مجید جلالی در گفتوگو با «شرق»:
سیاست این است که پول خرج شود
مجید جلالی در تفسیر شرایط این روزهای فوتبال ایران، ارزیابی شایان تأملی دارد. این کارشناس فوتبال معتقد است آنچه شاهد هستیم، یک فوتبال کیفی نیست؛ حتی اگر از نظر کمی نتایج پرگلی رقم بخورد. او سیستم بازیکنسازی را معیوب میبیند که در سراشیبی قرار دارد و نمیتواند کمکی به باشگاههای فوتبال کند. جلالی در گفتوگو با «شرق» تأکید کرد که اگر برای تیم ملی تصمیمگیرنده بود، حتما با یک تیم کاملا جوان به تورنمنت کافا میرفت.


به گزارش گروه رسانهای شرق،
افسون حضرتی: مجید جلالی در تفسیر شرایط این روزهای فوتبال ایران، ارزیابی شایان تأملی دارد. این کارشناس فوتبال معتقد است آنچه شاهد هستیم، یک فوتبال کیفی نیست؛ حتی اگر از نظر کمی نتایج پرگلی رقم بخورد. او سیستم بازیکنسازی را معیوب میبیند که در سراشیبی قرار دارد و نمیتواند کمکی به باشگاههای فوتبال کند. جلالی در گفتوگو با «شرق» تأکید کرد که اگر برای تیم ملی تصمیمگیرنده بود، حتما با یک تیم کاملا جوان به تورنمنت کافا میرفت.
حضور در تورنمنت کافا، با توجه به سطح کیفی تیمهای شرکتکننده، تا چه اندازه میتواند برای محک تیم ملی مفید باشد؟
آنچه فوتبال ما سزاوار آن است، بازی با تیمهای قوی است. یک زمانی شما این مسئله را میدانید ولی شرایط و امکاناتش فراهم نیست که با تیمهای بزرگ دنیا دیدار کرد. یکسری شرایط فراهم میشود که حتی اگر از آنها هم استفاده نکنید، آن موقعیت نیز از دست میرود. ما الان در چنین وضعیتی هستیم. شرایط تیم ملی یا حتی فدراسیون بهگونهای نیست که حق انتخاب داشته باشد؛ نه امکانش هست که با تیمهای بزرگ دنیا بازی کنیم، نه بودجه لازم را داریم، نه ظرفیتهای دیپلماتیک آن در حال حاضر مهیاست و نه ورزشگاهی که در آن بازیها را برگزار کنیم. واقعیت این است که این امکان از دسترس ما خارج است و ما اگر در همین رقابتها هم شرکت نکنیم، شاید فرصت را از دست بدهیم. اینکه ما بازی بینالمللی داشته باشیم، حتی در سطح پایین، سود اندکی دارد.
تیم ملی با 17 تغییر راهی کافا شد و در این شرایط رامین رضاییان هم دعوت شد. این انتخاب به دلیل تعداد بازیکنان مصدوم بوده یا در نظر گرفتن بازیهای خوب رضاییان؟ اگر بازی خوب ملاک باشد، دعوتنشدن احمد نورالهی بیشتر به چشم میآید و کارشناسان معتقدند میشد مشکل او را حل کرد.
اینکه هرکسی در لیگ خوب باشد و به تیم ملی دعوت شود، جنبه خوبی است که لیگ را فعالتر میکند. احمد نورالهی را همه ما دوست داریم، ولی کاری که کرد، خودش راهش را به تیم ملی بست. کارش قابل دفاع نیست. هرکس دیگری هم که مربی باشد همین تصمیم را میگیرد؛ مگر اینکه نورالهی اثبات کند کاری که کرده از روی ناراحتی و عصبانیت بوده است. من زمانی که سرمربی بودم، با این شرایط مواجه شدم. مثلا بازیکن روز مسابقه تعویض میشد یا مثلا بازی نمیکرد، رفتارهایی انجام میداد که هم تماشاگران در ورزشگاه میدیدند و هم رسانهای میشد. فردای آن روز بازیکن میآمد پیش من عذرخواهی میکرد و توضیح میداد که چرا این کار را کرده است. من میگفتم کاری که کردهای در تراز وسیعی بوده، میلیونها نفر این کار را دیدند، ولی عذرخواهی در یک اتاق دربسته است که فقط من و تو هستیم و من اگر بخواهم از خطای تو بگذرم به کارم لطمه زدهام. ولی من وقتی میدیدم بازیکنی در خفا پیش میآید، سعی میکردم بگذرم. نورالهی حتی این کار را هم نکرده است.
منظورم این نبود که چرا نورالهی بخشیده نشده، اینکه رضاییان یا چند بازیکن دیگر مثل جهانبخش دعوت شدهاند، آنهم برای چنین جامی که تیمهای افغانستان، هند و تاجیکستان در آن شرکت کردهاند، سلب فرصت از بازیکنان جوان نیست؟
من با دید خودم حرف شما را قبول دارم. من اگر سرمربی بودم، برای کافا یک تیم کاملا جوان را میبردم. ولی هر مربی روش کار خودش را دارد. من نمیتوانم بگویم آنچه را من فکر میکنم، سرمربی تیم ملی هم باید آنگونه فکر کند. باید دیدگاه هرکسی را بپذیریم.
با گذشت دو هفته از لیگ، به نظر میرسد لیگ امسال پرگلتر و تا حدی جذابتر است؛ به نظر شما این روند با توجه به وقفه 20روزهای که اتفاق افتاده است، حفظ خواهد شد؟
شما یک مسابقه میبینید که جریان بازی بسیار هیجانانگیز و باکیفیت است ولی نتیجه صفر بر صفر میشود. برعکس آن هم اتفاق میافتد؛ یک بازی میتواند شش گل داشته باشد، ولی بازی بیکیفیتی باشد. کیفیت با گلهای ردوبدلشده در بازی سنجیده نمیشود. فوتبالی که ما مشاهده میکنیم، چندان کیفی نیست. شاید کمّی باشد از نظر گلهایی که ردوبدل میشود. ولی وقتی بازیها را نگاه میکنید، در مجموع از نظر کیفی چندان کیفیت بازیها مطلوب نیست.
به نظر شما فشردگی لیگ امسال به ضرر تیمهاست یا فوتبال ما هم باید با این سبک فوتبال کنار بیاید؟
اگر بخواهیم به کیفیت برسیم، هر بازیکن در طول سال باید بیش از 45 بازی انجام دهد. این 45 بازی را معمولا بازیکنان در 10 ماه باید انجام دهند. هر ماه چهار و نیم هفته است و اگر یک ماه هم برای نیمفصل در نظر گرفت، 9 ماه 45 بازی. باید برنامهریزی شود که اگر بازیکن یا فوتبال کشور میخواهد به کیفیت برسد، حداقل در سال 45 بازی لازم است. لیگ ما 30 بازی دارد، جام حذفی برای خیلی از تیمها یک بازی دارد، در نهایت تیمهایی هم که به فینال میرسند پنج بازی انجام دادهاند که 35 بازی میشود. در سوپرجام هم دو تیم داریم. ما بهشدت کمبود بازی داریم؛ باید بازیهای دیگری را راهاندازی کنیم که همه تیمها بتوانند به 45 بازی در سال برسند. در آن صورت میتوان نمایی از کیفیت دید. ورود بازیکنان جوان و پدیدهها را دید. آنموقع است که حس میکنیم فوتبال در حال پیشرفت است. بنابراین بازیها باید فشرده باشد تا بازیکنان عادت کنند.
امسال در فصل نقلوانتقالات پولپاشی عجیبی اتفاق افتاد. در نهایت این آمدورفت بازیکنان چه فایدهای برای فوتبال ما دارد؟
آنچه اتفاق میافتد و ما شاهدش هستیم، از طرف تیمهایی است که از جیب فوتبال خرج نمیکنند، از جیب حاکمیت خرج میکنند. بنابراین در سیاستی برای این کار هست و این موضوع هم قطعا به خاطر شرایط اجتماعی و سیاسی است که بر کشور حاکم است. ممکن است کسی بگوید در تمام لیگهای دنیا هم چنین پولهایی خرج میشود، یعنی آنجا هم حاکمیت وسط است؟ در کشورهای دیگر از فوتبال خرج میشود. اینجا که باشگاهها درآمد ندارند، ولی وقتی هزینه بالای یکونیم میلیون دلار است، این یعنی سیاستگذاری دیگری است که ربطی به فوتبال ندارد. چرخه تولید هم در فوتبال ما فعال نیست. پروسه بازیکنسازی در فوتبال ما بسیار معیوب است. از هر جنبهای که نگاه میکنم، میبینم در قهقراست. همه تیمها به خاطر افکار عمومی تحت فشار هستند تا تیم خوب و بازیکن خوب داشته باشند. بازیکن خوب وجود ندارد، 30، 40 بازیکن باکیفیت وجود دارد که همه تیمها هم آنها را میخواهند. ولی اگر مثلا 150 بازیکن باکیفیت داشتیم، این رقابت بین تیمها تقسیم میشد. به خاطر این دو دلیل عمده است که ما با این شرایط مواجهایم.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.