کروز تندیس سیمین صنعت سبز گرفت
تولید در عصر منابع محدود
صنعت ایران دو انتخاب بیشتر ندارد؛ یا منابع کمتری مصرف کند، یا با منابع محدودتر، تولید کمتری داشته باشد. آب کم شده، برق ناپایدار شده و هزینه انرژی بالا رفته است. در چنین شرایطی، «سبز بودن» دیگر یک شعار زیستمحیطی نیست؛ بخشی از مسئله بقاست.
در بیستوپنجمین همایش ملی صنعت، معدن و خدمات سبز، شرکت صنایع تولیدی کروز در میان ۲۸۷ واحد صنعتی، معدنی و خدماتی ارزیابیشده، یکی از دو شرکت برگزیده استان تهران شد و تندیس سیمین صنعت سبز را دریافت کرد.این انتخاب، بیش از آنکه درباره یک تندیس باشد، درباره نحوه مواجهه یک واحد صنعتی با منابعی است که هر روز محدودتر میشوند.
آب؛ چیزی فراتر از یک قبض
در کارخانه، آب فقط یک هزینه جاری نیست. وقتی منابع آبی محدود میشوند، هر لیتر آب به بخشی از ریسک تولید تبدیل میشود.کروز با نصب و تعویض پرلاتورها در نقاط مصرف، میزان مصرف آب را در این نقاط حدود ۶۰ درصد کاهش داده و براساس اعلام این شرکت، نزدیک به ۴۰ میلیون لیتر صرفهجویی کرده است.
۹ تصفیهخانه بهداشتی و صنعتی نیز در مجموعه فعال است و روزانه حدود ۴۰ هزار لیتر پساب صنعتی را تصفیه میکند. بخشی از آب تصفیهشده دوباره به چرخه مصرف بازمیگردد و میزان بازچرخانی سالانه حدود ۱۴ میلیون لیتر اعلام شده است.این اعداد اگرچه در ظاهر محیطزیستیاند، اما معنای اقتصادی هم دارند: مصرف کمتر، وابستگی کمتر و ریسک پایینتر تأمین منابع.
وقتی برق، گلوگاه تولید میشود
قصه انرژی اما جدیتر است.ناترازی برق حالا دیگر فقط مسئله وزارت نیرو نیست؛ مستقیماً به خطوط تولید رسیده است. کارخانهای که برق نداشته باشد، حتی اگر بازار و مواد اولیه داشته باشد، نمیتواند تولید کند.
در چنین شرایطی، توسعه انرژی خورشیدی معنای متفاوتی پیدا میکند.کروز در سال ۱۴۰۴ فاز نخست نیروگاه خورشیدی کارخانه شماره ۲ را با ظرفیت یک مگاوات وارد مدار کرد. این نیروگاه، به گفته شرکت، بزرگترین نیروگاه خورشیدی سقفی شهر تهران است.
براساس محاسبات پروژه، این نیروگاه میتواند سالانه حدود ۱۴ تن از انتشار دیاکسیدکربن و ۴۳ تن دیاکسیدگوگرد کم کند و مصرف حدود ۳۶۰ هزار لیتر گازوئیل را کاهش دهد.
اما شاید مهمترین اثر آن، عدد دیگری باشد که در گزارشهای محیطزیستی کمتر دیده میشود: تابآوری تولیدهر میزان انرژی که یک کارخانه بتواند از منابع تجدیدپذیر تأمین کند، بخشی از فشار وابستگی به شبکه و سوختهای فسیلی را کم میکند. در شرایط ناترازی انرژی، این دیگر صرفاً یک اقدام سبز نیست؛ یک تصمیم اقتصادی است.
سبز شدن از روی کاغذ شروع نمیشود
با این حال، هیچ کارخانهای با نصب یک نیروگاه خورشیدی یا راهاندازی تصفیهخانه، یکشبه سبز نمیشود.صنعت سبز یعنی تغییر عادتهای تولید؛ از میزان آبی که مصرف میشود تا پسماندی که دور ریخته میشود و انرژیای که هدر میرود. آموزش کارکنان و تبدیل الزامات محیطزیستی به رفتار روزمره نیز بخشی از همین مسیر است.
مسئله اصلی هم همینجاست. تندیسها میتوانند نتیجه یک ارزیابی باشند، اما نمیتوانند بحران آب و انرژی را حل کنند.آنچه اهمیت دارد، ادامه مسیر است.اگر صنعت بتواند با آب کمتر، انرژی پاکتر و اتلاف کمتر تولید کند، هم به محیطزیست کمتر فشار میآورد و هم در برابر بحرانهای بعدی مقاومتر میشود.
شاید «صنعت سبز» در ایران از همینجا معنای واقعی خود را پیدا کند؛ نه در تندیسهای روی میز مدیران، بلکه در کارخانهای که بتواند کمتر مصرف کند، کمتر آلوده کند و همچنان تولید کند.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.