قاهره هنوز پایتخت است؛ درس یک انتقال نیمهتمام برای تهران
گزارش «تحلیل تطبیقی انتقال پایتخت؛ پایتخت اداری جدید مصر، بررسی، تحلیل و استخراج درسآموختهها» از تجربه مصر برای بازکردن دوباره پروندهای استفاده میکند که هر چند وقت یکبار به میز دولت و مجلس برمیگردد؛ انتقال پایتخت از تهران.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
نورا حسینی- مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی تازه سراغ تجربه مصر رفته است؛ کشوری که برای رهایی قاهره از تراکم جمعیت و ترافیک و تمرکز اداری شهری تازه در دل بیابان ساخت اما حالا با پرسشهای دیگری روبهروست ،چه کسی توان زندگی در این شهر را دارد، آب آن از کجا میآید و آیا با جابهجایی وزارتخانهها مسئله قاهره هم جابهجا میشود؟
گزارش «تحلیل تطبیقی انتقال پایتخت؛ پایتخت اداری جدید مصر، بررسی، تحلیل و استخراج درسآموختهها» از تجربه مصر برای بازکردن دوباره پروندهای استفاده میکند که هر چند وقت یکبار به میز دولت و مجلس برمیگردد؛ انتقال پایتخت از تهران.
براساس یافته های این پژوهش جابهجایی پایتخت فقط وقتی میتواند از فشار بر شهر قدیمی کم کند که همراه با تغییر در ساختار اداری و اقتصادی و توزیع کارکردها در سطح کشور باشد. در غیر این صورت فقط محل بحران تغییر میکند.
پایتختی که هنوز رسماً پایتخت نیست
در مصر با وجود انتقال بسیاری از وزارتخانهها و دستگاههای حکومتی به شهر جدید، قاهره همچنان از نظر قانون اساسی پایتخت است. قانون اساسی این کشور محل پایتخت را قاهره تعیین کرده و حتی برای برگزاری جلسات پارلمان در خارج از آن محدودیت گذاشته است. دولت مصر برای پیشبرد پروژه در سال ۲۰۲۲ مرز شرقی استان قاهره را تغییر داد تا محدوده پایتخت اداری جدید را دربر بگیرد و از این مسیر امکان استقرار نهادهای حکومتی را فراهم کند. به این ترتیب انتقال در عمل آغاز شده اما تغییر کامل جایگاه حقوقی پایتخت هنوز انجام نشده است.
پایتخت اداری جدید حدود ۴۵ کیلومتر شرق قاهره ساخته شده است. مساحت پیشبینیشده آن در فازهای اول و دوم بیش از ۷۱۵ کیلومتر مربع است و برنامهریزان برای آن جمعیتی در حدود ۶.۵ میلیون نفر در نظر گرفتهاند. منطقه دولتی شامل پارلمان و وزارتخانهها، منطقه تجاری، محلههای مسکونی، مراکز فرهنگی، شهر سلامت و یک پارک خطی بزرگ با عنوان «رود سبز» از اجزای اصلی طرح است. فقط بودجه اعلامشده برای فاز نخست در جدول گزارش ۲۰۰ تا ۲۲۵ میلیارد پوند مصر، معادل حدود ۶ تا ۷ میلیارد دلار، ذکر شده است.
صد هزار خانه؛ ۱۲۰۰ خانواده
اما فاصله میان ظرفیت روی کاغذ و زندگی واقعی شهر یکی از محورهای اصلی گزارش است. برآوردهایی که مرکز پژوهشها از منابع مختلف گرد آورده هزینه کل پروژه را بین ۴۰ تا ۶۰ میلیارد دلار قرار میدهد و نزدیک به ۵۰۰ میلیارد پوند مصر را فقط هزینه زیرساختهای مرحله نخست میداند. گزارش این رقم را در کنار افزایش بدهی عمومی، افت ارزش پول مصر و تورم بررسی میکند و نقدهای مطرحشده درباره هزینه فرصت چنین سرمایهگذاری بزرگی را بازتاب میدهد؛ یعنی پولی که میتوانست برای حملونقل عمومی، مسکن و خدمات قاهره هزینه شود.
اعداد جمعیتی فاصله را بیشتر نشان میدهند. نزدیک به ۱۰۰ هزار واحد مسکونی در پایتخت جدید ساخته شده بود اما بنا بر داده مورد استناد گزارش تا اوایل سال ۲۰۲۴ فقط حدود ۱۲۰۰ خانواده در آن ساکن شده بودند. شمار کارکنان دولتی منتقلشده نیز حدود ۴۸ هزار نفر گزارش شده است. این ارقام در برابر جمعیتی چندمیلیونی که برای آینده شهر پیشبینی شده هنوز بسیار کوچکاند.
موضوع فقط تعداد ساکنان نیست. گزارش در بخش اجتماعی به قیمت مسکن هم میپردازد. بهای یک آپارتمان دوخوابه حدود ۵۰ هزار دلار گزارش شده در حالی که تولید ناخالص داخلی سرانه مصر در دادههای مورد استناد گزارش حدود سه هزار دلار است. منتقدانی که گزارش دیدگاه آنها را مرور کرده معتقدند ترکیب قیمت مسکن، مدارس عمدتاً خصوصی و هزینه رفتوآمد میتواند ورود طبقات کمدرآمد و حتی بخشی از طبقه متوسط را به شهر دشوار کند.
مسئلهای که در نهایت تعیین میکند پایتخت اداری جدید به شهری با جمعیت متنوع تبدیل میشود یا مجموعهای از ساختمانهای اداری و محلههای گرانقیمت باقی میماند.
شهر سبز در سرزمین کمآب
یکی از مهمترین بخشهای گزارش برای ایران به آب برمیگردد. سرانه آب شیرین در دسترس مصر حدود ۶۱۰ مترمکعب در سال اعلام شده است. با این حال در برنامههای پایتخت جدید پیشبینی شده روزانه حدود ۱.۵ میلیون مترمکعب آب نیل برای آبیاری فضای سبز و پارکهای شهر مصرف شود. گزارش میگوید این مقدار تقریباً معادل یک درصد سهم سالانه مصر از آب نیل است. همین تناقض باعث شده بخشی از نقدهای محیطزیستی پروژه روی ساخت فضای سبز گسترده در دل اقلیم خشک متمرکز شود.
پروژه «رود سبز» یکی از نمادهای شهر است؛ پارکی خطی که قرار است تصویر یک پایتخت سبز را بسازد. در مقابل، منتقدانی که در گزارش به دیدگاه آنها استناد شده میپرسند نگهداری چنین پهنهای در بیابان چه مقدار آب و انرژی نیاز دارد. مسئلهای که برای ایران آشناست: ظرفیت یک شهر تازه را فقط زمین خالی تعیین نمیکند.
آب، انرژی، اقلیم و هزینه رساندن زیرساختها هم بخشی از ظرفیت واقعی آن هستند.
جابهجایی ادارهها جای تمرکززدایی را نمیگیرد
بخش مهم گزارش زمانی به تهران نزدیک میشود که از تجربه مصر فاصله میگیرد و درباره سیاست انتقال پایتخت در ایران حرف میزند. پیشنهاد اصلی این نیست که مجموعهای از وزارتخانهها یکباره از تهران برداشته و در شهری دیگر مستقر شوند.
نویسنده بر توزیع کارکردها میان چند قطب تأکید میکند؛ یک شهر میتواند نقش اداری داشته باشد، شهری دیگر قطب علمی و پژوهشی باشد و نقطهای دیگر نقش لجستیکی یا خدمات تخصصی بگیرد. شرط آن است که این تقسیم کار بر اساس آمایش سرزمین، آب، اقلیم، زیرساخت، نیروی انسانی و شبکه حملونقل انجام شود.
حتی در صورت انتخاب مسیر انتقال، گزارش دورهای بلندمدت را مطرح میکند.
پیشنهاد این است که جابهجایی در یک برنامه ۱۰ تا ۲۰ ساله انجام شود؛ ابتدا واحدهای کمریسک و خدمات پشتیبان منتقل شوند، سپس نهادهای اجرایی و تخصصی و در مرحله بعد شبکههای پشتیبان. برای هر مرحله نیز شاخص مشخصی برای سنجش نتیجه وجود داشته باشد. در همان بخش بر تعیین ظرفیت جمعیتی بر اساس محدودیت آب، بازچرخانی فاضلاب، معماری متناسب با اقلیم و جلوگیری از گسترش افقی شهر تأکید شده است.
تهران بعد از انتقال چه میشود؟
گزارش مرکز پژوهشها تأکید دارد که برای پایتخت قبلی نیز باید همزمان برنامه داشت؛ بازتعریف کاربریها، بازآفرینی بافتهای فرسوده، تغییر ساختار مدیریت شهر، افزایش استقلال مالی و احیای محیطزیستی. در غیر این صورت انتقال دستگاهها میتواند ساختمانها را جابهجا کند بیآنکه سازوکار تولید تمرکز تغییر کند.
تجربه مصر در این گزارش نه به عنوان نسخه آماده برای تهران بلکه به عنوان یک هشدار سیاستی خوانده شده است. مصر شهر تازهای با برج، پارلمان، وزارتخانه، شبکه بزرگراهی، مونوریل و دهها هزار واحد مسکونی ساخته اما مسئله اصلی هنوز باقی است: آیا این شهر واقعاً بخشی از فشار قاهره را جذب میکند یا در کنار قاهرهای که همچنان با ترافیک، آلودگی، سکونتگاههای غیررسمی و کمبود خدمات درگیر است، یک مرکز اداری تازه شکل میگیرد؟
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.