بررسی عمکرد رسانهها در معرفی دکتر «علی جوان»
دانشمندی تأثیرگذار، اما ناشناخته
فاطمه کاظمی
1 بسیاری از مردم بهدرستی بر این باورند که فرهنگ ایران در دوران اوج خود چهرههای علمی و فرهنگی بسیاری را پرورده است. یکی از افتخارات مردم نیز پرورش این چهرههای برجسته در ایرانزمین است، اما متأسفانه آنچنان که باید، این چهرهها برای مردم (و حتی بسیاری از تحصیلکردههای ما) آشنا نیستند. با وجود اینکه ایران چهرههای علمی بسیاری را پرورده است، اما متأسفانه ما فقط با نام عده کمی از آنان آشنا هستیم و حتی دستاوردهای همین عده کم را هم بهدرستی نمیشناسیم.
2 بسیاری از مردم بر این باورند که علم ایران از دوران اوجش فاصله گرفته است و دیگر از ظهور چهرههای برجسته علمی در فرهنگ ایران خبری نیست. در این زمینه باید به دو نکته توجه داشت: اول آنکه به دلایل بسیار (از جمله گسترش چشمگیر علوم و فنون در روزگار ما) انتظار اینکه در عصر حاضر نیز دانشمندی همهچیزدان ظهور کند، انتظار بجا و شایستهای نیست کمااینکه امروزه در کشورها و فرهنگهای دیگر نیز کمتر پیش میآید که دانشمندی در حد «ابنسینا» یا «اینشتین» و «نیوتن» ظهور کنند. دوم آنکه ایران معاصر دانشمندان بسیاری را پرورده که نوآوریهایشان در سطح جهانی مطرح است، اما ما کمتر این دانشمندان را میشناسیم. دانشمندانی مانند دکتر «نیما ارکانیحامد» (متخصص فیزیک ذرات و نظریه ریسمان)، دکتر «علی جوان» (مخترع لیزر گازی)، دکتر «نیایش افشردی» (اخترفیزیکدان)، دکتر «کامران وفا» (متخصص برجسته نظریه ریسمان در دانشگاه هاروارد)، دکتر «ابوالقاسم غفاری» (ریاضیدان برجسته و تنها دانشمند خارجی و غیرآمریکایی مأموریت آپولو)، دکتر «لطفالله عسکرزاد» (مشهور به «لطفیزاده»، بنیانگذار نظریه فازی)، «دکتر مجید سمیعی» (جراح برجسته مغز) و... دانشمندان
بزرگی هستند که دستاوردهای بزرگی داشتند که متأسفانه ما آنها را نمیشناسیم.
3 هرچند مبانی نظری لیزر را «اینشتین» حدود صد سال پیش ارائه کرد، اما به دلیل مشکلات فنی و مهندسی، ساخت چنین ابزاری، تا چند دهه بعد از آن عملی نشد. یک دانشمند آمریکایی به نام «چارلز تاونز» در سال 1954 میلادی اولین لیزر را در طولموجهای نامرئی ساخت. شش سال بعد هم «تئودور میمن» با استفاده از بلور یاقوت، نخستین لیزر مرئی جهان را تولید کرد که لیزری با تپش نوری غیرپیوسته بود. چند ماه پس از آن دکتر «علی جوان» به همراه «ویلیام بنت» و «دونالد هریوت» نخستین لیزر جهان را که نور پیوسته داشت، عرضه کرد که با مخلوط گاز هلیوم و نئون کار میکرد. به بیان دیگر، دکتر «علی جوان» از پیشگامان یکی از مهمترین عرصههای علم و فناوری است.
4 بااینهمه دکتر «علی جوان» برای من و بسیاری دیگر از همنسلان ما شناختهشده نبود. هرچند دکتر «جوان» چهرهای بسیار ارزشمند، نه در سطح کشور که در عرصه بینالمللی بود، با اینهمه، کمترکسی او را میشناخت. این گمنامی چندین و چند دلیل دارد که از جمله مهمترین آن میتوان به فراموشی چهرههای برجسته علمی در رسانهها اشاره کرد. هرچند امروزه در ایران، علاوه بر شبکههای متعدد رادیو و تلویزیونی، رسانههای بسیاری مانند سایتهای خبری و نشریات فعالند، اما واقعیت این است اخبار علمی در این رسانهها جایگاهی ندارد. رسانههای ما امروزه در گام اول عرصه موضوعات سیاسی و در گام دوم در اختیار اخبار ورزشی و هنری است. نکته بسیار مهم این است که رسانههای هنری یا ورزشی، در عمل بیشتر به موضوعات سطحی مانند انتشار اخبار فعالیتهای روزمره چهرههایی مانند هنرپیشهها و خواننده و ورزشکاران (و البته بیشتر فوتبالیستها) میپردازند. البته نمیتوان و نباید انتظار داشت همه رسانهها به موضوعات عمیق و دشوارفهم علمی بپردازند، اما میتوان انتظار داشت این رسانهها به موضوعات علمی ساده که هم درک و فهم آن آسان است و هم در زندگی روزمره ما نقش مهمی دارند،
بپردازند. یک نمونه از چنین وضعیتی، مجادلات فراوانی است که درباره گرمایش جهانی و نقش فعالیتهای بشری در این زمینه صورت گرفته است، چگونگی تولید محصولات کشاورزی تراریخته (محصولات مهندسی ژنتیک) یکی دیگر از این موارد است. هرچند در بسیاری از کشورهای جهان درباره مزایای این محصولات کشاورزی یا مضرات و معایب آن، بحثهای بسیاری مطرح میشود، اما بسیاری از مردم کشور ما با این موضوعات چندان آشنا نیستند که در این زمینه، بیش از همه باید رسانههای گروهی را مقصر شناخت. البته در آن موارد کمی هم که موضوعات علمی به عرصه رسانهها کشیده میشود، باز هم میبینیم ماهیت این بحث علمی یا لزوم آشنایی مردم با این موضوعات، انگیزه اصلی رسانه نیست، بلکه هر گروه و حزب سیاسی در تلاش است با استفاده از چنین حربههایی، دستاوردهای رقیب در حوزههای علمی را کمرنگ یا بیاثر جلوه دهد. به بیان دیگر، اخبار و گزارشهای علمی پوششی برای مجادلات سیاسی است.
5 زمانی که بسیاری از رسانهها با این انتقاد مواجه میشوند که چرا به موضوعات علمی یا معرفی چهرههای علمی نمیپردازند، در پاسخ میگویند مردم خریدار چنین چیزهایی نیستند. چنین پاسخی بیانگر آن است که این رسانهها، به جای آنكه پیشرو باشند و مخاطبان را با پدیدهها و چهرههای نو آشنا کنند، خود پیرو مخاطبان هستند و همان چیزی را ارائه میکنند که مخاطبان خواهانند. اما باید دانست این پاسخ که مردم خواهان و طالب چنین خبرهایی نیستند، نمیتواند پاسخ قانعکنندهای باشد. برای مثال، انتشار خبر درگذشت دکتر «علی جوان»، بسیاری از مردم را به تکاپو واداشت تا اطلاعات بیشتری از این چهره تأثیرگذار و درعینحال کمترشناختهشده به دست آورند. پس ادعای تمایلنداشتن مردم برای اخبار علمی، پاسخ مناسبی نيست، شاید ناتوانی خبرنگاران در ارائه گزارشی کامل و خواندنی از زندگی و دستاوردهای یک چهره برجسته علمی، مهمترین دلیل آن باشد. هرچند نمیتوان انتظار داشت همه رسانهها، همیشه و همهجا به علم و فناوری و چهرههای علمی بپردازند ولی دستکم میتوان انتظار داشت چهرههایی مانند دکتر «علی جوان» (و دیگر همتایان او در عرصه علم و فناوری و پزشکی) که همیشه
برای جوانان این مرزوبوم الگوساز هستند، به مخاطبان معرفی کنند. رسانهها و بهویژه رسانههای علمی تاکنون در این زمینه چندان فعال نبودند و به بیان بهتر، بیش از همه سهلانگاری و کوتاهیشان به چشم آمده است. امید که در آینده همه رسانهها به وظیفه ذاتی خود در زمینه معرفی مفاخر ملی، بیشتر عمل کنند.
1 بسیاری از مردم بهدرستی بر این باورند که فرهنگ ایران در دوران اوج خود چهرههای علمی و فرهنگی بسیاری را پرورده است. یکی از افتخارات مردم نیز پرورش این چهرههای برجسته در ایرانزمین است، اما متأسفانه آنچنان که باید، این چهرهها برای مردم (و حتی بسیاری از تحصیلکردههای ما) آشنا نیستند. با وجود اینکه ایران چهرههای علمی بسیاری را پرورده است، اما متأسفانه ما فقط با نام عده کمی از آنان آشنا هستیم و حتی دستاوردهای همین عده کم را هم بهدرستی نمیشناسیم.
2 بسیاری از مردم بر این باورند که علم ایران از دوران اوجش فاصله گرفته است و دیگر از ظهور چهرههای برجسته علمی در فرهنگ ایران خبری نیست. در این زمینه باید به دو نکته توجه داشت: اول آنکه به دلایل بسیار (از جمله گسترش چشمگیر علوم و فنون در روزگار ما) انتظار اینکه در عصر حاضر نیز دانشمندی همهچیزدان ظهور کند، انتظار بجا و شایستهای نیست کمااینکه امروزه در کشورها و فرهنگهای دیگر نیز کمتر پیش میآید که دانشمندی در حد «ابنسینا» یا «اینشتین» و «نیوتن» ظهور کنند. دوم آنکه ایران معاصر دانشمندان بسیاری را پرورده که نوآوریهایشان در سطح جهانی مطرح است، اما ما کمتر این دانشمندان را میشناسیم. دانشمندانی مانند دکتر «نیما ارکانیحامد» (متخصص فیزیک ذرات و نظریه ریسمان)، دکتر «علی جوان» (مخترع لیزر گازی)، دکتر «نیایش افشردی» (اخترفیزیکدان)، دکتر «کامران وفا» (متخصص برجسته نظریه ریسمان در دانشگاه هاروارد)، دکتر «ابوالقاسم غفاری» (ریاضیدان برجسته و تنها دانشمند خارجی و غیرآمریکایی مأموریت آپولو)، دکتر «لطفالله عسکرزاد» (مشهور به «لطفیزاده»، بنیانگذار نظریه فازی)، «دکتر مجید سمیعی» (جراح برجسته مغز) و... دانشمندان
بزرگی هستند که دستاوردهای بزرگی داشتند که متأسفانه ما آنها را نمیشناسیم.
3 هرچند مبانی نظری لیزر را «اینشتین» حدود صد سال پیش ارائه کرد، اما به دلیل مشکلات فنی و مهندسی، ساخت چنین ابزاری، تا چند دهه بعد از آن عملی نشد. یک دانشمند آمریکایی به نام «چارلز تاونز» در سال 1954 میلادی اولین لیزر را در طولموجهای نامرئی ساخت. شش سال بعد هم «تئودور میمن» با استفاده از بلور یاقوت، نخستین لیزر مرئی جهان را تولید کرد که لیزری با تپش نوری غیرپیوسته بود. چند ماه پس از آن دکتر «علی جوان» به همراه «ویلیام بنت» و «دونالد هریوت» نخستین لیزر جهان را که نور پیوسته داشت، عرضه کرد که با مخلوط گاز هلیوم و نئون کار میکرد. به بیان دیگر، دکتر «علی جوان» از پیشگامان یکی از مهمترین عرصههای علم و فناوری است.
4 بااینهمه دکتر «علی جوان» برای من و بسیاری دیگر از همنسلان ما شناختهشده نبود. هرچند دکتر «جوان» چهرهای بسیار ارزشمند، نه در سطح کشور که در عرصه بینالمللی بود، با اینهمه، کمترکسی او را میشناخت. این گمنامی چندین و چند دلیل دارد که از جمله مهمترین آن میتوان به فراموشی چهرههای برجسته علمی در رسانهها اشاره کرد. هرچند امروزه در ایران، علاوه بر شبکههای متعدد رادیو و تلویزیونی، رسانههای بسیاری مانند سایتهای خبری و نشریات فعالند، اما واقعیت این است اخبار علمی در این رسانهها جایگاهی ندارد. رسانههای ما امروزه در گام اول عرصه موضوعات سیاسی و در گام دوم در اختیار اخبار ورزشی و هنری است. نکته بسیار مهم این است که رسانههای هنری یا ورزشی، در عمل بیشتر به موضوعات سطحی مانند انتشار اخبار فعالیتهای روزمره چهرههایی مانند هنرپیشهها و خواننده و ورزشکاران (و البته بیشتر فوتبالیستها) میپردازند. البته نمیتوان و نباید انتظار داشت همه رسانهها به موضوعات عمیق و دشوارفهم علمی بپردازند، اما میتوان انتظار داشت این رسانهها به موضوعات علمی ساده که هم درک و فهم آن آسان است و هم در زندگی روزمره ما نقش مهمی دارند،
بپردازند. یک نمونه از چنین وضعیتی، مجادلات فراوانی است که درباره گرمایش جهانی و نقش فعالیتهای بشری در این زمینه صورت گرفته است، چگونگی تولید محصولات کشاورزی تراریخته (محصولات مهندسی ژنتیک) یکی دیگر از این موارد است. هرچند در بسیاری از کشورهای جهان درباره مزایای این محصولات کشاورزی یا مضرات و معایب آن، بحثهای بسیاری مطرح میشود، اما بسیاری از مردم کشور ما با این موضوعات چندان آشنا نیستند که در این زمینه، بیش از همه باید رسانههای گروهی را مقصر شناخت. البته در آن موارد کمی هم که موضوعات علمی به عرصه رسانهها کشیده میشود، باز هم میبینیم ماهیت این بحث علمی یا لزوم آشنایی مردم با این موضوعات، انگیزه اصلی رسانه نیست، بلکه هر گروه و حزب سیاسی در تلاش است با استفاده از چنین حربههایی، دستاوردهای رقیب در حوزههای علمی را کمرنگ یا بیاثر جلوه دهد. به بیان دیگر، اخبار و گزارشهای علمی پوششی برای مجادلات سیاسی است.
5 زمانی که بسیاری از رسانهها با این انتقاد مواجه میشوند که چرا به موضوعات علمی یا معرفی چهرههای علمی نمیپردازند، در پاسخ میگویند مردم خریدار چنین چیزهایی نیستند. چنین پاسخی بیانگر آن است که این رسانهها، به جای آنكه پیشرو باشند و مخاطبان را با پدیدهها و چهرههای نو آشنا کنند، خود پیرو مخاطبان هستند و همان چیزی را ارائه میکنند که مخاطبان خواهانند. اما باید دانست این پاسخ که مردم خواهان و طالب چنین خبرهایی نیستند، نمیتواند پاسخ قانعکنندهای باشد. برای مثال، انتشار خبر درگذشت دکتر «علی جوان»، بسیاری از مردم را به تکاپو واداشت تا اطلاعات بیشتری از این چهره تأثیرگذار و درعینحال کمترشناختهشده به دست آورند. پس ادعای تمایلنداشتن مردم برای اخبار علمی، پاسخ مناسبی نيست، شاید ناتوانی خبرنگاران در ارائه گزارشی کامل و خواندنی از زندگی و دستاوردهای یک چهره برجسته علمی، مهمترین دلیل آن باشد. هرچند نمیتوان انتظار داشت همه رسانهها، همیشه و همهجا به علم و فناوری و چهرههای علمی بپردازند ولی دستکم میتوان انتظار داشت چهرههایی مانند دکتر «علی جوان» (و دیگر همتایان او در عرصه علم و فناوری و پزشکی) که همیشه
برای جوانان این مرزوبوم الگوساز هستند، به مخاطبان معرفی کنند. رسانهها و بهویژه رسانههای علمی تاکنون در این زمینه چندان فعال نبودند و به بیان بهتر، بیش از همه سهلانگاری و کوتاهیشان به چشم آمده است. امید که در آینده همه رسانهها به وظیفه ذاتی خود در زمینه معرفی مفاخر ملی، بیشتر عمل کنند.