غائله واردات غله از آمریکا
در ادامه مذاکرات چهارجانبه سوئیس و مباحث مربوط به آزادسازی بخشی از منابع مالی ایران، اظهارات معاون رئیسجمهور آمریکا مبنی بر تخصیص بخشی از منابع مالی ایران برای خرید محصولات غذایی از کشاورزان آمریکایی مورد توجه رسانهها قرار گرفت. رئیس کل بانک مرکزی ایران در پاسخ اعلام کرد که ایران نهادهها و محصولات کشاورزی مورد نیاز خود را بر اساس معیارهای رقابتی، قیمت و کیفیت از هر منبع مناسب در بازار جهانی تأمین میکند. این اظهارات به سرعت به موضوعی سیاسی در داخل ایران تبدیل شد و موافقان و مخالفان هر یک از منظر خود به تحلیل آن پرداختند. اهمیت این موضوع شاید فراتر از جنبههای تبلیغاتی و سیاسی آن باشد. آنچه در این یادداشت مورد توجه قرار میگیرد، بررسی ابعاد اقتصادی، تجاری و امنیتی این موضوع ونقش آن در حاکمیت غذایی کشور است.برای درک بهتر موضوع، ابتدا باید به چند واقعیت بنیادین در اقتصاد جهانی غذا اشاره کرد.
در ادامه مذاکرات چهارجانبه سوئیس و مباحث مربوط به آزادسازی بخشی از منابع مالی ایران، اظهارات معاون رئیسجمهور آمریکا مبنی بر تخصیص بخشی از منابع مالی ایران برای خرید محصولات غذایی از کشاورزان آمریکایی مورد توجه رسانهها قرار گرفت. رئیس کل بانک مرکزی ایران در پاسخ اعلام کرد که ایران نهادهها و محصولات کشاورزی مورد نیاز خود را بر اساس معیارهای رقابتی، قیمت و کیفیت از هر منبع مناسب در بازار جهانی تأمین میکند. این اظهارات به سرعت به موضوعی سیاسی در داخل ایران تبدیل شد و موافقان و مخالفان هر یک از منظر خود به تحلیل آن پرداختند. اهمیت این موضوع شاید فراتر از جنبههای تبلیغاتی و سیاسی آن باشد. آنچه در این یادداشت مورد توجه قرار میگیرد، بررسی ابعاد اقتصادی، تجاری و امنیتی این موضوع ونقش آن در حاکمیت غذایی کشور است.برای درک بهتر موضوع، ابتدا باید به چند واقعیت بنیادین در اقتصاد جهانی غذا اشاره کرد.
تجارت جهانی غذا؛ از ملیت کالا تا مالکیت شرکتها
طی نیم قرن گذشته، نقش شرکتهای چندملیتی در تجارت جهانی به شکل چشمگیری افزایش یافته است. امروزه همانگونه که در صنایع نفت، انرژی و محصولات الکترونیک مشاهده میشود، در بازار جهانی مواد غذایی نیز بیش از آنکه «ملیت محصول» تعیینکننده باشد، شبکه مالکیت، سرمایهگذاری و سودآوری شرکتهای چندملیتی نقش اصلی را ایفا میکند. بخش بزرگی از تجارت جهانی غلات، دانههای روغنی و نهادههای دامی در اختیار چند شرکت بزرگ بینالمللی است که زنجیره تولید، حملونقل، ذخیرهسازی و توزیع را مدیریت میکنند. در چنین شرایطی، خرید ذرت از برزیل، گندم از روسیه یا سویا از آمریکا لزوماً به معنای تعامل مستقیم با کشاورزان آن کشورها نیست، بلکه بخشی از یک شبکه پیچیده جهانی تجارت کالا محسوب میشود.
دولتها، تعرفهها و امنیت ملی
نقش اصلی دولتها در این نظام جهانی، و حاکمیت شرکتهای چند ملیتی، تنظیم سیاستهای تجاری و حفظ منافع ملی است. این منافع معمولاً در دو سطح تعریف میشود: نخست، حفظ سودآوری بخشهای اقتصادی و حمایت از اشتغال داخلی؛ و دوم، توجه به اهمیت راهبردی کالاها در حوزه امنیت ملی. به همین دلیل تعرفههای بازرگانی به یکی از مهمترین ابزارهای سیاستگذاری اقتصادی تبدیل شدهاند. در شرایط عادی، تعرفهها برای حمایت از تولید داخلی یا تنظیم بازار به کار میروند، اما در شرایط بحرانی ممکن است به جنگ تعرفهای، تحریم اقتصادی و حتی محاصره تجاری منجر شوند. تجربه چین در سالهای اخیر نشان داده است که امنیت غذایی و دسترسی به منابع پایدار تأمین غذا به یکی از مؤلفههای اصلی قدرت ملی کشورها تبدیل شده است.
استفاده از غذا بهعنوان سلاح
اگرچه در ادبیات رسمی روابط بینالملل استفاده از غذا به عنوان سلاح سیاسی (Food Weaponization) مردود بوده ومورد پذیرش نیست، اما تحولات دو دهه اخیر نشانههایی آشکار از بازگشت این پدیده شوم را عیان کرده است. جنگ اوکراین، بحران غزه و تشدید تنشهای منطقهای در خاورمیانه و حمله به ایران و بسته شدن تنگه هرمز نشان دادهاند که اختلال در چرخه انرژی، زنجیره تأمین غلات، کود شیمیایی و نهادههای کشاورزی میتواند آثار گستردهای بر معادلات سیاسی از طریق به مخاطره افتادن امنیت غذایی کشورها داشته باشد. نمونه بارز این وضعیت را میتوان در محدودیتهای صادرات غلات روسیه در سال ۲۰۲۲ و تأثیر جنگ اوکراین بر بازار جهانی گندم و جنگ تعرفهای آمریکا با چین مشاهده کرد. این تحولات باعث شد بسیاری از دولتها مسئله حاکمیت غذایی را امری جدی تلقی نموده و تنوعبخشی به منابع تأمین غذا را به عنوان بخشی از راهبرد امنیت ملی خود مورد توجه قرار دهند.
ساختار واردات و وضعیت امنیت غذایی ایران
ایران اگرچه در تولیدات کشاورزی در نیم قرن گذشته رشد قابل قبولی داشته و دربرخی محصولات کشاورزی به سطح قابل قبولی از خوداتکایی رسیده است، اما همچنان برای تأمین نیازهای بخش دام و طیور و بخشی از مصرف غذایی کشور به واردات وابسته است. بر اساس گزارشهای سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO)، مهمترین اقلام وارداتی ایران در حوزه کشاورزی شامل ذرت، جو، گندم، دانههای روغنی و کنجاله سویا است. ذرت و کنجاله سویا مهمترین نهادههای مورد استفاده در صنعت دام و طیور کشور محسوب میشوند و بخش عمده امنیت غذایی مرتبط با تولیدگوشت مرغ، تخممرغ و محصولات لبنی به تأمین پایدار این اقلام وابسته است. گزارشهای بینالمللی نشان میدهد ایران سالانه میلیونها تن ذرت و جو وارد میکند و بخش مهمی از این واردات از برزیل، روسیه، قزاقستان، کشورهای حوزه دریای سیاه و در برخی دورهها از ایالات متحده تأمین شده است. بهطور سنتی، کمبود گندم و جو ایران تحت تأثیر میزان بارندگی بوده و عمدتاً از روسیه، قزاقستان و سایر کشورهای آسیای مرکزی جبران شده است. اما بازار ذرت و سویا ماهیتی جهانیتر دارد و بیش از هر چیز تابع قیمت، هزینه حملونقل و شرایط رقابتی بازار بینالمللی است. در دو دهه گذشته، محدودیتهای ناشی از تحریمها موجب شده دولت و تجار ایرانی تجربه قابل توجهی در تأمین نیازهای کشور از بازارهای متنوع جهانی کسب کنند. طبعآ در چنین شرایطی، هرگونه کاهش موقت محدودیتهای مالی و تحریم بانکی میتواند دست خریدار ایرانی را برای انتخاب گستردهتر و دستیابی به قیمتهای رقابتیتر باز کند؛ موضوعی که لزوماً به معنای وابستگی به یک کشور خاص نیست.
نقش تأثیرگذار کشاورزان آمریکایی بر سیاست داخلی
نکته مهمی که در درک وتحلیل اظهارات مقامات آمریکایی باید مورد توجه قرار گیرد، جایگاه سیاسی کشاورزان در ساختار قدرت کشورهای غربی است. بصورت سنتی، در ایالات متحده و همچنین فرانسه، تشکلهای کشاورزی و اتحادیههای صنفی از نفوذ قابل توجهی در فرایندهای انتخاباتی برخوردارند و آرای آنان میتواند بر نتیجه انتخابات ریاستجمهوری و کنگره بسیار تأثیرگذار باشد. از این رو، اشاره سیاستمداران آمریکایی به منافع کشاورزان داخلی بخشی از رقابتهای سیاسی و تبلیغاتی محسوب میشود. طی ماههای اخیر افزایش هزینه بیسابقه سوخت، شوک رشد قیمت کودهای شیمیایی و اختلال در زنجیرههای حملونقل جهانی فشار قابل توجهی بر بخش کشاورزی آمریکا وارد کرده و محبوبیت تیم ترامپ را بین حامیان سنتی کشاورز در ایالات مرکزی از دست داده است. به همین دلیل، خبر هرگونه گشایش یا افزایش صادرات محصولات کشاورزی به بازارهای خارجی میتواند در فضای سیاسی داخلی آمریکا به عنوان موفقیتی برای دولت حاکم در حمایت از کشاورزان زخم خورده معرفی شود. در نتیجه، اظهارات مقامهای آمریکایی درباره فروش محصولات کشاورزی به ایران را باید تا حد زیادی در چارچوب ملاحظات سیاست داخلی و جلب حمایت جامعه زخم خورده کشاورزان آمریکایی در آستانه انتخابات تحلیل کرد.
کلام آخر
نخست آنکه حجم خرید احتمالی ایران در مقایسه با تجارت صدها میلیون تنی غلات و نهادههای غذایی در بازار جهانی بسیار محدود است و نمیتواند تأثیر تعیینکنندهای بر وضعیت اقتصادی کشاورزان آمریکایی داشته باشد. از این رو، بزرگنمایی سیاسی این موضوع بیش از آنکه واقعیت اقتصادی داشته باشد، جنبه تبلیغاتی- انتخاباتی برای طرف آمریکایی دارد. دوم آنکه تحولات ژئوپلیتیکی اخیر، افزایش هزینه حملونقل دریایی، بیمه، رشد قیمت کودهای شیمیایی، کاهش بهره وری در تولید غلات و نااطمینانی در مسیرهای تجاری جهانی میتواند در سالهای آینده موجب افزایش قیمت جهانی غلات و نهادههای کشاورزی شود. بسیاری از نهادهای بینالمللی نسبت به آسیبپذیری امنیت غذایی جهان در برابر اختلالات جدی زنجیره تأمین هشدار دادهاند. هرگونه تسهیل موقت در محدودیتهای تجاری آمریکا برای ایران احتمالاً تأثیر بلندمدت و ساختاری بر الگوی تجارت خارجی کشور نخواهد داشت. اما همین فرصت محدود میتواند امکان دسترسی گستردهتر خریداران ایرانی به بازارهای جهانی و تأمین ارزانتر بخشی از نهادههای مورد نیاز کشور را فراهم سازد. از منظر منافع ملی، آنچه اهمیت دارد نه حساسیت نسبت مبدأ جغرافیایی یا سیاسی کالا بلکه تدبیر بلند مدت در افزایش تاب آوری، تنوعبخشی به منابع تأمین، کاهش ضایعات و هزینه واردات و تقویت امنیت غذایی ایران در شرایط پرمخاطره کنونی است.
توضیح: منابع اصلی مورد استفاده در این مقاله عبارتند از گزارشهای سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO)، دادههای تجارت غلات Tridge، گزارشهای تحلیلی مؤسسه واشنگتن درباره واردات غلات ایران و آمارهای تجارت کشاورزی خاورمیانه.