سازمان نظام خبرنگاری؛ حمایت از خبرنگار یا فیلتر تازه؟
روز شنبه، اول هفته، گوشهای حرفه خبرنگاری با این خبر تیز شد و بعد چشمهایش را تنگ کرد تا مشکوک هم بشود؛ آخر سر هم بو کشید و فهمید این خبر کمی بودار است. خبر، آغاز به کار کارگروه تدوین «سازمان نظام خبرنگاری» در کمیسیون اجتماعی مجلس بود؛ سازمانی که قرار است با همکاری مرکز پژوهشهای مجلس و با هدف ایجاد چارچوبی قانونی و تخصصی برای حمایت از خبرنگاران و پیگیری مطالبات صنفی و حرفهای آنان شکل بگیرد. در نگاه اول، خبر خوشایند است. چه کسی میتواند با حمایت از حقوق صنفی خبرنگاران، بیمه، امنیت شغلی، پیگیری وضعیت قراردادها، مسکن و تعیین تکلیف سخت و زیانآوربودن حرفه خبرنگاری مخالفت کند؟ اما میان همه این وعدههای حمایتی، یک عبارت بیشتر از بقیه گوش را میگیرد: «صلاحیتسنجی خبرنگاران و حرفه خبرنگاری». همینجا باید مکث کرد. مسئله این نیست که چرا خبرنگاران باید یک تشکل صنفی داشته باشند، اتفاقا جامعه خبرنگاری سالهاست از نبود یک ساختار صنفی قدرتمند و مستقل رنج میبرد. مسئله این است که صلاحیت خبرنگار را چه کسی قرار است بسنجد، با چه معیاری و با چه اختیاری؟ چون فاصله میان یک نهاد صنفی که کنار خبرنگار میایستد و نهادی که بالای سر خبرنگار قرار میگیرد، ممکن است در چند ماده از یک اساسنامه تعریف شود؛ اما نتیجه این دو برای استقلال رسانه و امنیت حرفهای خبرنگاران یکسان نیست.
محمد بندرعباسی
روز شنبه، اول هفته، گوشهای حرفه خبرنگاری با این خبر تیز شد و بعد چشمهایش را تنگ کرد تا مشکوک هم بشود؛ آخر سر هم بو کشید و فهمید این خبر کمی بودار است. خبر، آغاز به کار کارگروه تدوین «سازمان نظام خبرنگاری» در کمیسیون اجتماعی مجلس بود؛ سازمانی که قرار است با همکاری مرکز پژوهشهای مجلس و با هدف ایجاد چارچوبی قانونی و تخصصی برای حمایت از خبرنگاران و پیگیری مطالبات صنفی و حرفهای آنان شکل بگیرد. در نگاه اول، خبر خوشایند است. چه کسی میتواند با حمایت از حقوق صنفی خبرنگاران، بیمه، امنیت شغلی، پیگیری وضعیت قراردادها، مسکن و تعیین تکلیف سخت و زیانآوربودن حرفه خبرنگاری مخالفت کند؟ اما میان همه این وعدههای حمایتی، یک عبارت بیشتر از بقیه گوش را میگیرد: «صلاحیتسنجی خبرنگاران و حرفه خبرنگاری». همینجا باید مکث کرد. مسئله این نیست که چرا خبرنگاران باید یک تشکل صنفی داشته باشند، اتفاقا جامعه خبرنگاری سالهاست از نبود یک ساختار صنفی قدرتمند و مستقل رنج میبرد. مسئله این است که صلاحیت خبرنگار را چه کسی قرار است بسنجد، با چه معیاری و با چه اختیاری؟ چون فاصله میان یک نهاد صنفی که کنار خبرنگار میایستد و نهادی که بالای سر خبرنگار قرار میگیرد، ممکن است در چند ماده از یک اساسنامه تعریف شود؛ اما نتیجه این دو برای استقلال رسانه و امنیت حرفهای خبرنگاران یکسان نیست.
خبرنگار قرار است حمایت شود یا تأیید؟
اگر هدف از ایجاد سازمان نظام خبرنگاری، دفاع از حقوق صنفی خبرنگاران باشد، میتوان از آن استقبال کرد. خبرنگاری که ماهها حقوق نگرفته، خبرنگاری که بدون قرارداد کار میکند، خبرنگاری که بیمه ندارد، خبرنگاری که با اخراج ناگهانی روبهرو میشود یا خبرنگار آزادی که برای پیگیری حقوق حرفهای خود پشتوانهای ندارد، به یک نهاد صنفی واقعی نیاز دارد. اینها مطالبات پیچیدهای نیستند. امنیت شغلی، بیمه، دستمزد عادلانه، قرارداد روشن و حمایت حقوقی حداقلهایی هستند که هر تشکل صنفی باید برای اعضای خود دنبال کند. اما حمایت صنفی با صلاحیتسنجی تفاوت دارد. اگر منظور از صلاحیتسنجی، ارتقای دانش حرفهای، آموزش اصول روزنامهنگاری، اخلاق حرفهای، دقت در انتشار خبر، راستیآزمایی و رعایت حقوق افراد باشد، موضوع قابل بحث و حتی دفاع است. اما اگر صلاحیتسنجی قرار باشد به ابزاری برای تعیین این تبدیل شود که چه کسی خبرنگار است و چه کسی نیست، ماجرا تغییر میکند. در آن صورت، پرسش اصلی دیگر این نیست که این سازمان چه خدماتی به خبرنگاران خواهد داد؛ این است که چه اختیاری درباره خودِ خبرنگار خواهد داشت؟
مجوز خبرنگار بودن؟
اینجا باید پرسش سادهای را مطرح کرد؛ آیا برای خبرنگاربودن، عضویت در سازمان نظام خبرنگاری ضروری خواهد بود؟ اگر پاسخ مثبت است، پرسشهای بعدی هم روشن هستند؛ چه کسی مجوز میدهد؟ چه کسی صلاحیت خبرنگار را تأیید یا رد میکند؟ معیار تشخیص چیست؟ مدرک دانشگاهی؟ سابقه کار؟ نوع رسانه؟ تعداد سالهای فعالیت؟ یا مجموعهای از معیارهایی که هنوز تعریف نشدهاند؟ تکلیف خبرنگار آزاد چه میشود؟ خبرنگار محلی که در یک شهرستان فعالیت میکند چطور؟ خبرنگار تخصصی؟ خبرنگار تحقیقی؟ روزنامهنگاری که همزمان با چند رسانه همکاری میکند؟ و خبرنگاری که در رسانهای رسمی استخدام نیست اما سالهاست گزارش و خبر تولید میکند، آیا بیرون از دایره «خبرنگار حرفهای» قرار میگیرد؟ اینها پرسشهای فرعی نیستند؛ پاسخ آنها میتواند تعریف حقوقی و اجتماعی خبرنگار در ایران را برای سالها تغییر دهد.
نظارت همیشه با دستور مستقیم اتفاق نمیافتد
وقتی از فشار بر رسانه و خبرنگار صحبت میکنیم، معمولا تصویرمان یک دستور مستقیم است؛ اینکه به خبرنگار گفته شود چه بنویسد و چه ننویسد. اما همه اشکال نظارت اینقدر آشکار نیستند. فرض کنیم نهادی اختیار تأیید، تعلیق یا لغو صلاحیت حرفهای خبرنگار را داشته باشد، در این صورت حتی اگر هیچکس مستقیما به خبرنگار نگوید «این گزارش را منتشر نکن»، ممکن است خود خبرنگار پیش از انتشار گزارش به این فکر کند که آیا انتشار آن برای موقعیت حرفهایاش دردسرساز خواهد شد یا نه؟ اینجاست که خودسانسوری شکل میگیرد؛ نه لزوما با دستور، نه لزوما با تهدید، بلکه با نگرانی نسبت به آینده شغلی. این شکل از کنترل شاید از بیرون دیده نشود، اما میتواند از بسیاری از دستورهای مستقیم مؤثرتر باشد؛ چون خبرنگار پیش از آنکه دیگری خط قرمز را به او نشان دهد، خودش شروع به حدسزدن آن میکند. بنابراین، وقتی از امنیت خبرنگاران حرف میزنیم، امنیت فقط به معنای حفظ جان خبرنگار نیست؛ امنیت شغلی و امنیت حرفهای نیز بخشی از همان مسئلهاند. خبرنگار باید بتواند بپرسد، گزارش تهیه کند، موضوعی را پیگیری و حتی از عملکرد یک مسئول انتقاد کند، بدون اینکه نگران از دست دادن جایگاه حرفهای خود باشد.
ناظرِ ناظر چه کسی است؟
هر نهادی که اختیار پیدا میکند، باید با سازوکار نظارت بر خودش نیز تعریف شود. اگر سازمان نظام خبرنگاری قرار است صلاحیت حرفهای خبرنگاران را بررسی کند، چه کسی بر خود این سازمان نظارت خواهد کرد؟ مدیران و اعضای آن چگونه انتخاب میشوند؟ آیا خبرنگاران نمایندگان خود را انتخاب خواهند کرد؟ نقش دولت در ساختار آن چقدر است؟ نهادهای دولتی و حاکمیتی چه میزان میتوانند در تصمیمات آن اثر بگذارند؟ آیا عضویت در سازمان اختیاری است یا اجباری؟ اگر خبرنگاری صلاحیتش رد شد، به کجا میتواند اعتراض کند؟ اگر تصمیمی اشتباه گرفته شد، چه مرجعی مسئول اصلاح آن است؟ و مهمتر از همه، آیا خبرنگار میتواند بدون عضویت در این سازمان، همچنان آزادانه به فعالیت حرفهای خود ادامه دهد؟ این پرسشها باید پیش از تصویب نهایی ساختار سازمان پاسخ داده شوند؛ نه زمانی که سازمان شکل گرفته و اختیاراتش تثبیت شده است.
حقوق خبرنگار نباید امتیاز باشد
یکی از خطرهایی که باید از همین ابتدا درباره آن شفاف بود، مشروطشدن حقوق صنفی به تأیید یک نهاد است. بیمه خبرنگار، امنیت شغلی، حمایت حقوقی، دستمزد، قرارداد و حق تشکلیابی نباید پاداشی برای خبرنگار «تأییدشده» باشد؛ اینها حقوق حرفهایاند. اگر سازمان نظام خبرنگاری قرار است ایجاد شود، باید قدرت خبرنگار را برای دفاع از حقوقش بیشتر کند، نه اینکه قدرت سازمان را برای کنترل خبرنگار افزایش دهد. یک تشکل صنفی قدرتمند باید بتواند مقابل کارفرما بایستد؛ از خبرنگار اخراجشده دفاع کند؛ برای پرداخت دستمزد و بیمه مطالبهگری کند؛ در برابر تضییع حقوق شغلی اعضایش بایستد و برای ارتقای جایگاه حرفه خبرنگاری تلاش کند. اما اگر خبرنگار برای حفظ جایگاه حرفهای خود ناچار باشد نگران تصمیمات همان سازمان باشد، دیگر نمیتوان بهسادگی از یک تشکل صنفی سخن گفت.
خبرنگار فقط خبرنگار رسمی نیست
یک مشکل دیگر، تعریف خودِ خبرنگار است. جامعه رسانهای امروز بسیار متنوعتر از گذشته است؛ خبرنگار آزاد، خبرنگار محلی، خبرنگار تخصصی، روزنامهنگار مستقل، خبرنگار تحقیقی و فعال رسانههای دیجیتال، همه بخشی از اکوسیستم رسانهای هستند. نمیتوان خبرنگاری را که قرارداد استخدامی ثابت با یک رسانه ندارد، صرفا به همین دلیل از دایره حمایتهای صنفی خارج کرد. اتفاقا بخشی از روزنامهنگاری حرفهای امروز در همین فضای غیررسمی و مستقل شکل میگیرد. اگر سازمان نظام خبرنگاری قرار است نماینده جامعه خبرنگاران باشد، باید این واقعیت را به رسمیت بشناسد.
حرفهایگری بله، گزینش فکری نه
هیچ خبرنگار حرفهای با آموزش و استانداردهای حرفهای مشکل ندارد؛ خبرنگار باید خبر را از شایعه تشخیص دهد، باید منابع را بررسی کند، باید اصول راستیآزمایی را بداند، باید اخلاق حرفهای را رعایت کند، باید بداند کجا خبر میدهد و کجا تحلیل میکند، باید مسئولیت اجتماعی رسانه را بشناسد. اما میان «استاندارد حرفهای» و «نگرش فکری» یک مرز روشن وجود دارد. گرایش سیاسی، میزان انتقاد از دولت، نوع نگاه به مسئولان، انتخاب سوژه، سبک روایت و میزان پرسشگری خبرنگار نباید تبدیل به معیار صلاحیت حرفهای شود؛ چون خبرنگار برای خبرنگاربودن قرار نیست همفکر باشد، بلکه قرار است حرفهای باشد. این تفاوت، اگر در طراحی سازمان نظام خبرنگاری فراموش شود، میتواند تمام فلسفه حمایت صنفی را زیر سؤال ببرد.
حالا نوبت انتشار پیشنویس است
اگر پیشنویس سازمان نظام خبرنگاری آماده یا تقریبا آماده است، شاید بهترین و سادهترین کار این باشد که متن آن پیش از نهاییشدن در اختیار جامعه رسانهای قرار بگیرد. خبرنگاران حق دارند بدانند قرار است چه نهادی درباره آینده حرفهای آنها تصمیم بگیرد، باید بدانند تعریف قانونی خبرنگار چیست، باید بدانند صلاحیتسنجی دقیقا چگونه انجام میشود، باید بدانند عضویت در سازمان اختیاری است یا اجباری، باید بدانند حدود اختیارات سازمان کجاست، باید بدانند سازوکار اعتراض به تصمیمات چیست و باید بدانند چه تضمینی برای استقلال حرفهای خبرنگار و استقلال رسانه وجود خواهد داشت. طرح سازمان نظام خبرنگاری را نباید از ابتدا با سوءظن محکوم کرد. حمایت صنفی از خبرنگاران یک ضرورت است و ایجاد سازوکاری برای پیگیری حقوق حرفهای آنان میتواند اتفاقی مثبت باشد. اما حمایت، زمانی حمایت است که خبرنگار را قدرتمندتر کند، نه وابستهتر.
صلاحیت حرفهای، اگر برای ارتقای کیفیت روزنامهنگاری باشد، میتواند مفید باشد؛ اما اگر به ابزاری برای تعیین اینکه چه کسی حق خبرنگاربودن دارد تبدیل شود، باید درباره آن حساس بود.
در نهایت، پاسخ این پرسش که «سازمان نظام خبرنگاری» قرار است چه باشد، نه در عنوان آن، بلکه در «اساسنامه، ساختار، شیوه انتخاب مدیران، حدود اختیارات و تضمینهای استقلال آن» مشخص خواهد شد. پس حالا نوبت جامعه رسانهای است. «پیشنویس را منتشر کنید»؛ عمومی، شفاف و قابل نقد. آینده حرفه خبرنگاری را نمیشود پشت درهای بسته طراحی کرد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.