|

اصلاح قیمت محصولات متناسب با هزینه تولید و فناوری انجام شده است

خودروهای اقتصادی کمترین افزایش قیمت را تجربه کردند

بازار خودرو ایران این روزها دوباره به کانون توجه افکار عمومی تبدیل شده است. هر بار که خبر تغییر قیمت‌ها منتشر می‌شود، نخستین واکنش بسیاری از مردم و حتی بخشی از رسانه‌ها، جست‌وجوی یک عدد واحد برای پاسخ به این پرسش است که «خودرو چند درصد گران شد؟»

 

اما واقعیت بازار در سال ۱۴۰۵ نشان می‌دهد چنین نگاهی بیش از حد ساده‌سازی شده است.

وقتی داده‌های قیمت خودروها کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، تصویری متفاوت آشکار می‌شود؛ تصویری که از یک افزایش یکپارچه و همسان حکایت ندارد، بلکه از بازآرایی تدریجی ساختار قیمت‌ها در بخش‌های مختلف بازار خبر می‌دهد.

به بیان دیگر، بازار خودرو در حال تجربه یک «بازتنظیم طبقه‌ای» است؛ فرآیندی که در آن هر گروه از خودروها بر اساس سطح فناوری، قیمت پایه و هزینه تولید مسیر متفاوتی را طی می‌کند.

در پایین‌ترین لایه این ساختار، خودروهای اقتصادی قرار دارند؛ محصولاتی که بیشترین سهم را از تقاضای بازار به خود اختصاص داده‌اند و همواره حساس‌ترین بخش بازار خودرو محسوب می‌شوند. در لایه بعدی، خودروهای میان‌رده‌ای مانند تارا و دنا قرار گرفته‌اند که ستون اصلی فروش خودروسازان را تشکیل می‌دهند. در رأس هرم نیز خودروهای اتوماتیک، محصولات جدیدتر و مدل‌هایی قرار دارند که سهم فناوری و تجهیزات در بهای تمام‌شده آن‌ها بیشتر است.

دقیقاً از همین نقطه، تفاوت رفتار قیمت‌ها آغاز می‌شود.

بررسی داده‌های بازار نشان می‌دهد نمی‌توان از یک نرخ عمومی برای افزایش قیمت خودرو سخن گفت. برخی خودروها رشدهای قابل توجهی را تجربه کرده‌اند، در حالی که در گروهی دیگر، تغییرات محدودتر بوده است.

این تفاوت‌ها در نگاه اول ممکن است نامنظم یا حتی متناقض به نظر برسد، اما با قرار گرفتن خودروها در خوشه‌های مشابه، یک الگوی روشن ظاهر می‌شود.

آنچه دیده می‌شود این است که شدت تغییرات قیمتی با جایگاه هر خودرو در ساختار بازار ارتباط دارد.

به همین دلیل، بازار خودرو در این دوره بیشتر شبیه مجموعه‌ای از پله‌های متوالی عمل کرده تا یک مسیر صاف و یکدست.

شاید در نگاه نخست این موضوع عجیب به نظر برسد که خودروهای اقتصادی در بسیاری از موارد نوسان بیشتری را تجربه کرده‌اند. تصور رایج این است که خودروهای ارزان‌تر باید کمترین تغییر قیمت را داشته باشند. اما واقعیت اقتصادی بازار چیز دیگری می‌گوید.

این بخش از بازار بیش از سایر بخش‌ها تحت تأثیر تقاضای انباشته قرار دارد.

از سوی دیگر، فاصله میان قیمت فروش و هزینه واقعی جایگزینی در این خودروها بیشتر بوده و همین موضوع باعث شده هرگونه اصلاح قیمتی با شدت بیشتری خود را نشان دهد. به همین دلیل، خودروهای اقتصادی به نوعی به حساس‌ترین بخش بازار تبدیل شده‌اند.

در مقابل، خودروهای میان‌رده رفتار متفاوتی از خود نشان داده‌اند. این بخش که شامل محصولاتی مانند دنا و تارا است، در مقایسه با خودروهای اقتصادی از ثبات بیشتری برخوردار بوده است. بخشی از این وضعیت به افزایش‌های قبلی بازمی‌گردد و بخشی دیگر ناشی از تلاش برای حفظ تعادل در پرتیراژترین بخش بازار است. نتیجه هر چه باشد، خروجی نهایی یکسان است؛ نوسان کمتر و رفتار باثبات‌تر.

در بخش خودروهای اتوماتیک و محصولات جدید نیز منطق متفاوتی حاکم است. در اینجا بیش از آنکه فشار تقاضا تعیین‌کننده باشد، هزینه فناوری نقش اصلی را بازی می‌کند. استفاده از پلتفرم‌های جدید، تجهیزات بیشتر، قطعات وارداتی و فناوری‌های به‌روزتر باعث شده هزینه تولید این خودروها نسبت به سایر بخش‌ها بالاتر باشد.

بنابراین بخش مهمی از تغییرات قیمتی در این گروه را می‌توان بازتاب هزینه‌های واقعی تولید دانست.

در بالاترین سطح بازار نیز خودروهای مونتاژی و SUV قرار دارند. این بخش معمولاً به سطح تعادلی بازار نزدیک‌تر است و به همین دلیل فضای کمتری برای نوسان‌های شدید دارد. رفتار قیمتی این خودروها بیش از هر چیز به نرخ ارز، شرایط واردات و هزینه تأمین قطعات وابسته است.

در این میان، یکی از مهم‌ترین خطاهای تحلیلی، تمرکز صرف بر درصد تغییرات است. درصدها اگرچه در نگاه اول جذاب به نظر می‌رسند، اما همیشه تصویر دقیقی از واقعیت ارائه نمی‌دهند. برای مثال، افزایش چند درصدی در یک خودروی چند میلیارد تومانی می‌تواند از نظر ریالی بسیار بزرگ‌تر از افزایش دو رقمی یک خودروی ارزان‌تر باشد.

به همین دلیل تحلیل دقیق بازار ناگزیر است هم درصد تغییرات و هم اثر ریالی آن‌ها را به‌طور همزمان بررسی کند.

از سوی دیگر، نمی‌توان این تحولات را جدا از شرایط کلان اقتصاد کشور تحلیل کرد. بخشی از تغییرات قیمتی مشاهده‌شده، در واقع نتیجه تلاش بازار برای هماهنگ شدن با سطح عمومی هزینه‌ها و تورم انباشته سال‌های اخیر است.

به بیان دیگر، آنچه رخ می‌دهد بیش از آنکه یک جهش ناگهانی باشد، نوعی تعدیل تدریجی فاصله میان قیمت‌ها و واقعیت‌های اقتصادی است.

تصویری که از کنار هم قرار دادن این داده‌ها به دست می‌آید، تصویر یک بازار آشفته یا بحرانی نیست؛ بلکه تصویر بازاری است که در حال بازتنظیم ساختار خود است. بازاری که دیگر نمی‌توان آن را با یک عدد، یک درصد یا یک روایت ساده توضیح داد.

در چنین شرایطی، افزایش قیمت‌ها را باید نه به‌عنوان یک موج واحد، بلکه به‌عنوان مجموعه‌ای از واکنش‌های متفاوت در طبقات مختلف بازار دید؛ واکنش‌هایی که هر کدام از منطق اقتصادی خاص خود پیروی می‌کنند، اما در نهایت بخشی از یک تصویر بزرگ‌تر هستند: تصویری از بازآرایی تدریجی بازار خودرو ایران.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.