا رفته است».

زندگی زیر بار قسط

«درآمد ما به شکلی نیست که بتوانیم به‌طورکامل یک وسیله را بخریم. برای مثال من یخچال را پارسال بهمن‌ماه از جایی خریدم، حلقه و نشان عروس را پیش از عقد خریدیم، مبل را سال پیش خریدیم؛ چون می‌دانستیم ممکن است هر لحظه قیمت‌ها و شرایط عوض شود». این را «سهند» می‌گوید، عکاسی که اخیرا ازدواج کرده است: «اگر خرج اجاره خانه را حساب نکنیم، برای شروع زندگی، اولین خرج، خرید لوازم خانه است. وارد خانه‌ای هم که می‌شویم باید هزینه‌ای برای رنگ و بازسازی بعضی بخش‌ها کنیم. خرج خرید حلقه و خرج‌های ریز و درشت دیگر هم هست که باید فارغ از خرج‌های روزمره انجام شود». «سهند» و پدر همسرش تا حالا بیش از 800 میلیون‌ تومان خرج کرده‌اند؛ هزینه‌ای که هنوز تمام نیازهای اولیه آنها را پوشش نداده است: «برای اینکه فشاری به کسی نیاید، خرید لوازم منزل را با پدر همسرم تقسیم کرده‌ایم. با احتساب مبلغی که خرید قسطی به قیمت اولیه اجناس اضافه کرده، من برای خرید یخچال، ماشین لباسشویی، ماشین ظرفشویی و جاروبرقی نزدیک به 250 میلیون تومان پرداخت کرده‌ام. پدر همسرم هم بیش از 300 میلیون تومان برای خرید وسایل منزل ما هزینه کرده است. برای تکمیل خریدها نیز 200 تا 300 میلیون تومان دیگر باید تأمین کنیم». او می‌گوید این فقط برای خریدهای اولیه است: «ما خیلی از لوازم مانند سرخ‌کن و... را نخریدیم و فقط یک فر به‌جای بسیاری از لوازم خانگی خریدیم». آنها برای همین خریدها، زیر بار قسط‌های زیادی رفته‌اند: «من ماهانه 50 میلیون تومان قسط دارم، تا بهمن‌ماه هم باید دو چک را پاس کنم. در حال حاضر بسیار بیش از درآمدم در حال پرداخت قسط هستم. این اقساط نیز شرایط پیچیده‌ای دارد؛ برای مثال برای پاس‌کردن چک‌های لوازم خانگی مجبور شدم وام بگیرم. برای پرداخت قسط‌های لوازم چوبی‌ که گرفتم مجبور شدم دوربینم را بفروشم. برای بسیار از هزینه‌های دیگر مثل پول پیش خانه نیز وام گرفته‌ام». «سهند» از شهریورماه در صف وام ازدواج است؛ صفی که تمام نمی‌شود: «همین حالا بیش از 300 نفر جلوی ما هستند». برای او و همسرش ازدواج و زیر یک سقف رفتن، پروژه‌ای دوساله بوده؛ برنامه‌ای که فشار و آسیب‌های جسمی و روحی متعددی به آنها وارد کرده است: «این فرایند خیلی اضطراب‌زاست. من تمرکزم را در محیط کار از دست داده‌ام و دیسک کمرم به دلیل استرس‌های زیاد، به‌شدت درگیر شده. همسرم مشکل کلیوی پیدا کرده و هر ماه نزدیک به شش میلیون تومان هزینه دکتر و درمانش می‌شود».

بیشتر کار می‌کنم تا مخارج ازدواج را تأمین کنم

«مهدی» پنج ماه است ازدواج کرده؛ او شرایط را برای شروع یک زندگی مشترک بسیار سخت توصیف می‌کند: «حدود پنج‌ ماه پیش برای خرید یک یخچال ایرانی حدود 110 میلیون تومان و برای یک تلویزیون ۵۰ میلیون تومان پرداخت کردیم». او برخلاف «سهند» تا جای ممکن خرید قسطی نکرده است: «اقساط بالا بخش زیادی از درآمدم را به خودش اختصاص می‌داد و با همسرم به این نتیجه رسیدیم که اول زندگی زیر بار این‌همه قسط نرویم. به جایش به مرور برای خرید لوازم مورد نیازمان پول جمع کنیم». او نیز می‌گوید برای ازدواج از چند سال پیش شروع به خرید وسایلی کرده است: «من چند سال پیش سرویس طلا و خرده‌ریزهایی را خریدم که اگر نخریده بودم در حال حاضر امکان نداشت بتوانم این کار را انجام دهم». «مهدی» و همسرش قصد دارند در اردیبهشت‌ماه عروسی بگیرند، اما می‌گویند یک عروسی ساده برایشان ۲۵۰ میلیون تومان هزینه‌ دارد: «حتما تا اردیبهشت هزینه‌ها بالاتر هم می‌رود». این فشارهای مالی او را مجبور به کار بیشتر و کم‌کردن خرج‌های بدیهی کرده است: «مدت‌هاست برای خودم یک لباس نخریدم و همه پولم را برای خرج‌های زندگی کنار گذاشته‌ام. بیشتر کار می‌کنم که برایم فشار ذهنی و فیزیکی زیادی دارد».

کار برای قسط

«اگر خانه‌‌ پدری‌ام نبود امکان نداشت بتوانیم ازدواج کنیم». «مهسا» معلم است و در آذر گذشته پس از دو سال و نیم نامزدی ازدواج کرد؛ دو سالی که با روزهای پراضطراب همراه بود: «من و همسرم از همان اول که تصمیم به ازدواج گرفتیم با خود قرار گذاشتیم تا جای ممکن به خانواده‌هایمان فشار نیاوریم و خودمان هزینه‌ها را تأمین کنیم. اما هرچقدر گذشت این کار ناممکن‌تر شد». او می‌گوید در این سال‌ها از همه هزینه‌های خود زده‌اند تا بتوانند خانه و زندگی آبرومندانه‌ای بسازند: «هر ماه بخش زیادی از حقوقمان را کنار می‌گذاشتیم تا بتوانیم به مرور لوازم منزل بخریم. بارها خود من بین خرید یک دست قاشق و چنگال یا کفش جدید، قاشق و چنگال را انتخاب کردم». اما با تورم بالای این سال‌ها، جمع‌آوری پول برای خرید لوازم بزرگ یک اتفاق ناممکن بود: «سال گذشته برای خرید یخچال و لباسشویی به فروشگاه‌های بزرگی که لوازم منزل را قسطی می‌فروشد مراجعه کردیم. قسط آن لوازم اخیرا تمام شده و حالا برای لوازم دیگر در حال پرداخت قسط هستیم. این موضوع یک اضطراب دائمی‌ است که هر روز تجربه‌اش می‌کنیم. بارها با همسرم دراین‌باره حرف زدیم که ما هردو فقط برای پرداخت قسط‌ها کار می‌کنیم و چیزی دستمان را نمی‌گیرد». «مهسا» می‌گوید همسرش اخیرا مجبور شده خودرویش را بفروشد: «دو چک برای خرید مبل داده بودیم که برای پاس‌کردن آن ماشین را فروختیم. الان نیز برای وام ازدواج ثبت‌نام کرده‌ایم که بیش از هزار نفر در صف جلوی ما هستند». با همه اینها آنها نتوانستند به‌تنهایی از پس زندگی برآیند: «اواخر تابستان ناامید شدیم. هم دیگر توان پرداخت قسط نداشتیم، هم پول پیش خانه را نمی‌توانستیم تأمین کنیم. در نتیجه از پدرم خواستیم طبقه بالا خانه‌شان را به ما بدهند و اندک اجاره‌ای پرداخت می‌کنیم».

وام ازدواج؛ آری یا نه؟

در لایحه بودجه 1404، 200 تا 275 همت برای «تسهیلات قرض‌الحسنه ازدواج و فرزندآوری» لحاظ شده بود؛ عددی که به شکل میانگین 300 تا 350 میلیون‌‌ تومان از بودجه کشور را به زوج‌های جوان اختصاص می‌داد. در لایحه بودجه 1405 اما خبری از ردیف مستقلی از بودجه برای این تسهیلات وجود ندارد. دولت استدلال کرده این تسهیلات براساس قانون «حمایت از خانواده و جوانی جمعیت» ادامه خواهد یافت، اما سخنگوی کمیسیون تلفیق مجلس گفته است: «دولت در بودجه ۱۴۰۴ نیز وام ازدواج را پیش‌بینی نکرده بود که مجلس وام ازدواج، جوانی جمعیت و فرزندآوری را پیشنهاد داد، ازاین‌رو این‌بار نیز مجددا مجلس این موضوع را در بودجه اضافه می‌کند».

ابهامات هنوز درباره‌ این مسئله ادامه دارد؛ اما باید گفت مسئله ازدواج با وام حل نخواهد شد. ناامیدی، بیکاری، فقدان ثبات مالی، تورم تصاعدی و گرانی، ازدواج را تبدیل به باری سنگین کرده است که با وام و کمک‌های دولتی اندک نیز از سنگینی آن کم نخواهد شد.

 

 

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.