چه کسی مذاکرات ونس و قالیباف را در اسلام آباد بهم زد ؟
کارشناس مسائل بین الملل با اشاره به رد و بدل شدن پیام ها بین ایران و آمریکا گفت: چندان اعتقادی به اینکه مذاکرات با آمریکا در نهایت نتیجهبخش خواهد بود ندارم، تنها حالتی که میتواند رخ دهد و ترامپ را وادار به تغییر رویکرد کند این است که از لحاظ نظامی با شکست آشکاری مواجه شود و تداوم راهکار نظامی هم او را به جایی نرساند و از طرف مقابل فشارهای داخلی هم در آمریکا و همچنین فشار متحدان خارجی به شدت افزایش پیدا کند. در غیر این صورت من چندان شانسی برای مذاکرات با این روند کنونی و توافق بین ایران و آمریکا نمیبینم.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
کارشناس مسائل بین الملل با اشاره به رد و بدل شدن پیام ها بین ایران و آمریکا گفت: چندان اعتقادی به اینکه مذاکرات با آمریکا در نهایت نتیجهبخش خواهد بود ندارم، تنها حالتی که میتواند رخ دهد و ترامپ را وادار به تغییر رویکرد کند این است که از لحاظ نظامی با شکست آشکاری مواجه شود و تداوم راهکار نظامی هم او را به جایی نرساند و از طرف مقابل فشارهای داخلی هم در آمریکا و همچنین فشار متحدان خارجی به شدت افزایش پیدا کند. در غیر این صورت من چندان شانسی برای مذاکرات با این روند کنونی و توافق بین ایران و آمریکا نمیبینم.
سید رضا میرطاهر کارشناس مسائل بینالملل درباره اینکه باتوجه به پاسخ ایران به آمریکا احتمال از سرگیری مذاکرات و یا وقوع مجدد جنگ را چطور ارزیابی میکند، گفت: بعد از پاسخ ایران به پیشنهاد آمریکا، ما شاهد نارضایتی کامل ترامپ نسبت به طرح ایران بودیم و حتی اعلام کرد که آن را تا انتها نخوانده و به سطل آشغال انداخته است. بعد از آن، آمریکاییها ظاهرا، یک طرح پنجمادهای ارائه دادند که در واقع متضمن هیچ امتیازی به ایران نیست و در مقابل، تمام امتیازات را از ایران میخواهد؛ از جمله اینکه ۲۰ سال غنیسازی را متوقف کند، ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصدی از ایران خارج شود، آمریکا هیچیک از داراییهای مسدود شده ایران را آزاد نخواهد کرد و همچنین بحث آتشبس کلی را به مذاکرات منوط کرده است.
وی ادامه داد: همه این موارد نشان میدهد که ترامپ به هیچ عنوان از خواستههای زیاده.طلبانه و غیرمنطقی در قبال ایران دست برنداشته است. البته طرح پنجمادهای هم که ایران ارائه کرده بود، هیچ بحث هستهای در آن نبود و آن را به مرحله بعدی مذاکرات منوط کرده بود. به هر حال، طرف پاکستانی، یعنی وزیر کشور پاکستان، به ایران آمد و با چهار نفر از مقامات دیدار کرد و ما شاهد این بودیم که بعد از آن هم ترامپ همچنان ادبیات، خصمانهاش علیه ایران را ادامه داده و مخصوصاً بر این مسئله تأکید میکند که فرصت رو به اتمام است و ایران را نابود خواهد کرد.
این کارشناس مسائل بین الملل تصریح کرد: از آن طرف، رژیم صهیونیستی هم به سرعت و به شدت درصدد تشدید وخامت اوضاع است و مدام شبکههای مختلف تلویزیونی رژیم صهیونیستی خبرهای متفاوتی در مورد مشورتهای نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی و ترامپ و همچنین آمادگی کامل رژیم صهیونیستی برای حمله به ایران را اعلام میکنند. مسلماً در این اوضاع، رژیم صهیونیستی نقش مهمی در تشویق و تحریک ترامپ به حمله مجدد به ایران ایفا میکند. صهیونیستها تلاش کردند این تصور را به ترامپ القا کنند که در صورت حمله گسترده به زیرساختهای ایران و نابودی آن، ایران در نهایت مجبور به تسلیم در مقابل خواستههای آمریکا خواهد شد.
میرطاهر با بیان اینکه ترامپ به دلایل مختلف هیچ تمایلی به انعطاف در مقابل ایران ندارد، تصریح کرد: این موضوع نخست، به شخصیت ترامپ برمیگردد که یک بار در سخنانی گفته بود: «من نه فقط ۹۰ درصد، نه ۹۵ درصد، بلکه خواهان موفقیت صددرصدی هستم» و این به این معناست که حاضر نیست به طرف مقابل هیچ امتیازی بدهد. البته اگر در داستان چین و آمریکا و جنگ تجاری بین آن دو دقت کنید، ترامپ همین شیوه را به کار برد، اما چون چین دارای برگهای مهم و متقابلی بود، ناچار شد در مقابل چین کوتاه بیاید. اما ترامپ ادعا میکند که در واقع بخش اعظمی از قوای نظامی ایران را نابود کرده و توانمندی نظامی ایران، به ادعای او، ایران هیچ برگ برندهای در اختیار ندارد؛ لذا خواهان تسلیم مطلق ایران است.
وی ادامه داد: طبیعتاً تا زمانی که این رویکرد وجود دارد، بهرغم فشارهای داخلی و خارجی در آمریکا، به نظر نمیآید که ترامپ انعطافی در قبال ایران نشان بدهد و به همین لحاظ، با توجه به استقرار گسترده نیروها و تجهیزات نظامی آمریکا در منطقه، بهویژه تجهیزاتی که فقط برای جنگ و عملیات نظامی کاربرد دارند، نشان داده که به احتمال زیاد قصد دارد بعد از آخرین ضربالاجلی که به ایران داده ــ که همین پیشنهاداتی است که پاکستانیها به ایران دادند ـ به احتمال قوی اقدام نظامی علیه ایران را آغاز کند و با همکاری رژیم صهیونیستی عملیات نظامی علیه ایران را از سر خواهد گرفت.
این کارشناس مسائل بین الملل درباره اینکه به گفته سخنگوی وزارت خارجه علیرغم اعلام نارضایتی از پاسخ ایران اما به آن از سوی آمریکا پاسخ داده شده است حال سوال اینجاست که ترامپ درحالی که رفتارهای متناقض زیادی دارد چرا این ویژگی را به ایران نسبت می دهد، گفت: من فکر نمیکنم این رفتارهای ترامپ صرفاً رفتارهای ظاهری باشد. اگر در مورد اوباما بود، این حرف را قبول میکردم؛ اما ما با فردی طرف هستیم که در واقع از لحاظ شخصیتی دچار مشکلات روانی متعددی است: شخصی بسیار خودشیفته، مغرور، که با نگاه تحقیرآمیز به دیگران نگاه میکند و فقط منطق زور را میفهمد. یعنی ترامپ تا زمانی که طرف مقابلش برگه قوی و قدرتمندی را ارائه ندهد، متأسفانه صرفاً بر خواستههای یکجانبهاش و زورمدارانه خودش تأکید میکند.
میرطاهر تاکید کرد: در مورد ایران، من تکرار میکنم: به ادعای ترامپ، ایران هیچ برگ برندهای در اختیار ندارد؛ در حالی که ما الان با روشنی میبینیم ایران با کنترل تنگه هرمز توانسته اقتصاد جهانی را تحت تأثیر شدید قرار بدهد و این حرف ترامپ نادرست است. اما یادمان باشد که متأسفانه همانگونه که در مصاحبه اوباما هم گفته شد، نتانیاهو ظرف بیست، الی سی سال گذشته به جورج دبلیو بوش، باراک اوباما و جو بایدن پیشنهاد حمله به ایران را داده بود و همچنین دونالد ترامپ و تنها ترامپ بود که این طرح را قبول کرد. این نشان میدهد که اولاً میزان نفوذ صهیونیستها در ترامپ و دولت ترامپ و اطرافیان ترامپ تا چه حد شدید است و ثانیاً ترامپ تحت تأثیر افکار، تصورات و ادعاهای آنها تصمیمگیری میکند. در این مورد هم نمیشود گفت که چیز مخفی وجود دارد، ممکن است پیامهای مخفی مبادله شود و حتی ممکن هست در جریان آخرین پیشنهادی که ایران داده تا حدی ایران انعطاف نشان داده باشد، ولی با شناختی که از ترامپ داریم، ترامپ چون در قبال ایران دنبال امتیازات صددرصدی است، احتمال کمی وجود دارد که از یک طرف حتی تا حدی با خواستههای ایران موافقت کند.
وی ادامه داد: در مذاکرات اسلامآباد هم همین مسئله رخ داد؛ ابتدا آمریکاییها تا حد زیادی در مذاکره با ایران پیشرفت داشتند، ولی بعد از مذاکرات جیدی ونس و نتانیاهو، کل صحنه به هم ریخت. در این مورد هم چندان اعتقادی به اینکه مذاکرات با آمریکا در نهایت نتیجهبخش خواهد بود، ندارم، تنها حالتی که میتواند رخ دهد و ترامپ را وادار به تغییر رویکرد کند این است که از لحاظ نظامی با شکست آشکاری مواجه شود و تداوم راهکار نظامی هم او را به جایی نرساند و از طرف مقابل فشارهای داخلی هم در آمریکا و همچنین فشار متحدان خارجی به شدت افزایش پیدا کند. در غیر این صورت من چندان شانسی برای مذاکرات با این روند کنونی و توافق بین ایران و آمریکا نمیبینم.
این کارشناس مسائل منطقه درباره نقش اسرائیل و امارات درباره از سرگیری جنگ در منطقه گفت: امارات را از دیدگاه خودم اسرائیل دوم در منطقه خلیج فارس میدانم. یعنی اینگونه نیست که اسرائیل امارات را تحریک کند؛ امارات خودش یکی از عوامل است هم از عوامل حمله به ایران و هم کمککننده به حمله و حتی مداخلهگر مستقیم در این زمینه بوده. یعنی جنگندههای اماراتی، پهپادهای اماراتی و مواضعی در ایران را مورد حمله قرار داده بودند. اینگونه نیست که صرفاً، به اصطلاح، قربانی حملات ایران باشند. در حال حاضر هم در هرگونه تهاجم احتمالی جدید مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران، حتماً امارات نقش پررنگی ایفا خواهد کرد؛ به این معنا که این نقش احتمالاً به نقشآفرینی در حمله به مناطق جنوبی ایران، از جمله جزایر ایرانی، جزیره، خاک، منطقه تنگه هرمز و اطراف آن، و حتی جزایر سهگانه ابوموسی و تنب کوچک و تنب بزرگ، ارتباط پیدا خواهد کرد.
میرطاهر درباره احتمال اینکه آیا مذاکرات به صورت پینگ پنگی و صرفا با پاسخهای مسائل رسانه ای پیش خواهد رفت و یا سرانجامی خواهد داشت، گفت: مهم این نیست که چند دور تبادل دادهها و اطلاعات و پیشنهادات و طرحها صورت میگیرد این برای اولین بار نیست. اولاً ما دو دور مذاکرات قبلی با آمریکا داشتیم که متأسفانه، اتفاقاً در وسط این مذاکرات دو بار حمله غافلگیرانه علیه ایران صورت گرفت و الان هم هیچ بعید نمیدانم که حتی اگر پیشنهاداتی رد و بدل شود یا حتی مذاکراتی صورت گیرد، وسط این مذاکرات آمریکا و اسرائیل اقدام به حمله غافلگیرانه علیه ایران نکنند.
وی ادامه داد: با توجه به تجارب قبلی و همچنین مواضع قدرتمند و قاطع ایران، پیشبینیام این است که تحقق شروط ترامپ که متضمن هیچ امتیازی به ایران نیست و در مقابل همه امتیازات را از ایران میخواهد، بسیار بعید خواهد بود. البته ممکن است ایران انعطاف شدیدی از خود نشان دهد و به دلایل مختلف شروط آمریکا را بپذیرد؛ در آن صورت نه، مسئله فرق خواهد کرد. ولی فعلاً با توجه به مواضعی که نظام دارد من این را خیلی بعید میدانم.
این کارشناس مسائل منطقه درباره اینکه آیا ایران در سفر پوتین به چین میتواند یکی از محورهای مورد بحث باشد گفت: مسلماً الان با توجه به بحرانی که در تنگه هرمز به وجود آمده، آستانه جنگ دوباره آمریکا و اسرائیل علیه ایران حتماً یکی از مباحث اصلی بین پوتین و شیجیپینگ، مسئله ایران و تنگه هرمز و مسئله نفت خواهد بود. چین و روسیه به آخرین قطعنامه ضد ایرانی رأی منفی دادند و آن را وتو کردند. الان هم این دو کشور در مورد پیشنویس قطعنامه پیشنهادی بحرین و آمریکا اعلام کردند که به این قطعنامه رأی منفی خواهند داد.
میرطاهر تصریح کرد: با توجه به دلایل مختلفی منافع روسیه و چین در حمایت از ایران در بحران کنونی نهفته است و من پیشبینی میکنم که در خلال مذاکرات پوتین و بیانیهای که صادر میشود، حتماً به مسئله ایران و محکوم کردن تجاوز آمریکا و همچنین تأکید بر راهحل صلحآمیز و حلوفصل مسالمتآمیز منازعه کنونی تأکید شود.
وی درباره اینکه آیا میتوان انتظار داشت این دو کشور نقش پررنگتری بهعنوان میانجی بازی کنند، تصریح کرد: البته روسیه تمایل دارد در نقش میانجی ظاهر شود اما چین چندان تمایلی به این مسئله ندارد فعلاً، پاکستان نقش میانجی را ایفا میکند؛ چون به اصطلاح آمریکا هم باید نقش میانجیگری را قبول داشته باشد. فکر نمیکنم آمریکاییها نقش میانجیگرانه روسیه را قبول داشته باشند، ولی آن چیزی که بیشتر اهمیت دارد حمایت سیاسی، دیپلماتیک روسیه و چین از ایران و در کنار آن حمایتهای اقتصادی و نظامی این دو از ایران در مقابل آمریکا خواهد بود.
این کارشناس مسائل بین الملل با توجه به صحبت های اخیر رئیس جمهور مبنی بر اینکه باید واقعگرایانه نسبت به دستاوردها در جنگ تحلیل ارائه شود، گفت: معتقدم تأکید آقای پزشکیان تا حدی درست است. مهمترین و صحیحترین رویکردی که ایران باید اتخاذ کند، رویکرد واقعگرایانه است. اینکه ما ادعا کنیم آمریکا و اسرائیل در این نبرد نابود شده و شکست خوردند یا اینکه نه، به عکس ما پیروز شدیم، این هم نادرست است. این ادعای غلطی که ایران اینترنشنال و امثال این مطرح میکنند که ایران را شکستخورده معرفی کنند، این هم نادرست است.
میرطاهر تصریح کرد: معتقدم مطلب درست این است که ایران توانست در یک نبرد بسیار جانفرسا و سخت ۴۰روزه در مقابل حملات بیامان و بسیار گسترده آمریکا و اسرائیل به مقامات، نظام، تأسیسات زیربناها و توانمندی نظامی خودش؛ مقاومت کند و از این نبرد ۴۰روزه در واقع با سلامت بیرون بیاید و هنوز هم بتواند برگهایی مخصوصاً کنترل تنگه هرمز را ارائه بدهد. اینها به هر حال دستاوردهای بسیار مثبت و بیسابقهای هستند که ایران به دست آورده است اما آن چیزی که ما نباید فراموش کنیم چند عامل تهدیدکننده است: اول، تداوم محاصره دریایی آمریکا علیه ایران که در میانمدت تبعات بسیار بدی برای ما خواهد داشت و ما باید تلاش کنیم به هر نحو ممکن این محاصره دریایی را رفع کنیم. دوم، تداوم تهدید جدی نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران است که این مسئله و وضعیت نه جنگ نه صلح عملاً اقتصاد ما را به ضعف میکشاند شوکهای بسیار بزرگ تورمی را به جامعه تزریق میکند و مانع هرگونه فعالیتهای مثبت تولیدی، عمرانی و بازسازی زیربناها و تأسیسات تخریبشده خواهد شد.
وی گفت: لذا به نظر میآید در این برهه اتفاقاً ما باید با واقعنگری، ضمن تأکید بر تقویت انسجام ملی هستیم، در عین حال باید آمادگی کامل خودمان را برای مقابله با هرگونه تجاوز احتمالی نشان دهیم و ضمن استفاده خردمندانه از برگههایی که در اختیار داریم، یک رابطه بسیار منطقی بین میدان و دیپلماسی برقرار کنیم و از فرصتهای دیپلماسی هم استفاده کنیم.