روایت معلمان، والدین و فعالان اجتماعی از تجربه تنبیه بدنی دانشآموزان در گفتوگو با «شرق» و پاسخ آموزشوپرورش
کتک و تحقیر؛ سهم پسران مدارس کمبرخوردار
مدیرکل ارزیابی عملکرد و پاسخگویی به شکایات وزارت آموزشوپرورش به «شرق» میگوید که تنبیه بدنی «خط قرمز» نظام آموزشی است و خشونت در فضای آموزشی، به هر نحوی، از هر سمتی و به هر دلیلی، مردود است
زمستانهای دهه 70، وقتی باد از بین ساختمانهای خسته و قدیمی و حیاطهای برفی مدارس میوزید، سکوتی سنگین بر کلاسهای درس سایه میانداخت. صدای قدمها روی زمین یخزده و وزش باد سرد بیرون، فضایی سرد و مبهوتکننده میساخت؛ جایی که یادگیری و ترس گاه درهم آمیخته بود. آن موقع کتکخوردن در کلاس درس عادی بود؛
به گزارش گروه رسانهای شرق،
زمستانهای دهه 70، وقتی باد از بین ساختمانهای خسته و قدیمی و حیاطهای برفی مدارس میوزید، سکوتی سنگین بر کلاسهای درس سایه میانداخت. صدای قدمها روی زمین یخزده و وزش باد سرد بیرون، فضایی سرد و مبهوتکننده میساخت؛ جایی که یادگیری و ترس گاه درهم آمیخته بود. آن موقع کتکخوردن در کلاس درس عادی بود؛ حتی برای دختربچهها و پسربچههای کمجانی که همزمان هم از سرما میلرزیدند، هم از وزش باد خطکشهای چوبی که روی دستهای لاغرشان فرود میآمد. امروز اما تصویر کاملا متفاوت است. خانوادهها به مراتب آگاهتر شدهاند و نسبت به حقوق فرزندان خود حساسیت بیشتری دارند؛ دانشآموزان، والدین و حتی معلمان، محدودیتهای قانونی و آییننامهای آموزشوپرورش را میشناسند و هرگونه خشونت در مدرسه را زیر ذرهبین میبرند. سیستم آموزشی نیز با بخشنامهها و دستورالعملهای جدید، برخورد با معلمان خاطی و حمایت از دانشآموزان را جدی گرفته است. با این حال، این گزارش نشان میدهد که هنوز در برخی مدارس پسرانه و مناطق حاشیهای، تنبیه بدنی و خشونت، هرچند به شکل آشکار سابق نیست، بخشی از تجربه دانشآموزان محسوب میشود.
از قانون تا عمل
از دهههای گذشته، نظام آموزشی ایران در قوانین و آییننامهها به ممنوعیت تنبیه بدنی دانشآموزان اشاره داشته، اما اجرای آن همواره با چالش مواجه بوده است. طبق ماده ۸۱ آییننامه اجرایی مدارس، هرگونه تنبیه بدنی و سوءرفتار با دانشآموزان ممنوع است و با متخلفان باید برخورد قانونی شود. با این حال، استمرار موارد مشهود نشان میدهد صرف وجود قانون برای تغییر رفتار کافی نیست. هفته گذشته، وزیر آموزشوپرورش بخشنامهای با عنوان «ممنوعیت تنبیه بدنی دانشآموزان» به ادارات کل، مناطق و مدارس ابلاغ کرد؛ اقدامی که اجراکردن و تأکید دوباره بر ممنوعیت و نظارت دقیق را هدف گرفته است.
با وجود ممنوعیت قانونی، آمار شفاف و گزارش رسمی آموزشوپرورش درباره تخلفات و برخوردها در دسترس نیست و اغلب اطلاعات از رسانهها و پیگیری قضائی پس از رسانهایشدن حادثه به دست میآید. همزمان، نهادهای حمایتی و فعالان حقوق کودک بارها نسبت به تداوم خشونت آشکار و پنهان در مدارس هشدار دادهاند؛ خشونتهایی که شامل ضربوشتم، تحقیر، تهدید و رفتارهای روانی آسیبزا بوده و مصداق سوءرفتار محسوب میشوند. به نظر میرسد بخشنامه جدید وزیر هم، تلاشی برای پررنگکردن مسئولیت مدیریتی و حرکت از کلیگویی آییننامهای به پاسخگویی عملی است.
کلاس درس یا صحنه خشونت؟
با اینکه امروز خانوادهها آگاهتر شدهاند و آموزشوپرورش بر رعایت حقوق دانشآموزان نظارت جدی دارد، گزارشهای رسانهای اخیر نشان میدهد خشونت در مدرسه هنوز به طور کامل ریشهکن نشده است. در پاییز ۱۴۰۳، پروندهای در یکی از مدارس ارومیه به دلیل تنبیه بدنی یک دانشآموز رسانهای شد؛ اقدامی که واکنش آموزشوپرورش استان را به دنبال داشت اما جزئیات نتیجه رسیدگی منتشر نشد. در بهمن همان سال، خبری مشابه از یک مدرسه در بجنورد منتشر شد.
اردیبهشت ۱۴۰۴، ویدئویی از تنبیه سه دانشآموز در کرمانشاه توجه عمومی را جلب کرد و معلم خاطی به هیئت رسیدگی معرفی شد، هرچند نتیجه نهایی همچنان رسانهای نشد. موارد دیگر از قزوین، بوکان، سنندج و کوهدشت نیز نشان میدهد که سرعت واکنشها غالبا جای شفافیت و پیگیری دقیق را گرفته و خانوادهها، با وجود اعتراض، پاسخ روشنی دریافت نمیکنند. این پروندهها تصویری از خشونتی ارائه میکنند که گاه از بهانههای کوچک آغاز میشود و تجربهای جدی برای دانشآموزان میسازد.
آموزشوپرورش: نظارتهای استانی داریم
درحالی که همزمان با ابلاغ دوباره بخشنامه «ممنوعیت تنبیه بدنی دانشآموزان»، پرسشهایی درباره چرایی این تأکید مجدد و نسبت آن با موارد رسانهایشده تنبیه در مدارس مطرح شده، مسئولان آموزشوپرورش تأکید دارند که این ابلاغ نه واکنشی به افزایش تخلف، بلکه بخشی از رویکرد پیشگیرانه و آموزشی این وزارتخانه است. رضا روستایی، مدیرکل ارزیابی عملکرد و پاسخگویی به شکایات وزارت آموزشوپرورش، در گفتوگو با «شرق» با تأکید بر همین رویکرد، تنبیه بدنی را «خط قرمز» نظام آموزشی میداند و میگوید نگاه آموزشوپرورش در این حوزه، پیش از هر چیز، نگاهی تربیتی و بازدارنده است. به گفته روستایی، در دستورالعملهای مرتبط، سه محور اصلی مورد توجه قرار گرفته است: «در این دستورالعملها هم مدرسه دیده شده، هم معلم و هم دانشآموز. نگاه ما این است که اساسا خشونت در فضای آموزشی، به هر نحوی، از هر سمتی و به هر دلیلی، مردود و منفی است».
مدیر کل ارزیابی عملکرد وزارت آموزشوپرورش با اشاره به مسیر قانونی رسیدگی به تخلفات تأکید میکند: «اگر معلمی مرتکب تخلف شود، سیر قانونی آن کاملا مشخص است. آییننامه اجرایی مدارس وجود دارد، هیئتهای رسیدگی به تخلفات اداری فعال هستند و موارد به این هیئتها ارجاع داده میشود. ممکن است در میان نزدیک به یک میلیون نیروی فرهنگی، فردی دچار خطا شود؛ این اتفاق افتاده و در سطح کشور هم مواردی بوده، اما طبق قانون با آن برخورد میشود». به گفته مدیر کل ارزیابی عملکرد وزارت آموزشوپرورش، هر استان از طریق بازرسی، حراست و هیئتهای رسیدگی به تخلفات مسئول پیگیری این موارد است؛ با این حال، آمار تجمیعشده و دقیقی از تعداد برخوردها در سطح ملی در دست نیست.
روستایی در عین حال بر ضرورت حفظ شأن معلمان نیز تأکید میکند و میگوید: «در کنار این، حرمت معلم برای ما واجب است. حفظ نیروی انسانی از وظایف آموزشوپرورش است و اگر نسبت به معلمی اتفاقی بیفتد، وظیفه ما حمایت از معلم است. بنابراین سه مؤلفه اصلی داریم؛ مدرسه بهعنوان محل مقدس تعلیم و تربیت، معلم بهعنوان ارزشمندترین سرمایه انسانی آموزشوپرورش، و دانشآموز بهعنوان ولینعمت ما که وظیفه تربیت او را بر عهده داریم».
روستایی همچنین برداشت رایج درباره شیوع بیشتر یا پنهانماندن تنبیه بدنی در مناطق محروم و دورافتاده را نادرست میداند و تأکید میکند که سطح آگاهی نسبت به حقوق آموزشی محدود به کلانشهرها نیست. به گفته او، دانشآموزان، خانوادهها و فرهنگیان در سراسر کشور نسبت به حقوق خود شناخت دارند و موارد تخلف، صرفنظر از موقعیت جغرافیایی، امکان پیگیری و طرح مطالبه را پیدا میکند. او البته وقوع خطا را بهطور مطلق نفی نمیکند: «من نمیگویم اتفاقی نمیافتد؛ ممکن است خطایی صورت بگیرد. اما حتی در دورافتادهترین روستاهای کشور هم داشتهایم که معلمی خطا کرده و اولیا ایستادهاند و پیگیری کردهاند و برخورد شده است. بهنظر من تفکیک بین کلانشهر، شهر کوچک یا منطقه محروم، تفکیک درستی نیست».
او در جمعبندی موضع آموزشوپرورش تأکید میکند: «نگاه ما این است که تنبیه بدنی خط قرمز آموزشوپرورش است. قطعا مورد تأیید هیچکس نیست و هیچکدام از بزرگان تعلیم و تربیت هم آن را تأیید نمیکنند. روشهای برخورد و تنبیه کاملا مشخص است و در آییننامه اجرایی مدارس مصوب سال ۱۴۰۰ شورای عالی آموزشوپرورش بهصورت شفاف آمده؛ از دعوت دانشآموز، حضور مشاور و خانواده تا حلوفصل مسئله به شیوه تربیتی».
تنبیه؛ تجربه روزمره دانشآموزان
درحالیکه مسئولان آموزشوپرورش بر آگاهی عمومی خانوادهها و امکان پیگیری تخلفات در همه مناطق کشور تأکید دارند، روایتهای میدانی فعالان اجتماعی در مناطق محروم، تصویر متفاوتی از واقعیت مدرسه ارائه میدهد؛ تصویری که در آن، خشونت نه استثنا، بلکه بخشی از تجربه روزمره برخی دانشآموزان است.
کلثوم بزی، فعال و تسهیلگر اجتماعی در سیستانوبلوچستان، در گفتوگو با «شرق» میگوید که تجربههای مستقیم او از کار با کودکان و خانوادهها، نشان میدهد تنبیه بدنی و خشونت در مدارس، بهویژه مدارس پسرانه، پدیدهای رایج است. بزی با اشاره به کارگاههای حقوق کودک که در روستاها و شهرهای استان برگزار کرده، میگوید: «در یکی از این کارگاهها، حتی با حضور معلمی که از نظر ما همراه و دلسوز بود، وقتی از بچهها پرسیدیم آیا در مدرسه کتک میخورند یا نه، تقریبا همه پاسخ مثبت دادند». به گفته او، در برخی روستاها، ترک تحصیل پسران بهطور مستقیم با تجربه تنبیه بدنی گره خورده است؛ کودکانی که میگویند «ما را میزنند» و به همین دلیل مدرسه را رها کردهاند. او توضیح میدهد که در گفتوگو با برخی معلمان در مناطق جنوبی استان، تنبیه بدنی گاه بهعنوان واکنشی ناگزیر به رفتارهای دانشآموزان توجیه میشود؛ رفتارهایی مانند تخریب اموال مدرسه که به گفته این معلمان، در نهایت یا با کتکزدن پاسخ داده میشود یا به اخراج دانشآموز از مدرسه میانجامد: «این خشونت فقط محدود به روستاها نیست و در زاهدان نیز بهطور گسترده مشاهده میشود».
این فعال اجتماعی میگوید که گزارشهای متعدد از تنبیه بدنی پسران دریافت کرده است: «فضای خشونت در مدارس پسرانه آنقدر بالاست که در برخی موارد، پای کلانتری هم به ماجرا باز شده و اخراجهای چندماهه دستهجمعی دانشآموزان رخ داده است».
بزی، ریشه بخشی از این خشونت را در نبود برنامههای پیشگیرانه میداند: «نه برنامه آموزشی مناسبی وجود دارد، نه فعالیتهای ورزشی و تفریحی که انرژی بچهها تخلیه شود. نتیجه این میشود که خشونت بین خود بچهها بالا میگیرد و بعد هم با خشونت از سوی مدرسه پاسخ داده میشود. بیتوجهی به این واقعیتها، هزینهای دارد که مستقیم از زندگی و آینده کودکان مناطق محروم پرداخت میشود».
معلمان: تنبیه دیگر کارآمد نیست
در کنار روایتهایی که از تجربه زیسته کودکان و فعالان اجتماعی از تداوم خشونت در برخی مدارس، بهویژه در مناطق محروم خبر میدهد، بخشی از معلمان تصویر متفاوتی از وضعیت امروز ارائه میکنند. عبدالجلیل کریمپور، معلم مقطع متوسطه در شهرستان خواف، از جمله این معلمان است که تنبیه فیزیکی را پدیدهای کموقوع و تا حد زیادی کنار گذاشتهشده میداند.
او میگوید در سالهای اخیر، بهویژه در مقطع متوسطه دوم و میان دانشآموزان پسر، تنبیه فیزیکی بهندرت دیده میشود. به گفته او تنبیه بدنی «نه بر این نسل جواب میدهد و نه اساسا امکان اجرای آن وجود دارد». به گفته کریمپور، حساسیت خانوادهها افزایش یافته و هرگونه برخورد فیزیکی میتواند تبعات جدی حقوقی و اداری برای معلم داشته باشد: «در مواجهه با رفتارهای مسئلهدار، نهایت واکنشها به محرومیت موقت از کلاس یا ارجاعهای اداری محدود میشود، هرچند به اعتقاد او حتی این روشها نیز برای بسیاری از دانشآموزان بازدارنده نیست».
خشونتِ وارداتی به مدرسه
البته ماجرا به مناطق دورافتادهتر در کشور محدود نیست و گزارشها از مناطق حاشیهای استان تهران هم قابل توجه است؛ جایی که خشونت، نهتنها در مدرسه، بلکه در محیط خانواده و محله، بخشی از تجربه روزمره کودکان است. نغمه معنوی، معلم و تسهیلگر در این مناطق، در گفتوگو با «شرق»، میگوید سطح خشونت در مدارس پسرانه و دخترانه به شکل قابل توجهی متفاوت است: «در مدارس دخترانه، تنبیه بدنی به ندرت اتفاق میافتد و اگر هم رخ دهد، محدود به رفتارهایی مانند هلدادن است. اما در مدارس پسرانه، تنبیه بدنی و خشونت میان دانشآموزان همچنان شایع است و بخشی از شیوه ارتباط برقرارکردن آنها با یکدیگر به شمار میرود». او ادامه میدهد: «خشونت در مدرسه غالبا وارداتی از محیط بیرون است: از خانواده، کوچه و خیابان و نه صرفا عملکرد مدرسه. بسیاری از پسران این مناطق با تجربه کتکخوردن و تعرضهای مختلف بزرگ شدهاند و این الگوها به فضای مدرسه منتقل میشود».
به گفته او، توجه به این واقعیتها برای تحلیل تنبیه و خشونت در مدارس مناطق حاشیهای اهمیت دارد: «بسیاری از این کودکان، همچنان با خشونتهای روزمره در ارتباط هستند که آموزش رسمی به تنهایی نمیتواند آن را خنثی کند».
تجربه پدر یک دانشآموز در تهران
در کنار روایت معلمان و فعالان اجتماعی، تجربه برخی والدین از مواجهه مستقیم با تنبیه بدنی، تصویر دیگری از این مسئله ترسیم میکند؛ تجربهای که نشان میدهد حتی در مدارس شهری تهران نیز برخورد فیزیکی همچنان میتواند رخ دهد. رضا، پدر یک دانشآموز پسر کلاس نهمی در تهران، به «شرق»، میگوید هرچند فضای آموزشی نسبت به گذشته تغییر کرده اما تنبیه بدنی هنوز بهطور کامل از مدرسه حذف نشده است. به گفته او، «هنوز معلمانی هستند که با همان الگوهای قدیمی رفتار میکنند؛ گاهی برخورد را در قالب شوخی شروع میکنند و حتی دانشآموز از ترس، موضوع را به خانواده منتقل نمیکند». این پدر میگوید پس از برخورد فیزیکی معاون مدرسه با فرزندش، نهتنها تماس اولیهای از سوی مدرسه با خانواده گرفته نشد، بلکه در مراجعه حضوری نیز مدیر مدرسه مسئولیت را متوجه نیروی خاطی ندانست و تلاش کرد مسئله را به رفتار دانشآموز نسبت دهد: «انتظار حداقلی این است که مدیر مدرسه مسئولیت بپذیرد، توضیح بدهد یا عذرخواهی کند، نه اینکه همه پیکانها به سمت بچه برگردد».
رضا توضیح میدهد که این موضوع را از طریق آموزشوپرورش نیز پیگیری کرده است و تجربههای قبلیاش نشان میدهد نام این نهاد معمولا حساسیت ایجاد میکند، اما روند رسیدگی طولانی و فرساینده است. با این حال، او میگوید پس از پیگیری، نگرانی تازهای به ذهنش اضافه شده: «این ترس که نکند بعد از شکایت، برخوردهای غیرمستقیم با بچه شروع شود». نگرانیای که باعث شده همچنان وضعیت مدرسه و رفتار کادر آموزشی با فرزندش را زیر نظر داشته باشد. با این اوصاف، روشن است که آینده آموزش بدون توجه به این واقعیتها و تضمین امنیت روانی دانشآموزان میسر نخواهد بود.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.