|

بلاگر نقشه سرقت ۱۰۰ میلیاردی کشید

دوستی و اعتماد، بهانه‌ای برای اجرای نقشه سرقتی ۱۰۰ میلیارد تومانی شد؛ بلاگر معروف با همدستی ۲ مرد سابقه‌دار، دوست تاجرش را به خانه کشاند و کوله‌پشتی پر از طلا و ارز او را به سرقت برد.

بلاگر نقشه سرقت ۱۰۰ میلیاردی کشید

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

دوستی و اعتماد، بهانه‌ای برای اجرای نقشه سرقتی ۱۰۰ میلیارد تومانی شد؛ بلاگر معروف با همدستی ۲ مرد سابقه‌دار، دوست تاجرش را به خانه کشاند و کوله‌پشتی پر از طلا و ارز او را به سرقت برد.

عصر یکی از روزهای آبان‌ماه، مرد جوانی به نام امیر سوار بر خودروی بنز خود از پارکینگ خانه‌اش در شمال تهران خارج شد تا به باشگاه بدنسازی برود اما هنوز چند متری از خانه فاصله نگرفته بود که2مرد نقاب‌دار مقابل خودروی او سبز شدند و از وی خواستند از خودرو پیاده شود.

امیر با مشاهده اسلحه‌ای که در دست یکی از مردان بود، تصور کرد هدف خفت‌گیری یا سرقت خودرو قرار گرفته است. به همین دلیل به جای توقف، پای خود را روی پدال گاز گذاشت و با دنده عقب و سرعت زیاد تلاش کرد از محل فرار کند؛ اما در جریان این فرار با چند خودروی پارک‌شده در حاشیه خیابان برخورد کرد.

مردان مسلح همچنان او را به شلیک تهدید می‌کردند، اما راننده بنز سرانجام موفق شد از دست آن‌ها فرار کند.

امیر که به‌شدت وحشت‌زده شده بود، بلافاصله با یکی از دوستان صمیمی‌اش به نام شایان، از بلاگرهای معروف کشور، تماس گرفت و ماجرا را برای او تعریف کرد. او گفت: فکر می‌کنم آن‌ها یا قصد ربودنم را داشتند یا می‌خواستند خودروام را سرقت کنند. به هر سختی بود از دستشان فرار کردم و الان هم در مسیر اداره آگاهی هستم تا ماجرا را به پلیس اطلاع بدهم.

اما شایان به جای تشویق دوستش برای مراجعه به پلیس، توصیه عجیبی به او کرد و گفت: فعلاً دست نگه دار. قبل از اینکه پیش پلیس بروی باید کاری انجام بدهی. اگر آن‌ها سارق بوده باشند، ممکن است تو را بشناسند و مشخصات خانه و محل کارت را داشته باشند. اگر در خانه یا شرکت پول، دلار، طلا و وسایل باارزش داری، همه را جمع کن و به خانه من بیاور تا اگر قصد سرقت از خانه یا شرکتت را داشتند، موفق نشوند.

انتقال 100 میلیارد تومان طلا و ارز به خانه بلاگر

تاجر جوان که به دوست صمیمی خود اعتماد کامل داشت، توصیه او را پذیرفت. ابتدا به شرکت رفت و دلارها و یوروهای موجود در آنجا را برداشت و سپس راهی خانه شد.

او حدود 2 کیلوگرم طلا و مقداری ارز را که در خانه نگهداری می‌کرد، داخل یک کوله‌پشتی گذاشت و به خانه شایان در غرب تهران رفت.

امیر کوله‌پشتی را به دوستش سپرد تا آن را داخل گاوصندوق خانه قرار دهد، اما شایان به جای این کار، به اصرار از او خواست شب را در خانه‌اش بماند.

ورود مردان مسلح با عنوان مأمور پلیس به خانه بلاگر

صبح روز بعد، صدای زنگ در آپارتمان شایان، امیر را از خواب بیدار کرد. وقتی شایان در را باز کرد، با 2 مرد روبه‌رو شد که ماسک بهداشتی بر صورت و لباس‌های کاملاً مشکی به تن داشتند.

این افراد خود را مأمور پلیس مبارزه با مفاسد اقتصادی معرفی کردند، اما وقتی شایان از آن‌ها خواست حکم قضایی ارائه دهند، لوله اسلحه را به سمت او گرفتند و با تهدید وارد خانه شدند.

مردان مسلح بلافاصله چشم‌های شایان و امیر را بستند و پس از بستن دست‌های آن‌ها، خانه را به جست‌وجو پرداختند. آن‌ها در اتاق خواب کوله‌پشتی متعلق به امیر را پیدا کردند و پس از برداشتن آن، با عجله خانه را ترک کردند.

آغاز تحقیقات پلیس آگاهی و کشف سرنخ مشکوک

پس از خروج مردان مسلح، امیر و شایان به سختی توانستند دست‌های خود را باز کنند و با پلیس تماس گرفتند. دقایقی بعد، کارآگاهان اداره یکم پلیس آگاهی پایتخت وارد عمل شدند و تحقیقات برای شناسایی سارقان آغاز شد.

امیر در جریان تحقیقات اولیه، ماجرای مواجهه با مردان مسلح و فرار از دست آن‌ها در 24 ساعت پیش از سرقت را نیز برای کارآگاهان شرح داد.

در ادامه، مأموران با بازبینی دوربین‌های مداربسته لابی برج محل سکونت شایان، تصاویر ورود و خروج 2 مرد مسلح را به دست آوردند. هر 2 نفر ماسک بهداشتی بر صورت داشتند، اما رفتار آن‌ها در زمان ورود به ساختمان توجه کارآگاهان را جلب کرد.

سارقان پس از ورود به برج مستقیماً به سراغ نگهبان رفته و خود را مأمور پلیس معرفی کرده بودند، اما بدون اینکه نشانی واحد، شماره طبقه یا پلاک آپارتمان شایان را از نگهبان بپرسند، مستقیماً به سمت آسانسور رفتند. آن‌ها دقایقی بعد در حالی که کوله‌پشتی در دست داشتند، از ساختمان خارج شدند.

این موضوع نشان می‌داد که سارقان از قبل نشانی دقیق خانه شایان را می‌دانستند و احتمالاً فردی از داخل ساختمان یا نزدیکان او در این سرقت نقش داشته است.

از سوی دیگر، کارآگاهان به موضوع دیگری نیز مشکوک شدند؛ امیر از شایان خواسته بود کوله‌پشتی را داخل گاوصندوق بگذارد، اما او این کار را انجام نداده بود.

وقتی مأموران درباره این موضوع از شایان سؤال کردند، او مدعی شد: خانه من امن بود و امیر هم دیروقت به خانه‌ام رسید. حوصله نداشتم در گاوصندوق را باز کنم و قرار گذاشتم صبح وسایل را داخل آن بگذارم، اما به محض اینکه از خواب بیدار شدیم، سارقان به خانه آمدند.

ردپای سابقه‌دارها در پرونده سرقت 100 میلیاردی

پاسخ‌های شایان برای کارآگاهان قانع‌کننده نبود. بررسی تماس‌های تلفنی او نشان داد که چندین مرتبه با یکی از بستگانش به نام بهزاد ارتباط داشته است.

با استعلام سوابق کیفری بهزاد مشخص شد او سال گذشته به اتهام ربودن پسر مالک یکی از باشگاه‌های فوتبال در شمال کشور و اخاذی از خانواده‌اش، به همراه همدستش بازداشت و روانه زندان شده بود، اما چند ماه بعد هر 2 نفر با قرار وثیقه آزاد شده بودند.

کارآگاهان در مرحله بعد تصاویر بهزاد و همدستش را از سامانه‌های پلیس دریافت کردند و با تطبیق آن‌ها با تصاویر ضبط‌شده از دوربین‌های مداربسته برج، متوجه شدند 2 مردی که برای سرقت وارد خانه شایان شده بودند، همان متهمان سابقه‌دار پرونده آدم‌ربایی هستند.

با به دست آمدن این سرنخ، فرضیه همدستی شایان با بهزاد و همدستش قوت گرفت و در نهایت هر 3 نفر بازداشت شدند.

متهمان که در برابر مدارک و مستندات پلیسی راهی برای انکار نداشتند، به سرقت 100 میلیارد تومانی از امیر و همچنین طراحی نقشه آدم‌ربایی با هدف اخاذی اعتراف کردند.

اعترافات بلاگر معروف؛ طمع و حسادت انگیزه سرقت بود

شایان که به‌عنوان طراح اصلی این نقشه بازداشت شده است، در تحقیقات پلیسی به جزئیات بیشتری از انگیزه و نحوه اجرای سرقت اعتراف کرد.

او که چند هزار دنبال‌کننده در فضای مجازی داشت، درباره وضعیت مالی خود گفت: من وضع مالی خوبی دارم؛ یک آپارتمان دوبلکس در یکی از برج‌های معروف تهران دارم و از بلاگری هم درآمد بالایی به دست می‌آورم.

چرا با وجود وضعیت مالی خوب، تصمیم به سرقت از دوستت گرفتی؟

وسوسه شدم و طمع کردم. البته حسادت هم بی‌تأثیر نبود. وقتی می‌بینی دوستت وضعیت مالی بهتری از تو دارد، ناخودآگاه وسوسه و حسادت به سراغت می‌آید. امیر وضع مالی‌اش به مراتب از من بهتر بود. ما در باشگاه ورزشی با هم آشنا شدیم و وقتی دوستی‌مان عمیق‌تر شد، درباره کارهایش برایم صحبت می‌کرد.

او مدیر موفق یک شرکت تجاری بود و در حوزه رمزارز هم فعالیت داشت. در کیف پول دیجیتالش ارز زیادی نگهداری می‌کرد و همین موضوع باعث شد برای سرقت دارایی‌هایش وسوسه شوم.

از چه زمانی نقشه سرقت را طراحی کرده بودی؟

مدت زیادی بود که چنین فکری در سر داشتم، اما فرصت مناسبی پیدا نمی‌شد. تا اینکه موضوع را با یکی از اقوامم مطرح کردم. او سابقه‌دار بود و در این کارهای خلاف تبحر داشت. وقتی متوجه شد قرار است پول زیادی به دست بیاوریم، قبول کرد با من همکاری کند.

نقشه ربودن امیر هم از ابتدا در دستور کارتان بود؟

بله. قرار بود امیر را برباییم و به محلی که از قبل در نظر گرفته بودیم منتقل کنیم. سپس با تهدید، رمز گوشی و کیف پول اینترنتی‌اش را بگیریم و تمام رمزارزهایش را به کیف پول خودمان انتقال دهیم. تصورمان این بود که چون همه این کارها در فضای مجازی انجام می‌شود، ردی از خودمان باقی نمی‌ماند؛ اما در اجرای نقشه موفق نشدیم.

برای اجرای این نقشه چقدر به بهزاد پول دادی؟

راستش من به بهزاد هم نارو زدم. شب قبل از سرقت، وقتی امیر کوله‌پشتی‌اش را به خانه‌ام آورد، به بهانه گذاشتن آن در گاوصندوق، تمام محتویات کوله‌پشتی را که حدود 100 میلیارد تومان ارزش داشت، خالی کردم و به جای آن بطری‌های آب معدنی داخل کوله‌پشتی گذاشتم.

نمی‌خواستم همدستانم متوجه شوند چه میزان پول و طلا در اختیار دارم و چقدر قرار است از این سرقت به من برسد. اما وقتی بهزاد و همدستش پس از سرقت کوله‌پشتی را باز کردند و متوجه شدند خبری از پول و طلا نیست، به من اعتراض کردند.

برای اینکه بهزاد را آرام کنم، پس از سرقت 16 بسته دلار به او دادم. به او گفتم هر چقدر دوست دارد از این مبلغ به همدستش سهم بدهد.

نقشه دوم را چه زمانی طراحی کردی؟

وقتی امیر با من تماس گرفت و ماجرای حمله مردان مسلح را تعریف کرد و گفت قصد دارد موضوع را به پلیس اطلاع دهد، تمام تلاشم را کردم که او را متقاعد کنم دارایی‌هایش را به خانه من منتقل کند. اگر پلیس وارد ماجرا می‌شد، اجرای نقشه سرقت برای ما دشوارتر می‌شد.

وقتی امیر به خانه‌ام آمد، با بهزاد و همدستش هماهنگ کردم. قرار شد به بهانه‌ای او را شب در خانه نگه دارم و صبح روز بعد آن‌ها وارد عمل شوند.

نقشه اصلی این بود که با تهدید، رمز کیف پول دیجیتالی امیر را بگیریم. هرچند گوشی او هم به سرقت رفت، اما امیر رمز را نداد و گفت کیف پول رمزارزی‌اش روی لپ‌تاپ قرار دارد و لپ‌تاپ را همراه خود به خانه نیاورده است. به همین دلیل تصمیم گرفتیم فقط کوله‌پشتی را سرقت کنیم.

تصور می‌کردی دستگیر شوی؟

اصلاً فکرش را نمی‌کردم؛ چون تصور می‌کردم هیچ سرنخی از خودمان باقی نگذاشته‌ایم. ما آن‌قدر سریع دستگیر شدیم که حتی فرصت نکردیم از طلاها و ارزهای سرقتی استفاده کنیم.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.